نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

سیری مختصر در تحولات عقیدتی و سیاسی امپراتوری عثمانی با نگاهی بر ظهور پدیده هایی چون ‏ ینی چِِِری، بَكتاشیه، دیوشیرمِه، فراماسونری

نویسنده: رافی آراكلیانس

 مقدمه

نبرد ملازگرد،[1] از تاریخ  سازترین جنگ  های دنیاست. در این نبرد، که در نیمۀ دوم قرن یازدهم میلادی به وقوع ‏پیوست، شكست قطعی امپراتوری روم شرقی، بیزانس،[2] ‏ در برابر لشكریان سلجوقی منجر به ظهور و حکومت امپراتوری عثمانی تحت فرمان 36 سلطان، از عثمان اول تا محمد ششم[3] ‏و تداوم حضور ترکان در آسیای صغیر به مدت 848 سال شد. ‏

مغولان ترك   تبار، این مهمانان ناخواندۀ ساكنان و صاحبان قدیمی آسیای صغیر، در فرصت تاریخی كوتاه موفق ‏شدند تا مناطق وسیعی از شبه جزیرۀ آناتولی،[4] ناحیۀ روملی،[5] ‏سرزمین  هایی از غرب ایران و حجاز[6] ‏ گرفته تا ‏مقدونیه در اروپا و از سواحل شمالی دریای سیاه تا مناطقی وسیع در شمال آفریقا را در زیر سم اسبان خود درنوردیدند ‏تا سلاطین خود را در برابر مغلمه  ای از اجتماع فرقه  های متعدد مسلمان و غیر مسلمان قرار دهند.‏

ظهور امپراتورى عثمانى در 1299م و گسترش سریع آن، آغازگر فصلی نوین و مملو از تحولات سیاسى، ‏اجتماعى و عقیدتی در جهان اسلام بود که در تقابل و تعامل با همسایگان متمدن  تر خود نظامی غیر  متعارف را در ‏اروپای مسیحی بنیان نهاد، روابط اجتماعی منطقه و جهان را دگرگون ساخت و حكومتی بر اساس موازنۀ قدرت بین ‏ادیان، مذاهب و اقوام گوناگون پایه  ریزی کرد.‏

ماهیت امپراتوری و باور سلاطین عثمانی بر حق خود در رهبری جهان اسلام و تولیت آستان خلفای آن، سر ‏منشأ ظهور روابطی خاص بین اربابان و رعایا، بین حكومت بر حق سایۀ خدا و همسایگان آن و بین تحجر و تمدن ‏قرار گرفت. ‏

نگاه خلیل خیرالدین پاشا (1364ـ 1387م)، [7] نخستین وزیر اعظم و نظریه  پرداز امپراتوری عثمانی، در خصوص ‏ادارۀ امپراتوری را می  توان نمایشگر سیاست و خط  مشی حكومت در قبال رعایا و بیانگر درك سلاطین عثمانی از ‏روابط اجتماعی دانست. بنابر اعتقاد راسخ خلیل پاشا جان، مال و ناموس مردم تحت حكومت امپراتوری و نیز ‏مقلوب  شدگان در جنگ، تماماً، متعلق به فاتحان و حاكمان مسلط شده است.‏

خصوصیات كوچ  نشینی این تازه  واردان، اسكان آنان در آسیای صغیر و در هم  جواری با دنیای متمدن و كارآمد ‏غرب، تمایلات ذاتی در زورورزی و قدرت  طلبی این مهاجمان در برابر اقوامی كهن با باورهای دینی گوناگون خبر از ‏ایجاد مغلمه  ای از نظام  های اداری، دینی و اجتماعی نوین را می  داد كه قرار بود برای سال  ها و حتی تا قرن  های ‏بیستم و بیست و یكم، در ثبات دولت  ها و آرامش ملت  ها، نقشی مهم و بیشتر منفی داشته باشد. ‏

تولد راه  كارهای تازه و ظهور پدیده  هایی چون ینی  چری،[8] ‏بكتاشیه،[9] دیوشیرمه،[10] دنمه[11] و فراماسونری از نوع ‏عثمانی[12] در بطن این امپراتوری و تقابل آنها با نظام  های حاکم بر زندگی ملت  ها و دولت  های غیر  ترك و غیر عثمانی ‏نه فقط منجر به بروز اتفاقات سیاسی غیر منتظره  ای چون سقوط امپراتوری، نژادكشی، جنگ  های جهانی و غیره، بلكه ‏بانی روابط سیاسی و اجتماعی پنهانی  ای شد كه امروزه در اشکال گوناگون صلح و آرامش را از منطقه و حتی بخشی از ‏جهان بیرون رانده است.‏

عامل پیوستگی آن نظام  ها و آن راه  كارها در بستر زمان و روی كنگرۀ پل بین شرق و غرب را می  توان مولود ‏برخورد تحجر میهمانان نورسیدۀ آسیای صغیر و تمدن میزبانان كهن آن دانست.‏

ظهور، روند رشد و تداوم نظام  های حاكم در آسیای صغیر پس ازمهاجرت تركان سلجوقی تا به امروز نمایشگر ‏روح استثمار از یك سو و عقدۀ حقارت تازه  واردها از سوی دیگر است و وجوه تشابه راه  كارها و نظام  های به كار ‏گرفته شده در ایام اقتدار امپراتوری عثمانی با رویكرد اجتماعی سیاسی دولت كنونی تركیه بیانگر تداوم آن روح و ‏آن عقدۀ حقارت تا به امروز است.‏

تقیه كردن[13] بكتاشی  ها برای فرار از تعرض اكثریت سنی حاكم، تظاهر به اسلام یهودیان اهل دنمه برای ‏مخفی نگه داشتن اعتقاداتشان و رازپوشی عثمانی  های فراماسون برای اجرای عبادات و پیشبرد برنامه  هایشان از ‏جمله وجوه تشابه فرق مولود خلافت عثمانی است، پنهان  كاری  ای رندانه، كه تا به امروز هم در سیاست منطقه ابراز ‏وجود می  كند.‏

 

امپراتورى عثمانى[14]

سلاطین مقتدرى از عثمان اول تا عبدالمجید دوم با اتكا به ارتش سلطنتی، معروف به كاپیكولو[15] ‏ و یگان پیاده  نظام خصوصی و گارد ویژۀ ینی  چرى آن، با مجهز شدن به تسلیحات ‏آتشین و با بهره  بردارى از شرایط سیاسى اجتماعى آن روز دنیا، نه تنها توانستند به فتوحات گسترده  ای نایل آیند ‏بلكه موفق شدند تا از این طریق اندیشۀ حاکم بر جامعۀ عثمانی و جریان  های مذهبى موجود در آن، مانند بكتاشیه ‏را، به بالكان و ماورای آن، یعنی اروپا،[16] اشاعه دهند. ‏

سلاطین عثمانی، كه عموماً عنوان خلیفۀ مسلمین را نیز یدك می  كشیدند، عبودیت و تسلیم خالصانه[17] ‏ و ‏محض زیردستان را از پایه  های اصلی قدرت امپراتوری عثمانی می  شمردند. سلطان عثمانی بالاترین مقام مذهبی ‏مسلمانان به شمار می  رفت و رسماً، هم رئیس دولت بود، هم فرماندۀ قشون و هم بالاترین مقام دستگاه حکومت ‏اسلامی. این موضع از سوی شیخ  الاسلام یا بالاترین رهبر مذهبی مسلمانان در قلمرو عثمانی مورد تأیید قرار ‏می  گرفت. [18] ‏پیروان مذهب حنفی،[19] باور غالب در امپراتوری، رأی شیخ  الاسلام را قبول داشتند و در نتیجه سلطان ‏را « اولی الامر»[20] ‏ می  شمردند تا اطاعت از او مطلق انگاشته شود. ‏

خود شیخ  الاسلام، نه به منزلۀ بزرگ  ترین مقام مذهبی رسمی خلافت عثمانی بلكه به منزلۀ بالاترین مشاور و ‏كارگزار سلطان عثمانی در امور مذهبی شناخته می  شد و نقشی مستقل از دولت و سلطان برعهده نداشت. ‏

سلطان و رهبران حنفی هریك دلایلی خاص خود برای حفظ و ارتقاء منزلت ینی  چری  ها داشتند. ‏

سلاطین ترك  تبار، كه تنها از یک سده پیش  تر در قالب مهاجمانی برخاسته از میان طوایف كوچ  نشین آسیای ‏دور به قدرت رسیده بودند، به خوبی می  دانستند كه تداوم قدرت و مهم  تر از آن ادامۀ كشورگشایی در مناطق ‏شهری كه فرمانروایان آنها خود و رعایایشان را در پناه برج و باروهای مستحكم قرار داده  اند، نیازمند پیاده  نظامی ‏سازمان  یافته با ساختاری ثابت است، كه تشكیل آن را نمی  توان از سوار  كاران چادرنشین انتظار داشت. ‏

