نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

پیام  های دریافت شده از خوانندگان و همراهان، بـه مناسبت بیـستمـین ‏سال انتشار فصلنامۀ پیمان


 

هرگاه که اندیشه ای به قالب کلام در می آید و کلام لباس نوشتار ‏به تن می کند بی شک صاحب سخن را مخاطبی در نظر است و ‏هرگاه که مخاطب پیام نوشته را دریابد، آن را منطبق ـ و نه لزوماً ‏موافق ـ با افکار خود بیند و انگیزه ای برای همگامی در خود ‏سراغ گیرد صاحب سخن تلاش خود را پر ثمر و ثواب را در ادامۀ ‏مسیر بر جادۀ مماشات و تعامل خواهد یافت.‏

پیام های دریافت شده از خوانندگان و همراهان فصلنامۀ پیمان، به ‏مناسبت بیستمین سال انتشار آن، گواهی بر انتقال موفق اندیشۀ ‏نویسندگان نشریه به مخاطبان و بازتاب برداشت مخاطبان از نوشته های فصلنامه است.‏

هیئت تحریریۀ فصلنامه پیام مخاطبان فرهیختۀ پیمان را، که مایۀ ‏مباهات و اسباب مسرت می داند، به گنجینۀ مکتوبات خود افزوده و ‏برای سهیم کردن خوانندگان در شادمانی خود متن کامل این پیام ها ‏را در شمارۀ حاضر به چاپ رسانده. بدین وسیله، مراتب سپاس ‏فراوان خود را به پیشگاه فرهیختگان اندیشمندی تقدیم می داریم که ‏پاره ای از وقت گرانبهای خود را به همراهی و هم آوایی با هیئت ‏تحریریۀ فصلنامۀ پیمان اختصاص داده اند.‏

 
 
یاران و همراهان گرانقدری که نظرات خود را دربارۀ پیمان با ما درمیان گذاشتند: ‏
 
اسقف اعظم سبوه سرکیسیان، خلیفۀ ارامنۀ تهران
روبین کاراپطیان، رئیس شورای خلیفه گری ارامنۀ تهران
● دکتر کارن خانلری، ‏نمایندۀ ارامنۀ تهران و شمال ایران در مجلس شورای اسلامی
بهرام قاسمی، سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت ‏امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران
سعید تقوی، مسئول ادارۀ امور اقلیت های دینی در وزارت فرهنگ و ارشاد ‏اسلامی
آرتاشس تومانیان، سفیر کبیر جمهوری ارمنستان در ‏جمهوری اسلامی ایران
سفیر محمد فرهاد کلینی، کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین
● مجید مشکی، رایزن فرهنگی سفارت ‏جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان ‏ـ ایروان
●یوناتن بت کلیا، نماینـدۀ آشوری ها در مجلس شورای اسلامی و دبیرکل ‏اتحادیـۀ جهانی آشوریان
سید محمدرضا دماوندی، مدیرعامل انجمن دوستی ایران و ارمنستان
● مهندس آلبرت عجمیان، صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامۀ ارمنیزبان ‏آلیک و  از بنیانگذاران فصلنامۀ پیمان
کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی
●دکتر علی ططری، رئـیس سازمان اسناد و مدیر مرکز پژوهش ‏کتابخانـۀ مجلس شورای اسلامی
دکتر مهدی حسینی تقی آباد، مدیرعامل بنیاد مطالعات قفقاز
احمد سمیعی (گیلانی)‏‏، سردبیر نشریۀ علمی پژوهشی نامۀ فرهنگستان، فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی
دکتر طهمورث ساجدی، استاد دانشگاه تهران / پژوهشکدۀ زبان ملل دانشگاه ‏تهران
دکتر محمود جعفری دهقی، استاد گروه فرهنگ و زبان های ‏باستانی دانشگاه تهران و عضو شورای عالی علمی مرکز ‏دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی
آریاسب دادبه، نویسنده و پژوهشگر تاریخ هنر
جهانگیر هدایت، رئیس بنیاد صادق هدایت
دکتر سید سعید جلالی، محقق و نویسندۀ کتاب ارامنه و انقلاب مشروطۀ ‏ایران
درنیک ملیکیان، سردبیر روزنامۀ ارمنی زبان آلیک
مهندس گئورک وارطان، رئیس هیئت مدیرۀ باشگاه فرهنگی ‏ـ ورزشی آرارات
علی میرزائی، سردبیر فصلنامۀ نگاه نو
سیروس علینژاد، روزنامه نگار
آلیس خداوردیان، سردبیر دو هفته نامۀ هویس
دکتر سمانه مختاری و دکتر علی مختاری، اعضاء هیئت علمی ـ عضو هیئت مدیرۀ پژوهشکدۀ علوم مدیریت و مهندسی سیستم ها
دکتر محمد ملک محمدی،‏ ‏عضو هیئت علمی‏ ‏گروه زبان و ادبیات ‏ارمنی دانشگاه اصفهان
دکتر قوام الدین رضوی زاده، عضو هیئت تحریریۀ فصلنامۀ پیمان، ‏پژوهشگر،نویسنده و مترجم
دکتر جامی شکیبی گیلانی، پزشک، زبانشناس، نویسنده و پژوهشگر
دکتر روبن گالچیان (قالیچیان)‏، کارشناس نقشه های تاریخی ‏ارمنستان، ایران و قفقاز، نویسنده و پژوهشگر
دکتر علی نوراللهی، استاد باستانشناسی و قوم شناسی
دکتر محمد حسین عزیزی، پزشک، محقق و نویسنده
 فرامرز طالبی، نویسنده و پژوهشگر
مسعود عرفانیان، پژوهشگر تاریخ معاصر، نویسنده و مترجم
دکتر غلامرضا کیانی، دکترای مرمت و احیای بناهای تاریخی و ‏عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان
گارون سارکسیان، پژوهشگر، نویسنده و مترجم
سدیك داویدیان، مترجم و سردبیر اسبق روزنامۀ ارمنیزبان ‏آلیک
علی اکبر علائی، پژوهشگر و نویسنده
کاظم فرهادی، پژوهشگر، مترجم و ویراستار
پیمان سبزه علی، پژوهشگر و نویسنده
 
اسقف اعظم سبوه سرکیسیان، خلیفۀ ارامنۀ تهران
 
Click to enlargeClick to enlarge
 
 
سخنی از سر مهر و قدردانی[1]
با محبت گرمی که شایستۀ مؤمن مسیحی است و احساساتی پاک و قدردان بیستمین سالگرد ‏انتشار فصلنامۀ پیمان را از صمیم قلب تبریک میگوییم و عمری بیش از پیش، سرشار از روشنی ‏و برکت، برای آن آرزومندیم.‏
رسانه در اشکال نوشتاری و شنیداری ـ دیداری خود رسالتی بزرگ برای جهتدهی درست ‏زندگی جمعی دارد. بلی، نشریات و رسانههای نوشتاری و شنیداری ـ دیداری و تارنماها از ‏مؤثرترین ابزارهایی هستند که میتوانند به مردم جهت دهند و یا راهبر و راهنمای آنها باشند.‏ به این دلیل است که بار اخلاقی سترگی بر دوش مسئولان و خدمتگزاران نشریات و رسانه قرار ‏دارد. مسئولیتی که مردم را به سوی پیریزی روابطی بیشائبه با اعضای جامعه و ارزشهای والایی ‏چون خداپرستی و میهن راهبری کند.‏
این دستاندرکاران رسانهها هستند که باید مردم را به سوی میهنپرستی و ملتدوستی واقعی ‏هدایت کنند. والاترین و اصلیترین تکلیف و مسئولیت رسانههای ارمنی این است که عشق به ‏ارزشهای ملی و روحانی، وطن و مذهب را، که مشخص کنندۀ تمایزات فردی، گروهی و هویتی ‏انسان هستند، در ذهن و روان مردم روشن نگه دارند.‏
دیگر رسالت مهم رسانۀ ارمنی این است که ارمنیان را به جامعهای که در آن زندگی میکنند ‏بشناساند، به ویژه در این برهۀ زمانی که جهانی شدن بر جوامع سایه افکنده است. بدین معنا ‏فصلنامۀ فارسیزبان پیمان، با نظمی که در انتشار آن شاهد هستیم، توانسته با مقالات تاریخی، ‏ادبی، زبانشناختی و تا حدی هم دینشناسانۀ خود چون پلی بین ایرانیان و ارمنیان عمل کند و ‏به روابطی که قدمتی به درازای قرون دارند عمق و گسترش بخشد.‏
در نظم کنونی دنیا و شکلگیری تحولات و ارتباطات آن، شناخت همسایگان و رابطه با آنان ‏اولویتی درخور دارد. فصلنامۀ پیمان ـ که با حمایت مؤسسۀ خدمات ترجمه و تحقیق هور به زبان فارسی ‏منتشر میشود و چهرههای گوناگون تاریخ ما را در حوزههایی چون سیاست، اجتماع، فرهنگ و ‏هنر به دوستان مردم ارمنی میشناساند ـ دست به کاری شایان تقدیر میزند. بر کسی پوشیده ‏نیست که روابط این دو ملت کهن دیرپا و چندگانه بوده. این است آن علت مهمی که چاپ و ‏انتشار پیمان را حیاتی میسازد.‏
امید است که فصلنامۀ پیمان همچنان به رسالت خود در زندگی جامعۀ ایرانیان ارمنی ادامه ‏دهد و بدین ترتیب نور جذبه و جلای تازهای بر دادخواهی مقدس مردم ما و مبارزاتی که در ‏راستای تحقق خواستههای عادلانه و بر حق مردم ما انجام میشوند، بتاباند.‏
به مناسبت بیستمین سالگرد انتشار پیمان به تمامی خانوادۀ مؤسسه هور تبریک میگوییم و ‏هیئت تحریریه و دستاندرکاران این نشریه را شایستۀ تقدیر بسیار میدانیم. از ژرفای جان ‏برایتان، در این تلاش غیرقابل ارجگذاری و برای استمرار و اثربخشی پر حاصل آن، نیرو و توان ‏مسئلت داریم. همچنین، سپاس گرم و صمیمانهای را نثار برادران و خواهران ایرانی میکنیم که ‏همراهی و یاری معنوی آنان یاریگر انتشار فصلنامۀپیمان است.‏
 
