نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

نگاهی به روابط فرهنگی ایران و ارمنستان[1] ‏

نویسنده: آنی آزادیان[2]
مترجم: آرمن قازاریان[3]

روابط ایران و ارمنستان از نظر تاریخی یکی از قدیمی  ترین و طولانی  ترین روابط میان مردم خاورمیانه است. سابقۀ روابط این دو کشور ‏همسایه به حدود سه تا چهارهزار سال پیش بازمی  گردد و تاریخ ارمنستان را نمی  توان بدون آشنایی با تاریخ ایران به طور دقیق مورد ‏مطالعه قرار داد.‏

ریشه  های عمیق روابط تاریخی، فرهنگی و رفتاری در عمق جان و روان دو ملت ریشه دوانده چنان  که با توجه به فراز و نشیب  های تاریخی ‏بین دو کشور و دست به دست شدن سرزمین ارمنستان بین قدرت  های بزرگ آن زمان ـ یعنی روم، یونان و ایران ـ هیچ  گاه ملت ارمنی ‏هویت واقعی خود را از دست نداده و همواره فرهنگ، هنر، زبان و دین این ملت سبب حفظ هویت آن شده است.‏

ملت ارمنی در بدو پیدایش خود ارتباطات مختلفی با اقوام همسایۀ خود داشته و این روابط متقابل تأثیرات خود را بر فرهنگ عامۀ ارمنیان گذاشته است. تأثیر ایرانیان در این زمینه بسیار چشمگیر بوده و در نتیجۀ آن، میراث معنوی ارمنی رشدی چشمگیر داشته ‏است. این تأثیرات در تاریخ این دو قوم ریشه دارد و حتی از بدو تشکیل ملت ارمنی، در نتیجۀ همسایگی و ارتباط این دو ملت، فرهنگ، ‏زبان، ادبیات و هنر آنان از یکدیگر تأثیر پذیرفته و غنا یافته است؛ برای مثال، گزنفون،[4] مورخ یونانی، گفته که حتی در قرن پنجم میلادی ‏زبان ایرانیان برای ارمنیان قابل فهم بوده است. در این زمینه، منابع باستانی ارمنی نیز، که مراجع مهمی برای ارمنیان و ایرانیان به شمار ‏می  رود، این مسئله را اثبات می  کند.‏

پس از ابداع حروف زبان ارمنی، در اوایل قرن پنجم میلادی، جنبش عظیم ترجمۀ آثار فاخر دیگر زبان  ها در حوزه  های مختلف به زبان ‏ارمنی شروع شد. شاگردان مکتب «مسروپ ماشتوتس»[5] (ابداع کنندۀ حروف ارمنی) زبان  های رایج زمان خود را آموختند و از آنجایی که در آن زمان ارمنستان تحت حکومت پادشاهان اشکانی بود زبان پهلوی نیز جزو این زبان  ها محسوب می  شد. اشارات پدر تاریخ  نویسی ارمنی، موسی ‏خورنی،[6] به اساطیر ایرانی در اثر ارزشمند وی، تاریخ ارمنستان و نیز خطابۀ سردار ایرانی در جنگ ایران و ارمنستان، در زمان ‏یزدگرد دوم (که تاریخ  نویسی ارمنی، نقش آن را در کتاب وقایع  نگاری این جنگ آورده است) از اولین نمونه  های ترجمه از زبان ‏پهلوی به ارمنی  اند.‏

در قرن  های بعدی نیز شاهد تأثیر ادبیات فارسی بر ادبیات ارمنی هستیم. یرزنگاتسی،[7] شاعر ارمنی، به خوانندگان خود توصیه می  کرد تا ‏اشعار وی را بر وزن شاهنامۀ فردوسی بخوانند و فریک و برخی از شاعران ارمنی قرون وسطا نیز در اشعار خود از مضامین و کلمات ‏فارسی بسیار استفاده کرده  اند. در این میان، حفظ اشعار حکیم عمر خیام در میان مردم ارمنی نیز شاهدی دیگر بر این ‏مدعاست که نه تنها شاعران و فرهیختگان ارمنی بلکه خوانندگان عامی این آثار نیز با ادبیات فارسی آشنایی داشته  اند.‏