سلطان نیازمند نیروی پیادۀ مخلص، امین و زبده  ای بود كه حفاظت از منافع او و امپراتوری را تضمین کند.‏

رهبران اهل تسنن هم از سوی دیگر، در هراسی دائمی از تجددگرایی و نزدیكی به اروپای مسیحی، هرگونه ‏نوسازی، تحولات اجتماعی و مدرنیسم را امری ذاتاً مسیحی و ابداع مسیحیان برای دستیابی به قدرت در جهان ‏اسلام می  دانستند و به اشكال گوناگون نسبت به آن واکنش نشان می  دادند. ‏

ملاهای سنی هم، كه در این كشاكش همواره در هراس از این بودندكه مبادا تحولات ساختاری و اداری سلطان ‏جایگاه ویژۀ آنان را در جامعه متزلزل سازد و از نقش رهبری آنان بكاهد، هر از گاهی دست به دامان نیروی ‏مخصوص ینی  چری و دیگر نیروهای محافظه  كار و ارتجاعی می  شدند تا به كمك آنها سلاطین عثمانی را از اجرای ‏طرح  های تجددگرایانه و اصلاح  طلبانه باز دارند. ‏

آنها به دفعات در اعتراضات علیه اصلاحات و نوسازی شركت كردند و بارها برای متوقف ساختن روند نوسازی ‏جامعه و جلوگیری از انجام اصلاحات اجتماعی، دست به اقداماتی در جهت بركناری سلاطین اصلاح  طلب زدند.‏

این  گونه بود كه ینی  چری  های متعصب توانستند، در طول چهار قرن حضور خود در عرصۀ قدرت امپراتوری ‏عثمانی، نقشی تاریخ  ساز را در موازنۀ قدرت بین ملاهای حنفی، به رهبری شیخ الاسلام و سلطان، برای خود رقم ‏زنند.‏

 

ینـی  چِِِـری  هـا

اندیشۀ تقویت و تجدید نظام سپاهی كه تا استقرار نهایی آل عثمان صرفاً به نیروی سواره  نظام و فقط به هنگام جنگ ‏به گروهی غازی[21] یا جنگاور پیادۀ غیر  منظم متكی بود از زمان اوج  گیری اقتدار سر  سلسله  های امپراتوری، مانند ‏اورخان غازی[22] همواره مطرح بود.‏

به خدمت گرفتن اسرای مسیحی، كه در سرزمین مادری خود نمونه  ای كامل از یك لشكر پیاده  نظام منسجم ‏بودند، می  توانست كوتاه  ترین راه برای ایجاد یک نظام سازمان  یافته از جنگجویان منضبط و مطیع پیاده باشد. ‏

‏ به این ترتیب، رونوشتی از نظام ممالیك[23]مصر، به منظور ایجاد پیاده  نظامی جدید برای مقابله با روش  های ‏سنتی، بومی و قبیله  ای مرسوم در منطقه، از قرن چهاردهم به كار گرفته شد.‏

سربازان مسیحی  ای كه به اسارت درآمده بودند در سازمان عجمى اجاق (سپاهیان نوآموز) با اصول و آداب ‏جنگی جنگجویان ترك  تبار آشنا می  شدند و با روزی دو تا سه آقچه[24] ‏مقرری به خدمت پیاده  نظام جدید ‏درمی  آمدند. ‏

سربازان سپاه جدید در آغاز از میان اسرای یونانی، آلبانیایی و رعایای ارمنی انتخاب می  شدند اما بعدها با بسط ‏قلمرو تحت استیلای امپراتوری به تدریج اسرا و بردگان مسیحی از میان بلغارها، كرووات  ها، صرب  ها و در موارد ‏نادری نیز از میان گرجی  ها، روس  ها، لهستانی  ها و اوكرانی  ها به صفوف ینی  چری  ها اضافه شدند.‏

نابرابری مقام و منزلت این نوآموزان نو  مسلمان با غازی  های ترك  تبار با ورود درویشی به نام حاج بكتاش ولی ‏به صحنۀ كشورداری به تدریج از میان رفت.‏

هر چند كه از نظر تاریخی با نابرابری تاریخی مواجه هستیم، اما اینگونه نقل است كه حاج بكتاش ولی در ‏خلال حیاتش در طی ملاقاتی با اورخان غازی، از سلاطین آل عثمان و در حضور تنی چند از سپاهیان نوآموز در ‏قریه صولچه،[25] آستین خرقۀ خود را پاره کرد،[26] آن را به جای دست خود و به رسم تبرك بر سر یكی از سپاهیان ‏گذاشت و اعلام کرد كه از این پس نام ینی  چری یا سربازان سپاه جدید مناسب آنها خواهد بود.‏

ینی  چری  ها كه حاج بكتاش ولی را بابا، پیر و مراد خود می  دانستند و از آن پس همواره قطعه پارچۀ سفید ‏رنگی را به نشانۀ دست متبرك حاج بكتاش ولی در بالا و پشت كلاه نصب می  كردند می  بایست در قالب پیاده  نظام ‏لشكر عثمانی به هنگام جنگ در كنار سلطان و در هنگام صلح محافظ دائمی جان او باشند. ‏

ینی  چری  ها نه اسیر بودند و نه افرادی آزاد.‏

ینی  چری  ها هم سرباز محسوب می  شدند و هم دراویشی متعصب. پیوند معنوی آنها با بكتاشیه، كه در اواخر ‏قرن شانزدهم میلادی شکل گرفت، موقعیت ینی  چری  ها را تا بدان  جا ارتقا داد كه غازی  های منصوب به طریقت ‏بابایی[27] نیز به تدریج به آنها و سازمانشان پیوستند.‏

فلسفۀ دینی بكتاشی  ها در آمیزش با اصول و وظایف ینی  چری  ها منتهی به ایجاد ساختاری خاص از باورهای ‏دینی شده بود که در عین حال هم دیدگاه  های صوفیانه داشت و هم گرایش  های نظامی. خدمت در نظام وظیفۀ ‏عمومی، روزه گرفتن در طی ماه رمضان، اقامۀ پنج ركعت نماز در هر روز و سفر به مكه و انجام مناسك حج از زمرۀ ‏وظایف و فرایض دینی آنها حذف شده بودند.‏

زین العابدین بن اسكندر شیروانی،[28] شاعر ایرانی قرن سیزدهم قمری، در کتاب بستان السیاحه،[29]كه حاصل ‏سفر  های گستردۀ وی در كسوت درویشی به عثمانی، یمن، شام، حجاز و غیره به منظور شناسایی صوفی  های ‏برجستۀ زمانه بوده است، دربارۀ حاج بكتاش ولی می  نویسد:‏

«... و به توجه آن بزرگوار طایفۀ ینی  چرى در آن دیار ظهورنموده، سبب آنكه وقتى با فرنگیان محاربه و مقابله داشت و در آن حرب لواى فتح و نصرت برافراشت و با غنایم موفور (زیاد) به دارالملك رسید و خمس غنایم عاید سلطان (عثمانی) گردید، از جمله غنایم صد هزار غلام بود. سلطان به خدمت آن جناب (حاج بكتاش) عرض نمود كه لشكر اسلام در غایت قلت و سپاه كفر در نهایت كثرت است، اگر بر كثرت مجاهدان و جمعیت ایشان همت نمایى و غلامان را بر ملت بیضا دعوت فرمایى، از الطاف ولایت مآبى دریغ نخواهد بود. آن جناب (حاج بكتاش)، بنابر الهام غیبى و استدعاى سلطان، غلامان را به دین اسلام دعوت كرد و زبان دعاى خیر بر ایشان بگشاد و آن طایفه را ینىچرى نام نهاد، یعنى لشكر جدید...». [30] ‏ ‏

ینی  چری  ها در فاصلۀ بین جنگ  ها به آموزش فنون نظامی و تقویت قابلیت  های رزمی و اعتقادات مذهبی خود ‏ادامه می  دادند و بابت آن در پایان هر فصل حق  الزحمه دریافت می  كردند. سلطان وقت پرداخت دستمزد هر فصل را ‏به میزان حداكثر دوازده آقچه تأیید و تصویب می  كرد و خود، ملبس به لباس مخصوص ینی  چری  ها و شال ‏بكتاشیان، در صفوف آنها جای می  گرفت تا حق  الزحمۀ خود را مانند یك ینی  چری دریافت كند.‏

همرزمان اعضاء خانواده و پادگان  های نظامی، خانۀ دائمی ینی  چری  ها بودند.ینی  چری  ها در طول تعلیمات ‏باید به این باور می  رسیدند كه مرگ خود و دیگران از اهمیت بسیار ناچیزی برخوردار است. هر ینی  چری می  بایست ‏آنقدر مهارت پیدا می  كرد تا بتواند با یک ضربۀ شمشیر سر دشمنی را از تن جدا كند، مهارتی كه پاداش آن مقام ‏بالاتر و حق  الزحمۀ بیشتر بود. هر ینی  چری در ازای هر سه سری که از کافران می  برید، نشانی از نقره برای نصب بر ‏روی پیشانی كلاه خود دریافت می  كرد. ‏

