نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

كتیبه های اورارتویی در آذربایجان غربی

نویسنده: بهروز خان محمدی[1]

مقدمه

منطقۀ شمال  غرب کشور از زمان ورود به دوران تاریخی، در حوالی نیمۀ نخست هزارۀ اول پیش از میلاد، همواره شاهد ظهور ‏قدرت  هایی بوده که برای جاودانه ساختن نام خود و شرح جنگ  ها و اقدامات عمرانی و غیره در گوشه و کنار سرزمین تحت ‏نفوذشان اقدام به ایجاد سنگ  نوشته  ها و کتیبه  های متعدد کرده  اند. شاهد این مدعا وجود کتیبه  های فراوانی است که در ‏گسترۀ وسیع شمال  غرب کشور کشف شده و همچنان بر تعداد آنها افزوده می  شود.

بخش وسیعی از منطقۀ شمال  غرب ایران در نیمۀ نخست هزارۀ ‏اول پیش از میلاد در انقیاد دولت مقتدر اورارتو بود. دو قرن حضور اورارتوها در شمال  غرب ایران موجب تأثیر و تأثرات ‏فراوانی در زمینه  های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و عمرانی شد. ایشپوینی، فرزند ساردوری، سومین پادشاه اورارتو، اولین ‏كسی است كه وارد منطقۀ شمال  غرب ایران شد و كتیبه  هایی از خود در منطقۀ شمال  غرب به یادگار گذاشت. پس از وی، پادشاهان دیگر اورارتویی نیز سنگ  نوشته  هایی در این ناحیه از ایران ایجاد كردند. از جمله كتیبه  های اورارتویی در خارج از استان ‏آذربایجان  غربی می  توان به كتیبه  های جوان قلعه در نزدیكی عجب شیر (متعلق به آرگیشتی اول)، قلعۀ سقندل در نزدیكی ‏ورزقان اهر(متعلق به ساردوری دوم)، رازلیق در نزدیكی سراب (متعلق به آرگیشتی دوم)، نشتبان در شرق سراب (‏متعلق به آرگیشتی دوم) و شیشه در شمال شرق اهر (متعلق به آرگیشتی دوم) اشاره كرد. متن این کتیبه  ها به طور عمده شامل ‏دعا و نیایش، قربانی به درگاه خدایان، اهدای هدایا و پیشکشی، اقدامات جنگی و شرح لشکرکشی  ها و برپایی ساختمان ‏معابد و مکان  های عام  المنفعه و عمرانی است. در آذربایجان غربی نیز تاکنون طی بررسی  های باستان  شناسان و ‏پژوهشگران داخلی و خارجی ده سنگ  نوشته اورارتویی مهم و چند كتیبۀ كوچك  تر به دست آمده است. این سنگ  نوشته  ها، که ‏به خط میخی اورارتویی و گاه دوزبانه (اورارتویی ـ آشوری) است، از سنگ  نوشتۀ نسبتاً گسترده کیله شین و مرگه  كاروان تا سنگ  نوشتۀ کوتاه عین  الروم را شامل می  شود كه در ادامه به بررسی آنها می  پردازیم. این كتیبه    ها با رعایت ترتیب زمانی ‏پادشاهان اورارتویی به قرار زیر است:‏

 

كتیبۀ ایشپوینی در ترغه، بوكان‏

صعود یك گروه كوهنوردی از شهرستان بوكان به ارتفاعات 2250 متری كوه ترغه در 25 كیلومتری غرب بوكان در ‏‏1376ش منجر به كشف كتیبه  ای به خط میخی اورارتویی شد. هیئت كوهنوردی، كه برای ثبت صعود خود دوربین فیلم  برداری به همراه داشتند، به فیلم  برداری از این كتیبه پرداختند که انتشار آن در نهایت منجر به برش كتیبه از ‏محل و به سرقت رفتن آن شد. متأسفانه، از متن دقیق كتیبه، موضوع، ابعاد و ویژگی  های آن اطلاعی در دست نیست. ‏استاد رسول بشاش كنزق به استناد آنچه از فیلم  برداری غیر حرفه  ای گروه كوهنوردی از كتیبۀ ترغه برداشت کرده اطلاعات ارزشمندی را در اختیار ما قرار داده. وی می  گوید:

«متأسفانه، كتیبه از بین رفته است و امكان دارد كه تحریر آشوری آن هم ‏موجود باشد. تحریر اورارتویی كتیبه با نام خدای خالدی آغاز می  شود و كتیبه مربوط است به ایشپوینی، پسر ساردوری، كه ‏تاریخ وی حدوداً به 860 تا 820، یعنی به قرن نهم قبل از میلاد، برمی  گردد»‏.[2]

كتیبۀ ترغه می  توانست آشكار سازد كه ‏ایشپوینی چرا و در پی كدام رویداد تاریخی چنین یادگاری را بر كوه ترغه حك کرده و یا مشخص سازد كه فلان رویداد تاریخی  در چه زمانی رخ داده و یا فلان مكان تاریخی در کجا واقع شده اما با به سرقت رفتن آن ‏ابهام  های موجود و سؤالات بسیاری همچنان در انتظار كشف مدارك احتمالی دیگر باقی مانده  اند.

كتیبۀ ایشپوینی و منوا در قلاتگاه، اشنویه‏

قلاتگاه، قلعۀ بزرگ اورارتویی است که در پانزده کیلومتری شرق اشنویه و 22 کیلومتری شمال  غرب نقده در ارتفاعات شمال جادۀ اشنویه ‏به نقده قرار دارد‏.[3] سنگ  نوشتۀ قلاتگاه را كریستوفر هاملین،[4] از اعضای پروژۀ حسنلو، در بررسی سال 1968م کشف کرد. این سنگ  نوشته به هنگام کشف به همراه سنگ  های دیگر در ساخت آب  بندی برای ذخیرۀ آب دو چشمه موجود در ‏قلاتگاه استفاده شده بود. کتیبه بر اثر هوازدگی آسیب دیده و به چند تکه تقسیم شده بود. البته، تکه  های دیگری از آن نیز در میان روستاییان و قاچاقچیان دست به دست شد و در نهایت، به موزۀ ملی ایران راه یافت‏.[5] سنگ  نوشته به دست اعضای پروژۀ حسنلو بررسی شده و در پایان، ون  لوون[6] شرح جامعی از آن را در 1975م در نشریۀ مطالعات خاور نزدیک (jnes) شمارۀ 34منتشر کرد‏.[7] ون لوون در قرائت خود از این ‏کتیبه به نام اوایائیس[8] یا اویشه، یکی از حکمران  نشینان اورارتویی، برخورد و برخی از محققان ـ با توجه به ‏شباهت نام اشنویه با اویشه ـ قلاتگاه را با حکمران  نشین آن ایالت یکسان دانسته  اند. به تازگی، نظریۀ دیگری این محوطه را با منطقۀ ‏الهوی، که در روایت سارگن دوم ذکر شده، یکسان دانسته است‏.[9] این کتیبه متعلق به ایشپوینی و منوا (سومین و چهارمین پادشاه ‏اورارتویی) و مربوط به بنیان  گذاری یک قلعه (شهر) اورارتویی است. به اعتبار مدارك، ایشپوینی، فرزند ساردوری، اولین ‏پادشاه اورارتوست كه وارد منطقۀ شمال  غرب ایران شده و از خود كتیبه  هایی برجای گذاشته است. وی در اواخر پادشاهی ‏خود پسرش، منوا، را در سلطنت با خود شریك كرد. متن این کتیبه،كه در حدود 810 ق  م نوشته شده، چنین است:‏