‏28 ژانویه 2017‏
اسقف اعظم سبوه سرکیسیان،خلیفۀ ارامنۀتهران
 
Click to enlarge

پیام آقای روبین کاراپطیان

رئیس شورای خلیفه گری ارامنۀ تهران

 
دکتر کارن خانلری، ‏نمایندۀ ارامنۀ تهران و شمال ایران در مجلس شورای اسلامی
 
حضور بانو آرمینه آراکلیان،
سردبیر محترم فصلنامۀ پیمان،
بیست سال از چاپ بی وقفۀ فصلنامۀ پیمان می گذرد. ‏
کمتر فصلنامه ای در کشور این سابقۀ انتشاراتی را داراست.‏
این واقعیت ریشه در تاریخ ارامنۀ ایران دارد: اولین چاپخانۀ سنگی کشور توسط خاچاطور ‏کساراتسی، اسقف اعظم خلیفه گری ارامنۀ ایران و هندوستان، حدود سیصد و پنجاه سال پیش در جلفای ‏اصفهان پایه ریزی شده است.‏
این واقعیت ریشه در میزان رشد، آگاهی و عزم ارامنۀ ایران در راستای روشنگری سیاسی، ‏اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد: روزنامۀ آلیک پس از روزنامۀ اطلاعات، دومین قدیمی ترین ‏روزنامۀ درحال چاپ کشور است که بیش از هشتاد و پنج سال بی وقفه در تهران منتشر می گردد.‏
این واقعیت ریشه در نظام ارزشی در شرایط معاصر دارد: تمایل بیکران به تنویر عمومی از ‏طریق تجزیه و تحلیل وقایع تاریخی و حقایق فرهنگی و تقابل ممتد با روند ترویج فرهنگ بی پایه و اساس ‏گلوبالیزاسیون، در واقع یک رویکرد ژرف عقیدتی و ارزشی است که در شرایط پس از انقلاب اسلامی ‏فرصت جهش و بالندگی مضاعف پیدا کرد.‏
منشاء این واقعیت همانا مشترکات ایرانی ـ ارمنی است: همسایگی چهارهزار سالۀ ایران و ‏ارمنستان، سلسلۀ پادشاهی و آئین دینی مشترک در برهۀ تاریخی بسیار حساس این دو کشور در زمان ‏اشکانیان، حضور هزار سالۀ جامعۀ ارامنه در ایران، استیلای چندصد سالۀ ایران بر ارمنستان خصوصاً ‏در بازۀ زمانی صفویه تا قاجاریه و نیز ریشه های مشترک دو زبان فارسی و ارمنی، بستر گسترده ای از ‏ویژگی های فرهنگی و هویتی مشترک برای دو ملت را چونان رقم زده که سرنوشت آن دو بطرز ‏ناگسستنی به یکدیگر گره خورده است.‏
تمامی دلایلی که برای بیست سال انتشار فصلنامۀ پیمان بر شمردم، نوعاً دلایلی هستند که ‏استمرار چاپ پیمان را برای دهه های متمادی تضمین کرده و گونه ای اینرسی بقا را برای آن فراهم ‏می سازند.‏
با بهترین نیات قلبی و آرزوی موفقیت، بیستمین سال چاپ پیمان را به جنابعالی، کلیۀ دست ‏اندرکاران فصلنامه، جامعۀ ارامنه و ملت کبیر ایران تهنیت عرض می نمایم.‏
کارن خانلری
‏12/11/1395‏
 
Click to enlargeClick to enlarge

پیام آقای بهرام قاسمی

سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران

 
Click to enlarge

پیام آقای سعید تقوی

مسئول ادارۀ امور اقلیت های دینی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

 
Click to enlarge

پیام آقای آرتاشس تومانیان

سفیر کبیر جمهوری ارمنستان در ‏جمهوری اسلامی ایران

 
آرتاشس تومانیان، سفیر کبیر جمهوری ارمنستان در ‏جمهوری اسلامی ایران
 
به هیئت انتشار فصلنامۀ پیمان،[2]
بیستمین سالگرد انتشار فصلنامۀ پیمان را به مدیریت و دست اندرکاران انتشار ‏فصلنامه صمیمانه تبریک گفته، برای آنان در ادامۀ این كار خطیر توانمندی فراوان ‏آرزومندم.‏
اعتقاد دارم که مسیر طی شده برای ارزیابی عملکرد و جمع بندی نتایج حاصله، ‏كه مبنای آنها انتقال اطلاعات موثق و كاملبه مخاطبان در شرایط پیچیده و ‏پرتناقض جهان امروزی است، كاملاً كفایت می كند. ‏
قابل درک است که نشریۀ فارسی زبان مسائل ویژۀ خود را در برابر هیئت تحریریه ‏قرار داده، که تا کنون با موفقیت به سرانجام رسیده است. احترام به اصل گزینش ‏صحیح مطالب وارائۀ شفاف آنها، از اهم مسائلی بوده كه این امكان را برای ‏مخاطبان فراهم آورده تا در مورد مسائل مربوط به ارمنیان و دیگر موارد مهم ‏اطلاعات بی طرفانه و درست دریافت دارند.‏
بار دیگر برای فعالیت بیست سالۀ فصلنامۀ پیمان مراتب تبریك و تهنیت خود را ‏ابراز نموده،آرزومند فعالیت پرثمر آن نشریه می باشم.‏
 
آرتاشس تومانیان
سفیر کبیر جمهوری ارمنستان در ‏جمهوری اسلامی ایران
‏12فوریه 2017‏
 
 
سفیر محمد فرهاد کلینی، کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین
 
مؤسسۀ محترم ترجمه و تحقیق هور
مدیر مسئول محترم فصلنامۀ پیمان، جناب آقای وارطان وارتانیان
سردبیرمحترم فصلنامۀ پیمان، سرکار خانم آرمینه آراکلیان
با عرض احترام
بیست سال گذشت و پیمان همچنان با همان روح اول همانند یک شاهد در فرهنگ ایرانیان ارمنی برگ ‏زمانه را ورق می زند. ‏
براستی فصلنامۀ پیمان و مؤسسۀ هور همچون یاقوت فرهنگی می درخشد و آرزومندم در بیستمین ‏سالگرد خود باردگر کوششگر و پژوهشگر راه مستمر خود را ادامه دهد. باید تأکید کنم که پیمان ‏تعهدی بزرگ در معرفی مشتركات فرهنگی ایرانیان ارمنی و جامعه ایرانیان را بدوش می کشد و ‏هنوز نیازمند تمرکز قوی بر محتوی بخشیدن و پاسداشت ارزش ها است و می دانیم که پیمان همواره ‏جلوه‏ هایی از فرهنگ و عدالت خواهی تاریخی ارمنیان بوده است و بیست سال کلمه به کلمه و گام به ‏گام درعرصۀ تحقیقات فرهنگی و بعنوان مرجعی در دسترس فرهیختگان قرارگرفته است.‏
امید است تا راه دوستی ملل و تمدن ها با پیمان هرچه بیشتر تقویت و پایدار گردد.‏
 
سفیر محمد فرهاد کلینی
کاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین
 
Click to enlarge
پیام آقای مجید مشکی
رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان-ایران
 
یوناتن بت کلیا، نماینـدۀ آشوریها در مجلس شورای اسلامی و دبیرکل ‏اتحادیـۀ جهانی آشوریان
 
