نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

اندیشه های نقاش نور و سایه و رنگ گفت و گو با اِدمان آیوازیان و خانم زهرا راد

نویسنده: گریگور قضاریان

ادمـان آیـوازیـان هنـرمنـدی است کـه در نقاشی هـای وی، نیـاز بـه شناخـت طبیعت وجه غالـب را دارد. این نیاز در او سبـب خـلق

Click to enlarge
اِدمان آیوازیان

 ‏آثاری انتزاعـی از تلفیق فـرم، رنگ و نور شده است. آیـوازیان که دانش  آموختـۀ معماری و نقاشی است، به ‏هنـرهای ایرانی علاقه  مند است و این علاقـه سبـب شده کـه هنـرهای شـرقی فضاهای ایرانی و مدرن نیز الهام بخش آثار وی باشد.‏

او در اواخر تابستان امسال(1395ش)، تقریباً پس از 44 سال، به منظور برپایی نمایشگاهی از آثار خود، با نام رنگ های سرزمین مادری  ام، مدت کوتاهی را در تهران به سر برد.

‏وی پیش از سفر به ایران، در آبان1394ش/ نوامبر2015م نمایشگاهی به همین نام در ایروان، پایتخت ارمنستان، نیز برپا کرده بود که با ‏استقبال فراوانی روبه  رو شد. معرفی این هنرمند ایرانی ـ ارمنی در ارمنستان گامی بود در راه همکاری فرهنگی ایرانیان و ارمنیان ‏که به همت مرکز فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان عملی شد.‏

آیوازیان آثار معماری و نقاشی فراوانی در کارنامۀ هنری خود دارد، از جمله نقاشی های چندین کلیسا در ایران و همچنین ‏نقاشی ها و طراحی های داخلی مسجدهایی در عمان و عربستان سعودی. همگی این آثار، نشان از سبک منحصر به فرد این ‏هنرمند جهانی دارد: ترکیب نور و رنگ با الهام از هنرهای ایرانی و اروپایی.‏

 

Click to enlarge
دعوت نامۀ نمایشگاه «رنگ های سرزمین مادری ام»، ایروان، 2015م

 

آثار آیوازیان هم اکنون در موزه های سن لازار ونیز، هنرهای معاصر ایروان و کریمه و در مجموعه های شخصی در ‏عمان، عربستان، لندن و بوستون نگهداری می شود.‏

مطلب حاضر را به انعکاس اندیشه ها و گفته های این نقاش معروف و همچنین، بیانات خانم زهرا راد، کیوریتور آثار هنری در موزۀ ملی هنر جمهوری ارمنستان و مدیر نمایشگاه رنگ  های سرزمین مادری  ام اختصاص می دهیم.

 

‏‏گفت و گو با ادمان آیوازیان، نقاش و معمار سرشناس ایرانی ـ ارمنی

تأثیر فضای دوران کودکی بر آثار من

من متولد تهران هستم. در یکی از محلات قدیمی (حسن آباد) به دنیا آمدم. مکان جغرافیایی خانه ای را که در آن متولد و بزرگ شدم دقیقاً ‏به خاطر ندارم ولی یک حیاط بزرگ داشتیم. از آن خانه های قدیمی و بزرگ دوران قاجار بود. صاحب خانه ما رنگرز بود. ‏شغلش رنگ کردن خامه برای فرش باف ها بود. خامه ها را پس از رنگ کردن روی ریسمان ها در حیاط آویزان می کرد تا زیر ‏آفتاب خشک شوند. فضای حیاط صحنۀ خیره  کننده ای می شد پر از خامه های رنگارنگ، مانند یک تابلوی نقاشی. این رنگ ها، این خامه ها هنوز در ذهن من نقش بسته اند و زنده هستند. برای همین هم همۀ رنگ ها را دوست دارم. ‏مهم آن است که بتوانی آنها را در کنار هم قرار دهی و تلفیق جالبی بسازی. یادم می آید از دوازده سیزده سالگی نقاشی می  کردم. در آن زمان، ارمنیان انجمنی به نام مشاکویت ‏‏(فرهنگ) داشتند و من اولین نقاشی های خود را آنجا به نمایش گذاشتم. از آن زمان تا به امروز نقاشی می کشم.‏

 