جالب توجه است که در میان تمام تنش  های سیاسی تاریخ روابط این دوکشور، روابط فرهنگی همواره راه خود را یافته و از نسلی ‏به نسل دیگر منتقل شده است. نفوذ موسیقی و موسیقی  دانان ارمنی در منطقۀ قفقاز و حتی ایران، حضور زبان پهلوی در میان ‏ارمنیان، رفت و آمد هنرمندان، وجود نمادهای مسیحی در شعر فارسی، به خصوص در اشعار خاقانی، وجود آثار معماری ارمنی در ایران و متقابلاً آثار ایرانی در ‏ارمنستان و ده  ها نمونۀ دیگر از موارد آشکار روابط فرهنگی ایرانیان و ارمنیان در دوران باستان است و آنچه در دورۀ جدید روابط ‏ایران و ارمنستان می  توان به آن اشاره کرد اینکه با اشاعۀ رسانه  ها، اینترنت، جاذبه  های گردشگری و رفت و آمد دانشجویان ایرانی ‏تفاهم  های فرهنگی بین دو کشور بیشتر شده است. حضور جهانگردان ایرانی و تحصیل دانشجویان ایرانی در ارمنستان و بورسیۀ ‏متقابل تعدادی از نخبگان ارمنستان در دانشگاه  های ایران و برگزاری برنامه  های مختلف و متنوع فرهنگی و دوستی و مراوده بین ‏دیپلمات  های دو کشور از عوامل اثربخش و قابل توجه ارتباط امروز دو کشور هستند.‏

مشترکات نژادی، جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی آن اندازه وسیع است که تفاوت دینی دو ملت چشمگیر نیست، تا جایی که می  توان باز ‏هم ادعا کرد که نزدیک  ترین کشور از لحاظ فرهنگی به ایران، در کل منطقۀ خاورمیانه، ارمنستان است و در برقراری و گسترش روابط، ‏علاوه بر دستگاه  های فرهنگی دو کشور، دانشجویان در این عرصه نقش بسزایی داشته  اند که از آن جمله باید به مهرداد مؤمنی[8] ‏اشاره کرد. او در زمان تحصیل خود در این کشور اولین دانشجوی خارجی بود که علاوه بر تحصیل در رشتۀ زبان  شناسی ارمنی طرح توسعۀ روابط فرهنگی و سیاسی را از طریق اهدای مجسمۀ خیام به ارمنستان داد. او با همکاری دانشگاه دولتی ایروان و تقبل ‏ساخت این تندیس با هزینۀ شخصی، از طرف وزیر علوم ارمنستان و رئیس دانشگاه مورد تقدیر واقع شد و در شبکه  های ‏تلویزیونی مختلف ارمنی  زبان گفت  وگوهایی با او صورت گرفت. گو اینکه خود او از این مسئله ابراز نارضایتی می  کرد و می  گفت که در ایران از این ‏مورد سوء  استفاده شده و چند نهاد طرح را به نام خود ثبت کرده و حتی اسمی از من نبرده  اند.

 

روابط فرهنگی ایران و ارمنستان در عهد کهن

آنچه بیش از همه در تاریخ این سرزمین در مورد آن گفته شده، مبارزات بین فلسفه و جهان  بینی غرب و شرق و همچنین، مبادلات ‏معمول بین اروپا و آسیا، یعنی مبادلات سیاسی و اقتصادی، است. در این مبارزات و مبادلات، ارمنستان نقشی مهم داشته که نمی  توان ‏آن را نادیده گرفت. در اثر این برخوردها و سبک تفکر، تمدن  ها نیز با هم برخورد داشته  اند. شارل پگی می  گوید: «یک ملت تنها به ‏معنای یک مرز و یک کشور نیست بلکه مقدم بر هر چیز یک رسالت است».[9] در مورد ارمنستان این رسالت بازی کردن نقش واسط ‏بین شرق و غرب بوده و گاه تلاش داشته تا قضایا را برای هر دو طرف تشریح کند و نبوغ  های متضاد ولی مکمل یکدیگر را با هم آشتی دهد.‏

ملت ارمنی، از آغاز تاریخ خود، به دلیل ارتباطاتش با امپراتوری  های بزرگی که مدت  هاست از میان رفته  اند، تأثیری که از تمدن یونان باستان ‏گرفته، نفوذی که امپراتوری  های بزرگ ایران، روم و عرب  ها بر آن داشته  اند و سرانجام با شخصیت قاطعی که مسیحیت به آن  داده ‏ویژگی  هایی به دست آورده که تقریباً منحصر به فرد است.‏

