نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

کتیبۀ سردار ظفر در میزدج دربارۀ وقایع مشروطه ‏

نویسنده: دکتر علی نوراللهی

مقدمه

کتیبه های پیر غار فارسان، در نزدیکی شهرکرد، از این نظر مهم اند که در آنها به اجمال شرحی از وقایع دوران ‏مشروطیت بر روی دیوارۀ آبشار پیر غار، در منطقۀ میزدج بختیاری، که ملک شخصی ‏بوده،حک شده است. این وقایع از امضای فرمان مشروطیت به دست مظفرالدین شاه قاجار تا پایان شورش دوم سالارالدولۀ قاجار و شکست ‏و تبعید وی به پاریس را دربر می گیرد. کتیبۀ پیرغار به دستور یکی از سران ایل بختیاری به نام خسرو خان سردار ظفر (‏‏1240ـ 1312ش)، فرزند حسین قلی خان ایلخانی و برادر کوچک تر سردار ‏اسعد بختیاری و صمصام السلطنه، از مشروطه خواهان، نگاشته شده است.[1]در این کتیبه، به نقش سردار یپرم خان نیز اشاره شده است (کتیبۀ دوم ابتدای ‏سطر7). یپرم خان فرمانده مجاهدانی بود که از تهران برای خواباندن غائلۀ سالارالدوله به ساوه آمده بودند. نخستین ‏بار محمد حسن رجائی زفره ای بخشی از این کتیبه را در مجلۀ وحید ‏معرفی کرد[2] اما در این معرفی به بخش دوم کتیبه، که نام یپرم خان ارمنی نیز در آن آمده، اشاره ای نشده بود. ‏

 

موقعیت جغرافیایی

کتیبه های پیر غار فارسان، معروف به کتیبه های مشروطیت، در روستای ده چشمه در ‏حدود پنج کیلومتری شهرستان فارسان و حدود چهل کیلومتری شهرکرد، بر دیواره ای صخره ای، درکنار ‏آبشار فصلی پیر غار حک شده اند (شکل1و2). این چهار کتیبه را  بر اساس تاریخ وقوع رخدادهای ‏مشروطه از راست به چپ بر روی دیوارۀ آهکی تراشیده اند. کتیبۀ اول دربارۀ آغاز مشروطیت تا شکست سالار الدوله در ساوه است که به دستور حاجی ‏خسروخان سردار ظفر نگاشته شده. دو کتیبۀ دیگر که ‏به نسب ایلخانان بختیاری پرداخته اند، به دستور سردار اسعد بختیاری حک شده اند. کتیبۀ چهارم نیز دربارۀ فرمان لغو القاب و عناوین به دستور مجلس شورای ملی در 1304ش است.‏

این کتیبه ها به خط نستعلیق و شکسته حجاری شده اند. با توجه به متن کتیبۀ سوم و دو بیت شعر که در ‏ابتدای آن آمده است احتمالاً این کتیبه ها بر روی کتیبه های قدیمی تری حجاری شده  که آنها را برای ایجاد این کتیبه ها صاف ‏کرده اند.‏

 

Click to enlarge
شکل1: موقعیت کتیبۀ پیرغار در روستای ده چشمۀ میزدج ‏

 

متـن کتیبـۀ اول

کتیبه ای را که به دستور سردار ظفر بر پیشانی پیر غار حک کرده اند به علت کمبود جا در دو بخش نوشته اند. بخش اول در سمت راست و بخش دوم و پایانی کتیبه در سمت چپ نوشته شده است. به علت ‏آهکی بودن صخره و همچنین، قرار داشتن در معرض رطوبت خوردگی هایی در صخره ایجاد و ‏سبب جدا افتادن برخی از کلمات از یکدیگر شده. متن کتیبه چنین است: [3]

 

Click to enlarge
 شکل2: موقعیت کتیبۀ پیرغار در روستای ده چشمۀ میزدج

 