‏« به حول و عظمت خدای خالدی و به حول و عظمت خدای تی شه بانی، پادشاه بیه و خداوندگار شهر توشپا، ایشپوینی، ‏فرزند ساردوری و منوا، فرزند ایشپوینی، در هنگام حركت به سرزمین ساپای، این سرزمین را تصرف و پادشاه آن را ‏اسیر کردند. هم برای خدای خالدی و هم برای خدای تی شه بانی بنایی برقرار ساختند. شهری را كه به نام اویشه معروف ‏بود برای خدای خالدی جدا کردند. درختان سرزمین ساپای را به منزلۀ درختان خدایان برای خدای تی  شه  بانی جدا ساختند ‏و حمل کردند»‏.‏[10]

 

Click to enlarge

محوطۀ قلاتگاه اشنویه، محل کشف کتیبۀ اروارتویی

عکس از: نگارنده، 1388ش

 

Click to enlarge

کتیبۀ اورارتویی قلاتگاه، اشنویه

منبع: Mirjo Salvini, Corpus Dei Testi Urartei, le Iscrizioni su Pietra e Roccia Carte Fotografie e Disegni (Roma: Istituto di Studi Sulle Civilta dell Egeo e del Vicino Oriente, 2008), vol.III.

 

Click to enlarge

طرحی از کتیبۀ اورارتویی قلاتگاه، اشنویه

منبع: Salvini,.ibid

 

 

استل ایشپوینی و منوا در كیله شین، اشنویه‏

سنگ ستون مانند کیله شین به ارتفاع 167 و عرض هفتاد سانتی  متر در میانۀ گردنۀ کوهی که اشنویه را از رواندوز عراق جدا ‏می  سازد نصب شده که پیش  تر به منزلۀ میلۀ مرزی ایران ـ عراق مورد استفاده قرار می  گرفت و احتمالاً، در عهد باستان نیز به ‏منزلۀ نشانۀ مرزی تلقی می  شده. وزن این استل و پایۀ آن حدود 6/1 تن است. كیله شین به معنای سنگ قبر آبی رنگ نام خود را از دو واژۀ كردی ‏كیله یا كیل به معنای سنگ قبر و شین به معنای آبی یا كبود گرفته است. با وقوع جنگ بین عراق و ‏ایران، با توجه به اهمیت تاریخی و به منظور حفظ این میراث ارزشمند فرهنگی از آسیب  های احتمالی، در 1365ش، به ‏پیشنهاد برخی از فرهنگ  دوستان منطقه و با مساعدت  های سازمان میراث فرهنگی و ادارۀ كل میراث فرهنگی آذربایجان ‏غربی این سنگ  نوشتۀ تاریخی به موزۀ ارومیه انتقال یافت و با این كار از خطر نابودی نجات یافت‏.[11] نخستین كسی كه ‏این اثر را به دنیا معرفی كرد باستان  شناس آلمانی، شولتز، بود كه در 1829م این سنگ  نوشته را كشف ‏ و از آن نسخه  برداری کرد اما چند روز پس از این کار به قتل رسید و رونوشتی كه از خطوط این سنگ  ‏نوشته برداشته بود از بین رفت. چند سال بعد، در 1838م، راولینسون بخشی از خطوط این استل را رونویسی کرد و آن را در معرض مطالعۀ دانشمندان و علاقه  مندان قرار داد. در 1852م، خانیكوف روسی و در 1858م ‏بلاو از این سنگ  نوشته مولاژهایی تهیه كردند و در 1858م بلاو، از مجموع مطالعات صورت گرفته مطلبی فراهم آورد ‏و منتشر كرد. در 1882م، مستشرق دیگری به نام سایكه موفق به ترجمۀ متن اورارتویی این كتیبه شد. در ‏‏1890م، دمرگان فرانسوی در پی كشف راز این سنگ برآمد. تا این تاریخ هیچ  گونه قالب  گیری كاملی از سنگ  نوشته ‏صورت نگرفته بود. در پاییز همان سال دمرگان شخصاً به آذربایجان آمد و پس از آن، حكومت وقت آذربایجان یكی از ‏خوانین ایل زرزا را در اختیار وی قرار داد تا نسخۀ كاملی از تمامی بخش  های این سنگ نوشته تهیه کند. ژاك دمرگان ‏برای اطلاع كامل از متن این استل آن را به پرشیل، آشور  شناس مشهور، عرضه داشت. پرشیل پس از زحمات فراوان موفق ‏به ترجمه آن شد و آن را همراه با مقدمه  ای در یكی از روزنامه  های پاریس منتشر ساخت.[12]در 1898م، لمان ‏هوپت و بلك این استل را بار دیگر مورد مطالعه قرار دادند اما به گفتۀ واندنبرگ بهترین ترجمه از این كتیبه مربوط به ‏مینورسكی است. بعدها، در 1951م، جرج كامرون اطلاعات جدیدی دربارۀ كتیبۀ كیله  شین منتشر ساخت. در دو ‏روی استل فوق به دو خط آشوری و اورارتویی متنی نقر شده که متعلق به دو شاه اورارتویی یعنی ایشپوینی و فرزند او، منواست. این استل ‏به علامت پیروزی در جنگ  های این منطقه و فتح موصصیر افراشته شده. در سوی مشرق آن متن اورارتویی و در ‏سمت غرب، همان متن به زبان آشوری نوشته شده است. قسمت آشوری این سنگ در اثر تیراندازی  های مكرر افراد ناآگاه ‏به شدت آسیب دیده اما خطوط آن هنوز خواناست. در قسمت پشت كتیبه، آثار ساییدگی روی سنگ دیده می  شود. ‏متن كتیبه به شرح زیر است:‏

‏« پادشاه بزرگ، پادشاه قدرتمند، پادشاه سرزمین شوری، پادشاه سرزمین بیه و خداوندگار شهر توشپا، ایشپوینی، پسر ‏ساردوری و منوا، پسر ایشپوینی، زمانی كه به شهر آردینی و به حضور خدای خالدی آمدند یك معبد برپا ساخته و برای ‏خدای خالدی ستون یادبود تدارك دیدند. در جلوی معبد ایشپوینی، پسر ساردوری، جایگاه نیزه  های سالم، جایگاه حیوانات ‏بسیار بزرگ، جایگاه مس  ها، جایگاه ظروف مسی، جایگاه... و باز هم جایگاه حیوانات بزرگ (منظور گاوها) برپا نمود.‏

‏(تمام اینها را) در دروازۀ خالدی قرار داده و برای زندگی سرشار از موفقیت به سرورمان خالدی تقدیم نمودیم. 1,112 حیوان ‏بزرگ (گاو)،9,120 داوطلب(؟) (آورده شده) بز ماده و گوسفند و 12,490 بز مادۀ بالغ قربانی نمودند... پادشاه بزرگ ایشپوینی، ‏پسر ساردوری، پادشاه قدرتمند، پادشاه سرزمین شوری، پادشاه سرزمین بیه و خداوندگار شهر توشپا، زمانی كه به شهر ‏آردینی و به حضور خدای خالدی آمد، با كمك قدرت خدای خالدی این مزرعه... اینان در مقابل دروازۀ خالدی در راه قرار ‏داده شدند. برای دروازۀ خالدی شهر آردینی گاو نر هدیه آورده شود و در زمان خریدن چیزی به شهر آردینی و حضور خدای ‏خالدی ایشپوینی، پسر ساردوری و منوا، پسر ایشپوینی، به خدای خالدی حیوانات بزرگ(گاو) را در جایگاه قربانی نمودند و ‏گفتند كه هركس كه به دروازۀ خالدی گاو بیاورد آن شخص مرگ خود را هیچ خواهد شمرد»‏.[13]