اگر بخواهیم چیزی در مورد روابط تاریخی ایران و ارمنستان بنویسیم، باید به این بسنده کنیم که هراند پاسدرماجیان،[10] مورخ ‏مشهور ارمنی، در کتاب تاریخ ارمنستان خود آورده:

«از دورۀ اشکانیان به بعد بیشتر شاهان ایرانی خواهان استقلال ارمنستان بودند و ‏ملت ارمنستان همواره از سوی امپراتوری  های روم و بیزانس مورد حمله و از سوی پادشاهان ایرانی مورد تفقد و مهربانی قرار گرفته  اند».‏[11]

در طول دو قرنی که ارمنستان به مسیحیت گروید، یعنی در قرن  های چهارم و پنجم میلادی، این کشور به چنان پیشرفت عظیمی در زمینۀ ‏فرهنگ مذهبی رسید که فرهنگ آن تبدیل به یک فرهنگ کلاً مسیحی شد.‏

فرهنگ ارمنستان، پیش از پذیرش دین مسیح، ریشه در فرهنگ همسایگان خود یعنی ایران، یونان و روم داشت. مظهر فرهنگ اصلی ‏ارمنستان آوازهای عامیانه و اشعار حماسی ساده  ای بود که شاعران ملی حماسه سرا سروده بودند. این اشعار حماسی در ستایش ‏خدایان و قهرمانان بود، چیزی که در ایران هم به چشم می  خورد. در این اشعار، به خوبی می  توان ارتباط فرهنگی ایران را با ارمنستان ‏دریافت.‏

ابداع الفبای ارمنی، تحقق مهم  ترین اصل فرهنگی ارمنیان بود که تمام اصول دیگر از آن سرچشمه می  گیرد. ساهاک اول،[12] یکی از ‏دانشمندان وطن  پرست به نام مسروپ ماشتوتس را مأمور ابداع الفبای زبان ارمنی کرد و بدین ترتیب، امکان ترجمۀ کتاب مقدس را به زبان ‏و خط ارمنی فراهم آورد. این ابداع، که در 404 م در عهد سلطنت ورامشاپوه[13] صورت گرفت، یکی از مهم  ترین و ‏مؤثرترین رویدادهای تاریخ ارمنستان است و نه تنها از نظر فرهنگی بلکه از لحاظ سیاسی و حفظ شخصیت و ویژگی  های اخلاق ملی ‏ارمنی نیز سهمی بسیار عظیم داشته و دارد.

ارمنیان به حروف الفبای خود به چشم میراثی مقدس نگاه می  کنند و برای آن احترام ‏بسیاری قائل  اند. در این مورد لازم است بدانید که 1) ارمنیان حروف الفبای خود را با طلا و جواهرات گران  بها ساخته  اند و آن را در موزۀ کلیسای ‏اجمیادزین[14] نگهداری می  کنند، 2) جالب  تر اینکه بسیاری از بزرگان ادب و اندیشمندان مشهور ارمنی، که در تقویت زبان ارمنی ‏کوشیده  اند، خود از علمای دینی بوده و منصب کلیسایی داشته  اند.‏

از تأثیر متقابل موسیقی ایرانی و ارمنی نمی  توان به سادگی گذشت. برای نمونه، سایات  نووا،[15] بزرگ  ترین شاعر و موسیقی  ‏دان ارمنی، چند سالی را در خدمت کریمخان زند، در شیراز به سر می  برد. تحقیقات موسیقی  شناسی نشان داده که ریشه  هایی از ‏موسیقی قفقاز در مکتب شیراز به چشم می  خورد. از این موارد می  توان از سازندگان ارمنی آلات موسیقی در ایران همچون ملکم[16] ‏و یحیی[17] و همچنین، از اجراهای موسیو هایک و نوازندگی بی مانند و به یاد ماندنی کمانچۀ او در برنامۀ ساز و نغمۀ ‏‏روح الله خالقی در رادیو ایران نام برد. در دوران معاصر نیز شاید بتوان ادعا کرد که رشد موسیقی کلاسیک اروپایی و تشکیل ‏ارکسترهای بزرگ و ارکستر سمفونیک تهران با همکاری موسیقی  دانان ارمنی مقدور شده است.‏