«چنین گوید حاجی خسروخان سردار ظفردر سنۀ 1324 آزادی خواهان ایرانی از مقام سلطنت تقاضای ‏مشروطه نمودند. مظفرالدین شاه قاجار طاب ثراه حکم مشروطیت را دستخط و بعد از اندک زمانی به ‏رحمت ایزدی پیوست. محمد علی شاه بر سریر سلطنت برآمد در آنوقت بنده در خدمت برادر والاتبارم ‏حاجی علیقلیخان سرداراسعد فرنگستان رفته چهار ماه در آنجا بودیم. بواسطۀ بیمرحمتی محمد علی شاه ‏اغتشاش در بختیاری فراهم که بنده از مراجعت و کمک بصمصام السلطنه که ئیلخانی بود مجبور شده از ‏پاریس بمسکو از مسکو سیزده روزه بختیاری رسیدم. بحمد الله با بنی اعمام صلح و پس از یکسال ‏محمد علی شاه پارلمان را بمبارده نموده و از بختیاری امداد خواست این بنده باتفاق امیر مفخم و سردار جنگ و ‏سردار اشجع با چهار صد سوار طهران رفتیم. هیجان از تمام ایران رفع مگر آذر بایجان خصوصاً تبریز که با ‏کمال قدرت مقاومت کردند . دومرتبه سوار بختیاری احضار و با سوار طهران رفتیم ولی قصد ما بر ‏طرفداری ملت بود . اینموقع در اصفهان و گیلان هم انقلاب و شورش حادث شد  ... صمصام السلطنه در ‏اصفهان و لنجان ، سپهدار در رشت ، سردار اسعد هنوز در فرنگستان و با مشروطیون در لندن و پاریس ‏اجماع داشتند . این اوقات از راه جنوب هندوستان حرکت کرده محمره آمده و از محمره بختیاری وارد ‏شدند.‏ من بنده هم اصفهان و بختیاری آمده سوار زیادی بکمک ملیون تهیه دیده سردار اسعد با یکهزار سوار ‏بطهران حرکت. سپهدار هم از رشت عازم ...»‏.

 

متـن کتیبـۀ دوم (ادامۀ کتیبۀ اول):‏

«در طهران پس از جنگ زیاد داخل شهر شدند. محمد علی شاه در شمیران بودند. همینقدر که طهران اشغال ‏گردید بسفارت روس پناهنده شد ولیعهد را که اعلیحضرت  سلطان  احمدشاه سلطان حالیه ایران خلدالله ‏ملکه است سردار اسعد و سپهدار و ملّیون بر تخت سلطنت نشانیده عضدالملک را بسمت نیابت ‏سلطنت منتخب نمودند. پس از یکسال عضدالملک  قاجار مرحوم و ناصرالملک  همدانی را بجای آنمرحوم بر گماشته . در سنه ‏‏1329 محمد علی شاه که از طرف دولتین با مواجب زیاد در روسیه اقامت داشت از طرف استر آباد و ‏سالارالدوله برادرشان از کردستان و کرمانشاهان با ئیلات زیاد برای پایتخت هجوم کردند در آن عصر با ملت ‏غیر از امین و ئیل بختیاری کسی همراه نبود و به تصویب پارلمان و نایب  السلطنه ، خوانین از بختیاری با سه ‏هزار سوار برای جلوگیری محمد علی شاه و سالارالدوله حرکت.‏ امیر مفخم و مرتضی قلیخان حکمران لرستان بودند هجوم سالارالدوله چون قریب بیست هزار سوار و پیاده همراه داشت آنها را از لرستان عقب نشانید پس از جنگ خونین و تلفات زیاد عراق آمدند ‏این بنده مامور نظم عراق و کرمانشاهان کردستان بودم بقشون آنها ملحق همگی تا قم عقب رفتیم بعد از ‏آنکه سوار بختیاری و مجاهدین محمد علی شاه را شکست دادند و فرار نمود و سردار ارشد بدست سوار ‏بختیاری دستگیر و تیر باران شد مامور جنگ سالارالدوله شدند که از دو طرف جلوگیری نمائیم از این ‏طرف این بنده و سردار جنگ با یکهزار  و  سیصد سوار بختیاری و از طهران سردار  محتشم و سردار  بهادر ‏و مسیو یفرم خان  ارمنی با یکهزار  و  سیصد سوار بختیاری و مجاهد بودند در ساوه ملاقات با همدیگر ‏دست داد بخواست خدا سالارالدوله را شکست فاحشی دادیم که با تلفات بسیاری بلرستان فرار نمود ما ‏هم تا همدان او را تعاقب کردیم.‏ بعد از جنگ دیگر ، چنان شکست خورد که بکلی تاب مقاومت نکرده کرمانشاهان رفت. درین بین از ‏طرف دولت امپراطوری روس الیتماتومی شد که برای ایران خطر عظیم داشت ناچار نایب السلطنه قبول ‏نموده. در آنوقت صمصام السلطنه رئیس الوزرا بود . محمد علی شاه مجدداً روسیه رفته و اردوی بختیاری ‏متفرق گردید . بنده مامور اصفهان شدم بعد از یکسال حکومت اصفهان فرنگستان رفتم هشت ماه آنجا ‏ماندم با ناصرالملک نایب السلطنه بایران آمدم. یکسال بیکار ابتدا بحکومت یزد و بعد بحکومت کرمان ‏منتخب گردیدم. یکسال و نیم کرمان بودم جنگ اروپ شروع دولت عثمانی نیز داخل جنگ شد دامنه ‏جنگ بایران نیز کشیده شد و تا کنون هم که اواخر سنه 1334 است پس از مدتی آتش جنگ در اغلب ‏اروپ و نقاط ایران مشتعل و قشون روس و عثمانی در همدان تا نزدیک قزوین مشغول جنگ میباشند ‏خوانین هم صمصام السلطنه  و سردار اسعد و سردار جنگ و سردار  بهادر در طهران ، این بنده با سایر خوانین ‏در چهار محال منتظر حوادث روزگار میباشم».‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
 شکل3: قسمت اول کتیبۀ سردار ظفر در پیرغارشکل4: بخش دوم کتیبۀ پیر غار که در آن نام یپرم خان آمده است