سرکار خانم آرمینه آراکلیان
سردبیر محترم فصلنامه پیمان
پیمان، فصلنامه فرهنگی ارمنیان...‏
‏... و این راز ماندگاری است
در ایران اگر عمر یک نشریۀ فرهنگی، به یک ـ دو تا پنج سال برسد، شگفتی آور است و حیرت برای دوام ‏آن و ماندگاری آن میماند.‏
برای پایمردی گردانندگان و دستاندرکاران آن و برای راز آفرینان آن نشریه، میباید دست مریزاد فرستاد. ‏از آن رازها: دشواری سیر و غور و پژوهش در پهنۀ فرهنگی است که تا پیش از ظهور دنیای مجازی به ‏یافتن سوزنی در انبار کاه میماند، تا به هزینههای کمرشکن چاپ و کاغذ و ...‏
بر اینها باید افزود، نبود یا البته منصفانهتر باید گفت، کمبود مخاطب است، که اگر نشریههای زرد ‏بگذارند، مخاطب، رو به اینها کند.‏
چنین است که انتشار یک نشریۀ فرهنگی، در چنین فضایی به سفر دردانگیز سیزیف، بر قلۀ کوه و حمل ‏صخرهای با خود تا به آن، و رها کردن صخره تا به پای کوه بغلتد و باز فردا، روز از نو روزی از نو... که ‏صخره را باید تا به بالای قله برد.‏
این یعنی که درد، یعنی که بی هوده، همت کردن و زجر روزگار به عبث کشیدن.‏
اکنون که به پیمان فصلنامۀ فرهنگی ارمنیان نگاه میاندازم و بیست سال پایداری آن را به تماشا ‏مینشینم، میگویم باید به حرمت این ماندگاری، این پایداری، به پا خاست و سر فرود آورد. و حیرت زده ‏پرسید مگر میشود؟
آری شده است!‏
تاریخ مطبوعات میهنمان گواه است که انبوهی از این یادگاریهای فرهنگ، هنر و ادبیات، کوله بار صخره ‏گونشان را تا نیمه راه نکشاندهاند. و این دردانگیز است. تاریخ فرهنگ آشوری، شاهد این بیداد و یورش ‏بیامان در از پا در آوردن یادمانها و ماندههای فرهنگ آن است.‏
ما که داعیۀ داشتن نخستین کتابخانه آشور بانیپال و در پیش از تاریخ را داریم و ابداع خط و نوشتار، ‏شاهد این تار و مار بودهایم تا که در دوران معاصر، بنیان نخستین چاپخانه را در ارومیه نهاده و نخستین ‏روزنامه ـ اشعه روشنایی ـ یا زاریراد باهرا پیش از روزنامۀ صور اسرافیل و کاغذ اخبار، منتشر کردهایم.‏
و نخستین جنگ ادبی، گیلگمش را در دهۀ سی خورشیدی در تهران منتشر کردیم که چند سالی بیش ‏نپایید. و دهها نشریۀ فرهنگی دیگر... البته که زخم تازیانۀ آن را با جان خود حس میکنیم.‏
نگاه فصلنامۀ پیمان، به حرکتهای مانای جامعه ارمنیان در طول بیست سال و شناساندن مردان خیره ‏ساز آن جامعه در این پهنه، ستودنی است. نشریهای که به یادمان میآورد، پایداران این عرصه را ‏بشناسیم.‏
به ویژه مردان و زنان خیره ساز تاریخ فرهنگ معاصر، از سوروگین نخستین عکاس ایرانی تا به آربی ‏آوانسیان نخستین شگفتی ساز در تاتر و سینمای موج نوی ایران، از معماران پیشتاز در ساخت کاخ مرمر، ‏کاخ دادگستری و ... تا شگفتی سازان هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی. جز این ها اگر نام ببرم مثنوی ‏‏70 من میشود.‏
شاهدیم که پیمان در به تصویر کشیدن این خیره سازان فرهنگ، همتی بلند و عاشقانه داشته است. ‏بیست سال ماندگاری، گواه این نگاه است.‏
صمیمانهترین و صادقانهترین تهنیتها را از من که در گود چاپ و نشر، پایداری داشته است بپذیرید و ‏من را همراه صادق و یارتان بدانید، که با شما خواهم بود. امید که همچنان در برابر این توفانها و ‏گردبادهای تاخته بر پهنۀ فرهنگ، پایدار باشید.‏
با آرزوی توفیق روز افزون
 
یوناتن بت کلیا
نمایندۀ آشوریها در مجلس شورای اسلامی و دبیرکل اتحادیۀ جهانی آشوریان
18/07/1395‏
Click to enlarge

پیام آقای سید محمدرضا دماوندی

مدیر عامل انجمن دوستی ایران و ارمنستان

 
مهندس آلبرت عجمیان، صاحبامتیاز و مدیرمسئول روزنامۀ ارمنیزبان ‏آلیک و از بنیانگذاران فصلنامۀ پیمان
 
 
سرکار خانم آراکلیان،
سردبیر محترم فصلنامه پیمان،
به عنوان یکی از مؤسسین فصلنامۀ پیمان، بیستمین سال چاپ فصلنامه را حضور جنابعالی ‏و سایر مسئولین پیمان تبریک می گویم.‏
از منظر اینجانب دلایل استمرار بیست سالۀ فصلنامه را می توان چنین برشمرد:‏
نخست، اینکه در امر چاپ این نشریه انگیزۀ قوی ایدئولوژیک قرار دارد. اعتقاد راسخ به همزیستی ‏مسالمت آمیز و پویای ارامنۀ ایران در کنار برادران و خواهران مسلمان، عزم سیاسی برای تحقق و تعمیق ‏مودت و دوستی راهبردی ایران و ارمنستان تازه استقلال یافته، احساس وظیفه در قبال روشنگری اذهان ‏عمومی در باب مشترکات فرهنگی و تاریخی دو کشور از جمله نیات برخاسته از رویکردهای عقیدتی ‏بنیان گذاران و مسئولین پیمان بوده و هست. ‏
دوم، وجود مدیریت با تدبیر و با درایت در حوزۀ سردبیری پیمان است. ترسیم خطوط ‏موضوعی، انتخاب مؤلفین مناسب، بررسی دقیق علمی و بدور از پیشداوری های مقالات، انضباط ‏ویراستاری و پیگیری های مداوم نیز از شروط کافی برای استمرار پیمان بوده و هستند که جا دارد در ‏اینجا از زحمات سرکار، هیئت تحریریه و سایر عزیزان فصلنامه تقدیر و تشکر به عمل آورم.‏
و در آخر همکاری بی شائبۀ مولفین محترم، همراهی و همیاری مخاطبین و خوانندگان معزز ‏‏پیمان و مساعدت های مالی شورای خلیفه گری ارامنۀ تهران از جمله مشوق های بی بدیل معنوی و ‏مادی برای بقاء پیمان بوده و هستند.‏
پیمان هنوز راه درازی برای پیمودن در پیش رو دارد و با عنایت به موارد فوق، معتقدم که ‏محافل روشنفکری ایران سال های متمادی شاهد موفقیت های روزافزون آن خواهند بود.‏
 
آلبرت عجمیان
‏12/11/1395‏
 
 
کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی
بسمه تعالی
                                                                                                                                                                    
 
سرکار خانم آرمینه آراکلیان
سردبیر محترم فصلنامۀ پیمان
با عرض سلام، بازگشت به نامه شماره 18227 مورخ 10/7/95 به استحضار میرساند: فصلنامۀ پیمان، ‏خود به مثابه دانشنامۀ «مسیحیت ایران» بوده که تاریخ هموطنان مسیحی را به خوبی باز میتاباند. در ‏ضمن، این فصلنامه خود کمک شایان توجهی است به همۀ پژوهشگران تاریخ نگار ایرانی و ایران شناسان ‏که مسلماً یکی از منابعشان همین فصلنامه است. امیدوارم همیشه موفق باشید و این کار ارزندۀ علمی ـ ‏فرهنگی را ادامه دهید. شایسته است در اینجا فرصت را مغتنم بدانم و بیستمین سالگرد انتشار فصلنامۀ ‏پیمان را به شما و همۀ دستاندرکاران آن تبریک بگویم.‏
 
کاظم موسوی بجنوردی
رئیس مرکز
 
دکتر علی ططری، رئـیس سازمان اسناد و مدیر مرکز پژوهش ‏کتابخانـۀ مجلس شورای اسلامی
 
پیمان هم پیمان با ایران فرهنگی
پیش از برشمردن هر نکته و سخنی بسیار مسرور و مفتخرم که به مناسبت بیست سال انتشار فصلنامۀ وزین ‏پیمان مطلبی را به نگارش درآورم و شوق مضاعف اینکه نزدیک به یک دهه یعنی نیمی از عمرانتشار فصلنامه را ‏با آن همراه بوده و مطالب و مقالات آن را مطالعه کردهام. در چند شماره هم این افتخار را داشته ام که مقالات و ‏کوتهنوشته هایی از من در آن منتشر شود.‏
ایرانزمین با قدمت تمدنی چندهزار سالۀ خود بازتابی از زندگی قومیت ها و نژادهای گوناگونی را در خود ‏محفوظ داشته است و این از ویژگیهای فرهنگی ایران به شمار میآید. ارامنه نیز به عنوان عضو لاینفک جامعۀ ایران، ‏ثمره و بازتابی از همین فرهنگ و تمدن هزاران ساله هستند. لذا، نگاه فرهنگی و مؤثر هیئت تحریریۀ فصلنامۀ ‏پیمان به عنصر فرهنگ و انعکاس آن در مطالب منتشره کاملاً مشهود و ملموس میباشد.‏
این فصلنامه در زمرۀ نشریات فرهنگی است که هرچند به هموطنان ارمنی تعلق دارد اما در انتخاب و انتشار ‏مطالب آن هویت ایرانی نمود بارز و مشخص دارد بر همین مبنا مورد توجه بسیاری از فرهنگدوستان و ‏پژوهشگران ایرانی است.‏
دوستان ما در حوزۀ پژوهش های تاریخی به این مهم باور دارند که فصلنامۀ پیمان با محوریت تحقیق و تتبع بر ‏روی فرهنگ و تمدن ارامنه به عنوان یکی از اجزای ایران فرهنگی با گردآوری و هماهنگی بین مجموعه ای از ‏پژوهشگران و نویسندگان علاقمند و متخصص، به جد و پشتکار مثالزدنی طی دو دهه مشغول استخراج و تولید ‏پژوهش ها و تحقیق های علمی هستند و در واقع، متولی این حوزه شدهاند.‏
باید اذعان کرد که بسیاری از نشریات فرهنگی کشورمان پس از طی مدتی، دچار رخوت و فترت گردیده و ‏حتی برخی از اعتبار علمی افتاده و راه نزول را می پیمایند. اما پیمان از این امر مستثنی است چه در شکل و چه ‏در محتوا، کیفیت و کمیت خود را حفظ نموده و شکی نیست از دلایل این کیفیت جدیت و همیت ادارهکنندگان ‏و هیئت تحریریۀ مجله است که برای هر شمارۀ نشریه انرژی و توان فراوانی را مصروف می دارند تا نتیجۀ کار ‏در بازۀ زمانی بیست ساله قابل اعتنا و اعتبار گردد.‏
امید است که آغاز دهۀ سوم حیات فصلنامۀ پیمان، فصل نوین دیگری برای خلق آثار علمی بیبدیلی در حوزۀ ‏فرهنگ و تاریخ ایرانزمین باشد.‏
علی ططری
 
