نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

اتحادیۀ دینی و فرهنگی مخیتاریست ها

نویسنده: کلار آبولیان

Click to enlarge
مخیتار سباستاتسی

 در 7 فوریۀ 1676م در زمان حکومت محمد چهارم، امپراتور عثمانی، در سباستیای آسیای صغیر، کودکی به دنیا آمد که او را مانوئل[1] نام نهادند. مانوئل تحصیلات ابتدایی را در دیر نشان مقدس[2] گذراند، جایی که در پانزده سالگی به مقام خادم کلیسا نایل شد. از کودکی استعداد تجزیه و تحلیل مسائل و برخورد منطقی با آنها در او بارز بود. مانوئل نوجوانی کنجکاو و تیزبین بود طوری که توجه روحانیان عالی رتبۀ کلیسا را به خود جلب کرد و سبب شد تا او را به دیر اجمیادزین[3] بفرستند. او پس از مدتی اقامت در دیر اجمیادزین راهی دیر سوان[4] و سپس باسن[5] شد اما هیچ کدام از این دیرها روح تشنه به علم و ترقی او را سیراب نکردند و به ناچار به زادگاهش بازگشت. مانوئل برای دستیابی به دانش و فضیلت دوباره راهی سفر شد اما این بار به سمت اروپا رفت، جایی که امیدوار بود بتواند اتحادیه ای از روحانیان مذهبی ارمنی را در آنجا پایه گذاری کند تا به کمک آنها در راه پیشرفت معنوی مردمش، که از این نظر در وضعیت نابسامانی قرار داشتند، گام بردارد، چراکه برای ملت ارمنی، در زیر سلطۀ حکومت عثمانی، امکان فعالیت فرهنگی وجود نداشت و فرهنگ آنان در معرض انحطاط بود.

مانوئل دارای نیتی والا و برنامه ریزی ای صحیح بود اما به حقیقت پیوستن آن در آن زمان کاری بود بس دشوار. او پس از تحمل رنج و مشقت فراوان به حلب رسید و در آنجا با گروهی از روحانیان لاتین از فرقۀ یسوعی (ژزوئیت) [6] آشنا شد، کسانی که به او پیشنهاد پیروی از مذهب کاتولیک را دادند تا از طریق او این مذهب را در بین ارمنیان رواج دهند. مانوئل به قصد عزیمت به ایتالیا از حلب به سوی استانبول رفت اما هنوز به قبرس نرسیده بود که سخت بیمار شد و پس از بهبودی به زادگاهش، سباستیا، بازگشت. او در 1696م، در بیست سالگی، در دیر نشان مقدس به مقام کشیشی دست یافت و نام مخیتار[7] را برای خود برگزید.

مانوئل، که هدف والایی در سر داشت، دست از سفر نکشید. دوباره راهی سفر شد و دوباره رنج و مشقت و سختی و ناکامی را به جان خرید. تا اینکه در 1700م در استانبول بار دیگر با گروهی از روحانیان لاتین یسوعی آشنا شد و به قصد تلاش برای وحدت کلیسای سنتی ارمنی با کلیسای رم گام هایی برداشت که متأسفانه با شکست مواجه شد اما در نهایت در 8 سپتامبر 1701م آرزوی دیرینه اش به حقیقت پیوست و اتحادیۀ روحانیان مذهبی را با نام آنتونیان[8] بنا نهاد که پس از مرگش به اتحادیۀ مخیتاریان یا مخیتاریست[9] تغییر نام داد. هدف این اتحادیه فعالیت در زمینه های مذهبی، علمی، تحصیلی و فرهنگی ارمنیان به منظور پیشرفت ملت ارمنی بود اما در آن سال ها کلیسای سنتی ارمنی استانبول به شدت در برابر نفوذ مذهب کاتولیک در بین ارمنیان مخالفت می کرد. به این ترتیب، مخیتار به ناچار در 1706م اتحادیۀ خود را به شهر مِتون یونان، که در آن زمان زیر سلطۀ ونیز بود، انتقال داد و در آنجا به آموزش زبان ارمنی و ادبیات قدیم ارمنی به شاگردانش پرداخت. هنگامی که نبرد بین ترک ها و ونیزی ها شروع شد مخیتار از ترس حملۀ ترک ها اتحادیه را به ونیز منتقل کرد. در این هنگام پاپ دریافت که اتحادیه ای که مخیتار بنا نهاده می تواند در رواج مذهب کاتولیک در شرق مفید باشد. بنابراین، دژی کوچک و نقدینگی در اختیار او قرار داد و در نهایت هم، در 1717م با صدور حکمی رسمی جزیرۀ سن لازارو[10]را در نزدیکی ونیز در اختیار وی گذارد. البته، باید متذکر شویم واتیکان، که در 1712م مخیتار سباستاتسی را به منزلۀ پیشوای اتحادیه شناخته و به وی سمت رئیس دیر کاتولیک و همچنین، سمت آبباهایر[11] را اعطا کرده بود، در پی اتهام هایی که به سباستاتسی در برابر پاپ واتیکان زده شد، قوانین آیین نامه ای را که مخیتار برای اتحادیه آماده کرده بود نپذیرفت و او مجبور به قبول قوانین فرقۀ بندیکت[12]شد.

