نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

تابلوهای راهنما در ترکیه چه چیزی را در مورد آثار تاریخی ارمنستان غربی پنهان می کنند

نویسنده: رافی کورتوشیان[1]
مترجم: شاهن هوسپیان

پس از پایان دو جنگ جهانی، داشتن هویت، تاریخ و فرهنگ کهن برای بسیاری از ملت ها و کشورها اهمیت خاصی یافت؛ ‏به ویژه کشورهایی که توسط دولت  های قدرتمند وقت، در نیمۀ اول قرن بیستم به وجود آمدند و یا کشورهایی که قرن  ها با استفاده ‏از تمدن ملت  های تحت سلطه به حیات خود ادامه داده  اند و هیچ  سهمی در فرهنگ و هنر بشری نداشتند. این کشورها ‏برای نشان دادن ریشه  های عمیق تاریخی و فرهنگی خود و سهم  خواهی از تمدن بشری تلاش می  کنند تا با سرقت تاریخ و میراث فرهنگی ملت  های ‏همسایه، برای خود تاریخ سازی و فرهنگ سازی کنند. یکی از این کشورها ترکیه است؛ کشوری که با داشتن پیشینۀ ‏ششصد سالۀ تاریخی در آسیای صغیر، امروزه، آنچه به عنوان فرهنگ و هنر خود به جهانیان عرضه می  کند درواقع ‏میراث فرهنگی ملت  های تحت سلطه و یا ملت های همسایه است. برای پی بردن به این واقعیت کافی است نگاهی دقیق به آثار فرهنگی ارائه شده ‏در سایت  های اینترنتی بیندازیم.[2] اقوام چادرنشینی که با روحیۀ وحشی از شمال چین به سمت غرب آسیا سرازیر شدند و از ‏راه قتل و غارت زندگی کردند و باعث ویرانی تمدن های بسیاری شدند، چگونه می توانستند دارای فرهنگی بارورتر از ‏فرهنگ ملل بومی غرب آسیا بوده و بر تمدن های منطقه تأثیر گذار باشند؟ اگر چنین است پس چگونه در ‏خاستگاه خود میراث فرهنگی ارزشمندی از خود به جا نگذاشته  اند؟ با نگاهی کوتاه به تاریخ و فرهنگ این اقوام بیابان  گرد به واقعیت ‏بدوی بودن آنها پی می  بریم. بنابراین، جای تعجب ندارد که امروز وارثان آنها در به وجود آوردن آثار تاریخی ـ فرهنگی ‏مختص به خود در منطقه  اصرار دارند تا از این طریق واقعیت تأثیرپذیری اجداد مهاجرشان را از فرهنگ و هنر ملل بومی پنهان کنند. ترک  ها از قرن ‏شانزدهم میلادی، در مناطقی که هزاران سال خاستگاه ارمنیان بود و از خود آثار فرهنگی فراوانی به جا گذاشته  اند حضور یافتند و ‏امروزه سعی می  کنند که آثار فرهنگی ارمنیان را به عنوان میراث تمدن به جا مانده از اجداد خود معرفی کنند. آنها برای رسیدن به این هدف ‏پای را فراتر گذاشته و بدون در نظر گرفتن واقعیت  های تاریخی حتی آثاری را که قبل از کوچ اجداد آنها به غرب آسیا ساخته شده ‏است میراث فرهنگی به جا مانده از گذشتگانشان معرفی می کنند تا شاید بتوانند خود را در جهان به عنوان یکی از مشعل  داران تمدن بشری ‏مطرح سازند و همچنین منکر وجود ارمنیان در منطقه و تأثیر فرهنگ آنها در شالوده  های فرهنگ و تمدن امروزی ترکیه باشند. ‏برای رسیدن به این هدف، نابودسازی فرهنگی گسترده ای در خاک ترکیه در جریان است و تهاجمی همه جانبه برای تحریف ‏تاریخ و فرهنگ ارمنیان از سوی دولت ترکیه به کار گرفته شده که با ترجمه این مقالۀ پژوهشی[3] یکی از روش  های هویت  سازی ترک  ها برای خود ‏و انکار وجود ارمنیان در مناطق ارمنی  نشین ترکیه را بررسی می  کنیم. [4]

 

ده  ها سال است که نشریات ترکیه به زبان  های مختلف سعی می کنند واقعیات تاریخی آن کشور را تحریف یا پنهان کنند که با این کار باعث سردرگمی مردم خود و بسیاری از مردم جهان شده  اند.‏

گاهی این گونه مطالب منتشر شده جواب مقتضی را دریافت می  کند اما بسیاری از آنها بی  جواب می ماند؛ زیرا مطالبی بی  پایه ‏و اساس هستند و ارزش جواب دادن ندارند. با این حال، مطالبی از این دست می  تواند بر روی افراد غیر متخصص و ناآگاه تأثیرگذار ‏باشد. تابلوهای راهنمای نصب شده در کنار آثار تاریخی واقع در ارمنستان غربی[5]  یکی از این موارد است.

در این جستار تعدادی از تابلوهای راهنمای نصب شده در کنار آثار تاریخی در ارمنستان غربی را، که تصویر آنها در ‏دوره  های مختلف گرفته شده است، مورد بررسی قرار می  دهیم. در این تابلوهای راهنما  سعی شده است تا با وارونه جلوه دادن واقعیات تاریخی اطلاعاتی ‏نادرست در اختیار بازدید کننده قرار گیرد.‏

 

Click to enlarge
کلیسای صلیب مقدس

 

در کنار کلیسای صلیب مقدس، واقع در جزیرۀ آختامار،[6] در سه دورۀ مختلف تابلوهای راهنما نصب شده است. تابلوی اول که دکتر آرمن حق نظریان[7]  در 1980م، از آن عکس گرفته به دو زبان ترکی و انگلیسی است.‏

 

Click to enlarge
تابلوی راهنمای کلیسا در سال 1980م

 

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«کلیسای آکدامار. این کلیسا در سال  های 915 ـ921م ساخته شده است. دیوارهای بیرونی کلیسا با ‏حجاری و دیوارهای داخلی با نقاشی تزیین شده  اند».‏

در 2000م، ساموئل کاراپتیان و در 2004م استفان سیم[8]  از تابلوی راهنمای کلیسای صلیب مقدس عکس ‏گرفته  اند. متن هر دو تابلو، که توسط بخشدار گواش نصب شده  اند، یکسان و به دو زبان تركى و انگلیسى نوشته شده است‏.‏

ترجـمۀ متــن دو تابلــوی راهنما به شرح زیر است:

«ایــن کلـیسا در سال  هـای 915ـ 921م، توسط کشیش معمار مانوئـل و زیر نظر پادشاه گاگیـک اول، از ‏خــاندان ارمـنی منطقـۀ واسپوراکـان، ساختـه شـده است. حجاری  های قسمت پایین دیوارها با آیین مسیحیت و حجاری  های قسمت ‏بالا با آیین اسلام مرتبط است که نمونه  ای جالب و موفق از تلفیق تصاویر اسلامی و مسیحی محسوب می  شود».‏

 

Click to enlargeClick to enlarge

تابلوی راهنمای کلیسا، 2000م

عکس از: ساموئل کاراپتیان

تابلوی راهنمای کلیسا، 2004م

عکس از: استفان سیم

 

در تابلوهای راهنما، از جزیره و کلیسای واقع در آن با یک نام یاد شده است در حالی که نام کلیسا صلیب مقدس است که ذکر ‏نشده است. در متن تابلو، برای معنا دادن به نام جزیره در زبان ترکی، آن را به صورت آکدامار[9]  نوشته  اند که در زبان ترکی به ‏معنای «رگ سفید» است. در حالی که، نام ارمنی جزیره آختامار[10]  است و برای تلفظ آن به زبان ترکی می  بایست به ‏صورت آهتامار[11]  ذکر می  شد. [12]

 

 

Click to enlarge
قسمتی از حجاری های بالای دیوارهای خارجی

 

بین توضیحات تابلوهای قدیم و جدید تفاوت هایی وجود دارد. در تابلوی نصب شده در 1980م، هیچ   ‏توضیحی در خصوص سازندۀ کلیسا، یعنی گاگیک آرتزرونی، پادشاه ارمنستان (908ـ943م)، نیامده است؛ در حالی که، در تابلوهای ‏نصب شده در سال  های 2000 و 2004م، این موضوع ذکر شده است. در دو تابلوی راهنمای آخر توضیحات بی  اساسی در مورد ‏موضوع حجاری  ها آورده شده است. در واقع، شش ردیف حجاری دیوارهای خارجی مباحثی مانند تجلیل از مبارزات ارمنیان علیه ‏اعراب، مبارزه برای حفظ دین مسیحیت، شجاعت  های خاندان آرتزونی و همچنین زندگی روزمرۀ مردم عادی منطقه را به تصویر ‏می  کشند. [13]حجاری های ردیف بالایی نیز تزییناتی با شاخه  های انگور در هم تنیده شده با خوشه  های انگور است ‏که در داخل شاخه  ها حجاری  هایی با موضوع  های باغبانی، درو محصولات، تهیه شراب و غیره وجود دارد. با توجه به حرام بودن تهیۀ شراب در آیین اسلام توضیحات آورده ‏شده در تابلوهای راهنما، مبنی بر ارتباط حجاری  های این بخش با آیین اسلام، در تناقض است. آنچه مشخص است، این است که با توضیحات ارائه شده و دادن اطلاعات غلط، ‏سعی شده تا این نگرش به خواننده تفهیم شود که در این منطقه، مردمی با ادیان و ‏نژادهای متفاوت می  زیستند و منطقه مختص ارمنی  ها نبوده است.‏

در کنار قصر بارون در شهر آنی[14]، تابلوی راهنمایی نصب شده که ساموئل کاراپتیان در 2004م ‏از آن عکس گرفته است. نوشتۀ روی تابلو به دو زبان ترکی و انگلیسی است اما توضیحات به زبان انگلیسی بسیار کمتر است.‏

 

Click to enlarge
قصر بارون پس از بازسازی

 

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمان الرحیم، من آلب ارسلان، سلطان سلجوقی، در سال 1064م، شهر آنی را تصرف و ‏ابول منوچهر، از خاندان شداد اوقلی، را حاکم شهر تعیین کردم. این قصر سلجوقی در قرن دوازدهم میلادی توسط ترکان سلجوقی بنا شده ‏است».‏

 

Click to enlarge
تابلوی راهنمای کنار قصر بارون

 

Click to enlargeClick to enlarge
سردر قصر بارون قبل و بعد از مرمت

 

در بخش ترکی تابلو از زبان آلب ارسلان تصرف شهر آنی سال 1064م ذکر شده است اما منبع این اعلان آلب ارسلان را، که ‏هیچ ارتباطی با تاریخ بنای قصر ندارد، مشخص نکرده است. واضح است که متن مورد نظر اشتباه است؛ زیرا آلب ‏ارسلان حکومت شهر آنی را در 1065م، به ابول اسور،[15] حاکم شهر دوین،[16] واگذار می  کند. پس از فوت ابول اسور در 1067م، امیر پاتلون[17] حاکم شهر گنجه، شهر آنی را از سلجوقیان خریداری و برادرش منوچهر را حاکم شهر تعیین می  کند. [18] این نامی است که از زبان آلب ارسلان در بخش ترکی تابلو آورده شده اما به علت تناقض با واقعیت  های تاریخی در بخش ‏انگلیسی ذکری از آن نشده است. در تابلوی راهنما، قصر بارون از بناهای دورۀ سلجوقیان معرفی شده است، در حالی که، نیکوغایوس مار[19] و هوسپ اوربلی[20]  دو تن از باستان  شناسان و تاریخ  دانان برجسته، تاریخ بنای قصر را اواخر ‏قرن دوازدهم یا اوایل قرن سیزدهم میلادی، یعنی زمانی که دیگر سلجوقیان بر ارمنستان تسلط نداشتند، تشخیص داده  اند. [21]

درکاوش  های باستان  شناسی در 1905م، بقـایـای قـصـری در شمـال کلیسای گاگکاشن[22]  یافـت شد. این بنا، طبق نامی که بر یکی از ‏سنگ  های ستاره شکل حک شده بود؛[23] با نام قصر سرکیس نام  گذاری شـد کـه در قرن دوازدهم میلادی بنا شده است. توروس تورامانیان، باستان  شنـاس و تاریـخ  دان و عضو هیئـت باستـان  شناسی، بر اساس سنـگ  ‏هـای بـه دسـت آمـده از ورودی اصلی قصر، موفق شد طرح ‏کامـل ورودی را ترسیـم کنـد که شبـاهت بسیاری به ورودی قـصر بـارون دارد. این موضـوع گواهی بر استفـاده از این گـونه ‏تزیینات با سنـگ  های ستـاره شکل بـرای ورودی قـصرها در شـهر آنـی، بین سده  هـای دوازدهـم و سیـزدهـم میلادی است.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
سردر قصر سرکیسسردر کلیسای ساقموس

 

بنـا به تفـسیر بسیـاری از محققان معماری ارمنی، تزیین ورودی  های اصلی بناها با استفاده از سنگ  های ستاره  شکل در معماری ‏قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی ارمنستان متداول بوده است. سردرهای بسیاری از این دوره به دست آمده است که با سنگ  های ستاره  شکل یا مربع  شکل ‏تزیین شده  اند. [24]در واقـع، قصر بارون هیـچ ارتباطی با دورۀ سلجوقی نداشته و در دورۀ حکومت زاکاریان  ها بنا شده است. در ‏سردر بسیـاری از کـلیـساهای قـرون دوازدهــم و سیـزدهــم میـلادی همچون ساقموساوانک،[25]نـورواراگـاوانـک،[26]هـاریجاوانـک[27]و ‏مشکـاوانـک[28] نیـز از ایـن نـوع تزیینات استفاده شده است.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge

سردر کلیسای هاریجاوانک

منبع: armenica.org

قلعۀ خوشاب

 

تـا کنـون، در کنـار قلـعـۀ خـوشاب[29] دو تابلوی راهنما نصب شده است. دکتر حق نظریان، در 1980م، از تابـلوی اول، که به دو زبان ترکی و انگلیسی بوده، ‏عکس گرفته است.‏

 

Click to enlarge
تابلوی راهنمای قلعۀ خوشاب در 1980م

 

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«قلعۀ خوشاب. این قلعه در سال ‏‏1643م، به دست ساری سلیمان، از خاندان محمودی و تحت حکومت عثمانی، ساخته شده است. قلعه دارای دو مسجد، سه حمام و یک زندان است».‏

از تابلوی بعدی، که به زبان  های ترکی و انگلیسی است، در 2008م، عکسبرداری شده.