 
دکتر مهدی حسینی تقی آباد، مدیرعامل بنیاد مطالعات قفقاز
 
به نام خدا
ضمن تبریک به تمامی دستاندرکاران فصلنامۀ فرهنگی وزین و معتبر پیمان به مناسبت بیست سالگی این ‏نشریه ارزشمند و شادباش به مناسبت موفقیت شایان توجه ایشان در انتشار 76 شمارۀ پیاپی این فصلنامه ‏مورد ارجاع و خواندنی، پایایی و پویایی پیمان را صمیمانه آرزومندم. نشریهای که از بسیاری جهات ‏الهامبخش است. ‏
انتشار بهنگام و منظم پیمان و تنوع مطالب عرضهشده در این فصلنامه در حوزههای مختلف تاریخی، ‏فرهنگی، هنری و ادبی در چارچوب اهداف و آرمانهای این نشریه، آن را نه تنها به الگویی در نظم و ‏مسئولیتپذیری مطبوعاتی بلکه به مدلی در پایبندی به اصول و معیارهایی مشخص و مدون در عرصه ‏مطبوعات فاخر مبدل کرده است. انتشار محتواهای قابل استناد در طیف گستردهای از حوزههای تاریخ و ‏باستانشناسی تا هنر و موسیقی و مردمنگاری و فرهنگپژوهی، پیمان را نشریهای مورد رجوع پژوهشگران ‏حوزههای مذکور و البته مطالعات ارمنیشناسی چه در میهن عزیزمان ایران و چه در اقصا نقاط جهان ساخته ‏است. یکی از نقاط قوت پیمان این است که از مسایل مهم روز مرتبط با رسالت خویش نیز غافل نشده و ‏با رعایت استانداردها و اصول خویش، این موارد را نیز در مقالاتی شایان توجه مورد مداقه قرار داده است. ‏بدون شک پیمان نه تنها در حوزه مطالعات ارمنیشناسی بلکه در حوزههای ایرانشناسی، خاورمیانهشناسی و ‏البته قفقازشناسی نشریهای قابل اتکا و مورد استناد است. ‏
امیدوارم که از این به بعد نیز بهسان گذشته شاهد انتشار منظم و فاخر این فصلنامه ارزشمند باشیم و حضور و ‏مشارکت پژوهشگران هموطن غیرارمنی را نیز بهصورتی فعالتر از همیشه در محتوای عرضهشده توسط این ‏نشریه نظارهگر باشیم. با بهترین آرزوها برای میهن عزیزمان ایران، هموطنان فرهیخته ارمنی و تمام ایرانیان و ‏ارمنیهای جهان.‏
 
مهدی حسینی تقیآباد
مدیرعامل بنیاد مطالعات قفقاز
 
 
احمد سمیعی (گیلانی)‏‏، سردبیر نشریۀ علمی پژوهشی نامۀفرهنگستان، فرهنگستانزبان و ادبیات فارسی
 
پیام دوستی
طی سلطنت رضاشاه، بخشی از جمعیت رشت، زادبوم مرا، خانوادههای ارمنی تشكیل میدادند. ارمنیان، در ‏این شهر، كلیسا، مدرسه، گردشگاه و سالن نمایش داشتند. عدۀ معتنابهی از پزشكان و داروسازان این شهر ‏ارمنی بودند. هنرمندان ارمنی به خصوص در تئاتر فعّال بودند. بهترین ویولُننواز و تعلیمدهندۀ ویولُننوازی ‏رشت یكی از ارمنیان به نام یرِوان بود. پسران و دختران ارمنی در مدرسهای به نام انوشیروان دادگر به زبان ‏ارمنی درس میخواندند. باغستان مصفّایی گورستان ارامنه بود.‏
من از كودكی با ارمنیان آشنا شدم. مادرم از مشتریان همیشگی فروشگاه یكی از ارمنیان به نام آوادیس ‏بود كه از اروپا جنس وارد میكرد. از جملۀ این اجناس كفش باتا از چكوسلواكی بود. آوادیس، هر وقت ‏مادرم با بچههایش برای خرید میرفت، با ابروان در هم فشرده او را پذیرا میشد چون او را در چادر سیاه باز ‏نمیشناخت. امّا به شنیدن صدایش و نوع اجناسی كه طلب میكرد به خصوص كفش باتا برای بچهها، او را ‏بازمیشناخت و با لبخندی خفیف این آشنایی را نشان میداد. به روزگار جوانی نیز، دوستانی ارمنی داشتم ‏كه خاطرات خوشی از آنان دارم. حتّی، به مناسبتی، حدود یك ماه در تهران مهمان خانوادهای ارمنی بودم.‏
در جماعت ارامنۀ ایرانی، هنرمندان و صنعتگران باكفایتی میتوان سراغ گرفت. در میان آنان، زباندانان ‏ماهری آشنا به زبانهای خارجی به ویژه انگلیسی و فرانسه میتوان یافت. در احاطه بر زبان فارسی هم، سهم ‏كسانی از آنان كم نیست. استعداد كمنظیری در فراگرفتن زبان دارند. مترجمان حرفهای كاركشتهای از میان ‏آنان برخاسته است. ما ترجمۀ آثار چخوف به زبان فارسی را به قلم استادانهای از یكی از ارمنیان فقید داریم ‏كه دقیق و سلیس و نمونه است. پژوهشگران و نویسندگان ارمنی به زبان فارسی سالم و روشن و خوشگوار ‏مینویسند و بیانی شفّاف دارند. نوشتههای آنان پرمایه و پرمغز است و ساختار منسجمی دارد. نمونههای ‏بارِزش مقالات مندرج در فصلنامۀ پیمان است. هر شمارۀ پیمان حاوی مطالبی است عمدتاً تاریخی و هنری ‏نوبَر و بیسابقه كه در هیچ منبعِ به زبان فارسی دیگری نیامده است.‏
آشنائی من با این فصلنامۀ وزین از طریق مرسولات برای نامۀ فرهنگستان صورت گرفت. مطالب هر ‏شماره را مرور میكردم و، در آنها اطّلاعات جالب و تازه و دست اوّل بسیاری مییافتم. فصلنامۀ پیمان و ‏مندرجات و برخی از مقالههای آن، در بخشهای «تازههای نشر» و «تحقیقات ایرانشناسی» نامۀ فرهنگستان ‏به قلم پژوهشگران فرهنگستان، خانم سایه اقتصادینیار، خانم ثریا پناهی، و آقای پرویز خطیبی معرّفی شده ‏است. متقابلاً بانوی فرهیختۀ فقید، اناهید اُجاكیانس، در چند شماره از نامۀ فرهنگستان، آثار داستاننویسان ‏معروف فارسیزبان، اسماعیل فصیح و احمد محمود و دیگران را نقد كرده كه مجموع آنها با عنوان نقد ‏مجموعۀ آثار داستانی اسماعیل فصیح و چند داستان از احمد محمود، زویا پیرزاد، امیرحسین چهلتن، فتّانه حاج ‏سیدجوادی (1386) مستقلاً نیز چاپ و منتشر شده است.‏
این داد و ستد فرهنگی را باید به فال نیك گرفت و ادامه و بسط گسترش آن را خواستار شد.‏
باری، در میان اقوام مهمان ایرانزمین، ارامنه ممتازند و طی سالهای متمادی، چنان در كشور میزبان و ‏انبوه اهالی آن، بُر خوردهاند كه جز با تهلهجۀ خود بازشناخته نمیشوند و در مواردی، از خودی هم ‏خودیترند. امیدواریم این درهمجوشی، كه سابقۀ تاریخی دیرینه هم دارد، با تعامل رو به گسترش فرهنگی، ‏دوام یابد و مناسبات دوستی و تبادل فرهنگی طرفَین استوار بماند و فشردهتر و صمیمانهتر گردد.‏
اكنون كه فصلنامۀپیمان بیستسالگی عمر خود را جشن میگیرد، بجاست فهرست مندرجات بیش از ‏هفتاد شمارۀ آن، بر طبق اصول كتابشناسی، تنظیم و در جزوهای به چاپ رسد و در دسترس مشتركان و ‏علاقهمندان آن قرار گیرد.‏
در خاتمه، مزید توفیق خانم آرمینه آراكلیان، سردبیر محترم فصلنامۀ پیمان، و همكاران ایشان را، كه در ‏ساخت و پرداخت و انتشار مرتّب آن مجلۀ وزین اهتمام درخور تمجید و تحسین داشتهاند، مسئلت دارم.‏
 