 

Click to enlargeClick to enlarge
یکی از دالان های دیر سن لازارو، ونیزنمایی از دیر سن لازارو، ونیز

Click to enlargeClick to enlarge
موزۀ دیر سن لازارو، ونیزکتابخانۀ دیر سن لازارو، ونیز

 

از 1717م به بعد جزیرۀ متروکۀ سن لازارو تبدیل به پایگاه فرهنگی ارمنیان و فعال ترین مرکز فرهنگی رم در قرن هجدهم میلادی، یعنی دوران نوزایی، شد.

سباستاتسی طی تمام سال های زندگی اش با چنان قدرت معنوی ای در راه ترقی ملتش گام برمی داشت که هیچ مانعی را یارای مقاومت در برابر راه مقدس وی نبود. در همان سال های نخستین در ایتالیا، مخیتار دست به انتشار نوشته ها و ترجمه های خود و دیگر اعضای اتحادیه زد. این نوشته ها حاوی مفاهیم و محتوای مذهبی بودند. از همان ابتدای کار اتحادیه مجبور بود هم به فرمان های صادر شده از رم و هم به نیازهای جامعۀ ارمنی، برای نفوذ در بین اقشار مختلف ارمنیان،جامۀ عمل بپوشاند. درواقع، اتحادیه بدون حمایت های رم نمی توانست به موجودیت خود ادامه دهد و بدون در نظر گرفتن نیازهای ملتش هم نمی توانست به فعالیتش ادامه دهد. مخیتار با مهارتی خاص توانست ثابت کند که پیرو مذهب کاتولیک بودن نمی تواند خدشه ای در مسیر خدمت به ترقی فرهنگ و دانش ملتش وارد کند و از سوی دیگر خدمت به مردمش نمی تواند مانع پیروی از مذهب کاتولیک باشد.

مخیتار در جزیرۀ سن لازارو موفق به گسترش حیطۀ فعالیت اتحادیه شد و با پذیرش اعضای جدید، اتحادیه روز به روز گسترش بیشتری یافت. آثار چاپ شده در اتحادیۀ مخیتاریان بیشتر در زمینه های مذهبی ـ کاتولیک و ارمنی شناسی ـ ادبیات بودند. اتحادیه برای جذب حمایت واتیکان ابتدا کار خود را با ادبیات کاتولیک و چاپ ترجمۀ کتاب خلاصۀ خداشناسی، نوشتۀ آلبرت کبیر،[13] در 1715م آغاز کرد. سپس، کتابسباستاتسی با نام تفسیر انجیل صاحبان عیسی مسیح بر اساس گفته های متی در 1737م و اثر آلفونسوس رودریگز[14] با نام تحصیل کمالات و تزکیۀ روحانیت در سه جلد در 1741 ـ 1742م و به موازات آنها کتاب هایی مبتنی بر ادبیات ارمنی از سوی این اتحادیه به چاپ رسید، از جمله کتاب دستور زبان ارمنی، در 1727م، که نخستین کتاب دستور زبان آشخارابار(زبان ارمنی جدید)، البته پس از کتاب شرویدر،[15]است. مخیتار بخش اول این کتاب را به زبان ترکی نوشته تا برای ارمنیان ترک زبان قابل فهم باشد و بخش دوم را به زبان ارمنی. سپس، طی سال های 1730 ـ 1770م مجموعه کتاب های دستور زبان گرابار هایگازیان[16] به چاپ رسید. طی 1749 ـ 1769م نیز کتاب فرهنگلغات زبان هایگازیان، اثرسباستاتسی، در دو جلد منتشر شد که از اهمیتی خاص در زبان ارمنی برخوردار است. این کتاب، با بیش از صد هزار کلمه، مجموع کلمات به کار رفته در ادبیات قدیم ارمنی و انجیل را،که به دست خود سباستاتسی گردآوری شده، همراه با توضیح و تفسیر کامل کلمات و ریشه یابی آنها شامل می شود. سباستاتسی در زمان حیات خود موفق به دیدن چاپ کامل این اثر نشد چرا که وی در 7 آوریل 1749م در 73 سالگی بر اثر بیماری درگذشت و در جزیرۀ سن لازارو به خاک سپرده شد. کتاب فرهنگ لغات او سه هفته پس از مرگ وی انتشار یافت.