 

Click to enlarge

استل کیله شین در محل اصلی خود در کنار میلۀ مرزی ایران و عراق

منبع: بایگانی میراث فرهنگی ارومیه

 

Click to enlargeClick to enlarge

استل کیله شین پس از انتقال و نضب در موزۀ ارومیه

عکس از: نگارنده، 1392ش

انتقال استل کیله شین از نقطۀ صفر مرزی به موزۀ ارومیه در 1365ش

منبع: بایگانی میراث فرهنگی ارومیه

 

كتیبۀ منوا در داش تپه، میاندوآب‏

این سنگ  نوشته در محوطه  ای به همین نام در 21 کیلومتری شمال  غرب میاندوآب به دست آمده که متأسفانه در اوایل قرن ‏گذشته به دست قاچاقچیان آثار باستانی منفجر و به چهار تکه تبدیل شده. در حال حاضر، دو قطعه از چهار قطعۀ سنگی آن به دست و. فابر به موزۀ بریتانیا انتقال یافته‏.[14] کلایس در بازدید خود از محوطه چند نشانۀ میخی را در محل دیده اما امروزه ‏هیچ اثری از نشانه  های میخی بر جای نمانده است‏.[15] كتیبۀ داش تپه سومین كتیبۀ مربوط به منوا در شمال  غرب كشور و ‏استان آذربایجان غربی و در نوع خود یكی از معروف  ترین كتیبه  های اورارتویی است. سطرهای ابتدایی و انتهایی این ‏كتیبه از بین رفته است. بر اساس متن كتیبه، در شروع قرن هشتم پیش از میلاد، در زمان پادشاهی منوا، بخشی از سرزمین مانا ‏ضمیمۀ متصرفات اورارتو می  شود. در این منطقه، منوا دژها و تأسیسات نظامی متعددی را بنا می  كند. احتمالا،ً لشكر  كشی ‏منوا به مانا در پایان قرن نهم صورت گرفته و شمار این لشكر  كشی  ها كمتر از دو مرتبه نبوده. پادشاه اورارتو قلعه  ای به نام ‏مشتا را در خاك مانا احداث یا احیا كرد. این کتیبه تأیید می  کند که دامنۀ نفوذ منوا به داخل مناطق شمال غربی ایران در ‏سمت شرق تا سراسر درۀ سلدوز و سواحل جنوبی دریاچه ارومیه کشیده شده بوده؛ به عبارت دیگر، به استناد این ‏کتیبه و نیز کشفیات کلایس می  توان ادعا کرد مناطق ایرانی واقع در غرب و جنوب دریاچۀ ارومیه در سال  های آغازین قرن ‏هشتم پیش از میلاد در اختیار اورارتوها بوده. متن كتیبه به شرح زیر است:‏

‏«به حول و عظمت خدای خالدی منوا، پسر ایشپوینی، این قلعه را بنا کرد. شهر مشتا را به دست آورده و بعد از آن، نیز ‏سرزمین مانا را به دست آورد. بدان  جا مردان قدرتمندی فرستاد. پیاده و سواره فرستاد. خدای خالدی پیشاپیش حركت کرد. ‏منوا می  گوید که: سرزمین مانا را به دست آوردم و به نام خدای خالدی در آنجا كتیبه  ای برپا کردم. به حول و عظمت ‏خدای خالدی منوا پادشاه بزرگ و پادشاه قدرتمند و خداوندگار شهر توشپاست. منوا می  گوید كه هركس این نوشته ‏را تخریب کند، هركس كارهای گناه آلود مرتكب شود و هر كس شخص دیگری را مجبور به این كارها کند، خدای خالدی، ‏خدای تی شه بانی، خدای شیوینی (و تمام) خدایان او را در نور خورشید محو می  کنند»‏‏.‏[16]

 

Click to enlarge

داش تپه در میاندوآب و محل کشف کتیبۀ منوا

عکس از: نگارنده، 1389ش

 

Click to enlargeClick to enlarge

بخشی از کتیبۀ برجای ماندۀ داش تپه

منبع: Salvini, ibid.

بقایای کتیبۀ داش تپه

منبع: ibid.

 

كتیبۀ منوا در عین الروم(اژدها بولاغی)، جادۀ اشنویه‏

این محوطه ـ که به نام  های اژدها بولاغی، تازه  بولاغ و چشمۀ منوا نیز شناخته می  شود ـ محوطه  ای   است اورارتویی که در 54 ‏کیلومتری جنوب ارومیه و در کنار جادۀ ارومیه ـ اشنویه قرار گرفته. این اثر تاریخی چشمه  ای است که از دل سنگ  های پای ‏طاقچه می  جوشد و پس از عبور از زیر جاده، به رود قاسملو می  ریزد. ساختار اورارتویی چشمه به ترتیبی بوده که احتمالاً آب ‏از وسط طاقچه به بیرون راه داشته و هنوز می  توان فرسایش ناشی از جریان آب را در آن مشاهده کرد. بعدها، محل خروج ‏آب چشمه تغییر کرده است. احتمالاً، آب پس از خروج از دهانه  ای که در وسط طاقچه داشته هدایت می  شده و به شکل فواره ‏بیرون می  ریخته. در حال حاضر، هیچ نشانه  ای از ساختار مربوط به فواره باقی نمانده است. این کتیبه را نخستین بار ‏پروفسور دایسون، رئیس هیئت باستان  شناسی حسنلو، کشف کرد. در همان سال پروفسور ولفرام کلایس نیز آن را مورد بازدید قرار داد ‏و در سال بعد اطلاعات مربوط به آن منتشر شد. در 1355ش، این اثر باستانی ضمن بررسی درۀ اشنویه مورد بازدید و ‏بازخوانی پروفسور سالوینی قرار گرفت. در بالای این چشمه، طاقچه  ای ایجاد شده كه 60/2 متر ارتفاع و حداکثر 5/1 متر ‏پهنا و عمقی متغیر بین بیست تا سی سانتی  متر در بالا و تا هشتاد سانتی  متر در پایین دارد و دارای طاقی قوس  دار است. نوشته  های ‏میخی، در چهار نقطۀ مجزا از یکدیگر، شامل هفت سطر در بالاترین نقطۀ طاقچه و بلافاصله زیر قوس طاق، چهار سطر در ‏نزدیکی کف طاقچه، هفت سطر در دیوارۀ سمت راست و هفت سطر در دیوارۀ سمت چپ طاقچه در ارتفاع 95 سانتی  ‏متری از کف حک شده. متن هر چهار بخش کاملاً مشابه و در مورد ساخت چشمۀ آب به دست شاه مقتدر اورارتویی، ‏یعنی منواست. متن کتیبه چنین است:‏

‏«به حول و عظمت خدای خالدی منوا، فرزند ایشپوینی، پادشاه بزرگ، پادشاه قدرتمند، پادشاه سرزمین بیه و خداوندگار شهر ‏توشپاست. منوا این تارمانیلی[ آب نما یا چشمه] را بنا کرد»‏.[17]

 

Click to enlarge

کتیبۀ عین الروم (اژدها بولاغی)

عکس از: نگارنده، 1391ش

 

Click to enlargeClick to enlarge

بقایای برجای مانده از کتیبۀ عین الروم

منبع: Salvini, ibid.