سردبیر نامۀ فرهنگستان
احمد سمیعی (گیلانی)‏
15 آبان 1395‏
 
دکتر طهمورث ساجدی، استاد دانشگاه تهران / پژوهشکدۀ زبان ملل دانشگاه ‏تهران
 
بیست سالگی نشریۀ پیمان (1375ـ 1395) و ارزش های تاریخی و فرهنگی آن
پیمان بیست ساله شد، بیست سالی كه تقریباً معادل یك نسل است، نسلی كه از این طریق با تاریخ و فرهنگ خود در ‏قرن بیستم و نیز با حوادث و رویدادهای مهم آن آشنایی یافت و غم و شادی خود را در آن دید، آنهم به لطف مدیریتی كه ‏ضرورت ها را تشخیص داد و در جهت آن گام برداشت.‏
پیمان سعی می كند هیچ مطلب فرهنگی را فراموش نكند و هر نوع موضوعی را كه به جامعۀ ارمنیان مربوط می شود و یا ‏این كه آنان نقشی در آن ایفا كرده اند، حتی در سرزمین های دور دست، موضع كار و تحقیق خود و یا همكاران كوشای ‏خود قرار دهد. به راستی كه معنی دیاسپورا در نزد آنان مفهوم وسیع خود را می یابد. بعضی از مقالات آن جامعۀ هنری و ‏فرهنگی ارمنیان را با دیگر جوامع و بعضی های دیگر با ارمنیان مقیم سایر كشورها پیوند می دهد. بدینسان، تسلسلی ‏مبتنی بر پیوندهای عاطفی بین آنان ـ از ایران و هند تا گرجستان، تركیه، مصر، روسیه، لهستان، ایتالیا، فرانسه و آمریكا ـ ‏برقرار می شود. در این زمینه و در زمینه های دیگر، همیشه غنای موضوعات حلاوت پیدا می كند و همیشه هم انتظارات ‏مضاعف می شود.‏
اما آنچه كه این نسل از پیمان آموخت واقعیت سال هایی بود كه ارمنیان، در اثر مساعی های شخصی، وضعیت مرفه ای ‏كسب كردند و به خاطر موفقیت های اجتماعی كه با كردار و رفتار خود به آن نائل شدند، دچار بُخل و حسد جامعه ای ‏شدند كه به دورِ سرزمین های اجدادی آنان گِرد آمده و اسكان یافته بودند و چشم دیدن موفقیت های آنان را نداشتند و ‏در نتیجه، دست به اقدامات مشئومی زدند. مضاف بر آن، این افراد خلط شده با ایدئولوژی نژادی، عملیات نسل كشی ‏سازمان دهی شدۀ خود را انكار كردند ولیكن پی گیری های بی وقفۀ قربانیان و ارائه مدارك از طریق كتاب، آرشیو، سند و ‏نشریه، از جمله نقش بیدار كنندۀ پیمان، این مهم را، كه با شعار « به خاطر داریم و حق می طلبیم» به پیش می برد، ‏همچنان در رأس امور تاریخی و فرهنگی خود قرار دادند. قدرت های به اصطلاح بزرگ، كه ناظر بر اوضاع بودند و گویی ‏چیزی نمی دیدند و نمی شنیدند ـ جز توجه به مصالح عالیۀ مملكتی خودشان ـ ، قول هایی را هم كه دادند، در جاهای ‏دیگری كه مصالحۀ بده و بستان نام داشت به مصرف رساندند. اما ملت ارمنستان یاد گرفت كه به خود متكی باشد تا ‏آزادانه اقدام كند و به دیاسپورای خود بیندیشد و آینده را بازتر ببیند.‏
 
طهمورث ساجدی
‏18/07/1395‏
 
دکتر محمود جعفری دهقی، استاد گروه فرهنگ و زبانهای ‏باستانی دانشگاه تهران و عضو شورای عالی علمی مرکز ‏دایرۀالمعارف بزرگ اسلامی
 
سرکار خانم آراکلیان
سردبیر محترم فصلنامۀ فرهنگی پیمان
با سپاس از لطف بیکران سرکار و یادداشت محبت آمیزتان که طی آن نظر ‏اینجانب را دربارۀ مجلۀ وزین پیمان خواستار بودید به استحضار آن سردبیر ‏محترم می رساند:‏
فصلنامۀ پیمان بازتاب زندگی پر مهر و محبت مشترک چند هزار سالۀ ‏ایرانیان فارغ از کیش و مذهب با یکدیگر است. این فصلنامه در شمار آثار ‏ارزشمند و عالمانه ای است که در زمینه های تاریخی، مردم شناسی، ‏آموزشی و علمی حاوی مطالب سودمند و معتبری است و به حق می تواند ‏طرف ارجاع پژوهشگران و نویسندگان مقالات و کتب در زمینه های مذکور ‏باشد. مطالب و مقالات این فصلنامه بقدری دقیق و مستندند که انصافاً نمی توان نظیر آن ها را به آسانی در سایر نشریات ایرانی یافت. ‏
اینجانب برای سرکار و دست اندرکاران گرانقدر این فصلنامۀ وزین آرزوی ‏بهروزی و موفقیت هرچه بیشتر در ادامۀ این راه پر ثمر دارم. ضمناً مقاله ای ‏را که باعنوان «کمربند مقدس ایران و ارمنستان»[3]تألیف کرده ام به مناسبت ‏ارادت خود برای چاپ در آن نشریۀ ارجمند تقدیم می دارم.‏
 
 
با احترام: محمود جعفری دهقی
 
 
آریاسب دادبه، نویسنده و پژوهشگر تاریخ هنر
 
سردبیر محترم فصلنامۀ پیمان سرکار خانم آرمینه آراکلیان با درود فراوان و سپاسگزاری از محبتی که مرا ‏عضوی از خانوادۀ فرهنگی خود دانستهاید، به پیوست نوشته را ملاحظه فرمائید.‏
با تشکر آریاسب دادبه
 