 مخیتار سباستاتسی با برجای گذاشتن کتاب داغاران،[17] در 1727م، نخستین اثر کلاسیک در تاریخ ادبیات ارمنی را خلق کرد. این سبک بعدها با آثار شاعرانی چون ق. اینجیجیان،[18] م. جاخجاخیان،[19] اِ. هیورموزیان،[20] گ. آودیکیان[21] و ترجمۀ کتاب سروده های مجتهدان مخیتار، در سه جلد، در 1852 ـ 1854م، ادامه یافت و با اثر آ. باگرادونی[22] با نام هایک اساطیری به اوج خود رسید. درواقع، در قرن نوزدهم میلادی فعالیت های ادبی ـ هنری اتحادیۀ مخیتاریان، که پایه گذار آن مخیتار سباستاتسی بود، گسترده تر شد. از دیگر آثار باارزش آن زمان می توان به آثار زیر اشاره کرد:

ـ تاریخ ارمنیان، اثر م. چامچیان،[23] ـ 1786م، سه جلد

ـ جغرافیای چهارسوی عالم، اثر س. آگونتسی[24] و ق. اینجیجیان، 1802 ـ 1808م، یازده جلد

ـ شرح احوال و شهادت قدیسان، اثر م. آوگریان،[25] 1810 ـ 1815م، دوازده جلد

ـ ادبیات یک قرن، اثر ق. اینجیجیان، 1824 ـ 1828م، هشت جلد

ـ لغت نامۀ جدید زبان هایگازیان، اثر گ. آودیکیان، خ. سیورملیان[26]و م. آوگریان، 1836 ـ 1837م، دو جلد

ـ جغرافیای سیاسی، اثر ق. آلیشان،[27] 1853م

ـ تاریخ کتابت ارمنی، اثر گ. زاربهانالیان،[28]1865 ـ 1878م، دو جلد

 ـ سی سوان، 1885م؛ آرارات،1890م؛ و سی ساگان، 1893م، اثر ق. آلیشان و غیره.

مخیتاریست ها همچنین آثاری با موضوع ادبیات قدیم ارمنی به رشتۀ تحریر درآوردند و در زمینه های ارمنی شناسی، تاریخ، جغرافیا، فرهنگ لغات و غیره فعالیت خود را به اوج رساندند. در عین حال، ترجمه هایی از ادبیات روم و یونان باستان را نیز منتشر ساختند.

در زمینۀ چاپ آثار ادبیات قدیم ارمنی می توان به آثار زیر اشاره کرد:

ـ تألیف ادبیات قدیم، اثر گریکور نارکاتسی،[29] 1827م

ـ خطبه ها، اثر بارثق کساراتسی،[30] 1830م

ـ تاریخ ارمنستان، اثر پاوستوس بیوزاند،[31] 1832م

ـ درمان تب، اثر مخیتار هراتسی،[32] 1832م

ـ تألیف ادبیات قدیم، اثر داویت آنحاقت،[33] 1833م

ـ تألیف ادبیات قدیم، اثر یقیشه،[34] 1838م

ـ تألیف ادبیات قدیم، اثر موسس خورناتسی،[35] 1843م

و شماری از آثار کلاسیک ارمنی و دیگر ملت ها.

از دیگر آثار پرارزش سباستاتسی انتشار انجیل است که در پایان آن با مهارتی خاص به توضیح و تفسیر دو اصل فلسفی مذهب و دوستدار ملت بودن پرداخته بدون اینکه یکی از آن دو را قربانی دیگری کند.

