نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

قتل فعالان و اندیشمندان سیاسی و اجتماعی وان، 1914 ـ 1915م

نویسنده: آودیس هاروتیونیان
مترجم: آرمینه آراکلیان

 در ارمنستان غربی، به خصوص در وان و واسپوراكان هزاران اندیشمند ارمنی می زیستند و اساس زندگی اجتماعی ساكنان آن دیار برای چند سده بر دوش این اندیشمندان سیاسی و اجتماعی دانش اندوخته و فرهیختۀ ارمنی بود.

حكومت در حال زوال عثمانی و تركان جوان، جانشینان بر حق امپراتوری در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم میلادی، به خوبی می دانستند كه برای انهدام ارمنیان و پاك كردن وان و ولایت واسپوراكان از وجود ارمنیان، پیش از به آتش كشیدن خانه ها، غارت اموال و كشتار افراد جامعه باید سران و اندیشمندان آنها را از میان برداشت.

اعضای حزب اتحاد و ترقی تمامی اهرم های خود را به كار گرفتند تا به همراه آحاد جامعۀ ارمنی سران انقلابی و تحصیل كردۀ حزب داشناکتسوتیون را که درواقع سران جامعۀ ارمنی بودند و از 1907م دست دوستی حزب اتحاد و ترقی را خالصانه فشرده، زیر معاهدۀ مشترك همکاری را امضا كرده و امید به كمك اعضای حزب اتحاد و ترقی در تسكین آلام ارمنیان بسته بودند دستگیر، تبعید و قتل عام کنند.

 

كرد بیگ در نخستین توطئۀ دولتی در مورد هوسپ چولویان و ساموئل مسروپیان، اعضای حزب داشناكسوتیون؛ درشهر شاتاخ، ناكام ماند.[1]

در نوامبر1914م، درنزدیكی شهر بایازد (بایزید)، توروس گالوست آلویان، از فعالان حزب داشناکتسوتیون، به اتهام تدارك نقشۀ ترور تحسین بیگ، فرماندار سابق شهر وان، كشته شد. [2]

در اواخر1914م، نشان گالچیان، وكیل، حقوق دان و ترك شناس معروف وان، در ارزروم به قتل رسید. در اوایل دسامبر1914م، پطرس، پسرخواندۀ وازگن (انقلابی نامی و از سردمداران حزب داشناكتسوتیون)، فدایی بی باك و شهروند محبوب منطقه، در روستای خامار استان شاتاخ ، به شهربانی محل احضار و در دم اعدام شد. پطرس، مدافع حقوق كردها، خار چشم حكومت مركزی بود و قاتلان او، برای سرپوش گذاردن بر روی جنایت خود، دست به تیراندازی در روستای خامار زدند و اقوام كرد را ترغیب به غارت خانه های دهكده کردند. سپس، به متولی فرمانداری شاتاخ گزارش دادند كه پطرس و همراهان او به پادگان شهر حمله كرده و طی آن كشته شده اند. رسیدگی به پروندۀ واقعۀ پادگان و قتل پطرس خیلی زود جزئیات توطئه و واقعیت را بر ملا ساخت.

جِودت پاشا،[3] فرماندار وان و برادرزادۀ انور پاشا، كه نگران گسترش وقایع شاتاخ بود، به قصد بهره برداری از شرایط روز، در 2 آوریل 1915م، آرشاك ورامیان و آرام مانوكیان، دو تن از معتمدان شهر وان را احضار کرد و ضمن طرح مشكلات اجتماعی و گزارش وقایع دردناك برخوردهای بین کردها و ارمنیان منطقه، از آنها خواست كه ایشخان (بوغوس میكاییلیان) را، که شخصیتی مورد قبول در جوامع ارمنی و كرد منطقه بود، وادار به سفر به شاتاخ برای پایان دادن به شورش ارمنیان و تأمین آرامش کند. [4]

ایشخان، از اعضای فعال كمیتۀ رهبری حزب داشناكسوتیون و از رهبران فعال اجتماعی ولایت وان، صرفاً برای جلب نظر مثبت جِودت پاشا، به همراه سه تن از فداییان شجاع به نام های میهران ترماركاریان، واهان خیرانیان و بغوس كوتوت عازم منطقۀ بحرانی شد. همۀ اعضای این گروه معتقد بودند كه ورامیان و آرام مرتكب اشتباه شده اند و نمی بایست به جای رهبری قیام بر حق ارمنیان برای سركوب آن به منطقه می رفتند.