از جمله تأثیرات دیگر باید به نظام مهندسی و معماری کلیساهای ارمنی اشاره کرد که کلیساهای ایران نیز متأثر از سبک معماری ‏ارمنستان بوده و گواه این ادعاست که ملت ارمنی سهم بزرگی در خدمت به فرهنگ منطقه داشته و محل اتصال فرهنگ شرق و غرب ‏بوده است. کلیسای جامع اجمیادزین، که از شاهکارهای معماری مذهبی ارمنستان است، در اواخر قرن پنجم میلادی بر روی خرابه  ‏های یک آتشکده بنا شده و در قرن هفتم تعمیرات و اصلاحاتی در آن صورت گرفته است. در منابع ارمنی، آمده که شاه عباس صفوی چند ‏قطعه از سنگ  های پی این کلیسا را برای ساختن کلیسای ارمنیان به اصفهان برده است. [18]

 

اعتقادات ارمنیان در عهد کهن

از اعتقادات ارمنیان در ابتدای سکونت آنان در ارمنستان چیزی برما معلوم نیست. بنا به گفتۀ دومورگان[19]:

«نشانه  هایی در دست ‏است که بیندیشیم این قوم نیز مانند بسیاری از هم  نژادان آریایی خود دین  داری را با پرستش طبیعت آغاز کردند. سپس، این مذهب ‏ابتدایی نوعی گرایش به خداپرستی ملی در آنان ایجاد کرد که بسیاری از این الهه  ها برگرفته از اساطیر یونانی و رومی بود و تعدادی هم ‏خدایان اساطیری ایرانی را شامل می  شد. در صف این خدایان الهۀ آبادانی و خرد،آناهیتا و الهۀ عشق و زیبایی، آسدغیک و ‏خدای دلاوری، واهاگن،[20] قرار داشتند. بعدها، تحت تأثیر حکومت اشکانی، اهورامزدا نیز به مذهب خداپرستی ملی ارمنیان اضافه ‏شد».[21]

ژرژ برندس[22] دربارۀ اساطیر اولیۀ ارمنی می  گوید:

«وقتی ارمنستان به دین مسیحیت درآمد تنها معابد بت  پرستی ‏نبود که خراب شد بلکه اشعاری را که دربارۀ خدایان و قهرمانان سروده شده بود نیز از بین بردند»‏.‏[23]

مذهب ارمنیان تا پایان قرن سوم میلادی، که به دین مسیح گرویدند، پیرو سلوک یادشده بود و ‏ این مذهب به هیچ وجه بهانۀ اذیت و ‏آزار آنها از سوی حکومت روم و اشکانیان نبود. چشم  پوشی اشکانیان و بی  تفاوتی آنان به مذهب باعث شده بود که هیچ وقت مذهب ‏زرتشتی را به ارمنستان تحمیل نکنند.‏ [24]

با روی کار آمدن ساسانیان سیاست خودمختاری در ولایات و ایالت  ها از بین رفت و سیاست بر تمرکز دولت قرار گرفت و بر اساس ‏همین سیاست دولت ساسانی به ارمنستان حمله کرد. شاهان ساسانی نسبت به دین سیاست  های متفاوتی داشتند اما بیشتر آنان آن‏چنان نسبت به اقلیت  های مذهبی سخت گرفتند که نتیجۀ آن تسلیم شدن کشورشان، به راحتی، به سپاهیان کم جمعیت ‏عرب بود. آن چنان  که گروه ده هزار نفرۀ عرب  ها، با دادن کمترین تلفات، از جنوب غرب ایران (مرز مصر و عربستان) وارد و در عرض دو سال، از منتهی  الیه شمال شرق آن (سمرقند و بخارا در ازبکستان) سر درآوردند. تنها در زمان فیروز ساسانی سیاست آزادی مذهب و ‏عقیده در ممالک تحت فرمانروایی دولت ایران از جمله ارمنستان اعمال شد.‏

 