Click to enlarge
آ. بابیگیان

سباستاتسی در دوران حیات خود موفق به پایه گذاری چاپخانه در سن لازارو نشد و کتاب های اتحادیه سال های سال در چاپخانه های ونیز، به ویژه، چاپخانۀ آنتونی بورتولی[36]به چاپ می رسیدند. بورتولی با در دست داشتن انواع مختلف حروف الفبای ارمنی موفق به چاپ کتاب های ارزشمندی مانند فرهنگ لغات و انجیل مقدس سباستاتسی شد. سرانجام، در 1789م، در زمان آبباهایر استپان ملگونیان،[37] دیر سن لازارو دارای چاپخانۀ اختصاصی شد و با پیشرفت چشمگیرش توانست به یکی از فعال ترین چاپخانه های ایتالیا تبدیل شود.

در 1772م، در بین اعضای اتحادیۀ مخیتاریست اختلاف هایی مبنی بر تغییراتی در قوانین آیین نامۀ اتحادیه پدید آمد که به دنبال آن شماری از اعضا به رهبری آ. بابیگیان[38] (1735 ـ 1825م) ونیز را ترک کردند و در 1773م در تریست[39] و سپس از 1811م در وین مستقر شدند. در 8 ژوئن همین سال دولت اتریش اتحادیه و فعالیت های آن را به رسمیت شناخت و امپراتور فرانسوای دوم صومعه ای را به آنان واگذار کرد.

هر دو اتحادیه بسیار فعال بودند و پیشرفت چشمگیری در زمینۀ ارمنی شناسی، ادبیات، زبان شناسی، ترجمه، آموزش، انتشارات و غیره از خود نشان دادند. در قرن نوزدهم میلادی و اوایل قرن بیستم، فعالیت های انتشاراتی اتحادیۀ مخیتاریان ها در ونیز شتاب بیشتری یافت به طوری که از 1801 تا 1920م حدود 1770 جلد کتاب منتشر کردند. در وین نیز اتحادیۀ مخیتاریان از 1811م در زمینۀ پژوهشی ـ ارمنی شناسی، که در اولویت فعالیت های ایشان قرار داشت، آثار پژوهشی ارزشمند و نیز ترجمه هایی از آثار نویسندگان ارمنی و اروپایی از جمله هراچیا آجاریان،[40] نیکوقایوس مار،[41] هاینریخ هیوبشمان[42] و دیگران منتشر ساخت. البته، اتحادیۀ وین نیز در ابتدا کار خود را با چاپ آثاری در زمینۀ خداشناسی و دینی آغاز کرد، آثاری مانند باداراگامادویتس[43] (1803م) و محتوای اثر تومای مقدس، اثر گ. بیلواردی،[44] در سه جلد (1810 ـ 1813م) و ... .

 

Click to enlargeClick to enlarge
نمایی از دیر مخیتاریست وینکتابخانۀ دیر مخیتاریست وین

Click to enlargeClick to enlarge
کتابخانۀ دیر مخیتاریست وینموزۀ دیر مخیتاریست وین

 

در نیمۀ دوم قرن نوزدهم میلادی، سبک کلاسیسم ارمنی مخیتاریان با انتشار آثار نظم و نثری چون بلبل دشت آوارایر، هرازدان،خاطرات موطن ارمنیان (در دو جلد) و غیره جای خود را به سبک جدید ارمنی یعنی رومانتیسم داد که پایه گذار آن ق. آلیشان بود.

برخی دیگر از آثار اتحادیۀ مخیتاریان وین عبارت اند از:

ـ تاریخ فضا از آغاز جهان تا به امروز، اثر ه. گاترجیان،[45] 1849 ـ 1852م

ـ گوشه نشینی تیرداد، آخرین روزهای زندگی و مرگ وی، اثر گ. سیبیلیان،[46] 1851م

ـ چهار فصل سال یا تصویر طبیعت شگفت انگیز، اثر س. گاترجیان، 1852م

ـ تاریخ سیاسی دولت های اروپایی، اثر ق. هونانیان،[47] 1856 ـ 1860م ، چهار جلد

ـ آغاز زبان بشریت، اثر ب. هونانیان، 1857م

ـ مادر بیوه و فرزند یگانه زا، اثر س. درویشیان،[48] 1871م

ـ زبان پیشین هند و اروپایی، اثر س. درویشیان، 1885م

ـ ارمنیان ازمیر و اطراف آن، اثر خ. گُسیان،[49] 1899م، در دو جلد.