ترجمۀ متن این تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«قلعۀ خوشاب. این قلعه به دست محمودی سلیمانی و تحت حکومت عثمانی در سال 1643م، ساخته شده ‏است. دژ مرکزی از شمال دارای حصار خارجی است. قلعه از شمال دارای برج  ها و حصارهای بین آنهاست. در داخل ‏قلعه تالارهای پذیرایی مردانه و زنانه، زندان، نانوایی، مسجد و آب انبار وجود دارد».‏

 

Click to enlarge
تابلوی راهنمای قلعۀ خوشاب در 2008م

 

در هر دو تابلو،[30] وجود دو کلیسا در محوطۀ قلعه نادیده گرفته شده است. این کلیساها در اواخر قرن نوزدهم میلادی هنـوز ‏وجـود داشته  اند. [31] حـتی ویرانـه  های کلیساهـا تا اوایـل قـرن بیستـم در داخـل قلعـه باقـی مانـده بـود. [32]اولیـن بـار یاقوت حمــوی[33] از این قلعـه، کـه در زمان حکومت خاندان آرشاکونیاتس متعلق به خاندان ماردبدونی و در قرون نه تا یازده میلادی نیز اسقف  نشین منطقه بوده است، با نام قلعۀ خوشاب نام برده است. [34] براساس گواهی اولیا چلبی[35] قلعه توسط آل عباس ‏حکاری ساخته شده است و در1397م، به دست خاندان محمودی می  افتد. قلعه در قرن هفدهم میلادی مرکز خاندان ‏کرد محمودی می  شود[36] و زمانی که اولیا چلبی در 1654م، از قلعه بازدید می  کند قلعه در اختیار آن خاندان بوده ‏است. طبق گواهی چلبی در 1650م، قلعه توسط سلیمان زمان خان توسعه یافته[37] و در سال  های 1830م، همچنان در اختیار کردها بوده است « ... قلعه در اختیار امین بیگ، از خان  های کرد منطقه، بود و همچون گذشته استقلال ‏کامل داشت ...». [38]

در 1847م، دولت عثمانی موفق به تصرف قلعه و پایان دادن به استقلال خان منطقه می  شود.‏ [39]

در هر دو تابلوی راهنما هیچ اشاره  ای به گذشتۀ ارمنی قلعه نشده و تاریخ تسلط عثمانی بر قلعه و همچنین تاریخ بنای قلعه نیز اشتباه ‏ذکر شده است (در واقع، تاریخ ذکر شده در تابلوها زمان بازسازی آن توسط خان کرد قلعه است).‏

 

Click to enlarge
قلعۀ قارص

 

ساموئل کاراپتیان طی سال  های 2004 و 2007م، از دو تابلوی راهنمای کنار ورودی قلعۀ قارص[40] عکس گرفته است.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge

تابلوی راهنمای قلعۀ قارص در 2004م

عکس از: ساموئل کاراپتیان

تابلوی راهنمای قلعۀ قارص در 2007م

عکس از" ساموئل کاراپتیان

 

متن تابلو در هر دو عکس، که به زبان  های ترکی و انگلیسی نوشته شده، تقریباً یکسان است.‏

ترجمۀ متن تابلوهای راهنما به شرح زیر است:

«قلعۀ قارص. قلعه در 1153م (547 ق)، به دست فیروزآقا، وزیر ملک عزالدین سلدق، ‏از خاندان بنی سلدق،[41] ساخته شد. قلعه در 1386م (786 ق)، بر اثر حملۀ مغول  ها ویران و در 1579م (987ق)، به دست مصطفی لالا پاشا، سردار سلطان مراد دوم، بازسازی شد».‏

در توضیحات هر دو تابلوی راهنما، دورۀ مربوط به ارمنیان حذف شده است در نتیجه، در ذهن بازدیدکننده این تصور به وجود می آید که ‏قلعه در دورۀ حکومت عثمانی ساخته شده است. همچنین، ذکر سال 1153م به منزلۀ تاریخ ساخت قلعه بی  اساس است؛ زیرا در ‏منابع ارمنی مربوط به قرن نهم میلادی، از این قلعه یاد شده است. نام قلعۀ قارص بارها پیش از تاریخ ذکر شده در تابلوها، توسط مورخان ارمنی ‏و غیر ارمنی همچون استپانوس آسوغیک دارونتسی،[42] تووما آرتزرونی،[43] آریستاکس لاستیورتسی،[44]  ماطه  ووس ‏اورهایتسی،[45] کُنستانتین پرفیروژنیتوس[46]  و بسیاری دیگر آورده شده است.‏ [47]

در 888م، قلعه متعلق به ساهاک مله، از خاندان ارمنی منطقۀ واناند، بود که علیه آشوت اول باگرادونی، پادشاه ارمنستان، به پامی  خیزد و در نتیجۀ جنگی که رخ می  دهد، قلعه به دست خاندان باگرادونی می  افتد. در 929م، آباس باگرادونی،[48] پادشاه ارمنستان، با ‏مستحکم کردن دژ مرکزی، قارص را به عنوان پایتخت ارمنستان برمی  گزیند. [49]

آشوت سوم باگرادونی، پادشاه ارمنستان در سال 961م، پایتخت را از قارص به شهر آنی منتقل می  کند[50] اما در 963م، ‏برادرش، موشق، سردار سپاه ارمنستان، خود را پادشاه منطقۀ واناند ـ به پایتختی قلعۀ قارص ـ اعلام می  کند و تا 984م، در ‏قدرت باقی می  ماند[51] و پس از وی پسرش، آباس، تا 1028م، بر این منطقه حکومت می  کند. [52] سپس، پسر آباس، گاگیک، از 1029 ـ 1064م بر ‏قلعه و مناطق اطراف آن حکومت می  کند اما در 1064م، قلعه به تصرف امپراتوری بیزانس در می  آید.‏ [53]

 

 

Click to enlargeClick to enlarge
کتیبه های دژ مرکزی قلعه

 

 در 1071م، قلعۀ قارص به اشغال سلجوقیان در می  آید[54] اما این وضعیت زیاد طول نمی  کشد؛ زیرا براساس کتیبه  های روی دیوارهای دژ مرکزی، قلعه توسط ارمنیان مرمت شده که این گواهی بر پایان تسلط سلجوقیان است. [55]

 

 

Click to enlarge

کتیبۀ روی حصار شهر

عکس از: ساموئل کاراپتیان، 2007م

 

بر روی باقی  ماندۀ یکی از برج  های حصار شهر، کتیبه  ای وجود دارد که در 1890م صدمه دیده است. این کتیبه، مرمت ‏دیوارهای شهر توسط ارمنیان را گواهی می  کند. بر روی برج ششم در سمت شمال شرقی قلعه، کتیبه  ای به زبان ارمنی مربوط به ‏ 1184م، به شرح زیر قرار دارد:‏

 

ԻՈԼԳ (1184) ԹՎԻՍՇԻՆԵՑԱՒԲՈՒՐՋՆՍՅԻՇԱՏԱԿԽԱՉՈՏԻՆ ԿԱՆԿԻՏԱՏՈՅՆ. ýԱՍՏՒԱԾՈՂՈՐՄԻՆՄԱ: [56] 

در 1186م، ملکه تامارا[57] یکی از برادران زاکاریان[58] به نام زاکاره را به سمت سردار سپاه و ایوان، برادر دیگر، را به ‏سمت نایب  السلطنه منصوب می  کند. [59] براساس گواهی وارطان آرولتسی[60] آنها در 1206م، قلعۀ قارص را آزاد می  ‏کنند. [61]در زمان حکومت زاکاریان  ها، برج  ها و دیوارهای قلعه مرمت می  شود که در این خصوص کتیبه  ای به شرح زیر در ‏دیوارهای قلعه نصب شده بود.‏

ԹՎԻՍՈՁԳ (1234) ԻԹԱԳԱՒՈՐՈՒԹԵՍԸՌՈՒՍՈՒԴԱՆԱ, ՅԱԹԱՊԱԿՈՒԹԵՆՆԻՎԱՆԷԻՄԵՔԿԱՐՈՒՑՔՐԻՍՏՈՆԷՔՍՇԻՆԵՑԱՔԶԲՐՋՆԵՐՍԻՀԱԼԱԼԱՐԴԵԱՆՑՄԵՐՈՑ: [62]

در 1236م، قلعۀ قارص به اشغال مغول  ها در می  آید. در 1394م، تیمور لنگ قلعه را تصرف و ویران می  کند و در ‏ 1579م، منطقه به اشغال عثمانی در می  آید و آنها قلعه را مرمت می  کنند.‏

 

Click to enlarge
باقیماندۀ پل شهر آنی

 

ساموئل کاراپتیان، طی 2005 و 2008م، از تابلوهای راهنمای کنار پایۀ غربی پل شهر آنی،[63] که به زبان  های انگلیسی و ترکی هستند، عکس گرفته است.

 

Click to enlarge

تابلوی راهنمای پل

عکس از: ساموئل کاراپتیان، 2005م

 

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است: «پل چوپان دِده. پل در محل پیوستن کوه  های کارکابازار به رود ارس ساخته شده است. تاریخ بنـای پـل ‏به دورۀ خانـدان ایلخـان  ها در زمــان سازنـدگـی غـازان خــان (1295ـ1304م) بـاز مـی  گردد. پـل توسط امیـر چـوپان سالـدوز، وزیـر ‏غـازان خـان، در سـال  هــای 1297ـ 1298م ساخته شده است. طول پل 128متر و عرض آن 5/8 متر، تعداد چشمه  ها هفت عدد، طول ‏بزرگ  ترین چشمه سیزده متر و مرتفع  ترین نقطۀ پل سی متر است».‏

تاریخ بنای پل تا کنون مشخص نشده است. [64]در 1872م، یرمیا تیوکانتس،[65]که در روستای کنار پل اقامت داشت، ‏گواهی می  کند که اسقف تیمتیوس[66] در 1865م، از کتیبه  ای به زبان ارمنی دارای تاریخ 1160م، که بر روی پل نصب شده بود، ‏رونویسی کرده است. [67]

ԻՀԱՅՈՑՀԱՍՏԱՏԵԱԼԿԱՄՈՒՐՋՍՆՈՐՈԳԵԱՑՄԱԳԻՍՏՐՈՍԸՆԴՎԱՆՈՒՑՍՈՒՐԲԱՍՏՈՒԱԾԱԾՆԻԵՒԸՆԴԴՂԵԱԿԻՆԴԱՐՈՒՆԱՅԹԻՒԶՃԹ

این کتیبه به روشنی بیان می کند که پل توسط ارمنیان بنا شده و در 1160م، به دست ماگیستروس[68]و مالکان دیر مریم ‏مقدس در حسن قلعه[69] و قلعۀ داروینک[70]مرمت شده است.

 

Click to enlarge
دروازۀ قارص شهر آنی

 

کاجبرونی،[71] از محققان اوایل قرن بیستم ‏میلادی، این کتیبه را در کنار دو کتیبۀ دیگرـ که به زبان عربی هستند ـ مشاهده کرده است. در حال حاضر، دو کتیبه  ای که به زبان عربی هستند هنوز در محل وجود دارند اما متن ‏کتیبه به زبان ارمنی تراشیده شده و تنها یک کلمه از آن باقی مانده است. [72] کتیبه  های به زبان عربی در مکان اولیه قرار ندارند؛ زیرا ‏کاجبرونی پل را مورد بررسی دقیق قرار داده است و مکان دقیق کتیبه  ها را در مقاله خود آورده که این مطلب بیانگر ‏جابه  جایی عمدی کتیبه  هاست. قسمت گذر پل در 1854م، برای جلوگیری از پیشروی دشمن، به دست ارتش عثمانی ‏تخریب شده است. [73] احتمالاً در زمان مرمت   پل و طی جابه  جایی کتیبه  های عربی، کتیبه به زبان ارمنی ـ که بیش از ‏هشتصد سال سالم باقی مانده بود ـ تراشیده شده است تا با تحریف، تاریخ بنای پل را بین سال  های 1297 ـ 1298م، اعلام کنند.‏

ساموئل کاراپتیان در 2004 م از دو تابلوی راهنما به زبان  های انگلیسی و ترکی در کنار دروازۀ قارص شهر آنی عکس گرفته است.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge

تابلوهای راهنمای شهر آنی

عکس از:ساموئل کاراپتیان، 2004م

 

ترجمۀ متن تابلوهای راهنما به شرح زیر است:

«ویرانه  های شهر آنی. سکونت در آنی از 5000 ـ 3000 ق.  م. در دوران نوسنگی آغاز شده ‏است. از 3000 ـ 2000 ق.  م.، در دوران عصر برنز، نیز سکونتگاه انسان بوده است [در متن انگلیسی به جای 2000 عدد ‏‏1200 نوشته شده است]. از 2000 ق  .م. سکونتگاه اقوام هوری شده است. از 900 ـ 700 ق.  م. سکونتگاه اورارتو ‏بوده است. از 650 ق  .م. تحت کنترل هخامنشیان قرار گرفته است. از 626 ـ 149ق  .م. تحت کنترل اقوام ترک  سکاها ‏‏(سیت  ها) بوده است. از 350 ـ 300ق.  م. شهر توسط کرمپارتی، از خاندان کامساراکان  های آرشاکونیاتس،[74]که از اقوام ‏اوغوز بودند، بازسازی شده است [در متن انگلیسی آمده است که از 149ق.  م. الی 430م، این مکان تحت کنترل خاندان ‏آرشاکونیاتس بوده است]. از 430 ـ 646م، تحت حاکمیت ساسانیان قرار داشته است. از 646م، در زمان خلافت ‏عمر، تحت حاکمیت اعراب قرار گرفت. خاندان باگرادونی از 732م حاکمان شهر شدند. در 966م، آشوت دوم ‏باگرادونی دیوارهای شهر را بازسازی می  کند و آنی پایتخت پادشاهی وی می  شود. در 1045م، شهر به دست بیزانس می  افتد. در ‏‏1064م، شهر به تصرف آلب ارسلان، سلطان سلجوقیان، درمی  آید و او هم آن را به خاندان شداد اوقلی می  دهد. در 1199م، شهر به دست ‏اشراف گرجی می  افتد. در 1226م، خوارزمشاهیان شهر را تصرف می  کنند. مغول ها در 1235م، شهر را تصرف و ‏ویران می  کنند و پس از مدتی مرکز اداری منطقه می  شود. از 1339 ـ 1344م، تحت کنترل ایلخانیان در می  آید. از سال ‏‏1406 ـ 1467م، به دست قره  قویونلوها می  افتد اما از 1467 ـ 1516م، به تصرف آق  قویونلوها در می  آید. از ‏‏1516 ـ 1534م، به تصرف ترک  های افشاری درمی  آید. در 1534م، ضمیمۀ امپراتوری عثمانی می  شود. در 1878م، ‏به تصرف روسیه درمی  آید و برای مدت چهل سال از وطن جدا می  ماند. در 1921م، در زمان جنگ  های استقلال، از روسیه ‏پس گرفته می  شود».‏