نمای نزدیک طاقچۀ عین الروم

عکس از: نگارنده، 1391ش

 

Click to enlarge

نما و مقاطع کتیبۀ عین الروم اشنویه

منبع: Wolfrom Kleiss, "Bericht uber Erkundungsfahrten in Iran im Jahre 1970", Archaeologische Mitteilungen Aus Iran (1971), Band 4: 51-111.

 

كتیبۀ منوا در قلاتگاه ‏

در محوطۀ تاریخی قلاتگاه دو کتیبه به دست آمده است. نخست کتیبۀ ایشپوینی و منوا که به آن اشاره شد و دومی کتیبه  ای متعلق به منوا که در برخی منابع به اشتباه محل کشف آن را 45 کیلومتری جاده ارومیه ـ اشنویه ذکر کرده  اند. این ‏کتیبه را در 1967م اهالی منطقه، در قلعۀ قلاتگاه کشف و گویا توسط اهالی محل به سه تکه تقسیم شد. ‏یکی از این قطعات به مقامات دولتی اشنویه تحویل داده شد که بعدها به موزه ملی ایران راه یافت و هم اکنون در آنجا نگه ‏داری می  شود. یوهانس فریدریش در همان سال(1967م) تکه  ای را که هم اکنون در موزۀ ملی ایران است دیده و مطالعه و ‏ترجمه کرده است‏.[18] وی معتقد است این تکه یک سوم پایینی کتیبه بوده و دو تکۀ دیگر در بازار عتیقه فروخته شده ‏است. کتیبۀ مورد نظر فریدریش، تنها به منوا تعلق دارد ودر آن گزارش احداث خانه یا قلعۀ ‏بارزودیبیدو ثبت شده است.‏ از آنجایی که منوا این کتیبه را پس از اتمام دورۀ سلطنت مشترک با ایشپوینی برپا کرده است لذا قدمت آن باید به حدفاصل حدود سال  های 805 ـ 786 ق  م، معاصر با کتیبۀ معروف منوا در داش تپه واقع در حدود 128 کیلومتری شرق قلاتگاه، برگردد.[19] متن کتیبه به قرار زیر است:‏

 ‏‏«به حول و عظمت خدای خالدی، منوا، پسر ایشپوینی، این بارزودیبیدو‌‌[اقامتگاه مخصوص پادشاه] را بنا نمود و نام آن ‏بارزودیبیدوی منوا است. و قلعه  ای بی  همتا برپا نمود. به حول و عظمت خدای خالدی، منوا، پسر ایشپوینی، پادشاه قدرتمند، ‏پادشاه بزرگ بیه و خداوندگار شهر توشپا است»‏‏.‏[20]

 

استل روسای اول در مرگه کاروان، اشنویه‏

کتیبۀ موجود در محوطه  ای اورارتویی به همین نام در درۀ کوچکی در هفت کیلومتری شرق استل کیله  شین و در مسیر گذرگاه ‏آن در 25 کیلومتری جنوب غرب اشنویه قرار گرفته است. این کتیبه را دکتر خطیب شهیدی در تابستان 1355ش کشف کرد‏.[21] پایۀ استل در همین محل قرار داشته و در دوران قرون وسطا ارمنیانی که به دلیل اوضاع ناامن منطقه محل زندگی خود را تغییر داده و از دشت به کوه آمده بودند استل را  به چند تکه تقسیم کرده و یک بخش از آن را در قسمت پاشنۀ در کلیسا ‏کار گذاشته بودند. کتیبه به دو زبان اورارتویی و آشوری است. در بخش جلو و سمت چپ، به زبان آشوری و در سمت ‏راست و جانب پشتی، به زبان اورارتویی نوشته شده است. این كتیبه را پروفسور سالوینی ایتالیایی خوانده. ‏متن این استل که همانند استل توپوزآوای عراق است،[22] به روسای اول تعلق دارد و به قرار زیر است:‏

‏«اورزانا، پادشاه شهر آردینی، به پیشواز من آمد و من تمام لشكریان او را خوردنی  ها و نوشیدنی  ها دادم و به دلیل این ‏نیكی و به خاطر خدای خالدی و برای عظمت روسا در جادۀ اصلی معبدهایی بنا نمودم. به اورزانا حكومت شهر آردینی را ‏واگذاشتم و آن شهر را به او بخشیدم. من روسا، فرزند ساردوری، امسال را نیز به همان ترتیب به آردینی آمدم و اورزانا را ‏مقام  های بزرگ و معظم دادم. اورزانا نیز در حضور من برای خدای خالدی قربانی  هایی كرد. من نیز برای خدای خالدی ‏معبد و برای قدرت خدایی او خانه  ای ساختم. اورزانا نیروی جنگی  اش را در اختیار من گذاشت. نیروی جنگی او را به لشكر ‏خود ملحق نمودم و به پشتیبانی خدای خالدی به شهرهای آشوری درآمدم و آنها را با خاك یكسان نمودم. بعد از آنكه ‏اورزانا از من حمایت كرد، من نیز او را مورد لطف خود قرار دادم و او را به تخت پادشاهی نشاندم و برای مردم آردینی جشنی ‏برپا نمودم. سپس، به سرزمین خود برگشتم. روسا خدمتگزار خدای خالدی و رهبر صادق مردم. به حول و عظمت خدای ‏خالدی و قدرت لشكریانم از جنگ نهراسیدم. خدای خالدی به اندازۀ تمام عمر قدرت و شادكامی را به من ارزانی داشت. ‏دشمنان سرزمین بیه را نابود كردم»‏.[23]

روایت اورارتویی( جبهۀ شمالی استل):

« از این پس از جنوب دوستی برقرار خواهد بود»‏.[24]

روایت آشوری( جبهۀ جنوبی استل):

« هركس تخریب نماید و هركس كه گناه بكند و هركس كه مرتكب اشتباه و خطا گردد ‏خدای خالدی و خدای تی شه با و خدای شیوینی ( وتمام) خدایان او را و تمام خویشانش را هرگز رها نكنند»‏.‏[25]

 

Click to enlarge

درۀ مرگه کاروان و محل کشف کتیبۀ روسای اول

منبع: بوریس پیوتروفسکی و حمید خطیب شهیدی، تمدن اورارتو (تهران: پژوهشکدۀ باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی کشور، 1383).

 

Click to enlargeClick to enlarge

استل مرگه کاروان

منبع: Salvini, ibid.

استفاده از استل مرگه کاروان در پاشنۀ در کلیسا به هنگام کشف

منبع: پیوتروفسکی خطیب شهیدی، همان.

 

Click to enlargeClick to enlarge

بقایای کتیبۀ اضلاع استل مرگه کاروان

منبع: ibid.

طرحی از بقایای کتیبۀ مرگه کاروان

منبع: ibid.

 

Click to enlarge

 بقایای کتیبۀ آشوری مرگه کاروان

منبع: Salvini, ibid.