با درود و سپاس فراوان از همۀ خدمتگزاران فصلنامۀ پیمان
پیمان تنها فصلنامۀ فرهنگی ارمنیان نیست، بلکه فصل مشترک فرهنگ جهان ایرانی است و تداوم حافظۀ ‏تاریخی مشترکی که سرچشمۀ تأسیس و ایجاد نخستین ملت فرهنگی در تاریخ جهان است. اینکه هگل ‏در درس گفتارهایش دربارۀ تاریخ فلسفی جهان ایرانیان را نخستین ملت تاریخی جهان میداند، سخنی ‏نیست که بتوان از سربازیچه از آن گذشت. جغرافیایی که او در تکوین این نخستین اندیشۀ تاریخی ‏معرفی میکند عرصۀ پهناوریست که خود چنین آورده است: از کوهستانهای ارمنستان تا جلگههای ‏هموار فرودست، از آسیای میانه تا مدیترانه و ... او دربارۀ عینی شدن ذات کلی سخن میگوید که طبعی ‏مثبت یافته است و پی آمدش آزادی روح انسان است و میگوید:‏
«انسان آزاد میشود و بدینسان گوئی رودرروی هستی برینی جای میگیرد که برای او عینی شده است. ‏اینگونه کلیت (مثبت) را در ایران مییابیم و در نتیجۀ آن میبینیم که انسان از ذات کلی جدا شده است؛ ‏و در همان حال، خرد انسان خود را با آن ذات، همسان و هم گوهر میشناسد. این یگانگی در آئین ایرانی ‏به صورت روشنایی نمودار میشود، مقصود از روشنایی در اینجا نه تنها روشنایی ساده و ناب مادی یعنی ‏عامترین عنصر طبیعی بلکه پیراستگی روانی یعنی نیکی است. از دیدگاه جغرافیایی ویژهگی امپراتوری ‏ایران در این است که اگرچه بلندیها و درهها، در آن مانند جاهای دیگر با یکدیگر ناسازگارند، لیکن اصول ‏معنوی مربوط به آنها با هم یگانه شدهاند». (به نقل از کتاب عقل در تاریخ نوشتۀ گ.و. هگل ترجمۀ حمید ‏عنایت)‏
بی شک این یگانگی تنها در امتداد اشتراکات فرهنگی و اصول معنوی نهفته در آن میسر شد از اینروست ‏که جهان ایرانی نخستین ملت فرهنگ اقوام گوناگون است. این یگانگی فرهنگی در تخالف با ملتها، ‏دستوری است که در ذیل دولت ـ ملتهای جدید پدید آمدهاند. پیام این آزادی روح و دعوت به این ‏آزادگی در بیست و چهار سدۀ پیش در کتیبۀ بیستون آمده است. داریوش بزرگ از تنبیه کسانی یاد کرده ‏است که در کار متلاشی کردن ایدۀ آزادی و اساس وحدت در کثرتها بودند. داریوش در همین کتیبه ‏میگوید: در هر کجا که دروژوندی دست به تبهکاری زد برای خاموش کردن اهریمنی، «دادار تیش» را ‏بدانجا گسیل کردیم. (دادارتیش همان سردار کماندار ارمنی است که تصویرش در آن کتیبه در سمت ‏چپ داریوش نقش شده است)‏
پادشاهی ارمنستان همیشه یکی از باشکوهترین نمادهای یک ملت تاریخی در جهان بوده است که به ‏انگیزههای اشتراک فرهنگی همیشه خود را در اتحاد متکثر اسپهبدان یا تاریخ سیاسی ایران دانسته است. ‏جدایی این سرزمین بخاطر گزینش مسیحیت نبود، چنانچه میدانیم تا سالهایی دراز بخشی از اشراف ‏ارمنستان همچنان بر آئین مزدایی بودهاند، بلکه این جدایی بخاطر بیآزرمی، بیمهری و نیز خشونت ‏بیرون از آئین ایرانی یزدگرد اول بود که حتی فردوسی در شاهنامه آنرا نکوهیده است، اما چنانکه تاریخ ‏نشان داده است، گذشت و بلند نظری ارمنیان موجد تداوم، اتحاد روحی و فرهنگی این ملت بزرگ تا به ‏امروز با ایران بوده است. نمونۀ آن همین فصلنامۀ پیمان است.‏
در سالهای بسیار بحرانی که روشنفکری ایرانی در غفلت از منافع ملی و سرنوشت تاریخی خود تنها دست ‏به انتشار ترهات روشنفکرانهای میزد که طبعاً نشریات آنهم چند سالی کوتاه بیشتر دوام نیافت و ‏مخاطبان آن در وضعیت یک خلاء فکری نتوانستند مختصاتی تاریخی پیدا کنند و وضع خود را در برابر ‏امواج افکار بیمبنایی که در ظاهری متنوع تکثر مییافت سامان دهند. پیمان راهی معقول و تاریخی را ‏برگزید. بعضی از اهالی فکر در این سالها نشریاتی را بخاطر میآوردند و اشاراتی به فصلنامههای وزینی ‏چون (بررسیهای تاریخی) میکردند و جای خالی چنین نشریاتی را متذکر میشدند و این پیمان بود که ‏با همۀ دشواریها توانست این بار را بیست سال به دوش کشد. تداوم یک نشریه بیش از پنجاه شماره ‏بیشک موفقیتی بزرگ در کار مطبوعات است و اینک انتشار 76 شمارۀ پیاپی درخششی است بزرگ.‏
به عنوان یک همکار و نیز یک خوانندۀ مشتاق میخواهم به چند نکته اشاره کنم:‏
برای آگاهی خوانندگان و آیندگان و به عنوان منبعی به عنوان اسناد قابل ارجاع علمی (که به نوعی باید ‏بار خلاء نشریات دانشگاهی را پر کند) تداوم چند گونه از مقالهها الزامی است.‏
‏1. مقالات تاریخی چه آنها که جنبۀ تحلیلی دارد و چه آنها که ویژهگی سالشمار دارند.‏
‏2. مقالاتی که به فرهنگ و هنر میپردازد چون بناهای تاریخی یا پوشاک یا آثار هنری.‏
‏3. پرداختن به موضوع نسل کشی ارمنیان الزامی است که باید مکرر تداوم داشته باشد از آنرو که این ‏موضوع وجدان ملی و احقاق حقوق تاریخی و شرافت انسانی همۀ ایرانیان است.‏
و اما نکتهای میخواهم پیشنهاد کنم؛ به اختصاص بخشی از پیمان به حقوق معنوی میراث فکری و ‏فرهنگی ایران و ارمنستان است. در شرایطی که با تصمیمی جهانی و منطقهای برای حذف نام ایران و ‏میراث فکری و فرهنگی ایرانیان و ارمنیان روبرو شدهایم، بایسته است که از مسیرهای گوناگون بر این حق ‏تاریخی خود پافشاری کنیم، گرچه این کار بیش از توان یک نشریه است ولی میتواند هشداری برای ‏آگاهی مسئولین و اهالی فکر باشد، و یا حداقل ثبت موارد متعدد زمینهساز اسنادی برای آیندگان.‏
موضوع حذف نام و یاد تاریخیها و رنجهایی که گذشتگانمان برای تعالی روح و فرهنگ بشری کشیدهاند، ‏تنها با نسلکشی و یا انهدام بیش از هزار و هفتصد کلیسا در ترکیه و ارمنستان غربی به پایان نرسیده ‏است، امروز هنوز شاهد ویرانی کلیساها و آثار تمدن ایرانی در سوریه و عراق هستیم چون ویرانی بناهای ‏ترمر ـ هاترا و آثار موزۀ موصل و انفجار بوداهای اشکانی بامیان و غیره.‏
سازمان آموزشی ـ علمی ـ فرهنگی ملل متحد ‏(UNESCO)‏ در کمتر از نیم قرن گذشته درصدد ثبت ‏میراث جهانی برآمد و پس از دو دهه متوجه ارج حقوق معنوی این میراث نیز شد. این که در جهان امروز ‏این دسته از حقوقها (در پی جعل کشورهای تازه تأسیس) با شتاب فراوان مصادره میشود، نتیجهاش ‏تنها سلب مالکیت نیست، بلکه موحد تکثر حلقههای مفقوده میشود و زیان جبران ناپذیری به حافظۀ ‏تاریخی، آگاهی، و سرنوشت آیندگان سرزمینمان وارد میآورد. اینکه باکونشینان در جمهوری قلابی ‏آذربایجان بازی چوگان را به نام خود ثبت کردهاند و هیچکس در آن سازمان نپرسیده است که چرا ‏قدیمیترین میدان چوگان جهان با دروازههایش هنوز در میدان نقش جهان اصفهان وجود دارد و اشاره به ‏این بازی از متون باستانی تا ادبیات فارسی مکرر آمده است تنها به توطئۀ بیرونی باز نمیگردد که سری ‏هم در کوتاهی و بیتوجهیها دارد، چنانچه به فاصلۀ کوتاهیساز تار هم شناسنامهاش به نام همان ‏باکونشینان رقم خورد و باز هیچکس نگفت این استادان و صنعتگران ارمنی چون ملکوم و یحیی چه کاره ‏بودهاند که فرزندان سنت سازسازی تاریخی دیرپایی بودند. در مهر ماه گذشته هم برای ثبت ساز کمانچه ‏به نام ایران با اعتراض همان باکونشینان مواجه شدهایم! امروزه باکونشینان درصدد مصادرۀ ترانههای ملی ‏ارمنی و ایرانی به نام خود هستند، یعنی آهنگهایی که بیش از صد سال پیش بنام آهنگهای ارمنی و ‏ایرانی توسط موسیقیدان بزرگ کومیتاس جمعآوری شد؛ ما باید به این جریان با حساسیت بیشتری نگاه ‏کنیم و وظیفۀ سنگینتری را به دوش کشیم. از بابت ذکر جریانهایی که در جهان امروز جاری است، ‏اشاره میکنم به گالری تازه تأسیس (هنر اسلامی) (موزۀ لوور) پاریس که در ابتدا با چیدمان غیرتاریخی و ‏غیرعلمی آن روبرو میشویم که با هزینۀ هنگفت شیوخ عرب و با هدفهای نامشروع آنها همراه است، ‏زیرنویس آثاری را میبینید که هرگونه شرافت علمی را زیر پا گذاشته است، به عنوان مثال ظروفی با ‏لعاب فیروزه و لاجورد که خاص صنعتگران و لعابکاران ارمنی در آناتولیا و نیز استادان ایرانی در تبریز و ‏نطنز کاشان است (لعابی که با قلع و سرب ساخته میشود) و در هیچ جای دیگر نظیری ندارد، در ‏زیرنویس نوشتهاند، ایران یا آذربایجان!! باید از آن متخصصان هنر اسلامی لوور پرسید که اگر این گالری به ‏قول شما متعلق به هنر تمدن اسلامی در گذشتۀ تاریخی به پایان رسیدۀ آن است (بنا به منطق علم شرق ‏شناسی)، جمهوری آذربایجان تازه تأسیس در این میان چه کاره است!! در ویترینهایی دیگر آثار جواهرسازان ارمنی ‏در ارمنستان غربی را با شناسنامۀ هنر اسلامی ترکیه گذاشتهاند! برای هر کارشناس نه چندان خبره ‏روشن است که هنر نقرهکاری قدیم در آناتولی به یقین و بیهیچ تردیدی کار دست نقرهکاران ارمنی شهر ‏وان بوده است، شهری با کارگاههای بسیار و آثاری شگفتانگیز که اکنون جز تل خاکی از آن چیزی بر ‏جای نمانده است و همۀ 64 خاندان هنرمند ارمنی وان را یا کشتهاند یا نفی بَلَد کردهاند.‏
در ویترینهای دیگر هنر میناکاری ارامنه را هم به نام ترکیه و در جایی دیگر بنام سوریه گذاشتهاند، در ‏حالی که هنر میناکاری چه در ترکیه، چه در روسیۀ تزاری و چه در شام کار هنرمندان ارمنی بوده است، ‏با وجود قدمت هنر میناکاری در ایران از عهد هخامنشیان تا امروز که آثار فراوانی از آن هنوز موجود است ‏اما بعضی از میناکاریهای بسیار ارزشمند دورۀ قاجار نیز کار ایرانیان ارمنی است که این سنت را حفظ ‏کردند چون جواهرساز بزرگ آن دوره هوهانس خان (معروف به ابراهیم زرگرباشی) که بسیاری از ‏جواهرات سلطنتی و میناکاری های آن ساختۀ دست اوست.‏
دامنۀ آثار و میراث ایران و ارمنستان وسیعتر از آن چیزیست که تصور میشود، چنانچه حتی میتوان هنر ‏نقاشی رنگ و روغنی و ساخت اولین مادۀ رنگ روغنی را بنام همان دو برادر ارمنی که در فلاحان قدیم ‏بودند ثبت کرد و یا هنر شیشهگری ونیز را که شهرۀ جهان است و با ورود مخیتاریستهای ارمنی در ونیز ‏آغاز شد.‏
هنوز استادان ویترای که به تاریخ این هنر در اروپا آشنا هستند اذعان میکنند که این هنر میراث هنر ‏ایران است که آنها با تغییر چوب به سرب وارث آن شدهاند. تداوم بیتوجهی ما اثرات مخرب فراوانی را در ‏پی خواهد داشت چنانکه هم اکنون هم در کار تدوین پروندهای قلابی برای فرش هریس و قالی ارمنی به ‏نام طرح قفقازی آذری برای جمهوری آذربایجان هستند.‏
راهنمایان گردشگری در این کشورها کلیۀ آثار معماری را به نام خود معرفی میکنند چنانچه راهنمای ‏برج یامیل موجود در نخجوان که تا پنجاه سال پیش شهری ارمنینشین بوده است آن را کار معماری ترک ‏به نام عجمی (= ایرانی معرب شده)!! معرفی میکنند که وجود خارجی نداشته است!‏
همانگونه که ترکان عثمانی نمیگویند و نخواهند گفت آثار بجای مانده و شاخص ترین بناهای استانبول ‏همه کار هفت معمار بزرگ خاندان سنان ارمنی است. و بقیه عمارتها نیز که آن را در معرض بازدید قرار ‏دادهاند چون دله باغچه و تلگراف خانه و غیره نیز کار استادان ارمنی است.‏
بجاست که در نشریه پیمان تا حد امکان علمی، یکسویه به معرفی و ثبت این آثار به عنوان سندی ‏تاریخی برای منافع ملی خود اقدام کنیم.‏
 