در تابلوهای راهنما اشتباهات تاریخی بسیاری به چشم می  خورد همچنین مواردی از قلم افتاده و تحریف شده است که این موارد را ارائه ‏می  کنیم.‏

پس از سقوط حکومت اورارتو، پادشاهی آرمینا (هایک) جایگزین آن می  شود. در زمان حکومت ایشتوویگو (584 ـ 553 ق.  م.) خراج  گذار مادها و سپس از 550 ق.  م. خراج  گذار ایران هخامنشی می  شود. در 520 ق.  م. داریوش اول، پادشاه ‏هخامنشی، به حکومت آرمینا خاتمه می  دهد و ارمنستان تا 330 ق.  م. در قلمرو حکومت هخامنشی باقی  می  ماند. [75] ‏بنابراین، تاریخ 650 ق.  م. قید شده در تابلو به عنوان تاریخ تصرف ارمنستان توسط هخامنشیان اشتباه و هدف آن حذف ‏دوران پادشاهی ارمنی آرمینا بر منطقه است.

دربارۀ هجوم سکاها در 529 ق.  م.، که از استپ  های آسیای مرکزی آمده ‏بودند، شواهد تاریخی گواهی می  کنند که کوروش، پادشاه هخامنشی، با آنها جنگیده و به آنها اجازۀ ورود به داخل مرزها را نمی  دهد. کوروش در این جنگ کشته می  شود و ‏کمبوجیه، جانشین او، کار وی را به اتمام می  رساند. [76] بنابراین، ذکر حاکمیت سکاها بر منطقه (از 626 ـ 149 ق.  ‏م.) در تابلوی راهنما اشتباه است.‏

از 330 ـ 302 ق.  ‏م. خاندان یرواندی بر ارمنستان حکومت می  کنند[77] که در تابلوی راهنما هیچ اشاره  ای به آنها و همچنین، تسلط سلوکیان بر منطقه از 202 ـ 198 ق.  ‏م. نشده است. [78]

از 189 ـ 1 ق.  ‏م. شهر آنی در کنترل پادشاهی ارمنی آرداشسیان قرار می  گیرد[79]  و پس از سقوط پادشاهی ‏آرداشسیان، برای تسلط بر ارمنستان بین روم و پارت رقابت به وجود می  آید. [80] در 66 م، پادشاهی خاندان آرشاکونیاتس بر ‏ارمنستان، مورد تأیید قرار می  گیرد و تیرداد اول پادشاه ارمنستان می  شود. آنی تا 428م، در تسلط پادشاهان ارمنستان باقی ‏می  ماند. [81] پس از سقوط پادشاهی ارمنستان آنی ابتدا به تصرف ساسانیان سپس اعراب در می  آید که در هر دو دوره، ‏آنها آنی را به عنوان املاک خاندان ارمنی کامساراکان به رسمیت می شناسند. لازم به توضیح است که خاندان کامساراکان در تاریخ به عنوان ‏سردمدار مبارزه بر علیه تسلط ساسانیان و اعراب بر ارمنستان معروف است. [82] در بخش ترکی تابلوی راهنما، خاندان  های ‏آرشاکونیاتس و کامساراکان، از اقوام اوغوز معرفی شده  اند در حالیکه در فرهنگ  نامۀ لغات زبان ترکی از اقوام اوغوز ‏اولین بار در قرن یازدهم میلادی یاد می  شود. آنها در سرزمین خوارزم می  زیسته  اند و خیلی بعدتر از تاریخ ذکر شده به سمت غرب ‏مهاجرت کرده  اند. اوغوزها اجداد ترکمن  ها، آذری  ها و گاگائوز هستند،[83] این به آن معناست که خود منابع ترکی ‏ساختگی بودن اطلاعات درج شده در تابلوهای راهنما را تأیید می  کنند.‏

اما در مورد خاندان کامساراکان، که نقش مهمی در تاریخ ارمنستان در قرون سوم الی هشتم میلادی داشتند، باید یادآور شد که آنها ‏یکی از شاخه  های خاندان پارتی کارن بودند که توسط ساسانیان قتل  عام شدند و فقط کامسار، فرزند پیروزماد، موفق شد ‏به ارمنستان پناه آورد. تیرداد سوم کبیر، پادشاه ارمنستان، در 321م[84] مناطق شیراک و یراسخادزور، از املاک متعلق به ‏دربار، را به این خاندان داد و همچنین سمتی در دربار به آنها اعطا کرد. این خاندان به زودی با خاندان  های ‏آرشاکونیاتس و مامیکونیان ارتباط خانوادگی برقرار و به مدت پنج قرن به ارمنستان خدمت می  کنند. [85] با بررسی تاریخ بنای شهر آنی، در منابع ارمنی ‏برای اولین بار در قرن پنجم میلادی توسط یقیشه و غازار پاربتسی از آن (به منزلۀ قلعه) یاد شده است. [86]

در 780م، ‏آشوت باگرادونی (حاکم ارمنستان از سال 790م) املاک خاندان کامساراکان را از آنها خریداری کرد که در بین آنها قلعۀ آنی ‏نیز قرار داشت. [87] در تابلوی راهنما دو اشتباه در این باره وجود دارد، اولی نام پدر آشوت باگرادونی که او نیز نامش ‏آشوت بود (732 ـ 748م) و دوم تاریخ انتقال قلعه به خاندان باگرادونی.

در 961م، پایتخت پادشاهی ارمنی باگرادونی (‏885 ـ 1045م) از شهر قارص به شهر آنی منتقل می  شود ولی در تابلوهای راهنما اشاره  ای به این موضوع نشده است. در 964م، آشوت دوم اولین دیوار شهر و در 989م، سمبات دوم دیوار دوم را بنا می  کند که اطلاعات ارائه شده در تابلوی راهنما ‏در این خصوص اشتباه است. در 1045م، شهر به دست بیزانس می  افتد و در 1064م، به اشغال سلجوقیان در می  آید. ‏ابول  اسور، حاکم شهر دوین، در 1072م، شهر آنی را از آلب ارسلان خریداری می  کند و آن را به فرزندش، منوچهر، می  دهد و به این ترتیب، حکومت ‏خاندان شدادیان در این شهر آغاز می  شود. اطلاعات ارائه شده در تابلوی راهنما در این خصوص نیز اشتباه است. در 1123م، ‏مردم شهر علیه حاکمان شدادیان شورش می  کنند و شهر تحت حاکمیت داوید، پادشاه گرجستان، قرار می  گیرد؛ اما ‏شدادیان  ها در 1126م، موفق به تصرف مجدد شهر می  شوند. در 1161م، گئورگ سوم، پادشاه گرجستان، شهر را به تصرف درمی  آورد اما در 1165م، شهر باردیگر توسط شدادیان  ها اشغال می  شود که این موضوع دوباره در 1174م تکرار می  شود[88]  تا ‏اینکه در 1199م، برادران زاکاریان، فرماندهان ارمنی سپاه مشترک ارمنی ـ گرجی، شهر را تصرف می  کنند و آنی مرکز حکمرانی ‏زاکاریان  ها در ارمنستان می  شود. [89] این اطلاعات در تابلو طوری ارائه شده که نامی از ارمنیان در این بین ‏نباشد.‏

مطالب مطرح شده در خصوص اشغال شهر توسط خوارزمشاهیان نیز واقعیت تاریخی ندارد؛ زیرا جلال الدین خوارزمشاه در ‏‏1225م، از سپاه مشترک ارمنی ـ گرجی، به فرماندهی ایوان زاکاریان، در نزدیکی قلعۀ گارنی شکست می  خورد اما در ‏‏1226م، موفق به تصرف شهر دوین می  شود که دو سال بعد سپاهیان ارمنی شهر دوین را نیز آزاد می  کنند و وی مجبور به ‏ترک منطقه می  شود. مغول  ها در 1236م، موفق به تصرف شهر می  شوند که در تابلو این تاریخ به اشتباه 1235م، ذکر شده ‏است. همچنین، هیچ اشاره  ای به شورش ارمنیان، در سال  های 1249م و 1260م، بر علیه استیلای مغول  ها نشده است. [90] این شورش  ‏ها به نتیجۀ نهایی نمی  رسد اما مغول ها ادارۀ شهر را به خاندان زاکاریان واگذار می  کنند. تاریخ ذکر شده در تابلوی راهنما برای ‏دورۀ تسلط ایلخانیان بر شهر آنی در سال  های 1339 ـ 1344م اشتباه است؛ زیرا حکومت ایلخانیان بر شهر ‏آنی از 1256م، آغاز شده بود و تاریخ ذکر شده در تابلوی راهنما مربوط به دورۀ حکومت حسن کوچک است. [91] در سال های 1386 ـ 1387م،  1395ـ 1396م و ‏‏1400 ـ 1403م، شهر بارها مورد حملۀ تیمور لنگ قرار می  گیرد و کاملاً ویران می  شود.‏

در سال  های 1406ـ 1467م، حاکمیت شهر آنی به دست قره  قویونلوها می  افتد. سپس، از 1467م به تصرف آق  قویونلوها در می  آید که پادشاهان صفوی ایران به حکومت آق  قویونلوها در منطقه پایان می  دهند و شهر به تصرف آنها در می آید. [92] بنابراین، ‏دورۀ حکومت آق  قویونلوها بر شهر، که در تابلوی راهنما تا 1516م ذکر شده است، صحیح نیست.‏

از 1502م، آنی تحت کنترل صفویان قرار می  گیرد و سپس به تصرف عثمانی در می  آید و در آخر نیز ‏امپراتوری روسیه آن را تصاحب می  کند.

شهر آنی طی 1918 ـ 1920م، جزو جمهوری مستقل ارمنستان بوده است اما پس از ‏سقوط جمهوری ارمنستان و طی پیمان قارص، که در 1920م بین روسیه و ترکیه منعقد شد، به ترکیه واگذار می  شود که در تابلوی راهنما به این دو موضوع نیز اشاره  ای نشده است.‏

در کنار قلعۀ بالو[93] تابلوی راهنمایی به زبان های انگلیسی و ترکی نصب شده است که ساموئل کاراپتیان در 2008 م، از آن عکس گرفته است.‏

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«قلعۀ بالو. از دورۀ اورارتو (از قرن 9 ـ 600 ق.  ‏م.).

قلعه به دست منوا، پادشاه ‏اورارتو، بر روی صخره  ای ساخته شده است. دیوارها و تعدادی از بناهای قلعه با سنگ  لاشه ساخته شده است. قلعه در دوره  های بعد بازسازی ‏شده است. کتیبه  ای با خط میخی متعلق به منوا، پادشاه اوارتو،  بر روی صخره وجود دارد. از قلعه تنها دیوارهای شمال شرقی و تعدادی از ‏بناهای داخلی باقی مانده است. یک تونل مخفی در داخل قلعه قرار دارد. تونل مخفی دیگری به نام علی گیلمز وجود دارد که با پلکان  هایی به رودخانۀ مراد می  رسد و قسمتی از آن بیرون از قلعه است. بعدها سلجوقیان، آل  ارتق  ها و عثمانی  ها ‏ساکن قلعه شده  اند».‏

از تابلوی راهنما چنین برداشت می  شود که پس از دورۀ اورارتو، اقوام سلجوقی، آل  ارتق و عثمانی ساکنان قلعه شده اند. ابتدا باید حاکمان قلعه را از اهالی منطقۀ اطراف قلعه متمایز کرد؛ زیرا بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسانی حاکمان قلعه بوده  ‏اند، اکثریت اهالی منطقه ارمنی بودند، به استثنای پنجاه سال آخر امپراتوری عثمانی که به دلیل کشتار و کوچ ‏اجباری ارمنیان منطقه، تعداد آنان کاهش یافت. به قول ترویانتس[94]  در 1870م، تعداد ارمنیان شهر بالو کاهش یافته ‏بود؛ زیرا یک پنجم آنان از منطقه مهاجرت کرده بودند. [95]

 

 

Click to enlargeClick to enlarge
قلعۀ بالوتابلوی راهنمای قلعۀ بالو

 

در دورۀ کشتار ارمنیان در 1895م، 1200 نفر از ارمنیان شهر ‏بالو کشته شدند. [96] ارمنیان شهر در 1915م، از شهر رانده شدند و تعداد اندکی از آنان جان سالم به در بردند. هر چند قلعه در ‏قرون هشتم و نهم میلادی مقر سپاهیان عرب بود اما تا پایان قرن دوازدهم میلادی به طور کامل ارمنی  نشین بود. سیمون لهاتسی[97] در 1613م، در شهر بالو حضور داشته و در سفرنامه  اش چنین نگاشته است:

« ... به بالو رسیدم که دارای روستاهای ارمنی  نشین ‏متعدد و قلعۀ مستحکمی است... در شهر هشت کلیسای زیبا و سرپا و یک مسجد کردی با سقف کاهگلی وجود دارد».[98]  