ایشخان، پیش از انجام مأموریت به دوستانش پیغام داد كه «ما خود را بی دلیل به كشتن می دهیم اما شما اشتباه ما را تكرار نكنید».[5]

ایشخان و دوستانش كه همراه با رییس شهربانی، واگیف بیگ و سه سرباز ترك در 3 آوریل 1915م و در قالب گروه مختلط صلح عازم منطقه شده بودند شب جمعه را در روستای هیرج در درۀ ارمنیان نزدیكی های شاتاخ درخانۀ كاظم اوغلو رشید کرد، شخصیت متنفذ و ثروتمند منطقه، اطراق کردند.

جمعیت روستا را سی خانوار ارمنی و چهل خانوار كرد تشكیل می دادند. ایشخان، سه همراه او و نظامیان ترك شهربانی تازه بر سر سفرۀ ننگین كاظم اوغلو رشید نشسته بودند كه افراد یك گروه مسلح دوازده نفری، كه به دستور جِودت پاشا در تعقیب گروه صلح روانۀ شاتاخ شده بودند، به اتاق مهمان پذیر خانه هجوم آوردند، ارمنیان گروه را در جا به گلوله بستند و اسلحه و اموالشان را غارت و جسد برهنه و تكه پاره  شان را در چاه های بیرون دهكده دفن کردند.

سیراك ماناسیان، جوان بیست سالۀ ساكن روستای مجاور، واقعه را این گونه شرح می دهد:

« . . . خبر رسید كه اندیشمند و فعال سیاسی، آقای ایشخان، را در روستای مجاور به قتل رسانده اند. این زمانی بود كه جِودت پاشا سران قوم را به دلایلی نزد خود می خواند و نقشۀ قتل ناجوانمردانۀ آنها را می چید.

ایشخان بی دفاع را كشتند و جسدش را در چاه انداخته اند. این هم برای قاتلان كافی نبود و دو طفل معصوم ایشخان را هم زنده زنده به چاه انداخته اند.

این زنگ خطر برای ما كافی است كه دور هم جمع شویم و به فكر دفاع در مقابل تهاجم بعدی ترك ها باشیم».[6]

تئودوروس لاپجینجیان (تئودیك)، محقق و نویسندۀ معروف اهل قسطنطنیه، در سالنامۀ خود می نویسد: « اولین خون كه در واسپوراكان به زمین ریخته شد . . .». [7]

روز بعد، در 4 آوریل 1915م، 46 تن از مردان ارمنی را در خانۀ كاظم اوغلو رشید، همان میزبان کرد، جمع كردند، به قتل رساندند و جسدشان را داخل چاه ها انداختند. خانه ها را غارت و زن ها را شکنجه کردند و آنان را به بیرون روستا بردند و قتل عام کردند.

هوسپ چولویان خبر این ماجرا را به وان رساند و نظر خود را با این جمله بیان کرد:

«قتل عام ارمنیان از 6 آوریل 1915م شروع خواهد شد. جوانب امر حاكی از دستور كشتار همۀ ارمنیان واسپوراكان است».[8]

پس از قتل ایشخان، قهرمان ملی وان، جِودت پاشا اندیشمندان سرشناس شهر آ. ورامیان، آرام، آ.ترزیباشیان و گ. چیتجیان را برای "مشورت" در خصوص امور مهم به دفتر خود احضار کرد. [9]

آ. ورامیان در یادداشتی به دوستش، آرام مانوكیان، می نویسد: «من می روم، تو بمان».[10]

آرشاك ورامیان، چهرۀ شناخته شدۀ شهر، را در 5 آوریل 1915م در محاصرۀ پنجاه سرباز سوار كشتی و به ولایت دیاربكر تبعید کردند.

در راه تبعید، پیش از رسیدن به مقصد در نزدیكی بیتلیس ورامیان را با شکنجه كشتند و جسدش را از روی پلی به رودخانه انداختند. [11]

بعدها، پس از پیروزی در جنگ حماسی شهر وان، ارمنیان شهر جسد متلاشی شدۀ این قهرمان ملی را به شهر آوردند و طی مراسمی در قطعۀ شهدای داشناكتسوتیون، در آرامگاه كلیسای آراروتس، به خاك سپردند. [12]

 حتی خود طلعت پاشا نیز تصدیق می کند که آ. ورامیان و ایشخان به دست عوامل حكومتی قربانی توطئه شده و به قتل رسیده بودند:

« . . . ایشخان و دوستانش، كه به خواست فرماندار وان و با موافقت دفتر مركزی حزب داشناكتسوتیون برای انجام مذاكرات صلح راهی شهرها و روستاهای ولایت بودند، كشته شده اند و ورامیان، وكیل مجلس، ناپدید شده است. نقشۀ قتل آرام مانوكیان معروف را هم آماده كرده بودند كه پس از فرار مانوكیان ناكام مانده است».[13]

اسقف گریگوریس بالاكیان،[14] در این خصوص می نویسد:

«توطئه های جِودت پاشا، فرماندار وان، برای خفه كردن قیام ارمنیان در نطفه و اجرای فرمان قتل عام ارمنیان، که از مرکز دریافت کرده بود، شامل حال سران جامعۀ ارمنی وان و واسپوراكان مانند چهره های سرشناس و ملی، ورامیان و ایشخان، شد.

عملكرد سیاه و خائنانۀ جِودت پاشا، كه بوی برنامۀ كشتار وسیع تر ارمنیان را از سوی حزب اتحاد و ترقی می داد، جامعۀ ارمنی را خواهی نخواهی به سمت احتیاط، آمادگی و خیزش مسلحانه هدایت کرد».[15]

آ. ترزیباشیان و گ. چیتجیان موفق به فرار شدند و به وان بازگشتند.

برخی از رسانه ها و منتقدان، سال ها بعد، تمكین ورامیان و ایشخان را اشتباه محض دانستند و قتل آنها را نتیجۀ صداقت، ارادت و سالم اندیشی خود آنها تفسیر كردند،[16] در حالی كه خون بر زمین ریخته شدۀ قهرمانان ملی، ایشخان، ورامیان، میهران ترماركاریان، واهان خیرانیان و بغوس كوتوت، آن هم به دست سردمداران برنامۀ نژادكشی ارمنیان، شهر وان را دچار تلاطم كرده و به زعم برخی دیگر سبب نجات ولایت واسپوراكان شده است. [17]

میهران ترلمزیان، كه داوطلبانه مشغول خدمت در ارتش ترك بود و تیگران اودیان (آسو)، از حزب هنچاك، كه در 1914م به اتهام شركت در توطئۀ قتل هیئت وزرای ترك در زندان به سر می برد، به همراه 120 زندانی سیاسی ارمنی دیگر در 8 آوریل 1915م در زندان شهر وان کشته شدند.

آرداشس تسولاكیان، فرهیختۀ فعال در عرصۀ هنر، بانی هنر نمایش در وان در 1908م و عضو حزب هنچاك و آبراهام برودیان، كاراپت تانته یان و همایاك یره میشیان، همراهان حزبی او، هم جزو همان 120 نفر زندانی بودند.

از این بین برودیان و یره میشیان در بیمارستان نظامی شهر درگذشتند و تیگران اودیان (آسو) و تانته یان به دستور جِودت در زندان به قتل رسیدند.

دفتر یادداشت های تسولاكیان، كه در آن شرایط زندگی و مرگ در زندان وان را به نگارش درآورده است، تنها نجات یافته از آن زندان بود.

هووهانس كیوراقلیان، اندیشمند و فرهیختۀ شهر وان و غِووند سرواندزیان، مترجم كنسول روس در شهر وان، هم جزو كشته شدگان برنامۀ انهدام سران و فرهیختگان جامعۀ ارمنی وان و واسپوراكان در آستانۀ نژاد كشی قرن بودند.

بدین ترتیب، در نتیجۀ سیاست نژادکشی و انحصارطلبی ترکان عثمانی بهترین اندیشمندان و فعالان سیاسی ارمنیان وان، به طور سازمان یافته و با برنامه ریزی قبلی، قتل عام شدند.