از کلیسا های ایران تا مساجد عربستان

به موازات معماری همیشه نقاشی هم کشیده  ام. درحال  حاضر، معماری را تعطیل کرده  ام و تنها نقاشی می کشم. قبل از مهاجرت از ‏ایران به انگلستان در 1351ش (اواخر 1972م)، در تهران کارهای معماری می  کردم، از جمله طرح هتل گاجره و مدرسۀ ارمنیان ‏طوماسیان. طراحی مدرسۀ طوماسیان برای من خاطره انگیز است. وقتی وارد حیاط مدرسه می شوید و ساختمان را مشاهده ‏می کنید یک صلیب عظیم می بینید که بر نمای ساختمان نقش بسته است. طراحی این ساختمان از موارد استثنایی در ‏کارهای من است. دلم می خواست که این ساختمان نه فقط از لحاظ معماری و زیبایی شناسی جالب بلکه ‏ساختمانی دارای روح باشد. برای همین هم تصمیم گرفتم که این صلیب بزرگ را روی نمای ساختمان طراحی کنم. دلم ‏می خواست هرکس که بعد از من این ساختمان را می بیند بداند که این کار دست یک معمار ارمنی است.‏ به جز معماری، نقاشی هایی در کلیسای ارمنیان آبادان و کلیسای سورپ تارگمانچاتس (در وحیدیۀ نارمک) و کلیسای ‏سرکیس مقدس تهران دارم.‏

مطالعه در مورد هنرهای ایرانی، به ویژه، نقاشی های کاشی های ایرانی و خطاطی های دوران اسلامی همیشه برایم جذاب بوده ‏است. هم هنر معماری و هم هنر کاشی های ایرانی در خلق کارهای هنری  ام برای من منبع الهام بوده و هستند. نقاشی های ‏دیواری عظیم فرودگاه جده، طراحی و تزیینات داخلی مسجد فرودگاه های ریاض و ظهران عربستان و نقش و نگارها و ‏خطاطی هایی که بر محراب، منبر و گنبد این مسجدها کشیده  ام نشان از تأثیر هنر ایرانی بر آثارم و الهام از این هنر دارد.‏

 

فضاهای ایرانی منبع الهام من

طبیعت بهترین منبع الهام است. باید در طبیعت سیر کرد، دنیای پیرامون را دید، سفر کرد. شاید، من بیش از هزار طراحی و ‏نقاشی دارم که الهام بخش همگی آنها طبیعت بوده است. من از پانزده شانزده سالگی به نقاط مختلف ایران سفر کرده  ام. با فضاهای ایرانی و ‏طبیعت آن آشنا شدم و بدون برنامه ریزی یا اندیشۀ قبلی آنها را ترسیم کردم. فضاهای ایرانی، طبیعت ایران، رنگ های ایرانی ‏همیشه منبع الهام من بوده اند و هستند. من آنچه را از ایران حس کرده  ام بر روی کاغذ یا بوم آورده  ام.‏

 

سادگی و پالایش در سبک

سبک های کلاسیک نقاشان بزرگ همیشه برای من راهنما بوده. به نظر من یک نقاش باید از این سبک ها آگاهی داشته ‏باشد و به منزلۀ ابزار از آنها استفاده کند. من سعی کرده  ام در آثار خود پالایش داشته باشم و به سوی سادگی و زلالی حرکت کنم. ‏دنیای درونی خودم را به تصویر کشیده  ام. برای همین هم شاید دست به خلق سبک های مختلفی زده  ام. ولی از سبک آبستره ‏بیشتر احساس رضایت و خرسندی درونی می کنم.‏

 

مرزها را در هم نیامیزید

نقاشی های نسل جوان امروز ایران واقعاً زیبا و شگفت انگیز است. آثار با قدرت، جدی و غنی بسیاری را دیده  ام. ولی توصیه ای ‏برای دوستان جوان خود دارم. عرصه های هنری با یکدیگر متفاوت هستند، یک اثر ادبی، ادبیات است و یک نقاشی، نقاشی است. لازم ‏نیست که این عرصه های هنری را در هم بیامیزیم و مرزها را از بین ببریم. اثر یک نویسنده یا شاعر تصورات و دنیای درون ‏اوست و نمی توان آنها را مستقیماً در نقاشی جای داد تنها می توان از آنها الهام گرفت؛ برای مثال، آثار حافظ را نمی توان ‏نقاشی کرد ولی می توان از آنها الهام گرفت. حافظ دنیای درون خود را داشته و من دنیای درون خود را دارم.‏