با در ‏نظر گرفتن اینکه در شهر هشت کلیسا و یک مسجد وجود داشته است، مشخص می  شود که بیشتر اهالی شهر در 1613م، ‏ارمنی بودند. در1880م، 585 خانوادۀ ارمنی و 500 خانوادۀ ترک و کرد در شهر بالو زندگی می  کردند. [99] در 1892م، ‏تعداد ارمنیان 1700 نفر و ترک  ها و کردها 3500 نفر بوده است[100]  و در 1897م تعداد ارمنیان به 2500 نفر و ترک  ها و ‏کردها به 7500 نفر رسیده بود. [101] با افزایش ارمنیان شهر در سال  های قبل از جنگ جهانی، تعداد ارمنیان بالغ بر 780 خانوار ‏و تعداد ترک  ها و کردها نزدیک به 450 خانوار بوده است. [102] در تابلوی راهنما به عمد تاریخ دورۀ اورارتو تا حضور طایفۀ آل  ‏ارتق توضیح داده نشده است که ما تلاش می  کنیم با اطلاعات دقیق و مستندی که در این زمینه موجود است این بخش از تاریخ منطقه را ذکر کنیم.‏

پس از حکومت اورارتو بر این منطقه، حکومت آرمینا (هایک) جایگزین آن شد که در520 ق.  ‏م. توسط داریـوش اول ‏سقوط کـرد و تا 330 ق.  ‏م. تحت حاکمیـت هخامـنشیان باقی ماند. طی سال  هـای 330 ـ 202 ق.  ‏م. منطقه تحت حاکمیت ‏پادشاهی ارمنی یرواندی قـرار داشـت و از 202 ـ 189 ق.  ‏م. تحت تصرف سلوکیان قـرار گرفت. [103] قلعه از ‏‏189 ق.  ‏م. تا سال یک میلادی جزو قلمرو پادشاهی آرداشسیان بود که پس از سقوط این خاندان، رقابت بین روم و پارت برای ‏تسلط بر این منطقه شروع شد. [104] با استقرار حکومت آرشاکونیاتس بر ارمنستان قلعۀ بالو نیز جزو قلمرو آنها ‏قرار گرفت. [105] حاکمان قلعۀ بالو طی دوران حکومت خاندان آرشاکونیاتس بر ارمنستان تا سقوط این خاندان در 428م، با ‏تبعیت از حکومت مرکزی وضعیتی خودمختار داشتند اما با سقوط خاندان آرشاکونیاتس حاکمان بالو، که سپاهی از ارمنیان منطقه را در اختیار داشتند، سیاستی کاملاً مستقل در پیش ‏گرفتند. در شورشی که در 485م، علیه زنون، امپراتور بیزانس، رخ داد، حاکمان بالو ‏بی  طرفی اختیار کردند. زمانی که زنون شورش را سرکوب کرد اختیارات حاکمان بالو را تا 529م ـ که ‏امپراتور ژوستینین اول به استقلال این منطقه پایان دادـ به رسمیت شناخت. [106] طی قرون هشتم و نهم میلادی منطقۀ بالو، همچون سایر مناطق ‏ارمنستان، تحت کنترل اعراب قرار داشت و به علت اهمیت خاص منطقه، خلفای عباسی سپاهی برای کنترل کل ‏منطقه در این قلعه مستقر کرده بودند. [107] از 885م، خاندان باگرادونی کنترل قلعه را به دست گرفتند. این قلعه یکی از مهم  ترین قلعه  های پادشاهی ‏باگرادونی محسوب می  شد؛ تا اینکه در 970م، به تصرف امپراتوری بیزانس درآمد. [108]  به ‏گواهی ماتئوس اورهایتسی،[109] در دوران هجوم سلجوقیان، کل منطقه و مناطق همجوار آن تحت کنترل خاندان ارمنی تورنیکیان ـ که در ‏‏1056م، موفق به شکست سلجوقیان و حفظ استقلال منطقه شده بودند ـ قرار داشت اما آنها نیز در نهایت، در 1184م، قلعه را از دست دادند؛[110] همان طوری که خوانندۀ محترم متوجه شده است تمامی این دورۀ تاریخی مهم از تابلوی راهنما حذف شده است.‏

در 2006م، در کنار کلیسای شهر بالو، که در ورودی شهر قرار دارد، تابلوی راهنمایی به زبان  های انگلیسی و ترکی ‏قرار داشت که در 2008م در نزدیکی کلیسا بر روی زمین افتاده بود.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
کلیسای بالوتابلوی راهنمای کلیسای بالو

 

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«کلیسا. دورۀ امپراتوری بیزانس (475ـ1453م).

تاریخ بنا به درستی مشخص نیست. تنها دیوارهای ‏کلیسا سرپا مانده و بقیۀ قسمت  ها تخریب شده است. پلان چهارضلعی آن دارای پوشش گنبدی بوده که ویران شده است. از گنبد فقط ساق آن باقی مانده که ‏دارای نورگیرهایی قوسی شکل است. گنبدداراىگوشواره‎‎هاىبادبانىبرایانتقالچهارگوشدیوارهابهدایرۀزیرگنبداست. قوس  های زیر گنبد دارای کتیبه  های پلکانی هستند. سقف محراب  ها گنبدی شکل و از خارج به ‏شکل سقف شیب  دار است. بر روی قوس  های زیر گنبد، نوشته  هایی با رنگ روغن وجود دارد. محراب دارای نقاشی دیواری است و در دو ‏سمت قسمت سقف آن تصویر دو فرشتۀ بالدار نقش بسته. در سمت راست قوس، تصویر مریم مقدس و در سمت چپ آن تصویر ‏فرشتۀ جبرئیل دیده می  شود. در سقف گنبد محراب، تصویر عیسی مسیح قرار داشته که کاملاً از بین رفته است. در بین نورگیرهای ‏ساق گنبد تصویر حواریون و بر روی چهار گوشواره تصویر چهار نویسنده انجیل نقش بسته».‏

درست است که تاریخ بنای کلیسا مشخص نیست اما کلیسا، آن  گونه که در تابلو معرفی شده، متعلق به دوران بیزانس نیست. ‏مدارک زیادی برای اثبات ارمنی بودن کلیسا وجود دارد اما مهم  ترین مدرک نوشته  ای به زبان ارمنی بود که در حاشیۀ سقف محراب قرار داشت.‏ این نوشته در زمان تهیۀ تابلو توسط نگارندۀ آن ملاحظه شده و در متن تابلو آمده است اما نگارنده به عمد ذکری از ارمنی بودن این نوشته، ‏نکرده است. در حال حاضر با تخریب این قسمت از محراب دیگر نوشته  ای وجود ندارد.‏

 

Click to enlarge
سقف محراب کلیسای بالو و نوشتۀ بالای آن که به زبان ارمنی است، 1970م

 

طبق منابع موجود نام کلیسا گریگور لوساوُریچ مقدس بوده است که از آن به عنوان مرکز کتابت در قرن هفدهم میلادی یاد شده است.

در ‏‏1628م، کشیش ماردیروس دعایی با نام تقدیم به درگاه گریگور مقدس در شهر بالو سروده است.[111]

 

 

Click to enlarge
محراب کلیسای بالو پس از تخریب نوشته، 2006م

 

در 1647م، کاتب[112]تادِئوس ‏از روی کتاب جارنتیر[113] از مطلبی دربارۀ این کلیسا چنین رونویسی کرده است:« ... در زیر سقف کلیسای ‏گریگور لوساوُریچ مقدس در شهر بالو ...».[114]

در 1652م، کاتب توخمان دربارۀ مکان نگاشتن کتاب خود چنین یاد ‏کرده است: « ... در زیر سقف کلیسای گریگور مقدس در شهر بالو ...».[115]

در 1653م، کشیش ماردیروس در خصوص ‏مکان نگاشتن تقویم خود چنین نوشته است: « ... در زیر سقف کلیسای گریگور مقدس در شهر بالو ...».[116]

از این مکان، در 1788م، به عنوان کلیسای ارمنی فعال یاد شده.[117]به احتمال قوی کلیسای فعلی در قرن نوزدهم در مکان کلیسای قبلی ساخته شده ‏است. بازدیدکننده  ای، که در 1880م از منطقه دیدن کرده است، چنین می  نویسد: «کلیسای مریم مقدس کلیسایی نوساز است و ...».[118]  

در اواسط دهۀ 1890م، ‏به علت کاهش ارمنیان شهر مراسم مذهبی در دو کلیسای گریگور لوساوُریچ و مریم مقدس انجام می  شد و کلیسای گریگور ‏لوساوُریچ کلیسای جامع شهر بود[119]که در کنار بازار مرکزی شهر قرار داشت. سرکیسیان (آلوور)، سیاح ارمنی، در خصوص این کلیسا چنین ‏نوشته است:

«وقتی که شهر از دور نمایان شد، اولین بنایی که توجه را جلب می  کرد، کلیسای زیبای لوساوُریچ مقدس با گنبد باشکوه ‏و قرمز رنگ آن بود».[120]

بازدیدکننده  ای، که در 1910م از این کلیسا دیدن کرده، شرح کامل جزئیات کلیسا را ثبت و ‏آن را کلیسایی کوچک اما باشکوه خوانده است.[121]بنابراین، براساس اطلاعاتی در متن تابلو آمده نه تنها در تاریخ مالکیت کلیسا دست ‏برده شده بلکه واقعیات نیز کتمان شده است.‏

 

Click to enlarge
قلعۀ وان

 

تابلوی راهنمایی به زبان  های ترکی و انگلیسی در کنار دروازۀ قلعۀ وان[122] نصب شده که در 2006م، از آن ‏عکسبرداری شده است.‏

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«قلعۀ وان

این قلعه در 850 ق.  ‏م. به دست ساردوری، اولین پادشاه اورارتو، ساخته شده است. حکومت اورارتو ‏در بین سال  های 900 ـ 600 ق.  ‏م. به اوج شکوفایی خود رسید. قلعۀ وان در آن دوره توشبا نامیده می  شد و یکصد سال پایتخت ‏اورارتو بود. دوازده قبر دخمه  ای، یک معبد روباز و تعدادی کتیبه   به خط میخی در قلعه وجود دارد. پـس از اورارتـو قلعـه مـورد ‏استفادۀ سلجوقیـان و عثمانـی قرار گرفته است. در داخل قلعه و بخش قدیمی شهر تعداد زیادی مسجد از آن دوره وجود دارد».‏

 

Click to enlarge
تابلوی راهنمای قلعۀ وان

 

در تابلوی راهنما، دورۀ پس از اورارتو تا استقرار سلجوقیان و عثمانی به عمد حذف شده است که در ادامه به شرح این دوره می  پردازیم تا ‏علت حذف آن برای خواننده مشخص شود.‏

پس از سقوط حکومت اورارتو، قلعۀ وان تا 520 ق.  ‏م. مورد استفادۀ پادشاهی آرمینا (هایک) قرار گرفت. سپس، از 520 ـ ‏‏330ق.  ‏م. تحت حکومت هخامنشیان[123]و از 330 ـ 202ق.  ‏م. از قلعه  های پادشاهی خاندان یرواندی بود و از 202ـ 189ق.  ‏م. به تصرف سلوکیان در آمد.[124]قلعۀ وان از 189 ق.  ‏م. الی یک میلادی در کنترل ‏پادشاهی آرداشسیان و سپس از 66 ـ 428م، در قلمرو پادشاهی آرشاکونیاتس قرار گرفت.[125]این قلعه در قرن هشتم میلادی به تصرف ‏اعراب درآمد[126]و بعد از آن به خاندان رشتونی رسید. پس از سرکوب شورش سال  های774 ـ 775م، قلعه به دست خاندان ‏آرتزرونی افتاد که آن را مرکز حکومت خود قرار دادند. طی سال  های 908 ـ 1016م، قلعۀ وان پایتخت پادشاهی ارمنی ‏واسپوراکان بود[127]اما در 1016م، توسط سنه  کریم، پادشاه آرتزرونی، به امپراتوری بیزانس منتقل شد. در ‏رونویسی متنی از این دوره چنین آمده است:

« در 1016م، سنه  کریم، پادشاه واسپوراکان، وان را به واسیلیوس، پادشاه یونان، ‏داد و در قبال آن سیواس را گرفت و به همراه پنج پسرش به آنجا نقل مکان کرد».[128]

 

 

Click to enlargeClick to enlarge
کلیسای ابوقامرنتس (گریگور مقدس)تابلوی راهنمای کلیسای ابوقامرنتس

 

درمورد تعداد مساجد ذکر شده در ‏تابلوی راهنمای واقع در قلعۀ وان و شهر توضیح این نکته ضروری است که کلیساهای زیادی نیز در آنجا بوده و هست؛ به طوری که در ‏‏1890م، در قلعه یک مسجد و یک کلیسا و در شهر هفت کلیسا و شش مسجد وجود داشته است.‏[129]

در 1990م، زاون سرکیسیان از تابلوی راهنمای کنار کلیسای ابوقامرنتس[130]در ‏شهر آنی، که توضیحاتی به زبان  های ترکی و انگلیسی در آن نوشته شده، عکسی تهیه کرده است.‏

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«کلیسای پولاتوقلوی (ابوقامرنتس).