از آثار ترجمه شده در این اتحادیه نیز می توان به کتاب سرود برای دین، اثر ز. راسین[50] (1842م) و حکایات، اثر ز. لافنتین[51] (1894م) اشاره کرد.

برخی از آثاری که در اواخر قرن بیستم به وسیلۀ اتحادیۀ مخیتاریان ونیز منتشر شده عبارت اند از:

ـ چند توضیح وتفسیر دربارۀ کتاب تاریخ سبئوس، اثر پ. آنانیان،[52] 1973م

ـ ه. آرسن قازیکیان[53] و ترجمه های او، اثر م. جاناشیان،[54] 1974م

ـ پطروس دوریان،[55] یک قرن بعد، اثر م.جاناشیان، 1974م

ـ نخستین گام های تئاتر ارمنی و دورۀ نوزایی، اثر ل. زکیان،[56] 1975م

ـ دیر گارمیر کسونی،[57] اثر د. هاردمیان،[58] 1975م.

در زمینۀ چاپ مطبوعـات اتحـادیـۀ ونیز در 1843م ماهنامۀ بازماوب[59] و اتحادیۀ وین در 1847 ـ 1863 هفته نامـۀ یوروبا[60] و از 1887م ماهنامـۀ هانـدس آمسوریا[61]را منتشر کردند که انتشار بازماوب و هاندس آمسوریا تا به امروز نیز ادامه دارد.

 طی 10 ـ 21 ژوئیۀ 2000م، اتحادیه های مخیتاریان ها در ونیز و وین پس از بررسی وضعیت و موقعیت خود در جلساتی با شرکت کلیۀ اعضا، در جزیرۀ سن لازارو، به این نتیجه رسیدند که دو اتحادیه با یکدیگر متحد شوند. بنابراین، از این تاریخ به بعد طی حکمی این دو اتحادیه با تصمیمات یک هیئت مدیرۀ مشترک اداره می شوند. این اقدام در سیصدمین سالگرد پایه گذاری اتحادیۀ مخیتاریان، دوهزارمین سالگرد مسیحیت و هزار و هفتصدمین سالگرد رسمی شدن دین مسیحیت در ارمنستان، به وقوع پیوست. در حال حاضر، تنها یک اتحادیه وجود دارد که مرکز آن جزیرۀ سن لازاروست و دیر وین به منزلۀ دیر مرکزی کلیسا باقی مانده است.

 

Click to enlargeClick to enlarge
جلد ماهنامۀ بازماوب، ش1 ، 1902مجلد ماهنامۀ بازماوب، ش1و2 ، 1974م

Click to enlargeClick to enlarge
جلد ماهنامۀ هاندس آمسوریا، ش12 ، 1902مجلد ماهنامۀ هاندس آمسوریا، ش1-12 ، 2012م

 

پیروان و جانشینان مخیتار سباستاتسی کاملاً به آرمان ها و اهداف وی وفادار ماندند و موفق شدند تا رویدادهای تاریخی، مذهبی، ادبی، زبان شناسی و ارزش های علمی و فرهنگی شان را در سده های مختلف به ملت ارمنی بشناسانند. آنها همچنین موفق شدند دست نوشته های با ارزش ارمنی را جمع آوری کنند به طوری که امروزه حدود پنج هزار نسخۀ دست نوشتۀ قدیمی در کتابخانۀ دیر سن لازارو و وین نگهداری می شود. افزون بر این، این دو اتحادیه با شکیبایی آثار چاپی ارمنی را، مشتمل بر کلیۀ آثار چاپ شده چه در داخل ارمنستان و چه در خارج از آن و نیز نشریه های کمیاب را جمع آوری و در کتابخانه های این مراکز نگهداری می کنند. در موزه های این دو دیر نیز لوازم ارزشمند مربوط به ارمنیان، که طی سده های متمادی جمع آوری شده اند ـ از قبیل اسکناس ها و سکه های قدیمی، فرش ها، اجناس کریستال و نقره از آثار استادان ماهر، لباس های محلی ارمنی و ... ـ نگهداری می شوند. در حال حاضر، اعضای اتحادیه با از میان برداشتن موانع و قدم برداشتن در راه نورانی بنیان گذار آن به رسالت مقدس خود ادامه می دهند.