توضیح مترجم

دستگیری و قتل سران جامعۀ ارمنی شهر وان سبب طغیان، خونخواهی و خیزش ساكنان شهر و پیش بینی تداركات ‏وسیع، برای دفاع از شهروندان بیدفاع شد. مردان شهر دست به اسلحه بردند و زنان برای تهیه پوشاك و خورد و ‏خوراك رزمندگان بسیج شدند. ‏

جنگ نابرابر وان با شكست نیروهای منظم مهاجم ترك در ورود به هر دو بخش قدیم و جدید شهر وان و خروج ‏جمعیت شهر و انتقال آنها به مناطق امنتر و تحت نظارت قوای روس پایان پذیرفت.‏

در ادامه آمار مربوط به جنگ و تاریخچۀ وقایع پس از قتل سران سیاسی و اجتماعی منطقه که حاکی از ماهیت ‏برخورد متجاوزان با سکنۀ بیدفاع آن دیار است، ارائه شده است.‏

 

آمار دو طرف جنگ وان:‏

ـ نیروهای ترك مستقر در ولایت واسپوراكان:‏

گردان ژاندارمری منطقه وان:2,500 نفر

پیادهنظام لشكر پیادۀ ترك: 5,400 نفر

نظامیان مأمور اعزامی از مركز: 7,500 نفر

سوارهنظام بغداد: 560 سرباز ‏

نیروی مخصوص جودت پاشا: 5,000 نفر معروف به گردان قصاب

كل نفرات: 20960 ‏

ـ نیروهای ارمنی مستقر در وان:‏     

جمع كل نیروهای درگیر در دفاع ازشهر: 1,500 نفر

تسلیحات شامل 505 قطعه تفنگ و 750 قطعه تپانچۀ ماووزر.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
آرام مانوکیان، فرماندۀ نیروهای ارمنی و فرماندار وان پس از پایان جنگ 

عقاب واسپوراکان، یادوارۀ پیروزی نبرد وان

(واقع در دهستان آگاراک در استان آراگاتزودنی، 1979م، اثر کیم توروسیان 

 

تاریخچۀ وقایع:‏

‏25 فوریۀ 1915م لشكر سوم ژاندارمری واسپوراكان ابلاغیۀ شمارۀ 8682 مبنی بر افزایش استحكامات را دریافت ‏كرد. هدف ایجاد آمادگی برای مقابله با یاغیان ارمنی شهرهای بیتلیس، وان و حلب بود. ‏

‏23 مارس 1915م لشكر پیادۀ شمارۀ یك در اطراف وان مستقر شد.‏

آوریل 1915م، روز عید پاك، جِودت پاشا از ارمنیان خواست كه چهار هزار سرباز در اختیار ارتش او قرار دهند. ‏ارمنیان، كه میدانستند هدف اعدام جوانان است، از اعزام داوطلب خدمت ممانعت كردند. بزرگان جامعه، ارمنیان را به ‏آرامش و سكوت دعوت میكردند. باور بر این بود كه بهتر است چند ده را بسوزانند و ساکنان آنها را بیرون برانند تا همۀ ‏ارمنیان را قتلعام كنند.‏

‏15 آوریل 1915م درگیری بین مأموران جمعآوری مالیات و روستاییان ارمنی به زد و خورد و دخالت ژاندارمری ‏انجامید. ‏

‏17 آوریل 1915م جِودت پاشا دستور انهدام دهستان شاتاخ در حومۀ وان را صادر كرد.‏

‏20 آوریل 1915م نیروهای جِودت شهر را به محاصرۀ خود در آوردند.‏

25 آوریل 1915م اولین گروه فراری ارمنیان، متشكل از پانزده هزار نفر، از تنها مسیر ورودی، تحت حفاظت نیرو‏های ارمنی، به شهر وان باز گشتند.‏

28 آوریل 1915م نیروهای روس مستقر در منطقۀ قفقاز و گروهان داوطلبان ارمنی به دستور ژنرال تروخین به سمت وان ‏اعزام شدند. ‏

‏30 آوریل 1915م ارمنیان وان در این زمان در حدود سی هزار نفر تخمین زده میشدند.‏

‏6 مه 1915 تهاجم نیروهای روس به شبه جزیرۀ آناتولی شروع شد.‏

‏12 مه 1915م منطقۀ آرجیش، در حومۀشمالی وان، آزاد شد. جِودت یك گروه توپخانه را به آن ناحیه اعزام كرد.‏

14 مه 1915م حكومت مركزی شروع به تخلیۀ شهروندان ترك از طریق دریاچۀ وان کرد.‏

16 مه 1915م توپخانۀ ارتش 46 فقره بمب برای حمایت از تركهای در حال عقبنشینی به سوی شهر وان شلیك ‏کرد. تا این تاریخ گزارشهایی مبنی بر كشته شدن شش هزار ارمنی دریافت میشد.‏

17 مه 1915م نیروهای جِودت به طرف باشكاله عقبنشینی كردند تا به نیروهای خلیل بیگ ملحق شوند. شهر در ‏اختیار نیروهای ارمنی ماند.‏