کلیسا در 994م، توسط ابو الامیر، از خاندان پاولاولی، که از ‏خراسان[131]آمده بود ساخته شد».‏

اطلاعات درج شده در تابلوی راهنما اشتباه است. کتیبۀ روی سردر ورودی کلیسا، که در تاریخ 994م، به کلیسا اهدا شده، مشخص می  کند ‏که کلیسا تا آن تاریخ وجود داشته است.[132]به احتمال قوی کلیسا در 980م، توسط ابوقامر،[133]حاکم ارمنی شهر، ساخته ‏شده است.[134]در 1040م، در ضلع شمالی کلیسا آرامگاه خانوادگی ابوقامر ساخته می  شود که کتیبه  ای به زبان ‏ارمنی نیز در آن نصب شده است.[135]

ԻԹվինՆՁԹ (1040), եսԱպլղարիպհայոցմարզպանորդիԳրիգորիևԹոռնԱպուղամրիհայոցիշխանաց, Թէպէտևանտեսէիիհաւրէիմմէ, յաՂագսկրտսերուԹեանայլհարկեցայիծնաւղականսիրոյնևշինեցիզայսհանգստարանհաւրիմոյԳրիգորիևեղբաւրնիմոյՀամզէիևՀռիմաւոէդայիևշինեցիսենեակԲ (2), սուրբՍտեփաննոսիևսուրբԳրիգորի...[136] …

 در خصوص منشأ خاندان ابوقامری نیاز به ارائه توضیحات کامل  تر و دقیق  تری است زیرا در این تابلو با هدف منحرف کردن خواننده، مطالبی غیر ‏واقعی درج شده است. طبق متون تاریخی خاندان پاهلاونی، که در تابلو به صورت پاولاولی آمده است، در قرون وسطا در ‏ارمنستان قدرت گرفتند. آنها از نسل پارت  های اشکانی و از خاندان  های سورن و کارن بودند. پس از سقوط اشکانیان و استقرار ‏ساسانیان، پاهلاونی  هایی که از خاندان کارن بودند سعی کردند به ارمنستان پناه آورند اما در راه ارمنستان گرفتار نیروهای ساسانی شده ‏و قتل  عام شدند و تنها تعداد اندکی از آنان جان سالم به  در بردند. یکی از این نجات  یافتگان پیروزماد بود که به آسیای میانه گریخت و ‏فرزندش، کامسار، نیز توانست خود را به ارمنستان برساند. تیرداد، پادشاه ارمنستان، حکومت برخی از مناطق ارمنستان را به کامسار داد و به این ترتیب، خاندان ‏کامساراکان در ارمنستان تشکیل شد. از این خاندان، که با نام اجدادشان پاهلاونی نیز نامیده می  شدند، در قرن نهم میلادی کمتر در تاریخ ارمنستان یاد شده است اما در قرن دهم میلادی بار دیگر قدرتمند شده و با نام پاهلاونی وارد عرصۀ تاریخ ارمنستان شده  اند. ‏بنیان  گذاران خاندان پاهلاونی دو برادر با نام  های آرداک و ابوقامر بودند[137]که هیچ ارتباطی با منطقۀ خراسان نداشته  اند.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
قلعۀ کچرورتابلوی قلعۀ کچرور

 

در کنار قلعۀ کچرور،[138]تابلوی راهنمایی به زبان  های انگلیسی و ترکی نصب شده است که ساموئل کاراپتیان در ‏‏2008م از آن عکس گرفته است.‏ ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«قلعۀ کچی وان. روایت شده است که در بین سال  های 650 ق.  ‏م. تا 16م، این منطقه چراگاه حیوانات ‏آلپر تونگا، رهبر اقوام ترک سکا (سیت)، بوده است که از قفقاز به مناطق اطراف رود ارس آمده بودند. از این قلعه در روایت  های ‏حماسی بسیاری یاد می  شود. در دورۀ آرساک لرها، آرتاگئرا نامیده می  شده است. در قرن پنجم میلادی به دست رومیان می  ‏افتد. در 618م تنها شهر معروف در منطقۀ قارص بوده که به خاندان کامساراکان، از اقوام اوغوز، تعلق داشته است. قلعه در زمان ‏خلافت المستعصم بالله، خلیفۀ عباسی، به دست هلاکوخان مغول ویران می  شود. پس از مدتی، توسط قره یوسف قره  قویونلو مرمت ‏و سپس توسط تیمور بازسازی می  شود. در 1579م، با تصرف قلعه به دست عثمانی  ها بار دیگر مرمت می  شود. در جنگ ترکیه و روسیه، ‏در 1828م، توسط روس  ها محاصره و با گلوله  های توپ ویران می  شود. در اواخر ‏‏1960م، نام آن از کچی وان، به معنی شهری که فقط یک دروازه دارد، به تونچکایا تغییر یافته است».‏

اطلاعات قسمت ابتدایی تابلوی راهنما کاملاً نادرست است؛ زیرا اقوام سکا (سیت)، که در استپ  های آسیای میانه سکونت داشتند، هیچ  گاه به ‏داخل فلات ارمنستان نفوذ نکرده  اند. در فرهنگ  نامۀ لغات زبان ترکی نیز در خصوص این قوم (سیت  ها) چنین نوشته شده است:

«سیت  ها: اقوامی که پیش از میلاد از آسیای مرکزی به جنوب روسیه آمده و در آنجا تشکیل امپراتوری دادند».[139] 

نام ‏دیگر قلعه در تابلو به صورت آرتاگئرا ذکر شده است (در بین مورخان دیگر به صورت ‏Artagera, Artogerassa‏ و در بین ‏مورخان ارمنی به صورت آرتاگیرس و آرتاگیر) که این نام ارتباطی با این قلعه ندارد و مربوط به قلعۀ دیگری ‏در نزدیکی قلعه کچرور است.[140]در کتاب جغرافیای ارمنستان، که در 1656م گردآوری شده است، نیز بر جدا بودن این دو قلعه تأکید شده است:

« ...  قصر کاپویت (آرتاگریتس) در شهر کچور و همچنین، صومعۀ صخره  ای تزاراکار ـ محلی که قبر  اسقف خاچاطور کچارتسی در آن واقع  است ـ در منطقۀ  گابغنیانتس واقع شده  اند ...».[141] 

اطلاعات ارائه شده در تابلو در خصوص مالکیت خاندان کامساراکان بر قلعه، صحیح است اما منشاء این خاندان از قوم اوغوز ‏نبوده و آنها بسیار پیش  تر از اوغوزها در ارمنستان سکونت داشته  اند.[142]این مطلب را فرهنگ  نامۀ لغات زبان ترکی نیز تأیید می  کند.[143]

بر روی دیوار قلعۀ بابرد،[144]تابلوی راهنمایی به زبان  های انگلیسی و ترکی نصب شده است که ساموئل کاراپتیان در 2007 م، از آن عکس گرفته است.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
قلعۀ بابردتابلوی راهنمای قلعۀ بابرد

 

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«قلعۀ بایبورد.

قلعه در 1000م بنا شده و شاهد تمدن  های بسیاری بوده است. تا زمان تصرف آن به دست ترکان، قلعه تحت حاکمیت روم، ارمنیان، بیزانس و اعراب بوده است. یکی از نمونه  های زیبای معماری سلجوقی در بین قلعه  ‏های واقع در آناتولی است. قلعه برای اولین بار توسط ژوستینین، امپراتور روم، مستحکم شد. پس از مدتی، در زمان ‏بنی سلدق، بازسازی آن از سر گرفته شد و سرانجام، طی 1200 ـ 1230م، در زمان ملک موگیس الدین طغرل، شاه حاکم ارزروم، بازسازی آن به پایان رسید. به دلیل به کارگیری کاشی  های لعابدار در تزیینات، قلعه با نام چینی ماچین معروف شده است. کاشی  های لعابداری با رنگ  های نیلی و بنفش در پوشش خارجی دیوارهای غربی و شمالی به کار رفته است. به دلیل خرابی  های حاصل از جنگ اثری از کاشی  های ‏لعابدار قسمت  های دیگر باقی نمانده است».‏

ذکر سال 1000 میلادی به عنوان تاریخ بنای قلعه صحیح نیست،؛ زیرا موسی خورنی[145]برای اولین بار در قرن پنجم ‏میلادی به وجود این قلعه اشاره کرده است. او در کتاب خود چنین نوشته: «... زمانی که سمبات، فرزند بئوراد، خبر قتل  عام سانادروک و پسرانش را ‏می  شنود، دو دختر او، به نام  های سمبادانوش و سمبادوهی، را به قلعۀ بابرد می  برد و برای حفاظت از جان آنان مردان شجاعی را در ‏قلعه می  گمارد ...». ضمناً او یادآور می شود که این حادثه در آخرین سال حکومت داریوش سوم (336ـ330 ق.  ‏م.) رخ داده است.[146] 

به نظر هاکوپ ماناندیان، مورخ ارمنی، حادثه  ای که موسی خورنی به آن اشاره دارد مربوط به قرن یکم میلادی است.[147]بنابراین، طبق نظر موسی خورنی قلعه در دوران پادشاهی یرواندی (330ـ202 ق. ‏م.) و طبق نظر ماناندیان در دوران ‏پادشاهی آرشاکونیاتس (66 ـ 428م) وجود داشته است.

اما در مورد بازسازی قلعه، به گواهی پروکوپیوس،[148]مورخ رومی، ژوستینین کبیر، کار بازسازی قلعه را در قرن ششم میلادی انجام داده است.[149] ‏توضیح این نکته ضروری است که اطلاعات درج شده در تابلو با یکدیگر همخوانی ندارند زیرا تاریخ بنای قلعه سال 1000م، ذکر شده ‏در حالی که ژوستینین در قرن ششم میلادی می زیسته است.‏

در بخش ترکی تابلو، از ارمنیان جزو حاکمان قلعه نام برده شده اما در بخش انگلیسی این قسمت حذف شده است. با در نظر ‏گرفتن این واقعیت که ارمنیان سازندۀ قلعه بوده  اند و قلعه سالیان طولانی متعلق به آنان بوده است می  بایست ابتدا از ملتی که قلعه ‏را بنا کردند نام برده می  شد، سپس، نام اقوام مختلفی که طی قرون مختلف بر قلعه حاکم شدند ذکر می  شد.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
کلیسای آراکلوتس مقدستابلوی راهنمای کلیسای آراکلوتس

 

Click to enlarge
تابلوی راهنمای کلیسای آراکلوتس

 

در کنار کلیسای آراکلوتس مـقـدس در شـهـر آنــی دو تابـلوی راهنما (یکی به رنگ آبی و دیگری سفیـد) نـصب شـده است، کـه ساموئل کاراپتیان در ‏‏2010 م، از آنها عکس گرفته است.‏

 ترجمۀ متن تابلوی راهنمای آبی به شرح زیر است:

«کلیسای آراکلوتس (کاروان  سرا).

در ســال 1031م، بنــا شـده اسـت. در ســال 1064م، در زمــان سلجوقیــان، بنـایـی در کنـار کلیـسا ‏ساختـه و تبدیل به کاروان  سرا شد».‏

ترجمۀ متن تابلوی راهنمای سفید به شرح زیر است:

«کاروان  سرا. کلیسای آراکلوتس.

در سال 1031م، به عنوان کلیسا ساخته شد. با الحاق ورودی، گنبد و سایر ‏بناها در زمان سلجوقیان به کاروان  سرا  تبدیل شد. از نظر معماری و حجاری بیانگر میراث سلجوقیان است».

توضیح آنکه تاریخ دقیق بنای کلیـسا مشخص نیست و احتمـالاً در قـرون دهـم یا یازدهم میلادی[150]و نه دیرتـر از سال 1031م[151] ‏ساختـه شده است. کتیبـه  های مربوط به سال  های 1058م و 1180م[152]بـیانـگر ایــن واقعیت است که بنا به عنوان کلیسا، ‏مورد استفاده قرار گرفته است.‏

ادعـای بنـای مقـرنـس  هـای ورودی و گنبد به دست سلجوقیان و تبـدیل کلیـسا به کـاروان  سرا، که در تابلـوی راهنـما ذکـر ‏شده است، واقعیت ندارد. در حقیقت بنای ذکر شــده در تابلوهـای راهنـما صحـن کلیـسا است کـه در زمـان حـکومت خانـدان زاکـاریان[153]و در ابتـدای قرن سیزدهـم میـلادی بنـا شده است.[154]گـواه این مطلب کتـیبه  هایی به زبان ارمنـی، مربـوط به سال  های 1212، 1216، 1217، 1220، 1227، 1239، 1251، 1269، 1276، 1277، 1280، ‏‏1289، 1301، 1320 و 1348م است، که در دیوارهای این بنا قرار دارند.[155]

 

 

Click to enlargeClick to enlarge
مقرنس گنبدمقرنس های دیرهای نوراوانک و گاندزاسار

 

Click to enlarge
مقرنس های دیرهای آرادس، هوروموس و نقوتس

 

مقرنس، که منشاء ایرانی  ـ عربی دارد و در معماری ارمنی تأثیرگذار بوده است، از قرن سیزدهم میلادی در بالای ورودی  ها و زیر گنبد ‏بناهای ارمنستان مورد استفاده قرار گرفته است. برای نمونه می  توان به گنبدهای صحن  های نوراوانک، گاندزاسار، آرادس ‏و هوروموس و در بالای ورودی دیر نقوتس اشاره کرد. دربارۀ معرفی این بنا به عنوان کاروان  سرای دورۀ سلجوقی باید یادآور شد که در بین اسامی کاروان  سراهای سلجوقی مربوط به قرون سیزدهم و چهاردهم میلادی در کتاب کاروان  سراهای دورۀ سلجوقی ‏در آناتولی نامی از آن برده نشده است. همـچنین، در این کتاب، قدیمـی  ترین کاروان  سرای سلجوقـی کـه در آن از مقرنـس استفـاده شـده مربوط به سال  های 1215ـ 1219م معرفی شده است[156]که تاریخ آن بعد از بنـای صحـن کـلیسای آراکلوتـس است.‏ بنابراین، معرفی کلیسا و صحن آراکلوتـس به منزلـۀ کاروان  سرا هیچ توجیـه علمـی ندارد و به طور قطـع تحریف تاریخ است.‏

در کنـار ورودی قلعـۀ اولتـی[157] تابلـوی راهنمـایی به زبان  های ترکی و انگلیسی نصب شده که ساموئل ‏کاراپتیـان در 2008م، از آن عـکس گرفته است.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
قلعه اولتیتابلوی راهنمای قلعۀ اولتی

 

ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«از تاریخ بنای قلعه، که نماد شهر است، اطلاع دقیقی وجود ندارد. احتمالاً در دورۀ اورارتو،‏ که در پایان هزارۀ اول پیش از میلاد بر این منطقه تسلـط داشتـند، ساختـه شـده است. قلعه در دوره  های کیکلوپین،[158]روم و بیزانس و همچنین ‏قرون وسطا مورد استفاده قرار گرفته است. قلعه شامل دو بخش است: بخش خارجی، که شهر قدیمی با دیوارهای احاطه شدۀ آن است و بخش ‏داخلی، با دیوارهای بلند، که در بین دیوارهای بخش بیرونی قرار دارد و تاکنون حفظ شده است. بخش داخلی قلعه دارای ‏برج و دیوارهای بلندی است که در ساحل شرقی رودخانه اولتو قرار دارد. در قرن یازدهم میلادی منطقه به دست سلجوقیان می  افتد. آنها در بخش شرقی قلعۀ داخلی، حمام سلجوقی می  سازند که یکی از مهم  ترین مستندات تسلط سلجوقیان بر این قلعه است. در ‏قرن شانزدهم میلادی قلعه تحت حکومت عثمانی در می  آید. در حال حاضر مرمت  های صورت گرفته در دوره  های مختلف قابل مشاهده است».‏