 

كتیبۀ روسای اول در محمود آباد،ارومیه‏

کتیبۀ محمودآباد هنگام برپایی ساختمانی در بالای تپۀ روستای محمود آباد در 23 كیلومتری جنوب شرق ‏ارومیه در 1354ش به دست مالک آن کشف شد و به موزۀ ارومیه انتقال یافت و تا امروز در آنجا نگهداری می  شود. دکتر حمید ‏خطیب شهیدی در 1356ش ضمن کاوش در محوطۀ باستانی محمود آباد در محدودۀ تقریبی کشف کتیبۀ فوق آثار ‏کلیسایی متعلق به دوران قرون وسطا را از زیر خاک ظاهر ساخت. بنا به نظر ایشان کتیبۀ فوق از محل اصلی و نامعلوم خود ‏برداشته شده و به منزلۀ یک اثر متبرک به داخل کلیسا انتقال یافته و احتمالاً، در بدنۀ دیوارۀ آن کار گذاشته شده ‏است. پروفسور سالوینی این کتیبه را، که در متن آن به حکمران  نشین اورارتویی یعنی اواسی اشاره شده، متعلق به قلعۀ ‏اسماعیل آقا دانسته و اعتقاد دارد که متن فعلی ناقص است و قطعات بیشتری با آن همراه بوده‏.[26] متن کتیبه حاوی ‏وقف  نامه  ای از روسای اول در بزرگداشت خدای خالدی و در مورد قربانی کردن و ذبح به درگاه خدای شه  بیتو، یکی از ‏خدایان اورارتویی و به قرار زیر است:‏

‏« روسا، پسر ساردوری، می  گوید كه در اینجا قربانی  ها نمودم تا زمانی كه پادشاهان عازم سفر می  شوند به خدای شه بیتو ‏یك گاو نر و یك گوسفند قربانی نمایند. زمانی كه ساختمان  های نو(؟) بنا شود به خدای شه بیتو یك گوسفند قربانی نمایند. ‏زمانی كه چیزی از سوسی ویران گردید(قربانی) نمایند.... نگردد. زمانی كه دروازۀ كولت(؟) جدید ایجاد گردید(؟) برای ‏خدای شه بیتو یك گوسفند قربانی گردد. روسا خدمتگزار خدای شه بیتو و در كنار خدای شه بیتو(...)(؟) است. روسا هر ‏زمان(...)(؟) او باشد. روسا، پسر ساردوری، می  گوید كه هركس كه این نوشته را تخریب نماید زیر نور خورشید...»‏ ‏.‏[27]

 

Click to enlargeClick to enlarge

روستا و تپۀ محمودآباد ارومیه

عکس از: نگارنده، 1387ش

بقایای برجای مانده از کلیسای محمودآباد و محل کشف کتیبۀ اورارتویی روسا

منبع: پیوتروفسکی و خظیب شهیدی، همان.

 

Click to enlargeClick to enlarge

کتیبۀ اورارتویی محمودآباد بعد از انتقال به موزۀ ارومیه

عکس از: نگارنده، 1392ش

نمای نزدیک از کتیبۀ محمودآباد

منبع: Salvini, ibid.

 

كتیبۀ روسای اول در موانا، ارومیه‏

این سنگ  نوشته را در 1374ش دانش  آموزی متعهد به نام ناصر فاروقی در روستای موانا از توابع دهستان ترگور بخش سیلوانای ارومیه، در حدود چهل کیلومتری ‏غرب ارومیه، کشف کرد که به موزۀ ارومیه انتقال یافت. استل ‏ماوانا از جنس سنگ گرانیت صاف و پرداخت شده  ای به ابعاد متوسط طول 270 و عرض 75 و قطر 35 سانتی  متر است. متن  های نوشته شده برروی آن به دو خط میخی اورارتویی و آشوری در چهار پهلو به طور افقی از بالا به پایین نقر شده‏.[28] خطوط ‏اورارتویی و آشوری هرکدام در سطحی از سنگ حک شده است. کتیبه مربوط به فرمانروای اورارتو یعنی روسا، پسر ‏ساردوری (713 ـ 735 ق  م) و موضوع آن، بنا بر مضمون به دست آمده از بخش  های سالم استل، بازگو کنندۀ پیام عزیمت و ‏حضور این فرمانروا در سرزمین آردینی یا موصصیر و تثبیت حکومت اورزانا شاهک این ولایت است که به احتمال قریب به یقین ‏در سمت غرب دریاچۀ ارومیه واقع بوده. مضمون کتیبه مشابه متون كتیبه  های مرگه كاروان و توپوزآواست‏.[29] متن چهار سطر ‏نخست اورارتویی و شش سطر اورارتویی انتهایی، که توسط استاد رسول بشاش قرائت شده، به قرار زیر است:‏

‏« برای خدای خالدی سرور... این سنگ یادبود را روسا، پسر ساردوری، وقف می  كند. من می  روم... ؟... شهر آردینی...‏

بنابر قانون اعلام می  كنیم همه قربانی  های...، قربانی انجام داده  ام، ذخیره كردم...، به شهر آردینی رفتم، اورزانا در معبد ‏خدایان...»‏ ‏.[30]

 

Click to enlarge

تپۀ تاریخی روستای موانای ارومیه که کتیبۀ اورارتویی روسا در فاصلۀ چندصد متری آن کشف شده.

عکس از: نگارنده، 1387ش

 

Click to enlarge

استل موانا به هنگام کشف در 1374ش

عکس از: بایگانی میراث فرهنگی ارومیه

 

Click to enlargeClick to enlarge

طرحی از استل موانا

منبع: Salvini, ibid.

استل موانا پس از انتقال و نصب در موزۀ ارومیه

عکس از: نگارنده، 1391ش

 

كتیبۀ روسای دوم در بسطام، قره  ضیاالدین‏

محوطۀ تاریخی بسطام (روسایی ـ اورو ـ تور) شهر کوچک روسا، در چهل كیلومتری شمال خوی، 85 كیلومتری جنوب شرقی ‏ماكو و نه كیلومتری غرب شهر قره  ضیاالدین، در كنار رود آقچای، متعلق به پادشاه مقتدر اورارتو، روسای دوم در اواسط قرن ‏هفتم پیش از میلاد است. این منطقه بزرگ  ترین محوطۀ اورارتویی ایران و سومین محوطۀ بزرگ اورارتویی جهان پس از وان قلعه  سی و ‏توپراك  قلعه محسوب می  شود.‏با توجه به اینكه این دو محوطه به طور دقیق اندازه  گیری نشده  اند شاید، بنا به گفتۀ ‏زیمانسكی، بسطام بزرگ  ترین محوطۀ اورارتویی جهان باشد.‏این محوطه را ولفرام كلایس كشف کرد. كاوش آن از ‏‏1347ش آغاز و تا 1357ش طی ده سال به دست هیئت باستان  شناسی آلمانی در ایران صورت گرفت.‏ سنگ  نوشتۀ بسطام را در 1910م یکی از کارمندان سفارت آلمان در تهران کشف کرد. اسماعیل دیباج دربارۀ تاریخچۀ پیدایش این سنگ  نوشته می  نویسد:

«در بالای درب قلعۀ مخروبۀ قدیمی ده بسطام کتیبۀ سنگی به طول 72 و عرض 56 سانتی  متر در ‏‏16 سطر به خط میخی باقی مانده که متأسفانه چند سال قبل ضمن سنگ  های دیگر در پایه  های پلی روی رودخانه آق ‏چای(پل كسیان) به کار می  رود. تا اینکه سر انجام این سنگ از ساختمان پل بیرون آورده و به موزۀ ایران باستان تحویل ‏گردید»‏.[31]

این کتیبه به روسای دوم (685 ـ 45ق  م)، پسر آرگیشتی دوم، تعلق دارد و متن آن گویای بنیان  گذاری شهر به دست ‏روسای دوم در حدود میانۀ قرن هفتم پیش از میلاد[32]و به قرار زیر است :‏