با سپاس فراوان
آریاسب دادبه
هفتم آبان 1395‏
 
 
جهانگیر هدایت، رئیس بنیاد صادق هدایت
 
سردبیر محترم فصلنامۀ پیمان ‏
با درود؛ گرچه ظاهراً پیمان فصلنامۀ فرهنگی ارمنیان است ولی متونی که دربارۀ فرهنگ و ادب و ‏تمدن فارسی زبانان در آن می آید فوق العاده چشم گیرند. حال بگذریم که این فصلنامه به صورت ‏مجله ای پر حجم و پربار به زبان فارسی چاپ و منتشر می شود بلکه اصولاً یک مجلۀ ادبی پر محتوا ‏و خواندنی است . به عبارت دیگر پیمان یک مجلۀ ایرانی است. خط مشی مجله بسیار هوشمندانه ‏بوده و هست. محتویات مجله بدیهی است توجه خاص به تاریخ ، فرهنگ و ماجراهای ارامنه در ‏ایران دارد ولی نقشی که ارامنه در اقتصاد و فرهنگ و حتی معماری ایران دارند به گونه ای خاص ‏ملاحظه می شود. بدون شک در میان معتقدان دیگر مذاهب در ایران پیمان از جالب ترین و ‏معتبرترین و حتی پر حجم ترین مجلاتی است که چاپ و منتشر می شود. شاید استفاده از تصویر و ‏عکس در مجله خود به مقالات مفهوم پر رنگ تری می بخشد که پیمان به این مهم توجه خاص ‏مبذول داشته است. مقالات تاریخی در ارتباط با ارامنه در کل منطقه قابل توجه اند. پیمان گرچه ‏بیشتر در ارتباط با ارمنه در ایران و منطقۀ اطراف آن مقاله دارد ولی یک مجلۀ تبلیغاتی نیست و ‏جنبۀ تاریخی و فرهنگی و آگاهی دهندۀ آن بیش از دیگر موارد حضور دارند. ‏
امیدوارم که پیمان با همین نظم و نسق و خط مشی و محتوایی که دارد به انتشار خود ادامه دهد. باعث خوشوقتی است که بیست سال این مجله دوام آورده و منتشر شده و محتویات آن پر بار و از ‏هر جهت پرمعنا و خواندنی بوده است. ‏
با سپاس ‏
جهانگیر هدایت
 
دکتر سید سعید جلالی، محقق و نویسندۀ کتاب ارامنه و انقلاب مشروطۀ ‏ایران
 
‏ شادباش
‏1.‏   ایران فرهنگی و تمدنی، فراتر از ایران سیاسی است. ایران فرهنگی شامل یك جهان بینی وسیع و باز ‏است ‏كه دربنای آن اجتماعات و اقوام گوناگون نقش داشته اند. ارامنه یكی از گروه های اجتماعی و قومی ای ‏بودند كه در ادوار مختلف تاریخ بخش لاینفك جمعیت ایران محسوب می شده اند. از این رو، نقش آنان در ‏آفرینش های فرهنگی، معنوی و تمدنی بارز بوده است. از این منظر ارامنه تافتۀ جدا بافته از اجتماع و ‏تاریخ ایران نیستند بلكه جزء لاینفك این تمدن هستند. ‏
‏2.‏   برخلاف تصور رایج كه حضور ارامنه در ایران را به سده های اخیر به ویژه عصر صفوی بر می گردانند حضور و نقش جمعیت ارمنی در داخل فلات ایران به قدمت تاریخ ایران است. هرچند شمال ‏غربی فلات ایران سكونتگاه اصلی آنان محسوب می شد اما این اجتماع پویا، همانند دیگر ساکنین فلات ‏ایران همواره در نقاط مختلف در حال زیست و حركت بوده اند.‏
‏3.‏   ارامنۀ ایران بخش لاینفك ملت ایران است نه ملتی در داخل ملت دیگر. احساس «دیگر بود» در میان ‏برخی از اقوام ایرانی محصول ورود ایدئولوژی های نوین و سیاسی شدن مسئله اقوام در میان ملت ها ‏است.‏
‏4.‏   ارمنستان ملتی نوپا در شمال غرب ایران است كه دارای روابط نزدیك سیاسی، اجتماعی و تمدنی با ایران ‏سیاسی و تاریخی است. از میان اجزای تمدنی ایرانی كه توانسته روابط خود را با گذشته و بقول یپریم خان با «سرزمین پدری» حفظ كند ملت و مردم ارمنستان بوده اند.‏
‏5.‏   مردم ایران زمین با رنج ها و شادی های همۀ اجزای تمدنی خود شریك هستند. مشاركت در احساس غم ‏و شادی مردم ارمنستان و دیگر همسایه ها از بدیهیات فرهنگی ایران است. از این رو، مطالعه و شناخت ‏تاریخ ارمنستان بخشی از خودشناسی ایرانیان محسوب می شود.‏
‏6.‏   ارمنیان ایران هر چند دارای تعلق سازمانی، فرهنگی و دینی با ملت ارمنستان هستند اما تا آنجا كه ‏نگارنده از نوع نگاه و نگرش عمومی ارامنه ایران مطلع است، آنان بر ایرانی بودن خود تأكید و خود را ‏بخشی از ملت بزرگ ایران می دانند. مشاركت و نقش آنان در توسعۀ اقتصادی، فرهنگی و هنری ایران ‏نشان از دلبستگی آنان به میهن خود دارد. دفاع مقدس جلوه ای از میهن دوستی ارامنه بود؛ طبیعی است ‏نظام سیاسی كشور نیز بایستی با قدر دانستن چنین همدلی ای، راه را بر مشاركت بیشتر و تقویت ‏فرهنگ و رسوم این بخش از جامعۀ ایران گشوده و بر مسئولان است تا در پاسداشت میراث آنان كوشا ‏باشند.‏
اینجانب ضمن عرض تبریك به مسئولان و دست اندركاران مجلۀ وزین پیمان بابت سالگرد انتشار آن، امیدوارم تا ‏روند تاریخی مشاركت نخبگان ارمنی در پویایی فكر و قلم این سرزمین استمرار یافته تا انشاءلله گام های ‏استواری در زمینۀ بازكاوی و روشن نمودن زوایای نامكشوف تاریخ اجتماعی در ایران برداشته شود.‏
 
                                                                             سید سعید جلالی
 
 
 