در توضیحات تابلوی راهنما بخش تاریخی مربوط به ارمنیان با هدف کتمان واقعیت  های تاریخی حذف شده است. قلعۀ ‏وکاقن[159]یا همان اولتی مرکز بخشی در استان تایک با همین نام بوده است. قلعه از 189 ق.  ‏م. تحت حکومت خاندان ‏آرداشسیان[160] و بین سال  های 66 ـ 428م، تحت حکومت خاندان آرشاکونیاتس قرار داشته است.[161]

Click to enlarge
بازماندۀ کلیسای قلعه اولتی، 2008م

بخش شرقی ‏ارمنستان (که استان تایک نیز قسمتی از آن بوده) از 428 ـ 591م، تحت حکومت ساسانیان در  می  آید اما فئودال  های ارمنی منطقه ‏خودمختاری خود را حفظ می  کنند.[162]در 639م، تئودوروس رشتونی، از فئودال  های قدرتمند ارمنستان، از ضعف ‏امپراتوری  های بیزانس و ساسانی استفاده می  کند و با متحد کردن سایر فئودال  های ارمنستان موفق به تشکیل حکومتی مستقل می  شود و منطقۀ تایک و قلعۀ اولتی نیز تحت حکومت وی قرار می  گیرد.[163]طبق پیمان سال 652م با معاویه، ارمنستان ‏تحت حکومت خلفای عرب قرار می  گیرد و در قبال پرداخت پانصد سکۀ طلا در سال، استقلال خود را کماکان حفظ می  کند که این ‏وضعیت تا پایان قرن هفتم میلادی ادامه می  یابد. سپس ارمنستان و در نتیجه قلعۀ اولتی به تصرف اعراب در می  آید. با شروع ‏ضعف خلفای عباسی، ارمنستان موفق می  شود تا با رهبری آشوت باگرادونی مستقل شود. در قرن دهم میلادی در استان تایک ‏و قلعۀ اولتی، شاخه  ای از خاندان باگرادونی، که با نام کئوراباغاد معروف بودند، حکومت مستقلی تشکیل می  دهند[164]‏که تا 1000 میلادی و سقوط آن به دست باسیل دوم، امپراتور بیزانس، ادامه می  یابد.‏[165]در مورد مطلب ذکر شده در تابلوی راهنما در خصوص حمام ساخته شده در دوران سلجوقیان، ذکر این نکته ضروری است که هم  زمان با ‏بنای حمام، کلیسایی ارمنی نیز در قلعه بنا شده است که محققان نژادپرست سعی در نادیده گرفتن آن دارند. علاوه بر این، کلیساهای هُوانس ‏مقدس و گریگور مقدس نیز در قسمت قدیمی شهر وجود داشتند. کلیسای شش محرابی قلعه در قرن دهم یا یازدهم میلادی در مکان ‏کلیسای ویران شده  ای ساخته شد که گواه این مطلب، کتیبه  ای به زبان ارمنی و ساعت خورشیدی باقیمانده از کلیسای اولیه است.[166]در متون تاریخی ارمنی مربوط به سال  های 1473 و 1474م، از آن با نام کلیسای مریم مقدس یاد شده است. اولین بار کارل کوخ، در 1843م، در سفرنامۀ خود از کلیسای ‏قلعه، یاد کرده است اما در 1888م کلیسا مخروبه بوده و طبق گواهی ‏تاقایشویلی در 1894م فقط قسمتی از آن به صورت ویرانه باقی مانده بوده است. او در کتاب خود چنین می  گوید: «... در ‏بین ویرانه  های قلعه باقی ماندۀ کلیسای مریم مقدس به چشم می  خورد ... اهالی محل تعریف می  کردند که قبل از جنگ روس و ‏عثمانی، ارمنیان در روز تولد حضرت مریم مراسم باشکوهی در این کلیسا اجرا می  کردند».‏[167]

 

 

Click to enlargeClick to enlarge
مسجد منوچهرتابلوی راهنمای مسجد منوچهر

 

در کنار ساختمانی در شهر آنی، که با نام مسجد منوچهر معروف است، تابلوی راهنمایی به زبان  های ترکی و انگلیسی ‏نصب شده است که ساموئل کاراپتیان در 2010م از آن عکس گرفته است.‏

ترجــمۀ متـن ترکــی تابلـوی راهنما به شرح زیر است:

«مسجــد ابومنوچــهر. اولیـن مسجد ترکی ساخته شده در آناتولی».‏

ترجـمۀ متـن انگلیـسی تابلوی راهنما به شرح زیر است:

«مسجـد ابومنـوچـهر. اولیـن مسجد در آناتولی که در سال 1072م، توسط ترکان سلجوقی ساخته ‏شد».‏

در ابتدا باید یادآور شویم که این بنا در 1072م ساخته نشده بلکه پس از تصرف شهر آنی، بنا به مسجد تبدیل شده ‏است. با بررسی معماری ساختمان مشخص می  شود که این بنا دارای کاربرد دیگری بوده است. بسیـاری از بازدیـدکنندگـان از ایـن بنـا ‏در دوره  هـای مخـتلف، به همیـن نتیجه رسیده  اند و آن را مکان استقرار جاثلیق و یا قصر معرفی کرده  اند به خصوص اینکه بنا فاقد ‏محراب بوده و منارۀ آن نیز بعداً به آن اضافه شده است.‏

در زیر خلاصه نتیجۀ بررسی تعدادی از معماران و دانشمندانی را که از این بنا بازدید کرده  اند، ارائه می  دهیم.‏

آندره موراویو، نویسندۀ روس، می  نویسد«این بنا توسط منوچهر ساخته نشده زیرا در زمان وی از کلیسای جامع شهر ‏به عنوان مسجد استفاده می  شده است».

هنری آبیخ، زمین  شناس آلمانی، که در سال  های 1844ـ 1845م از این مکان بازدید کرده است، می  ‏نویسد«ساختمانی در شهر آنی وجود دارد که تبدیل به مسجد شده است. بر روی دیوار آن کتیبه  ای به زبان ارمنی و در زیر ‏آن کتیبه  ای به زبان کوفی قرار دارد».

نورایر نرسیسیان چنین می  نویسد «نمی  دانم در مورد این بنا چه بگویم. شاید کلیسایی بوده که ‏تبدیل به مسجد شده اما در هر صورت بنا فاقد محراب است و آنچه مشخص است بنا پیش از حضور ترکان ساخته و ‏سپس تبدیل به مسجد شده است».

به گفتۀ کشیش یقیشه گغامیان وجود مناره، که بعدها به بنا اضافه شده و وضعیت بنا مشخص می  کند که آن قصر بوده است.[168]او سپس توضیح می  دهد که در بین نقوش روی سقف نقش صلیب به وفور وجود دارد و بر ‏روی ستونی در سمت جنوبی بنا تصویر کوچکی از مریم مقدس نقاشی شده است.

هوسپ اوربلی، باستان  شناس، در خصوص این بنا ‏چنین می  نویسد« این بنا به دست امیر منوچهر، با تغییراتی، به مسجد تبدیل شده است اما قبل از آن کاربردی نامشخص داشته است، ‏احتمالاً کاربرد آن در ارتباط با دیوارهای دفاعی شهر، دره زیر پای آن و پل روی رودخانه بوده است».‏

در آخر آنچه مسلم است اینکه ترکیه با نصب تابلوهای راهنما (که 15 مورد از آنها را طی این مقاله بررسی کردیم) در کنار آثار ‏فرهنگی باقی مانده از ارمنیان قصد دارد که با ارائۀ تصویری نادرست از واقعیت  های تاریخی و فرهنگی، ذهن گردشگران و بازدیدکنندگان را با اطلاعات نادرست و تحریف شده انباشته کند. کاری که در هیچ کشور دیگری متداول و پسندیده  نیست.‏

همچنین آشکار است که با انهدام میراث فرهنگی ارمنیان و تحریف واقعیت  های تاریخی از طریق انتشار کتاب به زبان  های مختلف و نصب تابلوهای راهنما با مطالب نادرست، ترکیه، در کنار سرزمین  های ارمنیان قصد دارد تا میراث فرهنگی متعلق به آنان را نیز، تصاحبکند.‏[169]

 

 

پی‌نوشت‌ها:

1-متولد شهر حلب که تحصیلات عالی را در رشتۀ معماری در دانشگاه دولتی حلب گذرانده است. کورتوشیان از 2006م، با سازمان ‏‏مطالعۀ معماری ارمنی (‏RAA‏) شروع به همکاری کرده است. او در سمینارهای متعدد در خصوص میراث فرهنگی ارمنیان ‏در ‏ترکیه به عنوان سخنران شرکت داشته و به غیر از مقالاتی که در این خصوص در فصلنامه  های مختلف به چاپ رسانده، سه ‏کتاب نیز تألیف کرده است.

2- https://www.facebook.com/turkisharchaeonews/

3-Raffi Kortoshian « What is Concealed in the Turkish Information Boards of the Historical Monuments in Western Armenia?»Duty of Soul, Research on Armenian Architecture , N. 4 (May-October,2011), p. 1-12 & ibid. , N. 5 (January - March,2012), p. 1-10.

4-مترجم.          

5-استان  های شرقی ترکیۀ امروزی. ـ م

6-برای اطلاعات بیشتر ر.ک: شاهن هوسپیان، «بازمانده  ای از انهدام فرهنگی»، پیمان، س14، ش 52 (‏تابستان 1389): 5 ـ 30. ـ م

7- برای اطلاعات بیشتر ر.ک: شاهن هوسپیان، «به یاد دکتر آرمن حق نظریان»، پیمان، س13، ش 50 (زمستان 1388‏): 5 ـ 18. ـ م

8-  Stephen Sim

9- Akdamar

10- Akhtamar

11-Ahtamar 

12-در زبان ترکی حرف «ه» به جای حرف «خ» می  آید و نه «ک» اما حرف «ت» با همان صدای «ت» تلفظ می  شود و به ‏‏صورت «د» تلفظ نمی  شود.‏

13-دانشنامۀ ارمنستان شوروی، ج1 (ایروان: 1974)، ص 254. همچنین، برای توضیحات کامل  تر در مورد حجاری  های دیوارهای خارجی ‏‏ر.ک:

Stepan Mnatsakanian ,Aghtamar: A Jewel of Medieval Armenian Architecture (Yerevan: s. n, 1983), p. 45 - 144.

14-برای اطلاعات بیشتر ر.ک: آرپی مانوکیان‏، «آنی، اسطوره  ای ناکام ‏»، پیمان، س12، ش 46 (‏زمستان 1387): 64 ـ 89. ـ م

15- Abul Asvar

16-شهر باستانی دوین که در نیمۀ دوم قرن چهارم میلادی پایتخت ارمنستان شد و پس از تسلط اعراب بر ارمنستان، به شهر ‏محل ‏استقرار حاکم عرب در منطقۀ قفقاز تبدیل شد. ویرانه  های این شهر در نزدیکی شهر امروزی آرتاشات قرار دارد. ـ م

17- Emir Patlun

18-تاریخ ارمنستان، ج3 (ایروان: بی  نا، 1976)، ص 478 و 479.

19- Nicholas Yakovlevich Marr

20- Joseph Orbeli

21-س. مناتساکانیان، «قصرها و مهمان  خانه  های شهر آنی»، بادماباناسیراکان هاندس، ش4 (ایروان،1981)، ص76.

22- Gagkashen

این کلیسا در شهر آنی قرار دارد و بین سال  های 1001 ـ 1010م بنا شده است. ـ م                               

23- و. ماردیروس هاروطونیان‏، شهر آنی ‏(ایروان، بی  نا، 1964)، ص73 و 74.

24-توروس تورامانیان، «آنی، شهر یا قلعه؟»، آزگاگراکان هاندس، ش2،کتاب 23 (تفلیس: بی  نا، 1912)، ص 21 و 22؛ وان خاچاطور، رنگ  ها در معماری ارمنی ‏در ‏سده  های سوم تا نوزدهم میلادی (ایروان: بی  نا، 2008)، ص21.

25- Saghmosavank

26- Nor-Varagavank

27- Harijavank

28- Mshkavank

29-قلعه  ای در استان وان، در جنوب شرقی شهر وان که در منابع ارمنی با نام آشوتابرد معروف است. ـ م‏

30-هر چند در تابلوی دوم توضیحات بیشتری در خصوص ساختمان  های داخل قلعه داده شده است اما اشاره  ای به دو کلیسا ‏نشده ‏است.‏

31-م. میراخوریان، سفرنامه به مناطق ارمنی  نشین شرق عثمانی، بخش دوم ( استانبول، بی  نا، 1885)، ص 124‏.

32-کارستسی، «مسافرت به کردستان ترکیه»، مورج، ش 5 ( 1905)، ص 102‏.

33-جغرافی  دان و تاریخ  نویس عرب قرن هفتم هجری قمری. ـ م‏

34-منابع عربی در خصوص ارمنستان و کشورهای همسایه آن، براساس نوشته  های یاقوت حموی( ایروان: های گیرک،1965)، ج3، ص 61‏.

35- جهانگرد ترک در قرن یازدهم هجری قمری. ـ م

36-کاتب چلبی، جهان  نما، بخش «منابع ترک در خصوص ارمنستان و کشورهای همسایه» (ایروان: بی  نا، 1964)، ج2، ‏ص ‏‏38.‏

37-همان، ص 250 و 260.

38-میراخوریان، همان، ص 125‏.

39-دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، 1979)، ج5، ص72‏.

40-به زبان ارمنی کارس نامیده می  شود و از 929ـ 961م پایتخت ارمنستان بوده است. ـ م

41-اولین امیرنشین ترک در شهر ارزروم بعد از جنگ ملازگرد در 1071م. ـ م

42- مورخ ارمنی قرن یازدهم میلادی. ـ م

43- مورخ ارمنی قرن دهم میلادی. ـ م

44- مورخ ارمنی قرن یازدهم میلادی. ـ م

45- مورخ ارمنی قرن دوازدهم میلادی. ـ م

46- امپراتور بیزانس در قرن دهم میلادی. ـ م

47- دانشنامۀ ارمنستان شوروی( ایروان، 1979)، ج5، ص342‏؛ آ.ی. «شهرقلعۀ قارص»، آردزاگانک، ش 3 (مارس 1890م)، ص 10‏.

48- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، 1979)، همان  جا.

49- هراچیا آجاریان، دانشنامه اسامی ارمنستان (ایروان، 1942)،  ج1، ص 3‏.

50- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، 1974)، ج1، ص407‏.

51- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، 1979)، ج5، ص342‏.

52- آجاریان، همان،  ج1، ص 4‏ و ج3، ص 462.

53- آجاریان، همان، ج3، ص 435.

54- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، 1979)، ج5، ص342‏.

55- آ.ی. «شهرقلعۀ قارص»،همان،  ش 4 (مارس 1890م)، ص 4‏.

56- ترجمۀ متن: این برج در تاریخ 1184م به یادبود خاچوتین کانکیتات مرمت شد. خداوند اورا بیامرزد. ـ م

57- ملکه تامارا از خاندان ارمنی باگرادونی شاخۀ گرجستان که از 1184 ـ 1213م بر گرجستان حکومت کرد. ـ م

58- از خاندان  های قدرتمند ارمنی در دربار گرجستان که بین سده  های یازدهم تا چهاردهم میلادی حاکم بر ارمنستان بودند. ـ م

59- هاروطونیان‏، همان، ص123.

60- Vardan Areveltsy

تاریخ  نویس، مترجم، فیلسوف و جغرافی  دان ارمنی قرن سیزدهم میلادی. ـ م

61-  تاریخ ارمنستان، همان، ص537.

62-ترجمۀ متن : در 1234م، در زمان پادشاهی روسودان و حاکمیت ایوان (زاکاریان)، ما مسیحیان شهر کارس (قارص) ‏برج  های قلعه را با دست  رنج خودمان مرمت کردیم. ـ م (ن. سرکیسیان، شرح مناطق هایک کوچک و بزرگ[ ونیز: بی  نا، ‏‏1864]، ص 104‏).

63-  پایتخت ارمنستان از 961 ـ 1045 م که در حال حاضر بر روی خط مرزی ارمنستان و ترکیه و در داخل ‏خاک ‏ترکیه قرار دارد. ـ م

64-  فصلنامۀ آرارات (1892): 336 ؛ میراخوریان، همان، بخش اول (استانبول: بی  نا، 1884)، ص24؛ آ. قانالانیان، آواندابادوم (ایروان: بی  نا، 1969)، ص 216‏.

65- Yeremia Tevkants

 اسقف یرمیا در سرکسنتس (تیوکانتس)، زبان  شناس و نویسنده (1829 ـ 1885م). ـ م

66- Timeteos

67- یرمیا تیوکانتس، معماری هایک کوهستانی و واسپوراکان در سال  های 1872 ـ 1873 (ایروان: بی  نا، 1991)، ص 58‏.

68- Grigor Magistros

گریگور ماگیستروس (بژنتسی) از خاندان پاهلاوونی و فرزند هولوم واساک بود که با کمک اشراف ارمنی گاگیک دوم ‏‏باگرادونی را در 1043م به تخت سلطنت نشاند اما با پادشاه اختلاف نظر پیدا کرد و به منطقه دارون رفت. پس از ‏‏تصرف شهر آنی توسط بیزانس حکومت منطقه دارون را به دامادش تورنیک مامیکونیان محول کرد و خود به منطقه ‏شمال ‏بین  النهرین رفت و از طرف امپراتوری بیزانس حاکم منطقه شد. او تا آخر عمر در آنجا باقی ماند و پس از ‏مرگ، در ‏‏1059م، در دیر مریم مقدس در حسن قلعه (قلعۀ باسن) به خاک سپرده شد.‏

69- این دیر در قرن یازدهم میلادی توسط گریگور ماگیستروس بنا شده و کتیبه  ای به نام ماگیستروس به تاریخ 1271م در ‏دیوار ‏کلیسای دیر قرار داشته است که یرمیا تیوکانتس در صفحات 54 و 55 کتاب خود از آن یاد کرده است. خاندانی که ‏از گریگور ‏ماگیستروس باقی ماند با همین نام شناخته شد که کتیبه  های روی پل به تاریخ 1160م و کتیبه روی دیوار ‏کلیسای دیر به تاریخ ‏‏1271م مربوط به اعضای این خاندان هستند که به علت تخریب هر دو کتیبه امکان شناسایی ‏نسبت آنها با گریگور ‏ماگیستروس وجود ندارد.‏

70-castle of Daroink

71-Kajberuny

72- کاجبرونی، «خاطرات»، لوما، ش3 (1904): 154‏.

73-  قِوُند عالیشان، آیرارات (وین: بی  نا، 1890)، ص 24‏.

74- Arshakuni dynasty

شاخۀ ارمنستان خاندان پارتی اشکانی که به طور مستقل از 64 ـ  428م بر ارمنستان ‏حکومت کردند. ـ م

75- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1971)، ج1،  ص 435، 438 و 439، 444، 446، 504‏.

76- همان، ص 444.

77- همان، ص ‏501، 504، 508 و 521‏.

78- همان، ص ‏516، 521 و 526.

79- دانشنامۀ ارمنستان شوروی ‏(ایروان، 1976)، ج2،  ص140 و 141.

80- تاریخ ارمنستان همان،  ص 703 ـ 743؛ دانشنامۀ ارمنستان شوروی، همان، ص107.

81- تاریخ ارمنستان همان،  ص 760؛ دانشنامۀ ارمنستان شوروی، همان، ص107 و 108.

82- دانشنامۀ ارمنستان شوروی ‏(ایروان، 1979)، ج5،  ص215.

83- www.tdk.gov.tr

Oğuz: XI. yüzyilda Harezm bölgesinde toplu olarak yaşayan ve daha sonra batilya doğru göç ederek bugünkü Türkmen, Azeri, Gagavuzve Türkiye Türklerinin aslilnil oluşturan büyük bir Türk boyu.

84- ک. باسماجیان، «گذشته و حال شهر آنی»، بازماوب (سپتامبر 1923): 263.

85- دانشنامۀ ارمنستان شوروی ‏(ایروان، 1979)، ج5،  ص215. همچنین در مورد خاندان کامسارکان مورخان قرن پنجم همچون ‏غازار پاربتسی و یقیشه در کتاب  های خود که مربوط به تاریخ ارمنستان هستند گواهی کرده  اند.‏

86- غازار پاربتسی، تاریخ ارمنستان. یادداشت  هایی برای واهان مامیکونیان (ایروان: بی  نا، 1982)، ص 293؛ یقیشه، تاریخ جنگ  های آوارایر(معروف به جنگ  های وارطان) (ایروان: بی  نا، 1958)، ص64.

87- دانشنامۀ ارمنستان شوروی‏(ایروان،1974)، ج1،  ص487 ـ 488؛ ه. در آبراهامیان، جغرافیای شهر آنی ‏(ایروان: بی  نا، 1862)، ص 270.

88-تاریخ ارمنستان (ایروان، 1984)، ج2، ص 522 ـ 528 و 534.

89- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1984)، ج3، ص 522 ـ 528 و 534 ؛ دانشنامۀ ارمنستان شوروی‏( ایروان، 1974)، ج1،  ص 407 و 408.

90- دانشنامۀ ارمنستان شوروی‏(ایروان، 1974)، ج1، ص 408.

91- دانشنامۀ ارمنستان شوروی‏ (ایروان، 1974)، ج1، ص 407.

92- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1972)، ج4، ص 16 و 17.

93-قلعۀ بالو در استان دیاربکر قرار دارد. ـ م

94- Teroyants

95- م. ترویانتس، «بالو»، آراکس، س7 (بیروت، 1897)، ص 38‏.

96- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1981)، ج6، ص 267 و 268.

97- Simeon Lehatsy (1584 - 1639)

جهانگرد ارمنی که سفرنامه  ای نیز از خود برجای گذاشته است. ـ م

98- سیمون لهاتسی، سفرنامه (ایروان: بی  نا، 1997)، ص117.

99- ب. ناتانیان‏، اطلاعاتی در خصوص اهالی ارمنستان شامل بالو، خاربرد، ... ‏ (‏قسطنطنیه: بی  نا، 1833‏)، ص 30 و 32‏.

100- پاپازیان‏‏، تاریخ بالاهویت ‏(نیویورک: بی  نا، 1963‏)، ص 14 و 15‏.

101- ترویانتس، همان  جا.‏

102- گ. هالاجیان‏، قوم  شناسی و فولکلور ارمنیان ‏(ایروان: بی  نا، 1973‏)، ص77.

103- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1971)، ج1، ص‏ 435، 438 ـ 439، 444، 446، 501، 504، 508، 521 و 526‏.

104- دانشنامۀ ارمنستان شوروی‏ (ایروان، 1976)، ج2، ص 140.

105- ‏همان،  ص 107 و 108.

106- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1984)، ج2، ص219 ـ 221.

107- ‏همان، ص 362 ـ 365.

108- گ. گریگوریان، حکومت فئودالی باگرادونی  های دارون در قرون نهم و دهم میلادی (ایروان، بی  نا، 1983)، ص 116، 121 و 122.

109- Matteos Urhayetsi (Matthew of Edessa)

مورخ ارمنی قرن دوازدهم میلادی. ـ م

110- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1971)، ج1، ص‏ 435، 438 ـ 439، 444، 446و 504.

111- ‏و. هاکوپیان ؛ آ. هوانسیان، یادنامۀ کتب دست  نویس ارمنی مربوط به قرن هفدهم میلادی (ایروان: بی  نا، 1978)، ج2، ص 303‏ ‏.

112- تحریر کنندۀ نسخه  های خطی.         

113-Jarentir

بزرگ  ترین کتاب دست  نویس به زبان ارمنی که در دیر آواگ، نزدیک ارزنجان کنونی، در سال  های 1200 ـ 1202م نوشته شده ‏است. ‏این کتاب دارای ابعاد 3/55 × 5/70 سانتی  متر، 601 صفحه و 28 کیلو وزن می  باشد که در موزۀ ماتناداران ‏ایروان نگه‏داری می  شود. ـ م

114- ‏و. هاکوپیان، یادنامۀ کتب دست نویس ارمنی مربوط به قرن هفدهم میلادی (ایروان: بی  نا، 1984)، ج3، ص 276‏.

115- همان، ص 503.       

116- همان، ص 580.       

117- دیوان تاریخ ارمنستان(ایروان : بی  نا،2003) (سری جدید)، کتاب اول، ج2، ص 349‏.

118- ناتانیان، همان، ص 33.         

119- ترویانتس، همان، ص 42.      

120- سرکیسیان، آداب، سنن، لهجه و سطح معلومات مردم بالو‏ (‏قاهره‏: بی  نا، 1932)، ص 229‏.

121-همان  جا.   

122- قلعۀ وان در حومۀ شهر وان در ساحل شرقی دریاچۀ وان قرار دارد. ـ م

123- کتیبۀ خشاریارشاه به دو زبان بر روی صخرۀ جنوبی قلعه کماکان وجود دارد. ـ م

124- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1971)، ج1، ص ‏ 435، 438 ـ 439، 444، 446، ‏501، 504، 508 و 516‏، 521 و 526.

125- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1984)، ج2، ص ‏ 107 ـ 108 و 140.

126- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1984)، ج2، ص362 ـ 365.

127-  دانشنامۀ ارمنستان شوروی ‏(ایروان، 1976)، ج2، ص76.

128- ‏گ. آقانیانتس، دیوان تاریخ ارمنستان‏ (تفلیس‏‏: بی  نا، 1912)، ص 123.

129- Vital Cuinet, La Turquie d’Asie, Géographie administrative (Paris: E. Leroux, 1891), t. I, p. 693.

130- Abughamerents Church

131- ‏شهری در استان ارزروم. ـ م

132- ‏س. کاراپتیان‏، آنی 1050‏ ‏(ایروان‏‏‏: بی  نا، 2011)، ص 77.

133- Abughamer

134- باسماجیان، همان، ص 264.

135-جالالیانتس، سفر به ارمنستان بزرگ، «بخش دوم» (تفلیس: بی  نا، 1853)، ص 13‏.

136- ترجمۀ متن کتیبه: در 1040م، من ابوالغریب، حاکم ارمنی، فرزند گریگور و نوۀ ابوقامر، حاکم ارمنی، هر چند به دلیل کوچک  ترین ‏فرزند ‏بودن از طرف والدینم نادیده گرفته شدم اما به دلیل عشق به والدینم این آرامگاه را برای پدرم گریگور و برادرانم حمزه ‏و ‏هریماوادا بنا کردم که شامل دو اتاق به نام  های دو قدیس استپانوس و گریگور نام  گذاری کردم. ـ م    

137-دانشنامۀ ارمنستان شوروی‏ (ایروان، 1983)، ج9، ص98 و 99.

138- Kechror Castle

در 55 کیلومتری جنوب غربی شهر قارص قرار دارد. ـ م

139- www.tdk.gov.tr

iskit: Milattan önce Orta Asya’dan Güney Rusya’ya göç ederek burada imparatorluk kuran kavim.

140-‏م. هوانسیان‏، قلعه  های ارمنستان (وین‏: بی  نا، 1970)، ص669 ـ 674.

141- ه. توپچیان‏، دیوان دست نویس  های خاچیک دادیان، «بخش اول» (واغارشاباد: بی  نا، 1898)، ص77.

142-پاربتسی، همان، ص 100، 134، ‏‏148، 152و 154‏.

143- www.tdk.gov.tr

Oğuz: XI. yüzyilda Harezm bölgesinde toplu olarak yaşayan ve daha sonra batilya doğru göç ederek bugünkü Türkmen, Azeri, Gagavuz ve Türkiye Türklerinin aslilnil oluşturan büyük bir Türk boyu.

144- Castle of  Baberd

واقع در جادۀ بین ارزروم و ارزنجان، در کنار روستای بایبورد.‏

145- ‏مورخ ارمنی قرن پنجم میلادی. ـ م

146- موسی خورنی، تاریخ ارمنستان(ایروان: بی  نا، 1991)، ص 161‏ ـ 163.