‏« روسا، پسر آرگیشتی، این معبد را برای خدای خالدی بنا نمود. به حول و عظمت خدای خالدی روسا، پسر آرگیشتی، می  ‏گوید كه به صخره  ها دست زده نشده بود و در آنجا هیچ ساختمانی بنا نشده بود. به منظور اطاعت(؟) از خدای خالدی من ‏ساختم. آنجا را شهر كوچك روسا نام نهادم. روسا، پسر آرگیشتی، می  گوید كه هركس این نوشته را تخریب كند، هركس ‏كارهای گناه  آلود انجام دهد و یا هركس ویرانی ایجاد كند خدای خالدی و خدای ته شیبانی و خدای شیوینی و تمام ‏خدایان او را محو سازند و نام او را در زیر نور خورشید محو نمایند. روسا، پسر آرگیشتی، شاه قدرتمند، شاه سرزمین  ها، شاه ‏بیه و شاهنشاه و خداوندگار توشپا» ‏.‏[33]

 

Click to enlargeClick to enlarge

نمایی از محوطۀ بسطام

عکس از: نگارنده، 1391ش

نمای هوایی محوطۀ اورارتویی بسطام

منبع: Kleiss, ibid

 

Click to enlarge

کتیبۀ بسطام که امروزه در موزۀ ملی ایران نگه داری می شود

منبع: Salvini, ibid.

 

كتیبه  های كوتاه اورارتویی در بسطام‏

در كاوش  های محوطۀ اورارتویی بسطام به سرپرستی پروفسور كلایس ده  ها مهر، اثر مهر، قطعات خمره و لوح گلی به ‏دست آمد كه دارای كتیبه  هایی به خط اورارتویی است و امروزه، در موزۀ ملی ایران نگهداری می  شوند. برخی از آنها ‏ترجمه شده اما بیشتر آنها هنوز سر به مهر باقی مانده. ترجمۀ برخی از این کتیبه  ها به قرار زیر است:‏

ـ لوح گلی کشف شده در بسطام، كه اكنون درموزۀ ملی ایران است: «پادشاه می  گوید كه دربارۀ رئیس قلعۀ لوبشوایانی، ‏به مهردار ایشپولوقویا(این) دستور را اعلام كن: شاه حمایت می  كند(؟) قول می  دهد؟ خدای زندگی خوش باشد؟. یك ‏نهالستان (؟) مورد بحث(؟) آن را برای فرماندۀ قلعۀ لوبشوایانی جدا كرده بودم. اما نهایتاً رقیب او، آدیابدی، تصاحب ‏نمود.(هردو) در شهر آیسواپزونی مأمور هستند(؟). اكنون مقرر (می  كنم) نهالستان(؟) را از آدیابدی بگیر».

متن پشت لوح: « (و) ‏به لوبشوایانی(پس) بده».

Click to enlarge

نمونۀ لوح های گلی و کتیبه های اورارتویی به دست آمده از بسطام

عکس از :کلایس

 متن مهر: « مهر شاهزاده روسا،(فرزند) ساردوری»‏ ‏.[34]

ـ لوح گلی دیگری کشف شده در بسطام:« پادشاه می  گوید كه در مورد آزادشدگان(؟) به فرماندۀ قلعه لوبشوایانی( این) ‏دستورها را بده: پیشنهاد مردم اینجا(؟) برای آنها هر نفر سه قرص نان است. (نهایتاً) یك پسر بالغ مجرد تقدیم بكن هر نفر ‏دو قرص نان ارزش دارد. در روز اول این دستورات اجرا شود».

 متن پشت لوح :« مهر شاهزاده روسا، فرزند ساردوری»‏ ‏.[35]

‏و موارد دیگری مانند: « روسا، پسر آرگیشتی، در آن سالی كه روبه  روی كوه قیلیا تختگاه و شهر رویا هینیلی را برپا كرد قطعات تخت را... ‏مارانگوزها... سرزمین آلا در شهر كوچك روسا»؛ «روسا، پسر آرگـیشتی»؛ ‏« ایـن مـهر روســاست»؛ «متـعلق بـه سرزمیـن نونیـبا»؛ « مـهر شاهـزاده»؛ «شـهر كوچــك روســا»؛ «خانـۀ اینـای ‏ایقـیسالی»؛ « مـأموریـن شهر روسای كوچك آ لا آ»؛ و لوح گلی بامتن:« گوسفند آرو... گوسفند منوا... گوسفند اول... ‏گوسفند...»‏.[36]

 

جمع  بندی و نتیجه  گیری‏

از زمان شروع مطالعات اورارتوشناسی تاکنون بیش از پانزده سنگ  نوشتۀ مهم و ده  ها کتیبۀ کوتاه  تر از پادشاهان اورارتویی درشمال  غرب ایران شناسایی شده و از این میان بیشتر آنها در استان آذربایجان  غربی به دست آمده. به استناد مدارک موجود پس از آرامو، بنیان  گذار پادشاهی اورارتو و ساردوری اول، فرزند لوتیپری، دومین پادشاه اورارتو، ایشپوینی، فرزند ساردوری، اولین پادشاه اورارتویی است که وارد منطقۀ شمال  غرب ایران شد و سنگ  نوشته  هایی از خود برجای گذاشت. کتیبۀ ترغه در بوکان یکی از آنهاست که متأسفانه، به دلیل سرقت، از محتوا و موضوع آن اطلاعی در دست نیست. ایشپوینی پس ازچندی پسر خود، منوا، را در پادشاهی با خود شریک کرد و از این دو پادشاه در استان آذربایجان غربی دو کتیبۀ سد قلاتگاه و کیله  شین، در خصوص بنیان  گذاری یک شهر و پیروزی در جنگ و فتح موصصیر و قربانی برای خدای خالدی، برجای مانده است.

Click to enlarge

نقشۀ استان آذربایجان غربی و 

موقعیت کتیبه های اورارتویی

منوا، پسر ایشپوینی، به تنهایی سه سنگ  نوشته از خود در آذربایجان غربی برجای ‏گذاشته که عبارت  اند از: کتیبۀ قلاتگاه، کتیبۀ عین الروم( اژدها بولاغی) و کتیبۀ داش  تپه که دو کتیبۀ نخست دربارۀ ساخت اقامتگاه (یا قلعه) و چشمه و آب  نما و مورد آخر دربارۀ گسترش قلمرو و فتح شهرها و قلعه  هاست. از این پادشاه اورارتویی کتیبه  های بسیاری در گسترۀ حکومت اورارتو باقی مانده که دربارۀ بناهای عمرانی و ساخت چشمه  هاست و او را به منزلۀ پادشاه سازندگی نشان می  دهد. تعداد 101 سنگ  نوشته، که بیش از نیمی از تمامی سنگ  نبشته  هایی است که تا این زمان از اورارتو به دست آمده، متعلق به دوران پادشاهی منواست، از آن جمله 31 کتیبه مربوط به کارهای ساختمانی و نوزده‏ کتیبه مربوط به ترعه  های آب  رسانی. از پادشاهان پس از منوا، یعنی آرگیشتی اول و ساردوری دوم، کتیبه  هایی در جوان قلعۀ عجب شیر و سقندل اهر در استان آذربایجان شرقی برجای مانده است. پس از آنان، روسای اول سه کتیبۀ مهم از خود در آذربایجان غربی برجای گذاشته: کتیبۀ مرگه کاروان، کتیبۀ محمودآباد و کتیبه موانا که به ترتیب دربارۀ گسترش قلمرو و قربانی کردن به درگاه خدای شه  بیتو و تثبیت حکومت اورزانا شاهک سرزمین آردینی است.‏