 

متن کتیبۀ سوم(نسب نامۀ ایلخانان بختیاری):

این کتیبه به دستور سردار اسعد بختیاری نوشته شده است.

« شنیدم که جمشید فرخ سرشت         به سرچشمه برروی سنگی نوشت

        در این چشمه چون مابسی دم زدند        برفـتنـد تا چـشم بـر هـم زدنـد

چنین گوید که حاجی علیقلی خان سردار اسعد بن حسینقلیخان ایلخانی بن جعفرقلیخان بن حبیب ‏الله خان بن ابدالخان بن علی صالحخان بن عبدالخلیل آقا بن خسروآقا بن غالب آقا بن حیدر که اجداد ‏من همه وقت بریاست طایفه هفت لنگ بختیاری برقرار بودند تازمان پدرم حسینقلی خان ایلخانی که ‏طوایف چهار لنگ و جوانکی گرمسیر و سردسیر و فلارد ضمیمۀ حکومت او شدند.درسنه 1299 مرحوم ‏برادر ارشدم اسفندیار خان سردار اسعد دراصفهان شش سال محبوس ماند و حکومت بختیاری و مضافات ‏بااعمام گرامم بود. بعد از شش سال برادرم مرخص و به منصب سردار اسعد منصوب شد. چند سال با ‏اعمام و بنی اعمام دشمن و جنگهای خون ریز کردیم عاقبت صلح کرده متحد شدیم. تاکنون، که سنه ‏‏1323 و سال دهم جلوس اعلیحضرت مظفرالدین شاه قاجار خلدالله ملکه میباشد با وجود وفات چهار ‏نفر از بزرگان بکمال اتحاد مشغول ریاست هستیم.از ثمر اتحاد براملاک موروثی افزودیم. الان سه ربع ‏چهار محال و تمام رام هرمز، زیدون و حومه بهبهان، املاک زیادی از عربستان، چندین قریه از بربرود ‏،چندین قریه از لنجان و سمیرم ملک زرخرید این خانواده است. از چهارمحال ناحیه میزدج وچند قریه ‏دیگر ملکی من وگرامی برادرم حاجی خسرو خان سالار ارفع ‏ است امید که اولاد واحفاد ما اتحاد را از دست ‏ندهند» (شکل5).‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
شکل5: کتیبۀ سوم که به دستور سردار اسعد حک شده است شکل6: کتیبۀ فرمان لغو القاب و عناوین در 1304ش

 

در انتهای این کتیبه نوشته شده : «درتاریخ هفتم محرم 1326، مطابق اول میزان، مرحوم سردار اسعد در طهران ‏برحمت ایزدی پیوست».‏ در پایین کتیبه نیز فرمان لغو شدن القاب در 1304 ش به امر مجلس شورای ملی را حجاری ‏کرده اند (شکل6).‏

 

پی نوشت ها:

1- خسروخان بختیاری(سردار ظفر)، «خاطرات سردار ظفر»، وحید، ش190 و 191 (اردیبهشت1355): 50 ـ 56 ؛ همو، یادداشت ها و خاطرات سردار ظفر بختیاری (تهران: یساولی ،1362).

2- محمد حسن رجائی زفره ای، «کتیبۀ پیرغار ده چشمۀ میزدج بختیاری»، وحید، ش 36 (مهر1353): 8 و9.

3- بنگرید به: سطر2، 5، 7 و8 از شکل3 و سطر3، 4، 9، 10، 11 و12 از شکل4‏.

 

منابع:

بختیاری (سردار ظفر)، خسرو خان.«خاطرات سردار ظفر». وحید. ش 190و 191. فروردین و اردیبهشت 1355.

ـــــــ . یادداشت ها و خاطرات سردار ظفر بختیاری. تهران: یساولی، 1362.

دانشور، نورالله. تاریخ مشروطۀ ایران یا جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری. تهران: كتابخانۀ دانش، 1335.

رجائی زفره ای، محمدحسن. «کتیبۀ پیر غارده چشمۀ میزدج بختیاری». وحید. ش36.مهر1353.




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 5034