147-هوانسیان، همان، ص 22.

148- Procopius

149-همان، ص 23.

150- اوربلی، «ویرانه  های آنی»، آرارات، ش 7(1911): 572؛ لئوندیوو، «ویرانه  های آنی»، ‏لومای، ش 2 (‏‏1909): 32‏.

151-قدیمی  ترین کتیبۀ به دست آمده، که متعلق به 1031م است، را مبنای بنای کلیسا قرار می  دهیم. (جلالیان، سفر به ارمنستان ‏بزرگ، قسمت دوم [تفلیس: 1853]، ص 10 ؛ سرکیسیان، راهنمای هایک بزرگ و کوچک [ وین: 1864]، ص 130 ؛ قِوُند عالیشان، استان شیراک [ وین: 1881]، ص60 ؛ راهنمای بناهای تاریخی استان شیراک و شهر ‏آنی [الکساندراپول: 1903]، ص 43؛ لینچ، سفر تحقیقاتی به ارمنستان [استانبول: 1913]، ص 354  و ...)‏

152-دفتر کتیبه  های ارمنی (ایروان: بی  نا، 1966)، ج1، ص 12 و 13‏.

153- در 1199م ارتش مشترک ارمنی ـ گرجی شهر آنی را به تصرف درآورده و آن تبدیل به مرکز حکومت خاندان ‏‏زاکاریان (1199 ـ1236م) می  شود (هاروطونیان، شهر آنی[ایروان، 1964]، ص123 ـ 124؛ دانشنامۀ ارمنستان شوروی ‏‏‏[ایروان، 1974]، ج1، ص407 ـ 408 ؛ تاریخ ارمنستان[ایروان، 1976]، ج3، ص252 ـ 528).زمانی که ‏‏مغول  ها شهر آنی را در 1236م تصرف می  کنند حکومت خاندان ‏‏زاکاریان در این شهر را به رسمیت می  شناسند (هاروطونیان، همان، ص 291 ـ 92؛ تاریخ ارمنستان[ایروان، 19726]، ج4، ص 18).‏

154- توروس تورامانیان، آنی، قلعه یا شهر (تفلیس: بی  نا، 1912)، ص 21؛ لئوندیوو، همان  جا.

155-دفتر کتیبه  های ارمنی (ایروان: بی  نا، 1966 )، ج1، ص 14، 15، 17، 18، 25؛  «اسقف  نشین آنی»، بازماوب،(‏‏‏1996)، ص 261، قِوُند عالیشان، همان، ص 63 ـ 64 ؛ گوستانیان، راهنمای کتیبه  ها (سن پطرزبورگ: بی  نا، ‏‏‏1913)، ص 106 ‏.

156- Hakkı Acun , Anadolu Selçuklu Dönemi Kervansarayları (Ankara: Kültür ve Turizm Bakanlığı Yayınları, 2007), p.15 & 420.

157- Castle of  Oltu

قلعۀ اولتی در منطقۀ ارزروم ترکیۀ امروزی قرار دارد و به اولتو تغییر نام داده شده است. ـ م

158- Cyclopean

159-در منابع ارمنی قلعه با نام  های وخدیک، وقدیس، اوختیس، اختیس اما در منابع گرجی با نام اولتیسی یاد شده است (اسقف استپانوس دارونتسی، تاریخ ‏جهان ‏‏[پاریس: 1859]، ص 176 و 270 ؛تاریخ آریستاکس لاستیورتسی [ایروان: ‏‏1963]،‏ص24 و 25 ؛ هاکوپ کارنتسی، راهنمای ارمنستان علیا [واغارشاباد: 1903]، ص 19 ؛ هاینریش هوشمن، نام  های قدیمی ‏مکان  های ‏ارمنستان [وین: 1907]، ص 245. ‏

160- Strabo, The Geography of Strabo, vol 2, book 11, chap 4 (London: Henry G.Bohn, 1856 ) p. 267& 269.

161- Robert William Edwards, Medieval Architecture in theOltu-Penek valley: a premilinary report on theMarch-land of Northeast Turkey,(Washington: Dumbarton Oaks papers, 1985), p.16.

162- تاریخ ارمنستان (ایروان، 1984)، ج2، ص264.

163- همان،  ص305 و 306.

164-تاریخ ارمنستان (ایروان، 1976)، ج3،  ص108؛ دارونتسی، همان، ص ‏175، 244، 258 و 261‏.

165-دارونتسی، همان، ص ‏267 ـ 270؛ تاریخ آریستاکس لاستیورتسی، ص 22 و 23.

166- Karl Heinrich Emil Koch,  Wanderungen im Oriente, während der Jahre 1843 und 1844, Band 2: (Germany: Weimar, Druck und Verlag des Landes-Industrie-Comptoirs, 1846), p 252.

167- خاچیکیان، دیوان دست  نویس  های قرن پانزدهم میلادی ارمنی (ایروان: بی  نا، 1958‏)، ص 362.

168- گغامیان، «از آخالتسخا تا آنی»، پوردز (1880)، فصل  های 6 و 7، ص 83‏.

169-یکی از اهداف سازمان مطالعۀ معماری ارمنی( ‏RAA‏ ) بررسی ابعاد انهدام میراث فرهنگی ارمنیان از 1940م به ‏بعد است. ترکیه طی این سال  ها هزاران بنای تاریخی ارمنیان در سرزمین اجدادیشان را نابود کرده که هدف از این کار ‏محو آثار ‏باقی مانده از ارمنیان در کشور ترکیه بوده. بناهایی طی این سال  ها نابود شده  اند که میراث نه تنها ارمنیان ‏بلکه میراث ‏انسانی برای کل مردم جهان بودند. در انجام گستردۀ نابودی فرهنگی اولین اهداف، کلیساها و سپس سنگ  صلیب  ها هستند و ‏در صورتی که قادر به تاریخ  سازی برای پل  ها، قلعه  ها، خانه  ها و بناهایی از این دست باشند آنها را حفظ ‏کرده و به عنوان ‏میراث فرهنگی نیاکان خود معرفی می  کنند. ر.ک: ساموئل کاراپتیان، کشتار بعد از کشتاری دیگر(‏ایروان: بی  نا، 2015)، ص ‏‏11‏.

 

 

منابع:

آجاریان، هراچیا. دانشنامۀ اسامی ارمنستان. ایروان: [بی  نا]، 1942.ج1.

آقانیانتس، گ. دیوان تاریخ ارمنستان. تفلیس‏: [بی  نا]، 1912.

اوربلی. «ویرانه  های آنی». آرارات. ش 7. 1911.

باسماجیان، ک. «گذشته و حال شهر آنی». بازماوب. سپتامبر 1923.

پاپازیان‏‏. تاریخ بالاهویت. نیویورک: [بی  نا]، 1963‏.

پاربتسی، غازار. تاریخ ارمنستان. یادداشت  هایی برای واهان مامیکونیان. ایروان: [بی  نا]، 1982.

تاریخ ارمنستان. ایروان، 1971. ج1.

تاریخ ارمنستان. ایروان، 1984. ج2.

تاریخ ارمنستان. ایروان، 1972. ج4.

تاریخ ارمنستان. ایروان، 1981. ج6.

تاریخ ارمنستان. ایروان، 1976 ج3.

تورامانیان، توروس. «آنی، شهر یا قلعه؟». آزگاگراکان هاندس. ش2 .کتاب 23 .تیفلیس: 1912.

تیوکانتس، رمیا. معماری هایک کوهستانی و واسپوراکان در سال  های 1872 ـ 1873. ایروان: [بی  نا]، 1991.

ترویانتس، م. «بالو». آراکس. س7 .بیروت، 1897.

توپچیان‏، ه. دیوان دست  نویس  های خاچیک دادیان. «بخش اول». واغارشاباد: [بی  نا]، 1898.

جالالیانتس. سفر به ارمنستان بزرگ. «بخش دوم». تفلیس: [بی  نا]، 1853.

چلبی، کاتب. جهان نما . بخش «منابع ترک در خصوص ارمنستان و کشورهای همسایه». ایروان: [بی  نا]، 1964.

خاچاطور، وان. رنگ  ها در معماری ارمنی ‏در ‏سده  های سه تا نوزدهم میلادی. ایروان: [بی  نا]، 2008. ج2.

خورنی، موسی. تاریخ ارمنستان. ایروان: [بی  نا]، 1991.

دانشنامۀ ارمنستان شوروی. ایروان، 1974. ج1.

دانشنامۀ ارمنستان شوروی. ایروان، 1979. ج5.

دانشنامۀ ارمنستان شوروی. ایروان، 1976. ج2.

دانشنامۀ ارمنستان شوروی. ایروان، 1983. ج9.

در آبراهامیان، ه. جغرافیای شهر آنی. ایروان: [بی  نا]، 1862.

دیوان تاریخ ارمنستان. ایروان: [بی  نا]،2003. (سری جدید). کتاب اول. ج2.

دفتر کتیبه  های ارمنی. ایروان: [بی  نا]، 1966. ج1.

دارونتسی، استپانوس. تاریخ ‏جهان. پاریس: [بی  نا]، 1859.

راهنمای بناهای تاریخی استان شیراک و شهر ‏آنی. الکساندراپول: [بی  نا]، 1903.

سرکیسیان، ن. شرح مناطق هایک کوچک و بزرگ. ونیز: [بی  نا]، ‏‏1864.

سرکیسیان، هاروتیون. آداب، سنن، لحجه و سطح معلومات مردم بالو. ‏قاهره ‏: [بی  نا]، 1932.

سرکیسیان، راهنمای هایک بزرگ و کوچک. وین: [بی  نا]، 1864.

قارصی. «مسافرت به کردستان ترکیه». مورج. ش 5 . 1905.

قانالانیان، آ. آواندابادوم. ایروان: [بی  نا]، 1969.

کاجبرونیو «خاطرات». لوما . ش3 .1904.

کاراپتیان‏، س. آنی 1050‏. ایروان‏‏‏: [بی  نا]، 2011.

کارنتسی، هاکوپ. راهنمای ارمنستان علیا . واغارشاباد: [بی  نا]، 1903.

کاراپتیان، ساموئل. کشتار بعد از کشتاری دیگر. ‏ایروان: [بی  نا]، 2015.

گریگوریان، گ. حکومت فئودالی باگرادونی  های دارون در قرون نهم و دهم میلادی. ایروان: [بی  نا]، 1983.

گوستانیان. راهنمای کتیبه  ها . سن پطرزبورگ: [بی  نا]، ‏‏‏1913.

عالیشان، قِوُند. آیرارات. وین: [بی  نا]، 1890.

ــــــ . استان شیراک. وین: [بی  نا]، 1881.

لینچ. سفر تحقیقاتی به ارمنستان. استانبول: [بی  نا]، 1913.

لهاتسی، سیمون. سفرنامه. ایروان: [بی  نا]، 1997.

لئوندیوو. «ویرانه  های آنی». ‏لومای. ش 2 . ‏‏1909 .

مانوکیان‏، آرپی. «آنی، اسطوره  ای ناکام ‏». پیمان. س12. ش 46. ‏زمستان 1387: 64 ـ 89.

میراخوریان، م. سفرنامه به مناطق ارمنی  نشین شرق عثمانی. بخش دوم. استانبول: [بی  نا]، 1885.

مناتساکانیان، س.  «قصرها و مهمان  خانه  های شهر آنی». بادماباناسیراکان هاندس. ش4. 1981.

منابع عربی در خصوص ارمنستان و کشورهای همسایه آن. براساس نوشته  های یاقوت حموی. ایروان: های گیرک،1965.

ناتانیان‏، ب. اطلاعاتی در خصوص اهالی ارمنستان شامل بالو، خاربرد، ... ‏. قسطنطنیه: [بی  نا]، 1833‏.

هاروطونیان‏، و. ماردیروس. شهر آنی. ایروان: [بی  نا]، 1964.

هالاجیان‏، گ. قوم  شناسی و فولکلور ارمنیان. ایروان: [بی  نا]، 1973‏.

هاکوپیان ‏و. ؛ هوانسیان، آ. یادنامۀ کتب دست  نویس ارمنی مربوط به قرن هفدهم میلادی. ایروان: [بی  نا]، 1978. ج2.

هاکوپیان ‏و. یادنامۀ کتب دست  نویس ارمنی مربوط به قرن هفدهم میلادی. ایروان: [بی  نا]، 1984. ج3.

هوانسیان‏، م. قلعه  های ارمنستان. وین‏: [بی  نا]، 1970.

هاروطونیان. شهر آنی. ایروان: [بی  نا]، 1964.

هوشمن، هاینریش. نام  های قدیمی ‏مکان های ‏ارمنستان. وین: [بی  نا]، 1907.

ی. آ. «شهرقلعۀ قارص». آردزاگانک. ش 3. مارس 1890م.

یقیشه. تاریخ جنگ  های آوارایر(معروف به جنگ  های وارطان). ایروان: [بی  نا]1958.

Acun, Hakkı.  Anadolu Selçuklu Dönemi Kervansarayları.Ankara‎: Kültür ve Turizm Bakanlığı Yayınları, 2007.

Edwards, Robert William. Medieval Architecture in theOltu-Penek valley: a premilinary report on the‏‎Marchland of Northeast Turkey.Washington: Dumbarton Oaks papers, 1985.

Koch, Karl Heinrich Emil. Wanderungen im Oriente, während der Jahre 1843 und 1844. Band 2. Germany: Weimar, Druck und Verlag des Landes-Indus-trie-Comptoirs, 1846.

Kortoshian Raffi. « What is Concealed in the Turkish Information Boards of the Historical Monuments in Western Armenia?».Duty of Soul ,Research on Armenian Architecture. N. 4. May-October, 2011.

ـــــــ. « What is Concealed in the Turkish Information Boards of the Historical Monuments in Western Armenia?».Duty of Soul ,Research on Armenian Architecture. N. 5 January - March, 2012.

Mnatsakanian, Stepan. Aghtamar: A Jewel of Medieval Armenian Architecture. Yerevan: s. n, 1983.

Strabo. The Geography of Strabo. vol 2. book 11. chap 4‎.London: Henry G.Bohn, 1856‎ .

https://www.facebook.com/turkisharchaeonews/

www.tdk.gov.tr 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 16518