جشن  های ایرانی در زمان ساسانیان

جشن  های مختلف ایران زمین در طول سال در همه جای کشور برگزار می  شد که بیشتر آنها دارای ریشه  ای دهقانی و روستایی بود و در ‏اصل با امور کشاورزی بستگی داشت. این اعیاد برخی صورت مذهبی و برخی نیز صورت آئینی داشتند. به هنگام انجام اعمال مربوط ‏به آنها از یک طرف مراسم مذهبی برگزار می  شد و از طرف دیگر تشریفات خاصی انجام می  شد. مبدأ این اعمال اعتقاد به نیروهای ‏ماورای طبیعی بود که کم  کم تبدیل به رسوم عادی و تفریحات عامیانه شد.‏

سال زرتشتیان دوازده ماه داشت که هریک به نام یکی از ایزدان بزرگ نامیده می  شد. هر ماه نیز سی روز داشت که نام آنها نیز ‏برگرفته از اسامی ایزدان بود. اعیاد فصل  های سال را گاهانبار می  گفتند که تعداد آنها شش عید بود و هرکدام پنج روز به طول می  انجامید. ایرانیان در این عهد دارای عید اموات و عید مهرگان یا جشن پاییزی بودند که هرکدام آداب و مراسمی خاص داشت.‏

نوروز در میان همۀ جشن  ها از اعتباری ویژه برخوردار بود. این جشن در آغاز سال برگزار می  شد و سال دینی بلافاصله بعد از عید ‏فروردینگان می  آمد. به موجب روایت  ها و اسناد در این روز هر پادشاه رعایای ممالک خود را قرین شادی می  کرد و همه به استراحت و ‏شادمانی می  پرداختند. ‏

از مهم  ترین جشن  های ایرانی می  توان به فروردینگان، اردیبهشتگان، خردادگان، تیرگان، مهرگان، سده و از مهم  ترین جشنهای ارمنیان تا ‏به امروز به جشن آمانوُر، میلاد حضرت مسیح(ع)، دیارنداراج،[25] عید سارکیس مقدس، باریگنتان،[26] تزاخگازارت،[27] عید رستاخیر، عید ‏حضرت مریم(س)، وارتاوار[28] و... اشاره کرد.‏

 

‏جشن  های مشترک ایرانی و ارمنی

از عهد کهن تا به امروز، ارمنیان و ایرانیان جشن  های مشترکی داشته  اند که از آن جمله می  توان به موارد زیر اشاره کرد:‏

• جشن چهارشنبه سوری ایرانی و دیارنداراج ارمنی

این جشن، که به جشن آتش افروزی معروف است و ایرانیان آن را جشن چهارشنبه سوری و ارمنیان دیارنداراج می  نامند، از جشن  های ‏خاص اقوام آریایی است. ارمنیان این جشن را در 13 فوریۀ هر سال با شکوه خاصی برگزار می  کنند. آنان در این روز شمع یا فانوسی ‏را از بوته  هایی که در کلیسا آتش زده شده روشن می  کنند و به خانه می  برند. هر خانواده در حیاط خانۀ خود بوته  هایی را روی هم قرار می  دهد و با شعله  ای که از کلیسا آورده آن را آتش می  زنند و سپس، از روی آتش می  پرند.‏

 

• جشن نوُسَرد ایرانی و ناواسارد ارمنی

یکی از مهم  ترین جشن  های مشترک اقوام آریایی جشن ناواسارد یا نُوسَرد است. در ارمنستان باستان، اولین ماه سال را ناواسارد می  ‏نامیدند. در گاه  شماری ارمنی قدیم، روز 11 اوت روز برگزاری جشن ناواسارد بود. ارمنیان جشن ناواسارد را به جشن «یحیای ‏تعمید دهنده» تغییر دادند و به همین دلیل بر روی هم آب می  پاشند.‏

ارمنیان در نخستین روز ماه ناواسارد جشن باشکوهی برگزار می  کردند که تمامی طبقات مردم در آن شرکت داشتند. آنان در این جشن از ‏انواع نقاب  ها استفاده می  کردند و به اعتقاد برخی نقاب فراری دهندۀ ارواح خبیثه بود. در این جشن، پادشاهان، درباریان و تمامی ‏طبقات شرکت می  کردند و مراسم جشن از شکوه خاصی برخوردار بود. در جشن ناواسارد، مسابقات ورزشی مانند اسب  دوانی، ارابه  رانی و ... ‏ترتیب داده می  شد و شعرا، خوانندگان و نوازندگان در این روز هنرنمایی می  کردند.‏

 