روسای اول، پس از منوا، بیشترین سنگ  نوشته  ها را از خود در آذربایجان غربی به یادگار گذاشته است. پس از روسای اول، آرگیشتی دوم کتیبه  هایی در نشتبان، رازلیق سراب و شیشۀ اهر آذربایجان شرقی به وجود آورده است. روسای دوم یکی از آخرین پادشاهان اورارتویی است که کتیبه  های مهمی از خود در بسطام قره  ضیاالدین در آذربایجان  غربی به یادگار گذاشته است. کتیبۀ ‏مهمی دربارۀ احداث شهر یا قلعۀ بسطام (روسایی ـ اورو ـ تور) شهر کوچک روسا و ده  ها کتیبۀ کوتاه  تر بر روی لوح  های گلی، خمره  ها، فلزنوشته  ها و غیره به دست هیئت باستان  شناسان آلمانی، در محوطۀ تاریخی بسطام، کشف شده است. در مجموع ‏و با بررسی این سنگ  نوشته  ها و مضامین آنها می  توان گفت که شاهان اورارتویی با ایجاد چنین کتیبه  هایی کوشیده  اند تا حضور سیاسی خود را در منطقۀ شمال  غرب ایران توجیه کنند و به اثبات رسانند. این سنگ  نوشته  ها اسنادی انکارناشدنی در خصوص تمایل پادشاهان اورارتویی به گسترش قدرت و عمران و آبادی، و مدارکی متقن دربارۀ باورهای عمیق اعتقادی آنان به خدایان خود به ویژه خدایان سه گانه ـ یعنی خالدی، بزرگ  ترین خدا و خدای خدایان؛ تی  شه  با، خدای توفان؛ و شیوینی، خدای خورشید هستند، کتیبه  هایی که بیش از هر مدرک دیگری حضور اورارتوییان را به مدت بیش از دو ‏قرن در شمال  غرب ایران به اثبات می  رسانند.‏

 

 جدول ویژگی  های كتیبه  های مهم اورارتویی در آذربایجان غربی


موضوع

محل نگهداری

 

خط

نام پادشاه

 

موقعیت

 

كاشف و

تاریخ ‏كشف

نام اثر

 ؟

 

به سرقت رفته


اورارتویی

 

 

ایشپوینی

 

حومۀ بوكان


هیئت كوهنوردی ‏بوكان،

 1376‏ش

ترغه

 

پیروزی در جنگ و قربانی برای ‏خدای خالدی در موصصیر

 

موزۀ ارومیه

 

اورارتویی ـ آشوری

 

 

ایشپوینی ‏و منوا

 

حومۀ اشنویه


شولتز، 1829م

/1245ق‏


كیله شین

 

بنیان  گذاری شهر(قلعه) اورارتویی

 

 

موزۀ ملی ایران

 

 

اورارتویی

 

 

ایشپوینی ‏و منوا

 

حومۀ اشنویه


هاملین، 1968‏م

/1347ش


قلاتگاه

 

گسترش قلمرو و فتح شهرها و ‏قلعه ها

 

 

موزۀ بریتانیا

 

اورارتویی

 

منوا 

حومۀ میاندوآب


راولینسون، ؟


داش تپه

 

 

ساخت چشمۀ آب


 

در محل اصلی ‏خود

 

اورارتویی

 

منوا 

حومۀ اشنویه


دایسون، 1971م

/1350ش‏


عین‏الروم (اژدهابولاغی)

 

ساخت اقامتگاه شاهی

 

موزۀ ملی ‏ایران

 

اورارتویی

 

منوا 

حومۀ اشنویه

یوهانس فریدریش، 1967م‏


قلاتگاه

 

اعطای حكومت آردینی به اورزانا و ‏قربانی برای خدای خالدی در ‏موصصیر

 

 

موزۀ ملی ‏ایران

 

اورارتویی ـ آشوری

 

 

روسای ‏اول

 

حومۀ اشنویه


خطیب شهیدی، 1355ش


مرگه كاروان

 

قربانی به درگاه خدای شه بیتو

 

 

موزۀ ارومیه

 

 اورارتویی

روسای ‏اول

 

حومۀ ارومیه


مالك تپه، 1354ش‏


محمودآباد

 

تثبیت حكومت اورزانا در موصصیر ‏و قربانی

 

 

موزۀ ارومیه

 

 

اورارتویی ـ آشوری

روسای ‏اول

 

حومۀ ارومیه


ناصر فاروقی، 1374ش‏


موانا

 

 

بنیان  گذاری قلعۀ بسطام

 (روسایی ـ ‏اورو ـ تور)‏

 

 

موزۀ ملی ایران

 

اورارتویی 

 

روسای ‏دوم

 

قره ضیاالدین


كارمند سفارت آلمان،‏‏1910م

/1328ق‏


بسطام

  

 

پی‌نوشت‌ها:

1-کارشناس ارشد باستان  شناسی ادارۀ کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان غربی.‏   

2-یوسف حسن زاده، «سنگ  نبشتۀ نویافتۀ اورارتویی در بوكان به یغما رفت»، دوفصلنامۀ باستان  پژوهی، دورۀ جدید، ‏ش 4(1386): 129ـ130.‏           

3- این مکان در زبان محلی به نام رک آوا نیز شناخته می  شود.          

4- Christopher Hamlin

5-  اسكار وایت   ماسكارلا، «محوطۀ اورارتویی قلاتگاه»، در مجموعه مقالات تمدن  های دشت سولدوز، ترجمۀ صمد ‏علیون و علی صدرائی (تهران: گنجینۀ هنر، 1388)، ص 236 ـ 246.‏  

6-‏van loon

7- بوریس پیوتروفسكی و حمید خطیب شهیدی، تمدن اورارتو (تهران: نشر پژوهشكدۀ باستان  شناسی سازمان میراث فرهنگی كشور، ‏1383)، ص371.‏     

8- Uaiais

9-همان، ص371.

10- M. Van loon, «The inscriptions of ishpuini and menua at qalatgah», JNES, 34(1975), p. ‎‎201- 207.

11-وارن‏بندیكت، سنگ  نوشتۀ كیله  شین، ترجمۀ صمد علیون (خواجه دیرج) و علی صدرایی(تبریز: پروژه ترجمۀ ‏حسنلو، 1393)، ص7.

12-همان، ص8.  

13-رضا صبوری نوجه دهی، «كتیبه  های پادشاهان اورارتویی در ایران»، پازند، س6، ش20 و 21(1389): 47-72.‏       

14-رحیم رئیس نیا، آذربایجان در سیر تاریخ ایران، از آغاز تا اسلام (تبریز: نیما، 1368)، ج1، ص 177.‏           

15-پیوتروفسکی و خطیب شهیدی، همان، ص386.    

16-Kliess, W, «Planaufnahmen urartäischer Burgen und urartäische. Neufunde in Iranisch-Azerbaidjan im Jahre 1974», Archäologische Mitteilungen aus Iran (1974), 51 ff ;

صبوری، همان، ص 53.‏

17-صبوری، همان، ص 54.‏

18-مائوریتس فان لون، «كتیبۀ ایشپوینی و منوا در قلاتگاه». در مجموعۀ مقالات تمدن  های دشت سولدوز، ترجمۀ صمد علیون و علی ‏صدرائی (تهران: گنجینۀ هنر، 1388)، ‏ص247‏.    