 

اهمیت خوشنودی بازدیدکننده

فکر نمی کنم آنچه را حس کرده  ام و روی کاغذ و بوم آورده  ام بتوانم به طور صددرصد به بازدیدکنندۀ آثارم القا کنم. ‏برای درک و فهم یک اثر نمی توان قانون و قاعدۀ مشخصی را تعریف کرد؛ یعنی، به بیننده بگوییم که شما باید از این قوانین ‏و قواعد نقاشی آگاهی داشته باشید تا این اثر را درک کنید. دنیای انسانی چنین نیست. ولی دلم می خواهد که ‏بازدیدکننده از دیدن آثار من حس خوبی داشته باشد. حس بیننده برایم قابل احترام است.‏

 

رویدادها و فعالیت های هنری استاد ادمان آیوازیان

1. رویدادها

• 1311ش/ 1932م، تولد در تهران

•  ‏1948ـ 1952م، آموزش خصوصی نقاشی

• ‏1960م، تأسیس اولین استودیو

• ‏1964ـ1966م، تحصیل در مدرسۀ هنرهای زیبا، رم

• 1351ش/ اواخر 1972م، مهاجرت از ایران به لندن

• ‏1980م، تأسیس استودیوی فعلی در لندن

• ‏2000م، عضویت در گروه هنرمندان واپینگ

• ‏2002م، عضویت در انجمن سلطنتی هنرمندان دریایی

• ‏2006م، عضویت در مؤسسۀ سلطنتی نقاشان رنگ روغن

2. فعالیت های هنری

• ‏1948م، شرکت در مسابقۀ بین المللی نقاشان جوان در تهران

• ‏1949م، شرکت در نمایشگاه گروهی انجمن فرهنگی ارمنیان مشاکویت (فرهنگ) تهران

• ‏1950م، شرکت در نمایشگاه گروهی سالانۀ خانه فرهنگی شوروی در تهران

• ‏1954م، شرکت در نمایشگاه گروهی در باشگاه مهرگان تهران

• ‏1955م، شرکت در نمایشگاه گروهی در قصر ابیض تهران

• ‏1956م، برگزاری نمایشگاه انفرادی در انجمن ایران ـ امریکا در تهران

• ‏1957م، شرکت در نمایشگاه گروهی دوسالانۀ تهران

• ‏1958م، انتخاب برای شرکت در نمایشگاه دوسالانۀ ونیز و دریافت لوح تقدیر از وزارت فرهنگ و هنر

•‏1960م، شرکت در نمایشگاه گروهی باشگاه ارمنیان گارون (بهار) در تهران

• ‏1962م، برگزاری نمایشگاه انفرادی در انجمن ایران ـ امریکا در تهران

• ‏1965م، شرکت در نمایشگاه گروهی گیلدهال[1] در لندن

• ‏1974م، اجرای نقاشی دیواری برای کلیسای سرکیس مقدس تهران

• ‏1977م، آشنایی با آهنگ  ساز معروف ارمنی آرام خاچاطوریان، در سفر این آهنگ  ساز به لندن و گرفتن ‏سفارش برای کشیدن نقاشی تک  چهره از وی. این تابلو هم اکنون در موزۀ خاچاطوریان در ایروان نگهداری می شود.‏

•‏1980م، کشیدن نقاشی دیواری فرودگاه جده

• ‏1984م، برگزاری نمایشگاه انفرادی در گالری آرشیل گورکی در نیویورک[2] و همچنین، برگزاری نمایشگاه انفرادی در سالن گلبنگیان در ‏لندن در همان سال

• ‏1985م، دریافت سفارش برای کشیدن نقاشی چهره های پادشاهان و شاهزادگان عربستان سعودی و نقاشی هایی با مضمون ‏زندگی در دهه های 1930م در عربستان

• ‏1986م، طراحی داخلی (نقاشی، خطاطی) در مسجد فرودگاه بین المللی ریاض به طول 250 متر و مسجد فرودگاه ‏ظهران در عربستان سعودی