‏18 مه1915م گروه فداییان ارمنی به فرماندهی ژنرال آندرانیك، كه از ایران حركت كرده بودند، وارد شهر شدند.‏

31 مه 1915م ژنرال تروخین و نیروهای روس وارد شهر شدند.‏

1 ژوئن1915م تروخین كلید شهر را پذیرفت و آرام مانوكیان را به فرمانداری شهر منصوب کرد.‏  

 

 

منابع:

آودیان، م. جنگهای آزادیخواهانۀ پنجاه ساله (1870ـ1920م) و تحلیل دیدگاهها و مدارك موثق به قلم ژنرال آندرانیك. پاریس: [بینا]،1954.     

استپانیان. دار زدن بیست نفر. پراویدنس: [بینا]، 1965.        

اورمانیان. فاجعه در ارمنستان غربی. اجمیاتزین: [بینا]، 1919.

 باربی، هانری. ارمنستان شهید. قسطنطنیه: [بینا]، 1919م.

بالاكیان. قربانگاه ارمنیان از برلین تا درۀ 1914ـ1920م. [بیجا]: [بینا]، [بیتا]، ج1.

تئودیك. سالنامۀ عمومی. «یادبود اندیشمندان شهید». قسطنطنیه: [بینا]، 1915.

سوازیان، و. نژادكشی ارمنیان و یادداشتهای شاهدان نجات یافته. ایروان: [بینا]، 2000.           

گغامیان، ی. جنگهای آزادیخواهانۀ ارمنیان در قرن بیستم. باکو: [بینا]، [بیتا].

ملوان زاده، رفعت. زوایای تاریك حزب اتحاد و ترقی. ایروان: [بینا]، 1990.

هاچیان، در مسیر زجرهای ارمنیان. تهران: [بینا]، 1335، ج1. 

هایرنیك. ش 6. آوریل 1924.           

http://en.wikipedia.org/wiki/Siege_of_Van

 

 

پی نوشت ها:

1ـ هایرنیك، ش 6 (آوریل 1924): 96.

2ـ اورمانیان، فاجعه در ارمنستان غربی (اجمیادزین: بی نا، 1919)، سند اول، ص35.        

3ـ فرماندار نظامی واسپوراكان كه به دلیل عادت به شكنجه و خصوصاً، كوبیدن نعل اسب به پاشنۀ قربانیانش به نعلبند بیگ معروف شده بود.           

4ـ م. آودیان، جنگ های آزادی خواهانۀ پنجاه ساله (1870ـ1920م) و تحلیل دیدگاه ها و مدارك موثق به قلم ژنرال آندرانیك (پاریس: بی نا،1954)، ص 143.          

5ـ هاچیان، در مسیر زجرهای ارمنیان (تهران: بی نا، 1335)، ج1، ص 376.

6ـ و. سوازیان، نژادكشی ارمنیان و یادداشت های شاهدان نجات یافته (ایروان: بی نا، 2000)، ص101.        

7ـ تئودیك، سالنامۀ عمومی، «یادبود اندیشمندان شهید» (قسطنطنیه: بی نا، 1915)، ص72.

8ـ اورمانیان، همان، ص19.

9ـ هانری باربی، ارمنستان شهید(قسطنطنیه: بی نا، 1919م)، ص 81. 

10ـ تئودیک، همان جا.

11ـ اورمانیان، همان، ص33.          

12ـ باربی، همان، ص81.  

13ـ رفعت ملوان زاده، زوایای تاریك حزب اتحاد و ترقی(ایروان: بی نا، 1990)، ص93.           

14ـ اسقف گریگوریس بالاكیان (1879 ـ 1934م)، از فعالان ملی مذهبی ارمنی، كه از 1914 ـ 1915م نایب اسقف ولایت یرزنكا (ارزنجان) بود، در 24 آوریل 1915م به همراه دیگر اندیشمندان ارمنی دستگیر و تبعید شد. او مدت ها در اردوگاه های آیاش و چانغر و تومارزا دربند بود و به طور معجزه آسایی از مرگ حتمی نجات یافت.           

15ـ گ. بالاکیان، قربانگاه ارمنیان (بیروت: بی نا،1977)، ج1، ص61.       

16ـی. گغامیان، جنگ های آزادی خواهانۀ ارمنیان در قرن بیستم (باکو: بی نا، بی تا)، بخش 2، ص614 و 616.

17ـ همان.




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 2112