• جشن برغَندان ایرانی و باریگنتان ارمنی

جشن برغَندان یا باریگنتان از دیگر جشن  های مشترک ایرانیان و ارمنیان است که علاوه بر تشابه نام آداب و سنن برگزاری آنها نیز شبیه ‏به یکدیگر است. این جشن را ایرانیان و ارمنیان پیش از شروع ماه روزه برگزار می  کردند و به شادی و سرور می  پرداختند و چون نزدیک شدن روزه را ‏نوید می داد آن را با جشن و سرور سپری می  کردند. امروزه، نیز جشن باریگنتان با شکوه خاصی برگزار می  شود و روز پس از جشن، دورۀ ‏روزۀ بزرگ ارمنیان آغاز می شود و تا عید پاک (زادیک: عید قیام یا رستاخیر) ادامه دارد. در این جشن، جوانان لباس  های خاصی می  پوشند و نقاب  های خاصی به ‏صورت می  زنند تا شناخته نشوند. ‏

 

• جشن گل ایرانی و وارتاوار ارمنی

شماری از پژوهشگران وارتاوار را به معنی با گل آراستن، با گل تزیین کردن، گل هدیه دادن، گلاب پاشیدن و شست و شو با آب دانسته ‏اند. جشن گل یکی دیگر از این جشن  های مشترک است که در ارمنی به آن وارتاوار می  گویند. جشن وارتاوار در فصل تابستان برگزار می  ‏شود. در این جشن، مردم مسابقات ورزشی ترتیب می  دهند و کبوترپرانی می  کنند و به نظر می  رسد که این جشن از جشن  های قدیم و ‏کهن قوم آریایی است. به احتمال قوی، در زمان  های باستان جشن وارتاوار و آب هم  زمان برگزار می  شده و بعدها روز برگزاری این جشن  ها ‏تغییر کرده تا آنجا که در ایران به کلی از یاد رفته است. ‏

محمود روح الامینی در کتاب خود، آیین  ها و جشن  های کهن در ایران امروز، به جشن دیگری از ارمنیان اشاره می  کند که به عید قربان ‏مسلمانان خیلی نزدیک است و در این عید، رسم است که گوسفندی را قربانی و بین تهیدستان تقسیم کنند. [29]

‏ ‏

روابط فرهنگی بین جمهوری اسلامی و ارمنستان پس از استقلال (از 1991 تا 2005م)

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تغییر در ساختار کشورهای حوزۀ قفقاز و استقلال این کشورها فرصتی برای دو کشور ‏همسایه (ایران و ارمنستان) پدید آمد تا پیوندهای قدیمی خود را دوباره مستحکم کنند. از آغاز برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور ‏به دلیل این سوابق و روابط تاریخی و اشتراکات فرهنگی، ادبی و هنری، این ارتباط دارای روند خوبی بوده است.‏

در جهت این پیشرفت  ها از عنصر زبان، به منزلۀ مهم  ترین عنصر هویتی و همچنین، عامل توسعۀ فرهنگی و انتقال فرهنگ بهره  برداری‏خوبی صورت گرفته است چراکه زبان فارسی از نظر استفاده کنندگان و گویشوران، چهاردهمین زبان دنیا به شمار می  آید و از نظر ادبی و ‏فرهنگی دارای جایگاهی ویژه است. ارمنیان هم به زبان آموزی علاقۀ خاصی دارند. گفته شده زبان فارسی برای ایرانیان به منزلۀ ‏اصلی  ترین عنصر هویتی است و آنان بر این باورند که روح ملت را بر اساس توجه بیشتر به زبان می  توان تقویت کرد. زبان  های فارسی و ارمنی ‏در تحولات تاریخی و حفظ هویت ملی تأثیر بسیارداشته  اند و زبان عامل محرکی برای حفظ وحدت ملی و دینی ایرانیان و ارمنیان به شمار می  رود.‏

در میان همسایگان ایران، ارمنستان دارای موقعیت بسیار متفاوتی است. به همین دلیل رشد و گسترش زبان فارسی در آنجا چشمگیرتر ‏است. کوشش  های فراوانی در جهت رشد و توسعۀ آموزش زبان و ادبیات فارسی صورت گرفته و با سرمایه  گذاری مالی ‏ایران در این مورد و اعزام استاد این مهم به خوبی جامۀ عمل پوشیده است. در حال حاضر، ده مدرسه و بیشتر دانشگاه  های ارمنستان به آموزش ‏زبان فارسی مشغول و یا دارای بخش  های ایران  شناسی هستند. علاقه مندی جوانان به یادگیری زبان فارسی در ارمنستان به اندازه  ای است که ‏در کل کشورهای مشترک  المنافع، به جز تاجیکستان، رتبۀ اول را در گسترش زبان فارسی به خود اختصاص داده است.‏