این اتحادیه فعالیت های بسزایی نیز در زمینۀ آموزش و پرورش انجام داده است. مخیتار سباستاتسی، پیش از پایه گذاری اتحادیۀ مخیتاریست ها (1701م)، در 1698م مدرسه ای در دیر گارمیر شهر کارین و در 1700م نیز مدرسه ای در محلۀ قالاتیای استانبول بنا نهاده بود. پس از رسمیت یافتن اتحادیه و مستقر شدن آن در جزیرۀ سن لازارو در 1717م، سباستاتسی در 1816م مدرسه ای در این جزیره و در جنب دیر بنا نهاد که بعدها به یکی از مراکز شناخته شدۀ تحصیلی تبدیل شد. اندیشمندانی چون لرد بایرون،[62] برنید،[63] استندال،[64] دیاریخ،[65] پترمان [66] و غیره در این مرکز با زبان و فرهنگ ارمنی و سایر زبان های روز دنیا آشنا شدند. در قرن نوزدهم میلادی اتحادیه در استانبول دارای شش مرکز پیش دبستانی بود که دو مرکز ماگز آقاجی[67] (1847م) و کاغگدونی[68] (1870م) به دلیل فعالیت بلندمدتشان از اهمیت بیشتری برخوردار بودند.

در 1833م در شهر بودای در جنوب ایتالیا، مدرسۀ مورادیان[69] و در 1836م در ونیز، مدرسۀ رافائلیان[70]پایه گذاری شد. هزینۀ ساخت این مدارس را دو خیر ارمنی در هند به نام های مگردیچ موراد[71] و ادوارد رافائل[72] متقبل شده بودند. بعدها، در 1873م، این دو مدرسه یکی شدند و با نام موراد رافائلیان به فعالیت خود ادامه دادند.

اتحادیۀ مخیتاریست های وین نیز در 1830م در استانبول و در جنب دیر فرانتسیسکیان،[73] مدرسه ای بنا نهاد که در 1857م به محلۀ بانگالتی[74] تغییر مکان داد. همچنین، مدارسی در محله های ارمنی نشین از جمله یغیسابتوپولیس[75] (1746م)، واراتین[76] (1749م)، سیبویز[77] (1797م)، ترابیزون[78] (1817م)، بازار قارس[79] (1825م)، آخالتسخا[80] (1831م)، سیمفروپول[81] (1862م)، روستای کاوتار[82] (1880م)، درباردیزاگ[83] (1883م)، ساورا [84](1885م)، نیگومیدیا[85] (1887م)، موش[86] (1892م)، ماردین[87] (1911م) و خاربرت[88] (1912م) از سوی این اتحادیه پایه گذاری شد.

در 1843م، اتحادیۀ وین جلسه ای برای یکی ساختن ادارۀ مدارس به ریاست س. تئودوروسیان[89] و ر. تریان[90] تشکیل داد. تا پیش از وقوع جنگ جهانی اول اتحادیۀ وین دارای 26 مدرسه بود و پس از جنگ نیز در 1918م مدرسه و پروشگاهی در محلۀ شیشلی[91] استانبول پایه گذاری کرد که در 1921م به روستای گاد، [92] در 1922م به روستای فیست[93] ایتالیا و سرانجام، به میلان[94] منتقل شد. در 1936م نیز، مدارس جدیدی در آلکساندرا و حلب از سوی اتحادیه پایه گذاری شد.

