نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، شماره 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

دنیای گوسان سایات نُوا

نویسنده: سایات بابومیان

 ارمنستان در قرون وسطا به لحاظ ا وضاع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی وضعیت چندان مناسبی نداشت. از نظر سیاسی استقلال خود را از دست داده بود و کراراً مورد تاخت و تاز اقوام بیگانه قرار می گرفت که سعی در پیشی گرفتن بر یکدیگر در غارت و چپاول ارمنستان داشتند، از نظر اقتصادی نیز روز به روز ضعیف تر می شد به طوری که ساکنان آن برای ادامهٔ زندگی ناچار به ترک وطن و گذران زندگی در شرایطی توأم با فقر و تنگدستی در دیگر سرزمین ها می شدند. این اوضاع نابسامان سیاسی و اقتصادی بر فرهنگ ارمنستان نیز تأثیر گذارد و انبوهی از واژگان ترکی، عربی، روسی و فارسی به زبان ارمنی راه یافتند به نحوی که حتی در گویش های مختلف زبان ارمنی نیز مشهودند. گوسان سایات نُوا از شاعران بنام این دوره است که او نیز از تأثیرات دگرگونی ها و وقایع این مقطع بی بهره نبوده.

شاعر، موسیقی دان و آوازه خوان شهیر ارمنی، هاروطون صیادیان، متخلص به سایات نُوا، در اواخر قرون وسطا، در1712 م، در تفلیس، متولد شد. دوران کودکی و نوجوانی و بیشتر سال های عمر خود را در تفلیس گذراند. در دوازده سالگی پدرش او را برای شاگردی به بافنده ای سپرد و او در مدتی کوتاه صنعت بافندگی را آموخت و در منزل خود دستگاه بافندگی منحصر به فردی را طراحی کرد و

Click to enlarge
      سایات نُوا
ساخت.

سایات نُوا تحصیلا ت رسمی نداشت اما در طول عمر خود همواره به مطالعه و کسب دانش و هنر مشغول بود. زبان های فارسی، ترکی، گرجی و ارمنی را به خوبی می دانست و به این زبان ها شعر می سرود. علاقهٔ او به موسیقی و آواز از همان آغاز نوجوانی مشهود بود و در این علاقه و گرایش احتمالاً تشویق والدین او نیز بی تأثیر نبوده. سایات نُوا در سی سالگی بافندگی را رها کرد و به آوازه خوانی و نوازندگی روی آورد. نواختن کمانچه در دستگاه های مختلف را فراگرفت و در این هنر به استادی رسید. دیری نگذشت که به خوانندگی و نوازندگی شهره شد و از آن پس دست به مسافرت های فراوانی زد و در تمامی شهرهای بزرگ آن زمان در هندوستان، ایران، ترکیه و ارمنستان هنر خویش را عرضه داشت. دستاورد این سفرها شهرت فراوان وی در منطقهٔ قفقاز بود.

با مشهور شدن سایات نُوا دربار گرجستان از وی برای آوازه خوانی دعوت کرد و او مدت ده سال در این سمت باقی ماند. در اواخر خدمت خود در دربار گرجستان مورد غضب پادشاه و درباریان قرار گرفت و از دربار اخراج شد. سایات نُوا از آن پس در دیری به لباس روحانیان درآمد و به زندگی خود ادامه داد. وی در زمان حملهٔ آغا محمد خان قاجار به گرجستان به علت نپذیرفتن پیشنهاد خوانندگی در دربار او در1795 م به قتل رسید.

سایات نُوا آخرین شاعر و خوانندهٔ ارمنی قرون وسطاست. پس از او این هنر در بین ارمنیان به تدریج از میان رفت و شاعران ارمنی، دیگر به خوانندگی و نوازندگی نپرداختند.

او طعم تلخ بی عدالتی های اجتماعی زمانهٔ خود را چشیده بود و زندگی دنیوی را حیاتی گذرا می دانست. سایات نُوا، که دنیا را به درستی می شناخت، آن را به صورت منظره ای از پشت پنجره مجسم کرده است.

Աշխարհը մի փանջարա է

او به خوبی از رسالت خویش آگاه بود و همواره سعی در شاد کردن مردم داشت چنان که در یکی از شعرهای خود خطاب به کمانچه اش می گوید:

دل های زیادی را تو خوشحال می کنی و به بیماران سلامتی می بخشی

Շատ տաուր սիրտ կու խնդացնիս,կու կտրիս հիւանդի դողը

یا در جایی دیگر به کمانچهٔ خود می گوید:

سعی کن به دنبال روزهای خوب خوش باشی

Ղաստ արա էլ լաւ օրէրուն եդիւն հասնես քամանչա 

به واقع، جهان بینی سایات نُوا عبارت است از عدالت، شرافت و خدمت به خلق خدا:

Խալխի նոր քար Ս.Ն

سایات نُوای شاعر و آوازه خوان طرفدار بی چون و چرای فراگیری علم و دانش بود و در اشعارش به این امر مهم اشاره کرده است:

Գիր սիրէ ղալամ սիրէ դաֆթար սիրէ

کتاب را دوست داشته باش و قلم را گرامی بدار

اشعار عاشقانهٔ وی نسبت به سایر سروده هایش حجیم تر و پرمنزلت تر است. او در این اشعار احساسات لطیف خود را نسبت به عشق به شکلی ماهرانه و با زبانی شیوا و شاعرانه بیان کرده. اشعار عاشقانهٔ او سرشار از روح زندگی و خالی از هر گونه عیب و نقص است و در آنها عشقی پاک، بی ریا و پرشکوه به تصویر کشیده شده. او در جست و جوی چنین عشقی می گوید:

 

 Ուստի գու գաս ղարիբ բլբուլ

 Դու մի լաց լի ես իմ լալու

Դու վարդ պըտռէ ես գեօզալին

Դու մի լաց լի ես իմ լալու

از کدام دیار میآیی ای بلبل غریب

 تو گریه نکن زیرا من گریه می کنم

تو به دنبال گل خویش بگرد و من بدنبال ماهروی خود

تو گریه نکن زیرا من گریه می کن

 

سایات نُوا شاعری هنرمند است و این هنرمندی در آثار وی به خوبی دیده می شود. مفاهیمی که وی بدان ها اشاره دارد و مناظری که به تصویر کشیده از ظرافت خاصی برخوردارند. در یکی از اشعارش می گوید:

Աշուղի լեզուն բլբուլ է, օրհնանք ունէ, մալաթ չկայ

زبان عاشق زبان بلبل است، خیر و برکت میآورد نه لعنت

او در تمجید از هنر خود گفته است:

Ամէն մարդ չի կանայ կարդայ իմ գիրք ուրիշ գրէն է, բունիաթս աւազ չիմանաս քարափ է քար ու կրէն է

در آثار این شاعر از واژگان فارسی، ترکی و گرجی استفادهٔ فراوان شده که گویای در هم آمیختگی این زبان ها با یکدیگر است. متأسفانه تا کنون پژوهشی در این خصوص صورت نگرفته و جای خالی آن در عرصهٔ پژوهش های فرهنگی همچنان خالی است.

همان طور که قبلا ً گفتیم سایات نُوا در سال های آخر حضور خود در دربار گرجستان مورد بی مهری پادشاه آن دیار و درباریان حسود و بدخواه قرار گرفت و نهایتاً از دربار اخراج شد. او در اشعارش بی پروا دربارهٔ شاه و درباریان کم مایه سخن گفته و به مقایسهٔ آنها با خود و هنرش پرداخته:

Click to enlarge
 

گر کنی سر از تن جدا دم بر نیارد ماهی

حنا چه کار آید چهارپایان را

شن های سخت بیابان کی شود نرم چون پنبه

گرچه آن را چون پنبه داخل لحاف جای دهی

جام مس را هرچقدر براق کنی

بیست تای آن هم به یک نقره خریدار نیست

شیشهٔ ناب را قیمت الماس ندهند

گرش نگین انگشتر کنی

هستندکسانی که یار شیطانند

کاش دیوانه شود منزلگاه شیطان

کوزهٔ سفالین نشود تنگ بلور شیراز

گر نهی آن را در طاقچهٔ بالا

 

سایات نُوا جهان بینی اش را نسبت به دنیا، بشر و روح انسان در قالب شعر و اغلب خطاب به خود سروده است. ظرافت این اشعار در آن است که مخاطب حرف های شاعر دل و جان خود او هستند نه دیگران:

Click to enlarge
 

بیا ای دل دیوانه بشنو ز من

حیا پیشه کن و ادب را رعایت کن

دنیا گر آن تو باشد، سرانجام چه خواهی برد

خدا و معرفت را شناس، یار را عزیز دار

آن طور باش که رضای خدا را به دست آوری

همیشه آویز گوش کن اندرز پیشنیان را و

بدان سه چیز را که درخور روح و جسم است

اهل قلم و مطالعه باش و دیوان شعر دوست بدار

بیا ای دل بیا و یکرنگی پیشه کن

حرمت نان و نمک بشناس و حرامی نکن

کاری نکن که مضحکهٔ این و آن شوی

صبر و تحمل پیشه کن و عاقل باش

کبر نکن تا خداوند را خوش آید

سر فرود آور و تواضع کن در مقابل کوچک تران

چون خداوند یکسان آفریده است خلق را

غریب را میهمان و فقیر را نوازش کن

سایات نُوا خوشا بر تو گر چنین کنی

جسم و جانت را فدای روح خود کن

گر خواهی روز قیامت رستگار شوی

 دل به خدا و خانهٔ خدا بسپار و چون سنگ صبور باش

 

پی نوشت ها:

1- مربی پایه12، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی.

 

منابع

ادبیات ارمنی.[ بی جا]: آکادمی ارمنستان،[ بی تا]، ج1.

حکیمیان، آ. سایات نُوا. ایروان:[ بی نا]،[بی تا].

 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 27285