• ‏1987م، برگزاری نمایشگاه انفرادی در ایروان، ارمنستان

•‏1990م، شرکت در نمایشگاه گروهی در سیمفروپول[3]در کریمه، به یاد نقاش پرآوازۀ ارمنی آیوازووسکی

• ‏1991م، شرکت در نمایشگاه گروهی موزۀ کتابخانه در بوستون و نمایشگاه انفرادی در گالری روشان در لندن

• ‏1993م، شرکت در نمایشگاه گروهی انجمن هنرمندان امریکایی ـ ارمنی در بوستون

• ‏1997م، شرکت در نمایشگاه گروهی سالانه در باشگاه هنر نوین انگلیسی در گالری مال[4] لندن و همچنین، شرکت ‏در نمایشگاه مؤسسۀ سلطنتی نقاشان رنگ روغن

• ‏1998م، نقاشی دیواری موزۀ ملی شاه عبدالعزیز در ریاض (به طول پنجاه متر)‏

• ‏2001م، شرکت در نمایشگاه کتابخانۀ بریتانیا و دریافت سفارش برای کشیدن چهرۀ شاهزادۀ عربستان، عبدالله بن عبدالعزیز

• ‏2002م برگزاری نمایشگاه در مؤسسۀ سلطنتی نقاشان رنگ روغن و انجمن هنرمندان دریایی

• از 1998 تا کنون، شرکت در بیش از سی نمایشگاه گروهی و انفرادی در نقاط گوناگون جهان، از جمله کانادا، ارمنستان ‏و ایران.‏

 

گفت و گو با خانم زهرا راد، کیوریتور آثار هنری در موزۀ ملی هنر جمهوری ارمنستان و مدیر نمایشگاه «رنگ های سرزمین مادری ام»      

 

Click to enlarge
خانم زهرا راد

گریگور قضاریان: سرکار خانم راد لطفاً در مورد خودتان توضیح دهید. برای خوانندگان جالب خواهد بود که با شما آشنا شوند.

زهرا راد: چه تفاوتى دارد كه چهل سالم باشد یا نباشد، در كرمانشاه به دنیا آمده باشم یا تهران، معمارى خوانده باشم یا از طریق ‏روزنامه نگارى پایم به وادى هنر كشیده شده باشد؟ اما همۀ اینها درباره ام صحت دارد.

 

: لطفاً کمی در مورد واژۀ کیوریتور توضیح دهید؟ کیوریتور چه کاری میکند و آیا این واژه معادل فارسی دارد؟

: كیوریتور را مى توان در فارسى نمایشگاهگردان یا برپاكننده نمایشگاه معنی كرد. البته، عمدتاً از این واژه استفاده نمى شود ‏چون در ایران عموماً گالرىدارها این كار را میکنند و چون گالرى داشتن را مهم تر و اعم از نمایشگاهگردانى مى دانند ‏ترجیح مى دهند كه خود را گالرى دار معرفى كنند. اگر چه من خیلى با آنها موافق  نیستم.

 

: شغل کیوریتور در ایران چه جایگاهی دارد؟ دشواریهای این کار در ایران چیست؟

: اجازه دهید با یك مثال جواب دهم. كمتر از چهل سال پیش، وقتى قرار بود تیم فوتبالى جمع شود، كسى تصور نمى كرد باید ‏حقوق بگیرد. مربى به چند نفر مى گفت بیایید بازى كنیم و مى آمدند. بعدها، وقتى پاى قرارداد و حقوق به میان آمد، خود بازیكن ‏همه كار را انجام مىداد. وقتى اولین بازیكنان ایرانى لژیونر شدند تازه سر و كلۀ شخصیت جدیدى در فضاى فوتبال ما پیدا شد ‏كه او را ایجنت یا نماینده و وكیل صدا مى كردند. چك و چانه براى دستمزد و بقیه مسائل به عهدۀ او گذاشته شد و به این ترتیب، ‏بازیكن  فوتبال دیگر مستقیم با هیچ باشگاهى وارد گفت و گو نمىشود.

باید مدتى بگذرد تا هنرمند ما باور كند كیوریتور یا نمایشگاهگردان بهتر از او مى تواند بعضى مسائل را مدیریت كند و البته، ‏دستمزدى كه مى گیرد هم سهم او از این معامله است.