هم اکنون، مدارس ساموئل مورادیان در فرانسه، موراد رافائلیان در ایتالیا و مدارس و پیش دبستانی های بنیان گذاری شده در استانبول، لس آنجلس، بوینس آیرس، حلب، ایروان و ... زیر نظر این اتحادیه اداره می شوند. البته، مدرسۀ موراد رافائل به منزلۀ مرکزی آموزشی فعالیت ندارد و از ساختمان آن به منزلۀ متل استفاده می شود و اغلب، نمایشگاه های هنری، کلاس هاس تابستانی و کارگاه های هنری را در آن برگزار می کنند تا به این ترتیب، محیط هنری مدرسه همچنان حفظ شود. مدرسۀ ساموئل مورادیان پاریس نیز تنها هفته ای یک بار فعالیت می کند. سایر مراکز آموزشی ای که در نقاط مختلف دنیا همچنان زیر نظر اتحادیه به فعالیت خود ادامه می دهند عبارت اند از: مدرسۀ مخیتاریان (ونیز) ترکیه (استانبول، پومونتی،[95] تأسیس: 1800م)، مدرسۀ مخیتاریان (وین) ترکیه (استانبول، بنگالتی،[96] تأسیس:1825م)، مدرسۀ مخیتاریان فرانسه (پاریس، سور،[97] تأسیس:1834م)، مدرسۀ مخیتاریان سوریه (حلب، اشرفیه،[98] مؤسس: ورتانس خانبیگیان،[99] تأسیس:1936م)، مدرسۀ مخیتاریان لبنان (بیروت، هاضمه،[100] تأسیس:1937م)، مدرسۀ مخیتاریان مجارستان (مؤسس: ورتانس پنکونتسن،[101]تأسیس:1937م)، مدرسۀ مخیتاریان امریکا (بوستون، کمبریج،[102] تأسیس:1939م)، مدرسۀ مخیتاریان لبنان (پیکفایا،[103] تأسیس:1946م)، مدرسۀ مخیتاریان آرژانتین (بوینس آیرس، مؤسس: استپان فراهیان،[104] تأسیس:1956م) و مدرسۀ مخیتاریان امریکا (مؤسس: میکائل آکیان[105] تأسیس:1979م).

 اتحادیه همچنین دارای مراکزی مخصوص تعلیم و تربیت روحانیان است که تا به امروز به فعالیت خود ادامه می دهند از آن جمله می توان به مدرسۀ عالی مخیتاریان ارمنستان، که در 1994م در ایروان تأسیس و در 2003م به آوان[106] منتقل شد، اشاره کرد.

به گفتۀ نویسنده و دانشمند ارمنی، آرشاک چوبانیان[107]: « مخیتاریست ها، متأثر از روح کلاسیک و فکر و فرهنگ یونانی و لاتین، شبکه ای از نور را بر تمامی شاخه های حیات ملت ارمنی انداخته و به آن نظم و ترتیب داده اند. مخیتاریست های ونیزی وقت خود را به ویژه صرف کارهای ادبی کرده اند در حالی که مخیتاریست های وین، تحت تأثیر روح علمی، رو به سوی دانش برگردانده و به مطالعات تاریخی و زبان شناسی و باستان شناسی پرداخته و وجدان کار و دقت و صراحتی را که نشان ویژۀ دانش غربی است در آثار خود وارد کرده اند. آثار مخیتاریان ها همچون تکیه گاهی برای جهش فرهنگی ملت ارمنی بوده، در هنگامی که این ملت از یک دوران طولانی خواب به درآمده است، خوابی که اوضاع و احوال و مقتضیات خارجی بر او تحمیل کرده بودند».

جامعۀ مخیتاریان در چهارسوی جهان با حفظ و نگهداری فرهنگ، زبان و کلیسای کاتولیک ارمنی و قدم گذاردن در راه پیشرفت آنان تا به امروز به فعالیت پیگیر خود ادامه می دهد. هر کار و عملی با خدمت در راستای هدف و نیت خاص خود ارزش می یابد.  

 

منابع:

 پاسدرماجیان، هراند. تاریخ ارمنستان. ترجمۀ محمد قاضی. تهران: نشر تاریخ

 ایران، 1366.

 نامه نگاری شخصی مؤلف با مرکز اتحادیۀ مخیتاریان در سن لازارو.

 

 

پی نوشت ها:

Manuel

Surp Neshan

Ejmiadzin

Sevan

Basen

یسوعیها (معروف به انجمن عیسی و همچنین ژزوئیتها) فرقهای مذهبی وابسته به کلیسای کاتولیک هستند که اعضای این فرقه را یسوعی، به معنی سرباز مسیح و پیادهنظام پاپ، مینامند. علت این نامگذاری آن است که پایه گذار این فرقه، سنت ایگناتیوس لویولا، پیش از کشیش شدن شوالیه بودهاست. یسوعیها خود را سربازان سپاه دیانت میخوانند.

Mekhitar

Antonian

Mekhitarist

جماعتی از راهبان بندیکتی کلیسای کاتولیک.

10ـSt. Lazzaro 

در ارمنی سورپ قازار (ՍուրբՂազար) به معنی قازار مقدس.