سپاه ینی  چری، نه تنها عامل اصلی فتح قسطنطنیه و پیروزی در جنگ چالدران بود بلکه با استقرار در قلب ‏لشكر سلطان برای قرن  های متمادی سبب شكست روحی لشكریان كشورهای اروپایی و مسیحی پیش از آغاز ‏جنگ  ها محسوب می  شد.‏

قرن هفدهم میلادی را می  توان دوران شكوفایی نظام ینی  چری دانست. در این قرن سلطان سلیمان به خواستۀ ‏سپاهیان ینی  چری تن داد و مجوز موروثی شدن مقام ینی  چری را در خانوادۀ ینی  چری  ها و انتقال مقام از نسلی به ‏نسل بعد را پس از سه قرن مخالفت سلاطین پیشین صادر و طی فرمانی امتیازات متعددی از جمله اجازۀ ‏سرمایه  گذاری، اشتغال در مناصب اداری و برخورداری از امكانات رفاهی را به آنها اعطا کرد.‏

اعمال تغییرات سلیقه  ای از سوی سلاطین، در رسومی که ریشه  هایی عمیق در نظام سلطنت عثمانی داشتند، ‏سبب ایجاد فرصتی برای تفسیر مصلحتی قواعد حاکم و به نوعی تحكیم قدرت ینی  چری  ها شد و نیروهای مخصوص ‏پاسدار سلطنت از آن پس آن چنان اختیاراتی را دریافت كردند كه توانستند در مواقعی مانع ایجاد تغییرات ‏ناخواسته به دست نیروهای مخالف و انحراف از نظام سلطنتی شوند و حتی هرازگاهی تغییر بنیادی را در سیاست ‏قسطنطنیه، پایتخت عثمانی، موجب شوند. ‏

ساختار سازمان ینی  چری و پیروزی  های آن در جنگ  های متعدد توجه كارشناسان نظامی كشورهای اروپایی را ‏به خود جلب كرده بود و برای مدت  ها، حتی پس از انحلال آن، به منزلۀ نمونه  ای موفق و قابل استناد در نظام  های ‏حكومتی قلمداد می  شد.‏

ینی  چری  ها روز به روز اهمیت بیشتری در نظام حکومتی عثمانی می  یافتند. اجازۀ دخالت آنها در امور ‏بازرگانی، ثبت  نام فرزندان و وارثانشان در سازمان ینی  چری، اسكانشان همراه خانواده در خارج از پادگان، تعلق ‏مستمری ثابت و حق بازنشستگی و تخصیص مزایایی برای فرزندانشان پس از مرگ، در اواسط قرن هجدهم میلادی ‏جنبۀ قانونی پیدا كرد و از سوی دیگر صدور مجوز استفاده از آخرین نوع مهمات و اسلحۀ گرم، برخورداری از ‏حمایت یگان  های پشتیبانی و تدارکاتی منسجم و نظام درمانی و بهداشتی مخصوص قدرت آنان را دو چندان ساخت.‏

Click to enlarge

 آتاترك بنيان گذار تركيۀ نوين

در لباس مخصوص يني چري ها،

   صوفيه، مه 1914م، پیش از نژادكشي بزرگ ارمنيان

www.tsk.tr‏    

منزلت ینی  چری  ها به تدریج از چارچوب نظامی فراتر رفت و پای آنان به سازمان  های اداری و اجتماعی باز شد. ‏از جملۀ معروف  ترین و موفق  ترین ینی  چری  ها می  توان از سوكلو محمد پاشا[31] ‏و اسكندر بیگ[32] نام برد. ‏

سوكلو محمد پاشا از خانواده  ای بوسنیایی و مسیحی بود كه در نوجوانی به خدمت ینی  چری  ها گرفته شده بود. ‏وی از 1543م به بعد به سرعت مدارج ترقی را طی كرد و به مقامات مهم دولتی از قبیل فرماندهی گارد سلطنتی، ‏مقام وزیر سوم، معاونت وزیر و در نهایت وزارت اعظم[33] در بارگاه سه سلطان دست یافت و به مدت تقریباً پانزده سال ‏عملاً در جایگاه حكمران واقعی امپراتوری قرار گرفت. ‏

اسكندر بیگ نیز از اشراف آلبانیایی بود كه در 1423م به اسارت سپاهیان سلطان مراد دوم درآمد و برای ‏بیست سال به منزلۀ گروگان در امپراتوری عثمانی باقی ماند. او در ایام اسارت به ناچار به خدمت ینی  چری  ها درآمد ‏و به دلیل استعدادهای ذاتی  ای که داشت صاحب مناصب بسیار بالایی در ارتش ینی  چری شد.‏

سلطۀ آشكار ینی  چری  ها پایان غم  انگیزی داشت. براساس تحقیقات و نوشته  های پاتریك كینرس،[34] تاریخ  نویس ‏اسكاتلندی قرن بیستم میلادی، سلطان محمود دوم (1808ـ 1839م) برای رهایی از قدرت غالب و روزافزون ‏ینی  چری  ها، كه از پادگان  ها فراتر رفته بود و وحشت از مافیای قدرتشان، که آن را در سطوح مختلف اجتماع پراكنده ‏بودند، به چاره  جویی پرداخت و برای درهم شكستن نهایی ساختار منسجم و گستردۀ نظام آنها متوسل به حیله شد.‏

وی با هــدف شوراندن سپاهـــیان ینی  چری و ترغیب آنها به كودتا و سپس، سركوب ناگهانی آنها اقدام به صدور ‏حکمی کرد كه بر مبنای آن می  بایست سازمان ینی  چری منحل و به جای آن ارتشی دیگر با سازمانی نوین تشكیل ‏می  شد.‏

ترفند سلطان کارگر افتاد. شورش مورد انتظار ینی  چری  ها در نطفه خفه شد. ‏

به این ترتیب، چهــار هـزار تــن از ینی  چری  ها در زیر آتش توپخانه در پادگان  های خود به هلاكت رسیدند. ‏معروف است كه آخرین ینی  چری در زیر برج معروف به خون (یا چاه خون) در كنار دریای مرمره در شهر ‏سالونیكا،[35] گردن زده شد.‏

فلسفۀ وجودی پیاده نظام زبده، منضبط و مخلص سلطنتی ینی  چری، كه نخستین بار در زمان امپراتوری ‏سلطان مراد اول[36] در 1363م پا گرفته بود، به فرمان سلطان محمود دوم[37] ‏در 1826م پایان یافت. اما در حالی که ‏وجود مادی آن از میان رفت اندیشۀ نظام ینی  چری در ضمیر استثمارگر مقامات حكومتی حزب اتحاد و ترقی تركیه، ‏وارثان سلطنت عثمانی، برای همیشه محفوظ ماند و بار دیگر و به شکلی دیگر در یتیم  خانه  های زاییده از نژادكشی ‏ارمنیان در 1915م و پایان حكومت سلطنتی عثمانی به كار گرفته شد. ‏

دراویـش بكتاشـی

مهاجرت مغولان و طوایف ترك  تبار شرق قارۀ كهن به شبه جزیرۀ آناتولى در قرن یازدهم میلادی پیامدهای بسیاری ‏را، از جمله مهاجرت گروهی از عالمان و رهبران دینی، به خصوص، دراویش و رهبران طریقت  های ‏صوفیانه به آسیای صغیر و ایجاد تحولی بزرگ و پایدار در زندگی اجتماعی ساکنان منطقه، به دنبال داشت. ‏

حاج بکتاش ولی،[38] از مریدان خواجه احمد یساوی،[39] شاعر و درویش ترك  تبار بود و بکتاشیه از این طریق ‏نسب وی را به امام موسی كاظم (ع) می  رساند. وی هم  زمان با وقوع جنگ  های صلیبی و فروپاشی خلافت عباسی ‏زادگاه خود را در جنوب شرق دریای خزر به قصد مهاجرت به آسیای صغیر ترك كرد و در 1281م در منطقۀ ‏كاپادووكیه[40] ‏ در مركز شبه جزیرۀ آناتولی و غرب بلندی  های ارمنستان سكنا گزید.‏

طریقت بکتاشیه، منسوب به حاج بکتاش ولی، که آمیخته  ای بود از سنت  های مسیحیان روم شرقی، اعتقادات ‏قزلباش  های اهل شریعت شرق آسیای صغیر، باورهای علویان و آداب كردها و سنن بومیان دیگر، از جمله فرقه  های ‏مهم و تأثیرگذار در تاریخ امپراتوری عثمانی است که زمینه  های پیدایش آن به آغاز سیطرۀ حكومت مغولان بر ‏آسیای صغیر باز می  گردد. ‏