19-  ماسكارلا، همان، ص 242.‏

20-Friedrich, Johannes, «urartaische inschriften aus iran», AMI, band 2 (berlin, 1969), p.121-122.

21-پیوتروفسکی و خطیب شهیدی، 1383، ص378.‏    

22-همان، ص 378.‏          

23-صبوری، همان، ص 56‏.

24-صبوری، همان  جا.‏     

25- صبوری، همان  جا.‏    

26-خطیب شهیدی، 1383، ص 377.‏           

27-صبوری، 1389، ص 57.‏

28-رسول بشاش كنزق، «قرائت كتیبۀ یادبود تازه یاب روستای موانا یا سرزمین اردا و اشه( ارومیه)»، مجلۀ میراث ‏فرهنگی، ش15(1375): 102.     

29-همان، ص 104.          

30-همان، ص105.           

31-رئیس نیا، 1368، ص171.‏         

32-خطیب شهیدی، 1383، ص 359.‏           

33-صبوری، 1389، ص 60.‏

34-همان، ص 57.‏           

35- همان، ص 58.‏

36-همان، ص 60، 62 و 63.‏

 

منابع:

بشاش كنزق، رسول. «قرائت كتیبۀ یادبود تازه  یاب روستای موانا یا سرزمین اردا و اشه(ارومیه)». مجلۀ میراث فرهنگی. ش 15. 1375: 102- 109.

بندیكت، وارن. سنگ  نوشتۀ كله  شین. ترجمۀ صمد علیون( خواجه دیرج) و علی صدرایی. تبریز: پروژۀ ترجمۀ حسنلو.  1393.‏

پیوتروفسكی، بوریس ؛ خطیب شهیدی، حمید.‏ تمدن اورارتو. تهران: پژوهشكدۀ باستان  شناسی سازمان میراث فرهنگی كشور،1383.‏

خطیب شهیدی، حمید. «تمدن اورارتو در آذربایجان ایران». مجلۀ دانشكده. دانشگاه تهران. ش 10. 1357: 82 ـ 98.‏

ــــــ . «كشف استل اورارتویی مرگه كاروان». مدرس. ش 8. 1377: 2 ـ20.‏

حسن زاده، یوسف. «سنگ  نبشتۀ نویافته اورارتویی در بوكان به یغما رفت». دوفصلنامۀ باستان  پژوهی. دور جدید. ش 4. 1386: ‏‏129ـ130.‏

حیدری، رضا. «سه كتیبه خط میخی در موزۀ ارومیه». موزه  ها. ش.38.‏ 1383.

سرفراز، علی اکبر؛ فیروز مندی، بهمن.‏ مجموعۀ دروس باستان  شناسی وهنر دوران تاریخی. تهران: مارلیک، 1375‏.

صبوری نوجه دهی، رضا. «كتیبه  های پادشاهان اورارتویی در ایران». پازند. س6. ش 20 و 21. 1389: 47 ـ72.‏

سالوینی، میرجیو. «باستان  شناسی و زبان  شناسی تاریخی و تطبیقی: بازسازی تاریخ شمال  غرب ایران در دورۀ اورارتو». ترجمۀ عبدالكریم ‏اسمعیلی. مارلیك. س1. ش1. 1390: 28 ـ 39.‏

سرمدی، عباس. «سنگ  نوشته  های اورارتویی در آذربایجان». پیمان. ش7 و 8 (پاییز و زمستان 1376):69 ـ79.

فان لون، مائوریتس. «كتیبۀ ایشپوینی و منوا در قلاتگاه». در مجموعۀ مقالات تمدن  های دشت سولدوز. ترجمۀ صمد علیون و علی ‏صدرائی. تهران: گنجینۀ هنر، 1388:  247 ـ 256.‏

كلایس، ولفرام. « شهرهای اورارتو». ترجمۀ فرامرز نجد سمیعی، در محمد یوسف كیانی. نظری اجمالی بر شهرنشینی و شهرسازی در ایران. ‏تهران: جهاد دانشگاهی، ‏1365. ‏

ـــــــ . «معماری اورارتویی». ترجمۀ فرامرز نجد سمیعی. اثر. ش 27 و 28. ‏‏1375: 105ـ86‏.

رئیس نیا، رحیم. آذربایجان در سیر تاریخ ایران، از آغاز تا اسلام. تبریز: نیما، 1368، ج1.

حاجی زاده، کریم. «بررسی استقرارهای اورارتویی در شمال غرب ایران»، پایان  نامۀ کارشناسی ارشد باستان  شناسی، دانشگاه تربیت ‏مدرس،‏1374.

خان محمدی، بهروز ؛ بیننده، علی. گزارش ثبتی محوطۀ داش  تپۀ میاندوآب، بایگانی فنی ادارۀ كل میراث فرهنگی، گردشگری و ‏صنایع دستی آذربایجان غربی، 1389 (چاپ نشده)‏.

ماسكارلا، اسكار وایت. «محوطۀ اورارتویی قلاتگاه». در مجموعه مقالات تمدن  های دشتسولدوز. ترجمۀ صمد علیون و علی ‏صدرائی. تهران: گنجینۀ هنر، 1388: 236ـ246.‏

واندنبرگ، لوئی‏. باستان  شناسی ایران باستان. ترجمۀ عیسی بهنام. تهران: دانشگاه تهران، 1379.‏

مشكور، محمد جواد. «تاریخ مردم اورارتو و كشف یك سنگ  نبشته به خط اورارتو در آذربایجان». نشریۀ انجمن فرهنگ و هنر ایران. ‏ش 1. تهران:1332.

ـــــــ . تاریخ اورارتو و سنگ  نبشته  های اورارتویی در آذربایجان. تهران: مؤسسۀ مطالعات و بررسی  ها و كاوش  های علمی و ‏هنری و تاریخی ایران باستان، 1345.‏

Johannes, Friedrich. «urartaische inschriften aus iran». AMI. band 2. berlin, 1969, p.121-122‎.

Kliess, W. «Bericht uber Zwei Erkundungsfahrten In Nordwest-Iran». AMI.1969. p.41-42‎.

ـــــــ .‎ «Bericht uber Erkundungsfahrten in Iran im Jahre 1970». ‎Archaeologische Mitteilungen Aus Iran. 1971, Band 4, p. 51-111.

ـــــــ .‎‎ «planaufnahmen urartäischer burgen und urartäischer neufunde in ‎iranisch azerbaidjan im jahre 1974». Archäologische Mitteilungen aus Iran. 1974, 51 ff.‎

ـــــــ . «Urartaische Platze Im Iran (Stand Der Forschang Herbst 1975)». AMI. 1976‎. p.33. ‎

Pecorella,‎ R,M. Salvini. M Tra lo Zagros E L'Urmia. Rome:‎‎1984. ‎

Khatib - shahidi. H. «narrazione personale della scoperta della stele urartea di mergeh-karvan».‎‎SMEA.‎1998, XL/1‎,‎ p. 131-142.‎

Van loon M.«The inscriptions of  ishpuini and menua at qalatgah» JNES. 34‎. ‎1975, p. 201- 207.‎

Salvini,‎mirjo. Corpus Dei Testi Urartei, le iscrizioni su pietra e roccia carte fotografie e disegni. Roma: istituto di studi sulle civilta dell egeo e del vicino oriente,‎‎2008‎,‎ vol. III.‎   




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 11087