11ـAbbahair 

از درجات خادمی کلیسای کاتولیک.

12ـBenedict 

13ـAlbertus Magnus 

وی در زبانهای اروپایی با نام لاتین آلبرتوس ماگنوس شناخته میشود. او بزرگترین فیلسوف آلمان در سدههای میانه و از معدود کسانی است که از سوی واتیکان لقب دکتر کلیسا گرفتهاند. واژۀ «کبیر» در نام او لقب وی نیست و ترجمۀ لاتینی نام خانوادگی او (de Groot) ست که به معنی بزرگ یا کبیر است.

14ـAlphonsus Rodriguez 

Yo Shroyder (1680 - 1756)15ـ

شرق شناس و ارمنی شناس آلمانی.

16ـHaygazian 

به معنی زبان ارمنی.

17ـDagharan 

در زبان ارمنی به مجموعۀ اشعار گفته می شود.

Gh. Injijian 18ـ

M. Jakhjakhian 19ـ

E. Hyurmyuzian 20ـ

G. Avedikian21ـ

 A. Bagradoony22ـ

M. Chamichian23ـ

 S. Agoonetsy 24ـ

M. Avgerian25ـ

 Kh. Syurmelian26ـ

Gh. Alishan (1820-1901)27ـ

مورخ، شاعر و نویسندۀ نامی ارمنی در قرن نوزدهم میلادی که عضو اتحادیۀ مخیتاریست ونیز بوده است.

G. Zarbhanalian28ـ

Grigor Narekatsy 29ـ

Barsegh kesaratsy 30ـ

Pavstos Byuzand31ـ

Mekhitar Heratsy32ـ

 David Anhaght 33ـ

Yeghishe34ـ

Movses Khorenatsy35ـ

موسی خورنی مورخ، شاعر و نویسندۀ نامی ارمنی در قرن پنجم میلادی ملقب به پدر تاریخ نگاری ارمنی.

Anthony Bortoly36ـ

 Abbahair Stepan Melgonian37ـ

 A. Babigian38ـ

Treast 39ـ

Hrachia Ajarian 40ـ

Nicoghayos Mar41ـ

Heinrich Hubschmann42ـ

Badaragamadooyts 43ـ

G. Bilvardy 44ـ

H. Gaterjian45ـ

G. Sibilian 46ـ

Gh. Hovnanian47ـ

S. Darvishian48ـ

Kh. Gosian 49ـ

Z. Rasin50ـ 

Z. Lafontin51ـ

p. Ananian52ـ

h. Arsen Ghazikian53ـ

 M. Janashian54ـ

Petros Doorian 55ـ

L. Zekian56ـ

Garmir Kesony57ـ

گارمیر در زبان ارمنی به معنای سرخ رنگ است.

D.Hardemian58ـ  

Bazmaveb59ـ

Yevroba60ـ

Handes Amsoria61ـ

Lord Byron62ـ

 Bernyd63ـ

 Stendal64ـ

Diyarikh65ـ

peterman 66ـ

Magz Aghajy67ـ

Kaghgedony 68ـ

Mooradian 69ـ

Raphaelian70ـ

Megerdich Murad71ـ

 Edward Raphael 72ـ

Frantsiskian73ـ

Bangalty74ـ

 Yeghisabetopolice 75ـ

Varatin76ـ

Sibviz 77ـ

trabizon 78ـ

Ghars79ـ

Akhaltskha80ـ

Simphropol 81ـ

Kavtar82ـ

Derbardizag83ـ

Savora84ـ

 Nigomidia85ـ

Moosh86ـ

 Mardin 87ـ

Kharbert88ـ

S. Teodorosian 89ـ

R. Terian90ـ

Shishly91ـ

Gad92ـ

Fiest 93ـ

Milan94ـ

Pomonty 95ـ

Bangalty96ـ

Sevr97ـ

این مرکز در 1834م در پادوا تأسیس و در 1928م به سور منتقل شد

98ـ این مرکز پس از چندین بار نفل مکان سرانجام در 1964م به اشرفیه منتقل شد.

Vertanes Khanbegian 99ـ

Hazemeh100ـ

Vertanes Penkontsen101ـ

cambridge 102ـ

Pikfaya103ـ

Stepan Ferahian104ـ

Michael Akian 105ـ

Avan106ـ

Arshak Chobanian107ـ 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 63172