باورهای فلسفی حاج بکتاش ولی، كه از زبان مردمان عادی و در تقابل با نهضت  گران با نفوذ باباییه در دربار ‏فرمانروایان سلجوقی ادا می  شد توانست از طریق پیوند با سازمان نظامی ینی  چری  ها نفوذ خود را بر دربار سلاطین ‏عثمانی گسترش دهد و به مدت بیش از چهار قرن در تحولات سیاسی و مذهبی امپراتوری عثمانی و زندگی ساكنان ‏قلمرو وسیع آن ایفای نقش كند.‏

پادشاهان عثمانی به دلایل سیاسى و براى وحدت بخشیدن به اقوام و مذاهب گوناگونی که زیر سلطۀ این ‏امپراتوری زندگی می  کردند، به رهبران فكری با نفوذ و به ویژه، به صوفیان طریقت بكتاشیه به دیدۀ احترام ‏مى‏نگریستند. به این ترتیب، به لطف پادشاهان عثمانی و حمایت آنان طریقت بكتاشی، كه بعدها در قرن شانزدهم ‏میلادی به همت بالیم سلطان[41]  ‏ صاحب ساختاری نوین شد، با نظام دِیوشرمِه و نهاد ینی  چری  پیوندی عمیق یافت و ‏با  گسترش امپراتوری عثمانی به شبه جزیرۀ بالكان و سپس شرق اروپا به آلبانی، بوسنی و كوزُوو نیز راه یافت.‏

شیوخ طریقت بكتاشیه در 1826م  به دستور سلطان محمود دوم (1808ـ 1839م)، كه نفوذ و قدرت زایدالوصف ‏بكتاشی  ها را متناقض با منافع امپراتوری و سلطنت می  دانست، از ادامه و گسترش فعالیت  های خود منع شدند. به ‏این ترتیب دراویش بكتاشی به مدت بیست سال در خفا به سربردند و با فعالیت  های زیرزمینی به حیات خود ادامه ‏دادند تا بار دیگر و در فرصتی مناسب در قالب دراویش نقشبندی[44] سربرآورند.‏

سرانجام، آتاترك، بنیان  گذار سكولار تركیۀ نوین، كه خود زادۀ مادری مسلمان از اهالی آلبانی بود، در 1923م ‏فرمان جمع  آوری تمام خانقاه  های بكتاشی و تبعید تمامی بكتاشی  ها و مریدان نقشبندی را به آلبانی، تنها كشور ‏مسلمان اروپا، صادر کرد. ‏

 

دِیـوشـرمِـه ‏

شمار مسیحیانی که به اسارت گرفته می  شدند برای تكمیل نیروی نظامی ینی  چری  ها كافی نبود. از این رو، سلطان ‏بایزید اول (1389 ـ 1402م) [43] به منظور تقویت نیروی سازمانی ینی  چری  ها، در آغاز دهۀ هشتاد قرن چهاردهم ‏میلادی، فرمان اجرای نظام اداری دِیوشرمِه یا «مالیات خون»،[44] ‏را، كه در عهد سلطان مراد اول پایه  ریزی شده بود، ‏صادر کرد.‏

‏«مالیات خون» می  بایست از خانواده  های مسیحی[45] ساكن سرتاسر قلمرو امپراتوری عثمانی دریافت می  شد. ‏مأموران حكومتی در فاصلۀ هر چهار تا پنج سال به خانواده  های مسیحی مناطق تحت استثمار مراجعه می  كردند، ‏کودکان زیر ده ساله  ای را كه سالم، قوی و با  هوش تشخیص می  دادند از آغوش خانواده  هایشان جدا می  ساختند و در ‏ولایتی دیگر در مكانی نامعلوم به خانواده  های ترك می  سپردند تا مقدمات تَرك دیانت اجباری آنان را فراهم آورند و ‏در انطباق با زبان، عادات، سنت  ها و رسوم تركی زندگی جدیدی را به آنها تحمیل كنند.‏

در این میان، خانواده  های فقیری بودند كه به امید نجات فرزندشان از فقر و مرگ از جدایی پسر خود استقبال ‏می  كردند و بودند خانواده  هایی كه برای فرار از پرداخت «مالیات خون»، دختری را به عقد پسر بچۀ نوجوان خود در ‏می  آوردند تا مانع اسارت او شوند، چرا كه قانون اجازه نمی  داد كه «مالیات خون» در مورد پسران متأهل اجرا شود.‏

نظام دِیوشیرمِه روند تكامل مادی و معنوی یک ینی  چری را از روز جدا كردن او از خانواده  اش تا رسیدن او به ‏مقام نهایی پیش  بینی كرده بود. بچه  های تازه مسلمان و تُرك شده را پس از طی دوران اولیه به قسطنطنیه ‏می  آوردند تا مسیر اصلی تربیت آنها را مشخص سازند. خورد و خوراك خوب، پوشاك مناسب و سقف مقاومی در ‏بالای سر این نوجوانان می  بایست تصویر زندگی محقر خانۀ پدری و آغوش مادرشان را از ذهن آنان پاك می  كرد و ‏یادآوری گذشته را برای آنان ناخوشایند می  ساخت.‏

بر اساس نظام فلسفی دِیوشیرمِه باهوش  ترین و بااستعدادترین برده  ها به مدارس نخبگان پایتخت راه می  یافتند ‏تا تحت مراقبت شدید و تعالیم عالیه برای مناصب عالی نظامی و اداری دربار و حكومت پرورش یابند. بقیه را نیز به ‏سازمانی به نام سازمان عجمی می  فرستادند تا دوران شكوفایی زندگی خود را فقط مطابق با الگوی یك جوان ‏جنگ  طلب ترك و آمادۀ جانبازی در راه بقای سلطان عثمانی و سلطنت او سپری کنند.‏

عاجمی اوغلان  ها یا نوجوانان نوآموز را پس از ترك دیانت، زندگی موقت در خانواده  های ترك، سپری کردن ‏دوران كار و تعلیمات سخت مقدماتی و تكمیل دانش زبان تركی در پادگان  های ینی  چری به استانبول ‏باز  می  گرداندند تا به مدت هفت سال متمادی و تا سن 25 سالگی در مدارس ینی  چری  ها با فنون جنگ آشنایی پیدا ‏كنند. ‏

نوآموزها روزهای خود را در مقابل دریافت حقوقی ناچیز، در میان دیوارهای محصور مدرسه می  گذراندند و ‏تحت تعالیم جنگاوران حرفه  ای و دراویش قرار می  گرفتند تا پس از اتمام دوره مفتخر به دریافت لقب ینی  چری ‏شوند و با مستمری ثابت و مكفی به خدمت نظام سلطنتی درآیند.‏

آزادی و فرار از تعالیم به شدت سركوب می  شد و نوآموزان فقط مجاز بودند كه نیروی طبیعی جوانی خود را با ‏كتك زدن ساكنان یهودی و مسیحی شهر و زورگیری تخلیه کنند.‏

نخبگان و مواجب بگیران ینی  چری، با دریافت مستمری، در دربار سلطان و یا در قلب سپاه عثمانی برای حضور ‏در جنگ  های برون  مرزی انتخاب می شدند و «چیكمه»  ها، یعنی آنهایی كه لیاقت نیل به این مقام را نداشتند، در ‏دوایر حكومتی ولایت  ها به كار گرفته می  شدند.‏

فزونی شمار افراد همفكر از یك سو و نفوذ آنان در اركان گوناگون دولتی، از نهادهای نظامی تا نهادهای اداری ‏ازسوی دیگر، توان ینی  چری  ها را به میزان قدرت سلاطین عثمانی افزایش داد و در نهایت، موجبات انفجار این ‏نیروی انباشته و اضمحلال خود آنان را فراهم آورد. ‏

بنابر تحقیقات تاریخ  نگاران اقتصادی مانند گلن هوبارد[46] ‏و تیم  كین[47] استخدام دیوشیرمه  ها اندک اندک رو به ‏افول گذاشته و در نهایت، در 1826م، به دستور سلطان محمد دوم ینی  چری  های بكتاشی قتل  عام شدند و نیروی ‏زبدۀینی  چری، كه بر اساس تعالیم دِیوشیرمِه به حد كمال خود رسیده بود، در نیمۀ نخست قرن نوزدهم میلادی به ‏دستور خود سلطان برای همیشه از صحنۀ نظامی و سیاسی امپراتوری كنار گذاشته شد.‏

به این ترتیب، پس از496 سال بر نظام دِیوشیرمِه وینی  چری، فرزند خواندۀ آن، قلم بطلان کشیده شد، ‏درحالیكه فلسفه  ای که منجر به شکل  گیری این نظام  ها شده بود همچنان در ذهن و ضمیر حاكمان تركیۀ نوین ‏محفوظ ماند. ‏

 