 

:چقدر زمان میبرد تا یک نمایشگاه را برنامهریزی و برگزار کنید؟

: برنامهریزى را مى توان یك هفته اى انجام داد اما اجراى دقیق، با فرض آنكه همۀ كارها را مىتوان بدون وقفه پیش برد، حدود ‏سه ماه زمان مى خواهد.

 

:کارها ( یا هنرمندان) را چگونه پیدا میکنید؟معیار شما برای انتخاب چیست؟

فعلاً، بیش از هر عاملى اعتماد دو طرف مهم و تعیین كننده است، اعتماد من به هنرمند و اعتماد او به من.

 

:سلیقۀ خاصی در انتخاب هنرمندان دارید؟

: سعى مى كنم افرادى باشند كه سابقهشان قابل دفاع باشد. برای من مهم است كه در شروع كار اگر درآمدى كسب نمى شود، ‏بدنامى اى هم به وجود نیاید.

 

:برای الهام گرفتن در کارتان چه کار میکنید؟

: این كار بیشتر شكلى از مهندسى است. پزشك ها عموماً با الهام سر و كار ندارند. بخواهم دقیق تر بگویم الهام براى فعالیت ‏خلاقانه نیاز است و نه مدیریت.

 

:قبلاً، کیوریتور هنرمندان ارمنی بودهاید  و آیا ‎‎با هنر ارمنی (هنرمندان ایرانی ـ ارمنی یا هنر ارمنستان یا هنرمندان ارمنستانی) آشنا هستید؟

:پس از نمایشگاهی كه از آثار ادمان آیوازیان در 1394ش در گالری موزۀ ملی ارمنستان برگزار كردیم هنرمندان نقاش از ایروان ‏درخواست دادند. ‏هنرمندان ارمنى در شعر وگاهی هم موسیقى جایگاه و تولید خاص دارند، اما در معماری و هنرهاى تجسمى، سینما و تئاتر خیلى ‏نمى شود بین آنها و دیگر هم وطنانشان در ایران فاصله اى گذاشت.

: چرا ادمان را انتخاب کردید؟ یا چگونه با ادمان آیوازیان و کارهای او آشنا شدید؟

: سال 1389ش، با همكاری مرحوم خانم لازاریان در خانۀ هنر قرار شد نمایشگاهی از سه هنرمند نوگرای ارمنی برگزار كنیم؛ ‏ماركو گریگوریان، ادمان آیوازیان و سیراك ملكونیان. سیراك همان اوایل راه انصراف داد و نمایشگاه را با اختصاص دو طبقه به ‏ادمان و یك طبقه به كارهای در ایران ماندۀ ماركو برگزار كردیم. آن نمایشگاه حضور نمایشگاهی ادمان بعد از چهل سال در تهران ‏بود. با اینكه ادمان چهار دهه از ایران دور بود، به باور من حضور او، به ویژه، با كارهای آبستره اش انفجاری در هنر ‏معاصر بود. ادمان آیوازیان برای من یك اسطورۀ زنده است، از آنها كه هنوز در گوشه و كنار می شود مثلشان را پیدا كرد، ‏آنهایی كه حكمای دورۀ معاصرند و خود را در یك قالب محدود نكرده اند. همان روزها ‏وقتى داشتم مستندى دربارۀ ادمان ‏مى ساختم با او بیشتر آشنا شدم. همین ارتباط زمینۀ دوستى و همراهى و همكارى بیشتر را فراهم كرد.

 

: آیا کیوریتور خودش باید هنرمند باشد؟

 

: به نظر شما یك ایجنت باید فوتبالیست هم باشد؟ تصور مى كنم نمایشگاهگردان به منتقد نزدیك تر است تا هنرمند. نمایشگاهگردان هنرشناسى است كه به جاى نوشتن نقد یا كتاب اثر هنرى و هنرمند را به جایگاه شایسته و دقیقش در بازار هنر مى رساند.

 

پی نوشت ها:

1-‏Guildhall

2-این گالری را هنرمند و نقاش معروف ‏ایرانی ـ ارمنی، مارکو گریگوریان، در 1980م، در نیویورک تأسیس کرده است.         

3-‏Simferopol

4-‏Mall Galleries 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 45224