 

مهم  ترین فعالیت  های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جمهوری ارمنستان پس از 1991‏م

مهم  ترین فعالیت  های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جمهوری ارمنستان عبارت است از:

‏1. بررسی، پیگیری، تنظیم، امضا و اجرای توافق  نامه  های فرهنگی. به طور کلی روابط جدید فرهنگی دو کشور بر اساس توافق  نامه  ‏های رسمی شروع و تنظیم شده و با ارائۀ راهکارهای منظم و مدون مسیر توسعۀ همکاری را برای مجریان آن مشخص ‏کرده است. اولین موافقت  نامۀ همکاری رسمی بین ایران و ارمنستان، در 1993م/1372ش، با حضور مقام  های دو کشور به ‏امضا رسید که برنامه  های بعدی و تنظیم مسافرت  های مقام  های فرهنگی بین دو کشور بر اساس این موافقت  نامه صورت گرفت.‏

‏2. شناسایی کانون  های علمی، فرهنگی، مراکز علمی و تحقیقاتی و کانون  های فرهنگی و تأسیس مراکز و باشگاه  های فرهنگی برای ‏پیشبرد امور. موارد ذکر شده از ابتدا در دستور کار سفارت ایران در ارمنستان بود و در این خصوص می  توان به تشکیل «انجمن دوستی ایران ‏و ارمنستان»، «باشگاه مهر»، همکاری با مراکز فرهنگی ارمنستان از جمله باشگاه بین  المللی زبان، مراکز فرهنگی و خیریه  ها، ‏موزه  ها و مراکز تربیتی و آموزشی اشاره کرد.‏

‏3. توسعه و گسترش زبان فارسی. ‏

‏4. ترجمه و چاپ آثار علمی و فرهنگی. از زمان چاپ و ترجمۀ آثار متقابل فارسی و ارمنی زمان چندانی نمی  گذرد اما در هر ‏دو کشور تا کنون توجه خاصی به این موضوع شده است. ترجمۀ ضرب  المثل  های فارسی، آثار رودکی، مولوی، حافظ، قرآن کریم، قابوسنامه، آثار سینمایی و دانشنامه  ها از زبان فارسی به ارمنی از جمله فعالیت  های قابل توجه در حوزۀ ‏ترجمه است.‏

‏5. چاپ و انتشار نشریات ادواری مهر و پارسیان با سرمایه  گذاری مستقیم سفارت جمهوری اسلامی.

‏6. برگزاری هفته  های فرهنگی. یکی از محورهای اساسی فعالیت  های فرهنگی بین دو کشور برگزاری هفته  های فرهنگی، هنری، ‏فجر، انقلاب اسلامی و ... است. به دلیل اینکه این هفته  ها در ایام مشخص سال و بنابر مناسبت  های مهم با موضوعات موسیقی، ‏هنرهای نمایشی، تجسمی، رسانه  های دیجیتال، فیلم، میزگردهای علمی و... برگزار می  شود بهترین فرصت برای معرفی ‏فرهنگ دو ملت به یکدیگر است[این هفته  ها چند سالی است که برگزار نمی  شوند].‏

‏7.‏ ایجاد و تجهیز کتابخانۀ «مسجد کبود ایروان» و کتابخانه  های سایر دانشگاه  ها.‏

‏8. در اختیارگرفتن، تعمیر و راه  اندازی دوبارۀ مسجد کبود ایروان (با سرمایه  گذاری بنیاد مستضعفان و جانبازان)‏.

‏9. همکاری  های رسانه  ای و تولید برنامه  های تلویزیونی در راستای شناساندن انقلاب اسلامی و ارزش  های آن.

‏10. برگزاری هم  اندیشی  های دانشگاهی و انجام تحقیقات ایران  شناسی و مطالعات انقلاب اسلامی در مراکز دانشگاهی ارمنستان.

‏11. برگزاری مراسم مذهبی و مراسم خاص در مسجد کبود ایروان.