دِیوشرمِه وینی  چری درساختار جمهوری نوین تركیه

قتل  عام ارمنیان آدانا[48]در 1909م توسط تركان جوان حزب اتحاد و ترقی در ادامۀ كشتار جمعی ارمنیان به دستور ‏مستقیم سلطان عبدالحمید دوم در سال  های 1895و 1896م اتفاق افتاد. ‏

اوضاع اجتماعی تركیه از هر جهت حاكی از نزدیك شدن طوفان سیاه نخستین نژادكشی بزرگ قرن در 1915م بود.‏

كشتارها و نژادكشی  ها، نیاز به اعزام پر  خرج نماینده برای جمع  آوری فرزندان خانواده  های مسیحی را از میان ‏برداشته و اعدام دسته  جمعی مردان و تبعید منجر به هلاكت زنان، انبوهی از كودكان یتیم ارمنی آمادۀ بردگی را بر ‏جای گذاشته بود.‏

Click to enlarge
   موسي كاظم كارابكير پاشا

نیازی به جست و جو برای یافتن كودكان قوی  بنیه و با  هوش هم نبود چراكه ضعیف  تر  ها خود طعمۀ گرسنگی، ‏تشنگی و گرمای طاقت  فرسای بیابان شده بودند. تنها، كافی بود كه بازمانده  ها را در یتیم  خانه  ها گرد آورند و مطابق ‏با اصول مورد نظر خود به آموزش و پرورش آنها بپردازند و یا آنها را به خانواده  های ترك تحویل دهند تا با قطع ‏شدن از گذشته  شان و با انزجار از هویت قومی خود به سازندگان تركیه  ای بهتر تبدیل شوند. ‏

کودکان یتیم ارمنی را به شرطی به خانواده  های ترك و كرد می  سپردند كه دین، اعتقادات و حتی نام آنها بنابر ‏رسوم و فرهنگ ترك  تبارها تغییر داده شود. بسیاری از این یتیم  ها ترك بار آمدند، ترك زیستند و ترك مردند. ‏بسیاری هم با تحمل فشارهای اجتماعی شدید به اصلیت خود پایبند و مترصد فرصتی ماندند تا اشتیاق خود را برای ‏بازگشت به دامان كلیسا، زبان مادری و فرهنگ ارمنیان نمایان سازند.‏

پیروزی ژنرال موسی كاظم[49] در جبهۀ شرق انبوهی از كودكان بی  خانمان را در اختیار او قرار داده بود. وی از ‏جمله كسانی بود كه به نام امور خیریه هزاران تن از کودکان یتیم ارمنی را در شرق تركیه گرد هم آورد و به سامانۀ ‏آموزشی سختی سپرد تا از آنها ارتشی تحت عنوان « لشكر قوی» فراهم آورد.‏

احمد جمال پاشا،[50] فرماندۀ نیروی دریایی تركیه و فرماندار استانبول، هم از زمره مقامات شاخصی بود كه ‏فرصت انهدام نژاد ارمنیان از طریق قطع ارتباط بازماندگان با فرهنگ و ریشه  شان را از كف نمی   داد.‏

Click to enlarge
 جمال پاشا

جمال پاشا، یكی از سه بنیان  گذار حزب اتحاد و ترقی و از طراحان برجستۀ نژادكشی ارمنیان در 1915م، اقدام ‏به جمع  آوری حدود هزار تن از كودكان یتیم بازمانده از نژادكشی ارمنیان و اسكان آنان در یتیم  خانه  ای به نام عینطوره[51] در لبنان کرد و همسو با نظریات بازرس ویژۀ مدارس ترك در لبنان (و فلسطین كنونی) و همفكر معروف ‏خود، خالده ادیب،[52] ‏در صدد نابودی هویت آنان برآمد.‏

تغییر نام و نام  خانوادگی و تنبیه سخت بدنی كودكانی كه به زبانی غیر از زبان تركی صحبت می  كردند از جمله ‏روش  های كشتار سفید بود.‏


هاروتیون نجاریان، كه نامش به حمید ناظم تبدیل شده بود؛ بوغوس مردانیان، كه نام نامأنوس بگیم محمد را ‏بر روی دفتر مشق خود می  دید؛ و سركیس صرافیان، كه با نام اجباری صفود سلیمان شناخته می  شد؛ دوران ‏یتیم  خانه را پشت سر گذاشتند، به دنیای متمدن گام نهادند و با زبان مادری خود آنچه را كه در عینطوره دیده و با ‏پوست و گوشت خود لمس كرده بودند به گوش جهانیان رساندند. ‏

‏ امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول شكست خورد و سلاطین جای خود را به تركان جوان حزب اتحاد و ‏ترقی سپردند. دیگر زمان كشورگشایی سپری شده و امكان ادامۀ كشتار سرخ در زیر نگاه دولت  های پیروز از میان ‏رفته بود اما روح استثمارگری و تعصب قومی به جای مانده از قریب هزار سال حكومت استبدادی و خودكامۀ ‏امپراتوری عثمانی، نمی  توانست با تعویض لباس حكمرانان از میان رود. ‏

دنمه  ها جای بكتاشی  ها و ماسون  های عثمانی و گرگ  های خاكستری[53]جای ینی  چری  ها را گرفتند تا اندیشۀ ‏انزجار از هر غیر ترك  تباری در همۀ سطوح اجتماعی و اقتصادی جمهوری تركیه به حیات خود ادامه دهد.

 

Click to enlargeClick to enlarge
كودكان يتيم ارمني در يتيم خانة عينطوره، لبنان
 
جمال پاشا در حال سان ديدن از گروهي از كودكان و نوجوانان ارمني    

‏از میان انبوه اقدامات غیر  ترك ستیزی جاری در تركیه، پس از امپراتوری عثمانی، می  توان از فرمان تغییر ‏نام  خانوادگی ارمنیان باقی مانده در تركیه، پس از نژادكشی، به اسامی تركی از سوی دولت آتاترك و همچنین قتل ‏هراند دینك، روزنامه  نگار دگراندیش ارمنی  تبار، به دست اعضای گروه متعصب گرگ  های خاكستری، در 2009م، یاد ‏كرد.‏

‏ ‏

فراماسونری (شرقی)‏

شاباتای زوی،[54]رهبر یهودیان سفاردیك،[55] كه در اواخر قرن پانزدهم میلادی از اسپانیا و پرتغال رانده شده و به ‏تركیه عثمانی مهاجرت كرده بود، در 1666م به فرمان سلطان و به همراه پیروان خود مجبور به ترك دیانت شد و ‏طریقت بكتاشی را برای ظاهر اسلام خود و مریدانش برگزید.‏

این گروه از متظاهران به اسلام، كه هرگز باورها و اعتقادات یهودی خود را فراموش نكردند، دنمه نام گرفتند و ‏در كسوت بكتاشی به تعلیم اسرای مسیحی، اجبار آنها به تَرك دین و تربیت ینی  چری  های منطبق با خصوصیات ‏غلامان ترك حلقه به گوش پرداختند. این واقعه سرآغاز همبستگی نظام  های ینی  چری، بكتاشی و یهودیان مقیم ‏امپراتوری عثمانی بود.‏

توان سیاسی و اجتماعی روز افزون ینی  چری  ها و بكتاشی  ها، كه رمز پیشرفت و ترقی خود را در پیروی از راه و ‏رسم فراماسون  های اروپا می  جستند، سبب دل  نگرانی و ترس سلاطین عثمانی و در نهایت، در زمان حكومت آتاترك ‏منجر به خلع ید آنها از حكومت و تبعیدشان به آلبانی و بوسنی هرزگوین شد.‏

مشكلاتی كه در نیمۀ نخست قرن نوزدهم میلادی در پی  اضمحلال نظام ینی  چری،  به دلیل پیوند بکتاشی  ها ‏با این نظام، برای طریقت بكتاشی به وجود آمد از یك سو و برخورد صادقانه و سازشكارانۀ این طریقت با اعتقادات و ‏مذاهب گوناگون موجود در شبه جزیرۀ آناتولی از سوی دیگر، دو عاملی بودند كه موجب هم  سویی و نزدیكی طریقت ‏بكتاشی با اقشار گوناگون اجتماعی مانند ترک  های جوان، جریان  های سیاسی روز مانند حزب اتحاد و ترقی،  جامعۀ ‏فرصت  طلب دنمه  ها، روشنفكران خارجی مقیم استانبول و البته فراماسون  ها شدند.‏

با خروج ینی  چری  های بكتاشی ازصحنۀ سیاست امكان ورود گسترده و اسرارآمیز فراماسونری بكتاشی یا ‏فراموسونری عثمانی به زندگی اجتماعی و نظام حكومتی تركیۀ عثمانی در سال  های دهۀ 1860م فراهم آمد. ‏

بكتاشی  های جدید مانند شیخ نفی بابا[56] و شیخ محمود بابا و تحصیل  كرده  هایی چون رضا توفیق[57] با استقبال ‏از برقراری ارتباط با انگلیسی  ها و فرانسوی  ها، پلی ارتباطی بین امپراتوری عثمانی و جوامع روشنفكر اروپای غربی و ‏امریكای شمالی به وجود آوردند. جامعۀ كوچك بكتاشی در شهر برن سوئیس و لژ فراماسونری مقدس مآب ‏‏«پرستشگاه بكتاش»‏[58] در نیو  همپشایر از نخستین آثار این پیوند در قرن بیستم به شمار می  آیند. ‏

هنری بریلزفورد،[59] خبرنگار بنام انگلیسی در نیمۀ نخست قرن بیستم میلادی، معتقد است كه مناسبات ‏طریقت بكتاشی با دین اسلام معادل مناسبات فراماسونری با دین مسیحیت است. اشارۀ بریلزفورد به فراماسونری ‏استثنایی عثمانی است كه مولودی غریب و زاییدۀ ملغمه  ای از باورها و سیاست  های شرقی و غربی است. سرچشمۀ ‏این فراماسونری را، كه ارتباطی با لژ  های انگلستان و فرانسه ندارد و پسوند شرقی یا عثمانی را به دنبال می  كشد، ‏باید در طریقت بكتاشی جست و جو كرد.‏

همراهی بكتاشی  های فراماسون با فاشیسم رو به رشد آلمان نازی را هم می  توان از مهم  ترین نتایج ارتباط این ‏ملغمه، یعنی ینی  چری ـ بكتاشی ـ فراماسونری، با حكمرانان و سیاست روز اروپا دانست.‏

Click to enlarge
علامت مخصوص گردان سیزده اس اس

بیش از 25,000 تن از افراد همین گروه از بكتاشی  ها در جنگ جهانی دوم، به فتوای محمد الامین الحسینی،[60] مفتی بیت  المقدس، افسر سابق ارتش عثمانی و دوست صمیمی هاینریخ هیملر،[61] به هیتلر و نظام فاشیستی او پیوستند و تا پایان جنگ در قالب گردان كوهستانی سیزده اس اس[62] در كوزوو و صربستان خدمت کردند. گردان بسیار بی  رحم سیزده اس اس با همت بارون سبوتن دورف،[63] كه یك فراماسون بكتاشی آلمانی الاصل بود، شكل گرفته بود.

لژهای فراماسونری نقش بسزایی در روند شكل  گیری امپراتوری عثمانی داشته  اند. لژ  های فراماسونری عثمانی، ‏كه زبان تركی را به منزلۀ زبان رسمی خود برگزیده بودند، تمایل بیشتری به تفكرات لژهای فرانسوی داشتند تا به ‏همتای انگلیسی آن و بر خلاف اسلاف خود نیروی یگانه ماوراء الطبیعه و جاودانگی روح را رد می  كردند.‏

جذابیت لژهای عثمانی برای جوانان روشنفكر ترك در نگاه مثبت آنها به جلوه  های ملموس زندگی و حكومت ‏مطلق منطق نهفته در آن خلاصه می  شد. فراماسونرهای جوان ترك تركیبی از اعتقادات اسلام بكتاشی و آداب ‏فراماسونری را به منزلۀ مرام خود برگزیده، شعار آزادی، برادری و برابری انقلاب فرانسه را اختیار كرده و عدالت را ‏نیز به آن افزوده بودند. ‏

توطئه  ای كه به دست تركان جوان چیده شد و در 1908م به اوج رسید در لژ ماسون ایتالیایی، به ریاست ‏استاد بزرگ ایتالیایی یهودی  تبار، امانوئل كاراسو،[64] در شهر سالونیكا نضج گرفته بود. حمایت امنیتی  ای كه از نیمۀ ‏قرن نوزدهم میلادی تحت عنوان حق قضاوت کنسولی برای اتباع بیگانۀ مقیم تركیه به وجود آمده بود عامل ‏مساعدی برای توسعۀ فراماسونری و فعالیت گروه مخالفان سلطنت در سالونیكا شد.‏

Click to enlarge 

 محمد الامين الحسيني در حال سان ديدن از گردان مسلمانان

بوسنيايي ارتش نازي

حزب فراماسون اتحاد و ترقی به دست پنج نظامی فراماسون، كه مشغول تحصیل در رشتۀ پزشكی بودند، بر ‏اساس الگوی لژ ماسونی كاربوناری[65]‏ ایتالیا، در شهر سالونیكای امپراتوری عثمانی توسط كاراسو و دنمه  ها تأسیس ‏شد و در 31 مارس 1909م استانبول را از دست سلطان عبدالحمید و هواداران اصولگرای او خارج ساخت و حكومت ‏مشروطۀ دوم تركیه را بنا نهاد. ‏

امانوئل كاراسو همان کسی است كه به دیدار سلطان عبدالحمید رفت و خبر عزل او و پایان امپراتوری عثمانی ‏را به وی ابلاغ کرد. شوخی تاریخی نهفته در این رخدادها را نمی  توان نادیده گرفت. سلاطین امپراتوری عثمانی، كه ‏از پنج قرن پیش یهودیان سفاردیك را در خانۀ خود جای داده بودند، حالا به دست یهودیان فراماسون از كار بر كنار ‏می  شدند.‏

تییری زاركن،[66] تاریخ نگار فرانسوی، سال  های 1908 ـ 1918م را دوران حكومت فراماسون  ها در تركیه ‏می  داند. تركان جوان امور خارجۀ دولت را تماماً به فراماسون  ها سپرده و فراماسون  های ترك خود را شایسته و ‏مستحق دریافت كمك از دولت  های اروپایی می  دانستند.‏

 

اولین میوۀ همكاری فراماسونری اروپا با دولت جدید تركیه با تصمیم فراماسون  های عضو مجلس ایتالیا در ‏خصوص قطع كمك سیاسی و مالی به یاغیان آلبانی، كه قصد كودتا علیه حكومت ترك  ها را داشتند، به بار نشست.‏

چهار لژ مختص ترك  های جوان به همراه هشت لژ فرانسوی، ایتالیایی، مصری و اسپانیایی فعال در تركیه در ‏‏13 ژوئیۀ 1909م گرد هم آمدند و لژ بزرگ تركیه را به استادی اعظم طلعت پاشا، معلم سابق زبان تركی مدارس ‏یهودیان شهر ادرین،[67] ‏ كه به تدریج مناصب وزیر داخله، وزیر اعظم و طراح نژادكشی ارمنیان را کسب کرده بود، بنا ‏نهادند.‏

لژ بزرگ ـ كه نام عاملان دیگر نژادكشی ارمنیان از جمله كمال پاشا، كاظم پاشا، جاوید بیگ و دكتر ناظم را نیز ‏در فهرست اعضای خود داشت ـ به تدریج اقدام به تأسیس66 لژ دیگر در سراسر سرزمین  های اشغالی از جمله ‏لبنان، سوریه، مصر، عراق، یونان و فلسطین کرد. ‏

فراماسونری عثمانی، كه ریشه در حمایت دنمه  ها و فراماسون  های سالونیكای وابسته به لژ یهودیان ایتالیا ‏داشت، تبعیت از سیاست سلطان عبدالحمید در كشتار مسیحیان تركیه و مخالفت با تمایل این آخرین سلطان ‏عثمانی در اسكان یهودیان در قلمرو فلسطین را، خط  مشی سیاسی خود قرار داد.‏

اوج كشتار و نژادكشی درسال  های 1909م و 1915م و تأسیس كشوری به نام اسرائیل در پی اقتدار لژ ‏فراماسونری مستقر در فلسطین در 1948م را نمی  توان از سیاست فراماسونری عثمانی جدا دانست.‏

نقش مهم دنمه  ها و فراماسونری یهودی عثمانی در انجام اولین نژادكشی بزرگ قرن بیستم را بسیاری از ‏دگراندیشان تركیه نظیر عبدالرحمان دیلیپك، سردبیر مجلۀ اكیت؛[68] ‏ابراهیم كاراگول، ستون  نویس روزنامۀ ینی ‏شافاك؛[69] ‏نوح گونولتاش، از ستون  نویسان مجلۀ دوندن بوگونه ترجمان؛[70]بولنت اردگر، سردبیر مجلۀ کورآن ‏نسلی،[71] ‏امین كزچی، از نویسندگان روزنامۀ آنادولودا واكیت؛[72] ‏ و شماری دیگر از فرهیختگان بررسی و اعلام ‏كرده  اند. ‏

سیطرۀ قدرت فراماسون  ها تا 1935م و بحبوحۀ جنگ جهانی دوم ادامه یافت. آلمان نازی، متحد تركیه، در ‏خصوص ماهیت یهودی فراماسونری تركیه به سردمداران این کشور هشدار داده بود.‏

رهنمودهای حاكمان آلمان نازی، نیاز به تداوم تبعیض  نژادی مرسوم در نازیسم را نیز شامل می  شد و حاكمان تركیۀ نوین، ورثۀ ‏سلاطین عثمانی، آن را مطابق خوی خود دیده وتا به امروز به آن پایبند مانده  اند.‏ ‏