‏12. همکاری  های علمی و دانشگاهی و اعزام هیئت  های علمی و فرهنگی.

‏13. همکاری  های ورزشی. ‏

‏14. همکاری  های جهانگردی.

 

به امید روزهای بهتر در گسترش روابط فرهنگی و هنری درست بین تمامی کشورها!

 

پی‌نوشت‌ها:

1- این مقاله ترجمه  ای است از «parskastan-hayastanmshakutayinharaberoutyounneripatmutyunicmitert» که در ژوئن 2005م در نشست سالیانۀ ایران  شناسی در ‏ایروان ارائه شد و آقای آرمن قازاریان در 2006م آن را ترجمه کرده است.

2-از نویسندگان شبکۀ تلویزیونی آرمنیا در ارمنستان.

3- کارشناس ارشد زبان ارمنی دانشگاه دولتی ایروان.

4-‏Xenophon

5-‏Mesrop Mashtots

6-‏‏Movses Khorenatsi(Mousa Khoreni)

7-‏‏‏Yerzengatsi

8-ایشان اکنون (2006م) دانشجوی دکترای مطالعات ارمنی  شناسی با گرایش تاریخ هنر در دانشگاه کافوسکاری ونیز ایتالیاست. ـ م

9-‏گئورک اصلان، تحقیقات تاریخی دربارۀ ملت ارمنی (پاریس: بی  نا، 1928)، ص 27.  ‏    

10-Hrand Pasdermajian

11-ای.گیبون، انحطاط و سقوط امپراتوری روم (لندن: بی  نا، 1915). ‏    

12- Sahak i

13-‏Vramshapuh

بهرام شاپور، از شاهان سلسلۀ آرشاگونی (اشکانی) ارمنستان.

14-Echmiadzin

مرکز دینی ارمنستان و مرکز آموزش علوم دینی ارمنستان.‏

15-Sayat Nova

16-‏‏‏‏Melkom

17-هوهانس ملقب به یحیی.        

18-‏شارل دی یل، معماری ارمنی در قرن ششم و هفتم (پاریس:  بی  نا، 1921)، ص25. ‏ 

19-De Morgan

20- Vahagn

21-ن. ‏آدونتس، ارمنستان در دوران ژوستی نین (سن پترزبورگ: بی  نا، بی  تا)، ص3 و 4.‏

22-‏George Brands  

23-‏ژرژ برندس، ارمنستان و اروپا (ژنو: بی  نا، 1903).          ‏   

24-ممسن، تاریخ روم (برلین: بی  نا، 1919)، ج 5، ص421. ‏         ‏       

25-‏Diarendaraj

26-‏Barigentan 

27-‏tzaghkazard

28-Vartavar

29- محمود روح الامینی، آیین  ها و جشن  های کهن در ایران امروز(نگارش و پژوهش مردم شناختی) (تهران: آگاه، 1376).‏     

 

منابع:

آدونتس، ن. ارمنستان در دوران ژوستی نین. سن پترزبورگ: [بی  نا]، [بی  تا]. ‏

ارمنستان، کتاب سبز وزارت امور خارجه. تهران: وزارت امور خارجه، [بی  تا].‏

اصلان، گوورک. تحقیقات تاریخی درباره ملت ارمنی. پاریس: [بی  نا]، 1928. ‏

برندس، ژرژ. ارمنستان و اروپا. ژنو: [بی  نا]، 1903.‏

جی استرزی، گورسکی. هنر و معماری در ارمنستان و اروپا. وین: [بی  نا]، 1918.‏

دی یل، شارل. معماری ارمنی در قرن ششم و هفتم. پاریس: [بی  نا]، 1921.‏

رائین، اسماعیل. ارمنیان ایران. تهران: امیر کبیر، [بی  تا]. ‏

روح الامینی، محمود. آیین  ها و جشن  های کهن در ایران امروز (نگارش و پژوهش مردم  شناختی). تهران: آگاه، 1376.‏

گیبون، ای.انحطاط و سقوط امپراتوری روم. لندن: [بی  نا]، 1915. ‏

مانوکیان، آرداک. اعیاد کلیسای ارمنی. ترجمۀ هرایر خالاتیان. تهران: شورای خلیفه  گری ارامنۀ تهران، 1373.‏

ممسن. تاریخ روم. برلین:[بی  نا]، 1919. 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 1854