منابع:

Inner Folds of the Ottoman Revolution, by Mevlan Zadeh Rifat

www.tr.wikipedia.org/wiki/ (Dosya:Cemal_Pa%C5%9Fa.jpg)

www.bibliotecapleyades.net/ (sociopolitica/templars/knights_templars04.htm)

www.secretjews.wordpress.com/ (2007/12/13/zionists-constructed-armenian-genocide/#more-16) www.ramgavar.org/ (images/stories/armenian_orphans_t.jpg)

www.tsk.tr

www.louysworld.com/ (archives/2395)

www.eshia.ir

www.britannica.com/ (EBchecked/topic/434996/Ottoman-Empire)

www.notebook.mskh.am/ (art.php?id=78)

www.armenianweekly.com/2009/12/07/a-recent-anti-semitic-theme-the-sabbatean-role-in-the-armenian-genocide/ Dr. Nâzım, who were Dönmes).

www.rense.com/ (general64/genoc.htm)

www books.google.com/ (books?isbn=1611450101)

www.rumormillnews.com/ (cgi-bin/archive.cgi/noframes/read/59150)

www.freemasonry.bcy.ca/

www.bibliotecapleyades.net/ (sociopolitica/sociopol)

www.wesdancin.wordpress.com/(2011/09/30/the-carbonari-secret-society-a-must-read)

www.rasekhoon.net/ (article/show/691449)

www.paymanonline.com

www.beyond-the-pale.co.uk/ (albanian4.htm)

www.evi.com (who_is_ jamal_ pasha)

 

 

 

پی نوشت ها:

Manzikert

(ملازگرد كنونی در ولایت موش تركیه). جنگ ملازگرد نبردی بود میان ارتش امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و سپاه سلجوقی، به فرماندهی آلپ ارسلان، که در 26 اوت 1071م در نزدیکی شهر ملازگرد (ارمنستان آن زمان که امروزه در استان موش ترکیه قرار دارد) رخ داد. در این نبرد بیزانسیان شکستی قطعی خوردند و امپراتور رومانوس دیوجانوس به بند کشیده شد.

Byzantine Empire

امپراتوری هزار سالۀ روم شرقی.

آخرین سلطان امپراتوری عثمانی (دوران سلطنت: 1918 ـ 1922م) (تولد:1861م، استانبول و وفات:1926م، سن رمو ایتالیا)   

Anatolia

آسیای صغیر شامل تركیۀ كنونی. این منطقه از زمان غلبۀ کوروش کبیر بر پادشاه لیدی تا ورود اسکندر همواره بخشی از شاهنشاهی ایران هخامنشی بود.

Rumelli

بخش اروپایی تركیۀ امروزی.

نام تاریخی ناحیۀ غرب شبه جزیره عربستان است. شهرهای مهم مذهبی مکه و مدینه در این ناحیه قرار دارند     

Kara Halil Hayreddin Pasha

نخستین وزیر اعظم امپراتوری عثمانی در دربار سلطان مراد اول (1359 ـ 1388م).

Janissaries

به معنای ارتش جدید یا ارتش جان  نثاران.

9ـ طریقت تصوفی كه در آسیای صغیر انسجام و انزجام پیدا كرد و معتقدان به آن خود را از پیروان حاج بکتاش ولی، صوفی سدۀ سیزدهم میلادی می  دانند.    

Devshirme 10ـ

نظام مالیات خون كه به دست خلیل خیرالدین پاشا (Halil Hayreddin Pasha)، وزیر اعظم سلطان مراد اول، پایه  گذاری شد.

Donmeh 11ـ

یهودیان مهاجر از شبه جزیرۀ ایبری به قلمرو عثمانی در قرن پانزدهم میلادی كه مجبور به ترك دین شدند. واژۀ (Don) در زبان تركی به معنی تبدیل، تغییر و چرخش است. برای اطلاعات بیشتر ر.ک: رافی آراکلیانس، «دنمه  ها»، پیمان، ش27 (بهار 1383): 23 ـ 28.

12ـ در امپراتوری عثمانی تحت عناوین و نظام  های مختلف پیشینه  ای طولانی دارد اما در اشکال جدید آن مانند فراماسونری فرانسوی، در سال  های «تنظیمات» اداری، طی 1839 ـ 1876م پا به عرصۀ سیاست عثمانی گذاشت.      

13ـ پنهان کردن مذهب یا عقیدۀ خود و موافقت ظاهری با دیگران به منظور در امان ماندن از زیان جانی، ناموسی یا مالی (حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ج3، " ذیل تقیه").

14ـ امپراتوری عثمانی (1299-1922م)یكی از قدرتمندترین كشورهای جهان در سده  های پانزدهم و شانزدهم میلادی بود كه به مدت ششصد سال بر سرزمین بسیار وسیعی از آسیای صغیر تا بخش بزرگی از اروپای شرقی و جنوبی احاطه داشت. كشورهایی چون سوریه، لبنان، عراق، مصر، مجارستان، اوكراین، یونان، رومانی و صربستان در پی فروپاشی آن در 1922م به استقلال رسیدند.

www.britannica.com/EBchecked/topic/434996/Ottoman-Empire                                                                            

Kapikulu askerleri 15ـ

ارتش خصوصی عثمانی در سال  های سلطنت سلطان مراد اول و سلطان بایزید اول.

16ـ بیشتر مسلمانان آلبانی و اقلیت مسلمانان ساكن در كوزوو، هرزگووین و بلغارستان امروزی از بقایای بكتاشیون هستند.          

17ـ مفاهیم عبادت و عبودیت، که در زمرۀ مفاهیم دینی محسوب می  شوند، در حکومت عثمانی برای بیان بندگی محض و خالصانۀ ینی  چری  ها به کار می  رفت.

www.rasekhoon.net/article/show/691449 18ـ

19ـ مذهب حاكم در امپراتوری عثمانی. این مذهب از فرقه  های مهم اهل سنت و منسوب به ابوحنیفه نعمان بن ثابت است که ایرانی  تبار بوده است.        

20ـ  واژۀ اولی الامر به معنای صاحبان امر برگرفته از آیۀ 59 سورۀ نساء است که به مؤمنان امر می  کند از خدا، پیامبر و صاحبان امر فرمان برند اما در اینکه صاحبان امر چه کسانی  اند از اهل سنت برخی مطلق زمامداران و حاکمان، برخی خلفای چهارگانه و برخی رهبران معنوی و زمامداران علمی و فکری را، که از عدالت بهره  مند و از محتوای کتاب و سنت به طور کامل باخبرند، مصداق اولی الامر دانسته  اند. امام فخر رازی، فقیه شافعی، معتقد بود كه سلاطین نمی  توانند مصداق اولی  الامر باشند، چراكه اولی الامر باید معصوم باشد. ( www.eshia.ir)        

ghazi 21ـ

جنگجو و مبارزی که در راه دین با کافران می  جنگد (انوری، همان، ج6، «ذیل غازی»). لقب اكثر سلاطین عثمانی نیز غازی بوده است.

22ـ اورخان غازی، دومین سلطان عثمانی ( دوران حکومت:1326ـ 1362م).            

23ـ مملوک به معنی برده و غلام است. ممالیک سلسله  ای از غلامان ترک  تبار بودند که از 1250ـ 1517م بر مصر و شام فرمانروایی کردند. آنان در ابتدا در دولت ایوبیان به خدمت گرفته شدند اما پس از چندی این دولت را سرنگون ساختند و خود دولتی به نام ممالیک یا مملوکان را بنا نهادند.    

24ـ سكۀ نقره  ای، پول رایج در امپراتوری عثمانی.       

Sulucakarahöyük 25ـ

روستای صولچه قرایوك در مركز شبه جزیرۀ آناتولی. فصلنامۀ تخصصی پژوهشكده مطالعات منطقه  ای، س2، ش4(تابستان 1389): 124‏.

26ـ تكه پارچۀ سفیدی كه از بالای كلاه ینی  چری  ها تا پشت گردن آنها را می  پوشاند نمادی از آستین متبرك حاج بكتاش ولی، مرشد آنهاست.               

27ـ طریقتی در تصوف منتسب به شیخ بابا الیاس خراسانی(1240م)،از مشایخ صوفیۀ ترکمن در نیمۀ سدۀ هفتم قمری كه در میان تركمنان مقیم آماسیه آسیای صغیر جایگاهی ویژه و برجسته داشت.  

28ـ زینالعابدین شیروانی (1194ـ1253ق)، شاعر ایرانی متولد شماخی در جمهوری آذربایجان كنونی، که صاحب سه فرهنگ جغرافیایی است.  

29ـ کتابی سه جلدی که حاصل دیده  ها و شنیده  های زینالعابدین شیروانی پس از سیاحتی هجده ساله در حجاز، دمشق، ولایات عثمانی، هند و غیره است.                .

30ـزینالعابدین شیروانی، بستان السیاحه، به تصحیح و تعلیق منیژه محمودی (تهران: حقیقت، 1389).              

Sokollu Mehmed Pasha31ـ  

      George Kastrioti Skanderbeg32ـ  

               Grand Vezir (1565 - 1579)33ـ  

Patrick Kinross (1904 - 1976) 34ـ

از نویسندگان تاریخ زندگی مصطفی كمال آتاترك و نویسندۀ کتاب تاریخ اسلام.

Thessaloniki 35ـ

شهری در بخش اروپایی تركیه، در شمال شرقی یونان كنونی. یهودیان و دنمه  هایی كه شمار بسیاری از ساكنان این شهر را تشكیل می  دادند آن را اورشلیم بالكان یا مادر اسرائیل می  نامیدند.

Murad I 36ـ

سلطان عثمانی در 1362 ـ 1389م.

Mahmud II 37ـ

محمود ثانی سلطان عثمانی در 1789 ـ  1839م.

38ـ سید محمد رضوی نیشابوری، زاهد خراسانی.  در كتاب مناقب العارفین، نوشتۀ شمسالدین احمد افلاکی در 718ه  ق، حاج بكتاش ولی، معاصر مولانا جلال الدین بلخى و مردى عارفدل و روشن    ضمیر معرفی شده که در قید و بند شریعت نبوده.     

39ـ خواجه احمد یساوی (1093 ـ 1166م)، شاعر و درویش ترك  زبان، متولد شهر سایرام در ازبكستان كنونی.      

40ـ استان نوشهیر (Nevşehir) كنونی در مركز تركیه.     

Balim Sultan (1457 - 1517) 41ـ

معروف به پیر ثانی. وی مهم  ترین رهبر بكتاشیه پس از حاج بكتاش ولی است و سرآغاز این فرقه به منزلۀ طریقتی سازمان  یافته به وی بازمی  گردد. بالیم سلطان را به واقع می  توان بنیان  گذار سازمان منسجم بکتاشی دانست.

42ـ طریقتی در تصوف منسوب به خواجه بهاء الدین محمد نقشبند. این طریقت در اصل از سلسلۀ خواجگان منشعب شده است که اصل آن به عارف ایرانی، خواجه یوسف همدانی، بازمی  گردد. نقشبندیه بعدها در هند نفوذ و قوت یافت.    

Bayazid I 43ـ

پسرسلطان مراد اول.

Blood Tax 44ـ

45ـ دیوشرمه شهروندان یهودی و نوجوانان ترک  تبار را در صفوف خود نمی  پذیرفت و فقط در مقاطعی برای جوانان مسلمان بوسنیایی استثناء قائل می  شد.  

Glenn Hubbard46ـ

                                          Tim Kane 47ـ

Adana 48ـ

شهری در جنوب شرقی تركیۀ كنونی كه بیشتر ساکنان آن را، پیش از نژادكشی، ارمنیان تشكیل می  دادند.        

Kazim Karabekir Pasha (1882 - 1948) 49ـ

ژنرال موسی کاظم کارابکیر پاشا فرماندۀ لشكر تركیه در جبهۀ شرق در جنگ جهانی اول، فاتح جنگ قارص، سیا ستمدار و سخن  گوی مجلس اعلای تركیه بود.

Djemal pasha (1872 - 1922) 50ـ

فرماندۀ ارتش تركیه در دمشق كه در میان اعراب سوریه و لبنان به جمال قصاب معروف بوده است.

Aintoura 51ـ

Halide Edip Adivar 52ـ

نویسنده، فعال اجتماعی و خبرنگار زن معروف ترك.

53ـ سازمان جوانان حزب جنبش ملی ترکیه. این سازمان شامل گروهی از افراد متعصب با اهداف فراملیتی است که به جرائم سازمان  یافته می  پردازد و به ادعای مقامات ترك، طی 1974 ـ1980م، اقدام به قتل 694  تن کرده است. نام این گروه از اسطورۀ «آشنا» (یا Asena)، مادر تمام ترکان گرفته شده، ماده گرگی كه از پسربچۀ یتیم تركی كه از تیغ جنگجویان چینی رسته بود بچه  دار شده و ده گرگ انسان نما و به دنبال آن نسلی از ترك  ها را در دره ای به نام ارگنكون (Ergenekon) دركوه  های تركستان، در شمال شرقی چین، به دنیا آورد. گرگ خاكستری بعدها ناجی ترك  های گرفتار در درۀ ارگنكون شد و آنها را به سمت غرب روان کرد.           

Sabbataï Zevi 54ـ

ربی یهودی كه خود را فرستادۀ خدا برای رهایی قوم بنی اسراییل می  دانست. او از یهودیان اسپانیا بود كه از آن كشور رانده شده بود و در 1666م، در سن چهل سالگی، پس از قبول اسلام به دستور سلطان عثمانی، جماعت دنمه را در تركیۀ عثمانی بنا نهاد. دنمه  ها تنها در ظاهر مسلمان و در نهان به اعتقادات قبلی خود مؤمن بودند.

sephardic55ـ

نام شاخه  ای از قوم یهود، که تا پیش از دوران تفتیش عقاید در اسپانیا و تبعیدشان، در شبه جزیرۀ ایبری زندگی می  کردند. در زبان عبری جدید به معنای اسپانیاست. یهودیان سفاردیك اسپانیا و پرتغال به هنگام اخراج از شبه جزیرۀ ایبری فرصت ماندن را به شرط قبول دیانت مسیحی به دست آوردند. حدود 25,000 یهودی مقیم شبه جزیره از آن دسته  ای هستند كه در قرن پانزدهم میلادی به دین مسیحیت گرویده  اند. اهالی سفاردیك پس از اخراج به كشورهای مختلف از جمله فیلیپین، تركیه عثمانی و آمریكا مهاجرت کردند.

Nafi Baba 56ـ

Rıza Tevfik Bölükbaşı (1869 ـ 1949)57ـ

رضا توفیق بلوک باشی شاعر، فیلسوف وسیاستمدار تركیه  ای.

Bektash Temple 58ـ

Henry Noel Brailsford (1873 ـ 1958) 59ـ

دگراندیش انگلیسی، خبرنگار شماری از مجلات و روزنامه  های معروف لندن و نظریه  پرداز در زمینۀ وضعیت بالكان. وی مخالف استثمارگری  های بریتانیا بود.

60ـ مفتی اعظم بیت  المقدس، منتخب انگلستان در 1921م و عموی یاسر عرفات. وی بنیان  گذار شورای عالی اسلامی بود و تا پایان عمرش در 1974م در این سمت باقی ماند. او همچنین ریاست كنگرۀ اعراب را برعهده داشت و در 1946م رئیس جمعیت اخوان المسلمین بود.

Heinrich Himmler (1900 - 1945) 61ـ

رئیس گشتاپو و وزیر كشور آلمان نازی كه برای فرار از مجازات در 3 مه 1945م، در لوندبرگ آلمان، خودكشی كرد.

13th Waffen Mountain Division of the SS 62ـ

Baron Rudolf Glandeck von Sebottendorff 63ـ

بنیان  گذار سیسیلی تبار فراماسونری بكتاشی. او در 1901م، در بورسای تركیه، به جرگۀ فراماسون  ها پذیرفته شد و در 1911م رسماً به تبعیت تركیه در آمد. بارون سبوتن دورف در پایان جنگ جهانی اول به آلمان بازگشت و انجمن تول (Thule) را تأسیس کرد. فعالیت  های او تا پیش از آغاز جنگ جهانی دوم حاكی از افكار نژادپرستانۀ او بر مبنای پروتكل «صیهونیست  های مسن» است كه از روسیه به آلمان رسیده بود.

Emmanuel Carasso 64ـ

حقوق  دان و از خانوادۀ اصیل سفاردیك سالونیكا.

[1].2Carbonari 65ـ

تأسیس در 1828م در سالونیكا. این لژ زاییدۀ انجمن مخفی كاربوناری ناپل ایتالیا (تأسیس 1808م) بود كه از افسران، اعضای مافیای سیسیلی و فراماسون  ها تشكیل شده بود.

Thierri Vincent Zarcone 66ـ

متولد 1958م، پاریس، فرانسه.

67ـ آدریاناپول سابق. شهری درشمال غربی تركیه در نزدیكی مرز یونان و بلغارستان.    

Abdurrahman Dilipak (Editor-in-Chief of Akit) 68ـ

Ibrahim Karagül (Foreign Policy Columnist for Yeni Şafak )69ـ  

Nuh Gönültaş (Columnist for Dünden Bugüne Tercüman) 70ـ

Bülent Erdeğer (editor of the journal Kur’an Nesli ) 71ـ

M. Emin Kazcı (writer for the radical Islamist daily Anadolu’da Vakit) 72ـ

 

 

 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 88443