علی میرزائی، سردبیر فصلنامۀ نگاه نو
 
به نام خدا
سرکار خانم آرمینه آراکلیان
سردبیر محترم فصلنامۀ پیمان
شادمانم که فصلنامۀ ارجمند پیمان بیستمین سال انتشار را پشت سر گذاشته است. هر شمارۀ پیمان را ‏با علاقه میخوانم و از این طریق با تاریخ و فرهنگ گروهی از هممیهنان گرامی، بیش از پیش، آشنا ‏میشوم.‏
کارتان را ارج میگذارم و سنگینی باری را که بر دوش میکشید ـ انتشار مستمر و منظم نشریهای ‏مستقل ـ احساس میکنم، چرا که نگاه نو نیز همواره مستقل و منظم بوده است و امیدوارم بماند.‏
پایدار باشید و امیدوارم پیمان سالهای سال، با کیفیتی هر روز والاتر از دیروز، منتشر شود و این صدای ‏مستقل و بالنده هیچ گاه خاموش نشود.‏
 
 
با احترام
علی میرزائی
سردبیر
13/7/95
 
سیروس علینژاد، روزنامهنگار
 
سرکار خانم آرمینه آراکلیان ‏
سردبیر محترم فصلنامۀ پیمان
‏با سلام و عرض ارادت و پوزش خواهی از تأخیر زیاد؛
از بندۀ کمترین خواسته اید که نظرم را دربارۀ فصلنامۀ شما ابراز دارم. بنده ‏به جای مراجعه به تمامی شماره های پیمان، که فی الواقع همه خواندنی و با ‏ارزش هستند، همین شمارۀ اخیر یعنی شمارۀ 75 را ورق می زنم و به مثابه ‏مشت نمونه خروار خدمت شما عرض می کنم که فصلنامۀ پیمان در نوع خود ‏عالی است و من همواره از خواندن آن لذت فراوان برده ام و اطلاعات زیادی ‏کسب کرده ام. ‏
‏1. در همان مقالۀ نخست، آقای کارن خانلری تمام منابع اسلامی اعم از ‏فارسی و ترکی و عربی را به مطالعه گرفته و مقالۀ تحقیقی مستند و جذابی ‏فراهم آورده که شاید نظیر آن قبلاً دیده نشده باشد. ‏
‏2. « دربارۀ نژادکشی یا نسل کشی » مقالۀ کوتاهی است که چون در همین ‏زمینه بارها در مجلۀ شما خوانده ایم و در همین شماره نیز بطور مفصل به ‏موضوع پرداخته شده و در این زمینه بحث کرده اید چیزی نمی گویم. چون ‏این موضوعی است که هیچگاه از دید شما پنهان نمانده و خوانندگان از طریق ‏مجلۀ شما به حقایق تاریخی پی برده و می برند.‏
‏3. دربارۀ تابلوهای راهنما در ترکیه که حقایق را در زمینۀ آثار تاریخی ‏ارمنستان پنهان می کنند حقیقتاً حظ وافر بردم از شیوۀ نگارش بی طرفانه و ‏تحقیقی نویسنده، رافی کورتوشیان، به ترجمۀ شاهین هوسپیان. عکس های‏گویایی که همراه این مقاله چاپ شده به مثابه سند رسوا کننده ای علیه محو ‏کنندگان آثار ارمنی در ترکیه به کار خواهد آمد و یقیناً مورد استفادۀ ‏پژوهندگان قرار خواهد گرفت. من بالشخصه از این مقاله فایدۀ فراوان بردم و ‏چشمم نسبت به حقایق تاریخی در دو کشور همسایۀ ایران و طرز نگاه بی ‏خردانه یا سیاست های غلط فرهنگی ترک ها روشن تر شد. ‏
‏4. کتاب پچپچه نامه برای من فوق العاده جالب بود و یادداشت کرده ام که یک جلد از این کتاب را تهیه کنم و با اشتیاق بخوانم. واقع این است که من با ‏همۀ علاقه ام به ارامنۀ ایران، اصلاً نمی دانستم ارمنیان در رومانی این همه رگ ‏و ریشه دارند و خیابان و شهر و دانشگاه ایجاد کرده اند. از خواندن آن مقاله ‏از این جهت مسرور شدم که یک بار دیگر دیدم مردم با فرهنگ و کوشای ‏ارامنه در هر جای جهان که مستقر شده اند همان تأثیرات عظیمی را به ‏یادگار گذاشته اند که در ایران بجا گذاشته اند. ‏
‏5. دربارۀ مقاله « ایران و نژادکشی ارمنیان » باید عرض کنم با اینکه ‏بسیار در این زمینه خوانده بودم اما نویسندۀ شما منابعی به دست داده بود که ‏آنها را ندیده بودم. مثلاً مطلب فروغی را هیچ وقت نخوانده بودم. معلوم شد ‏ایرانیان در این زمینه بسیار نوشته اند که امروزه گم و گور شده و جا دارد به ‏مناسبت های مختلف یادآوری شود تا هموطنان مسلمان شما از زبان گویندگان ‏و نویسندگان خود به ستمی که ترک ها بر ارامنه روا داشته اند بیشتر آگاه ‏شوند. ‏
‏6 . شمردن تک تک مطالب پرفایدۀ این شماره ضرورتی ندارد. همین اندازه ‏عرض کنم که دست روی هر مطلبی که گذاشتم نتوانستم به پایان نبرده آن را ‏زمین بگذارم و این کم موهبتی برای یک فصلنامه نیست که مطالب خود را ‏چنان عمیق و جذاب تهیه کند که خواننده نتواند آنها را نیمه کاره رها کند. ‏
امیدوارم همواره در کار خود و برآوردن هدف های خود پیروز باشید و ‏نشریۀ شما هر شماره بهتر از شمارۀ پیش منتشر شود. ‏
                                     
  با اخلاص و ارادت سیروس علی نژاد ‏
                                                     روزنامه نگار
 
 
آلیس خداوردیان، سردبیر دو هفتهنامۀ هویس
 
 
دو هفته نامه اجتماعی ـ فرهنگی هویس
 
به نام خدا
 
سرکار خانم آرمینه آراکلیان
سردبیر محترم فصلنامه پیمان
 
احتراماً،
بیستمین سال انتشار فصلنامه پیمان را تبریک میگویم. پیمان طی دو دهه موجودیت خود نه فقط ‏خوانندگان فارسی زبان را با فرهنگ ارمنی و مسائل مربوط به ارمنیان آشنا ساخته، بلکه مورد توجه و ‏علاقه ایرانیان ارمنی نیز بوده است. اینجانب شخصاً در صفحات پیمان مطالب مفید فراوانی در رابطه با ‏فرهنگ و تاریخ ارمنیان خواندهام که از این بابت از دست اندرکاران آن مجله صمیمانه تشکر مینمایم.‏
 
 
به امید موفقیتهای روز افزون
آلیس خداوردیان
سردبیر دو هفته نامه هویس
 
 
دکتر سمانه مختاری و دکتر علی مختاری، اعضاء هیئت علمی ـ عضو هیئت مدیرۀ پژوهشکدۀ علوم مدیریت و مهندسی سیستمها
 
به نام خدا
سردبیر فرهیختۀ فصلنامۀ فرهنگی پیمان
سرکار خانم آرمینه آراکلیان
با درود و اظهار ارادت قلبی ‏
ضمن سپاس بیکران برای اعتماد به اینجانبان جهت ارسال پیام به مناسبت بیستمین سال انتشار پیمان پیام ذیل به حضور تقدیم ‏می گردد. ضمن پوزش پیشاپیش از عدم ارسال دو پیام جدا با توجه به اینکه مقاله مان در پیمان با همکاری یکدیگر تقدیم خوانندگان ‏عزیز شده بود این پیام نیز مشترکاً تقدیم حضور می گردد با تشکر مجدد.
ظهر یک روز گرم تابستان 1391 بود که در کنار سایر اعضاء خانواده و در جریان بازدید از موزۀ اسقف اعظم آرداک مانوکیان با پیمان ‏آشنا شدیم. در گذر این آشنایی 4 ساله که تقریباً حدود یک پنجم از زمان زندگی پر بار پیمان را شامل می شود هر دو نفر ما در ‏حسرت این هستیم که چرا آنقدر دیر با این یار صمیمی و نیز جمع دست اندرکاران صمیمی تر از این یار آشنا شده ایم.‏
هم اکنون که قلم در حال نگارش این سطور است نیز تصویر واضحی از لحظه آشنایی با پیمان در ذهن داریم. چشمان کودکان معصوم ‏کودکستان ارمنیان محلۀ هرشتاکابِد شهر آدابازار عثمانی از روی جلد شماره بهار 1389 ما را به سمت پیمان خواند . شاید در آن ‏لحظه است که باید بیشتر به اثر بخشی تصویر نسبت به نوشتار پی برد. آن شماره منضم به یک حلقه فیلم اثر هنرمندان جمهوری ‏ارمنستان بود که توسط بزرگواران مؤسسۀ ترجمه و تحقیق هور به زبان فارسی ترجمه شده بود که تمامی خانوادۀ چهار نفره مان را ‏برای مدت زیادی مقابل تلویزیون بر صندلی ها میخکوب کرد و پس از اتمام فیلم این دست های خشکیده از رعب و وحشتمان بود که بر ‏چهره های نمناک شده از اشک کشیده می شد و در پی آن آهی از اعماق وجود و دل و پس از آن چشم هایی پرسشگر که با نگاه به ‏چهرۀ وحشت زدۀ یکدیگر به دنبال چرایی موضوع بودیم . بماند !!!‏
هم اکنون علی رغم تمامی الطافی که دست اندرکاران تدوین و چاپ و نشر پیمان بر ما روا داشته اند و هماره در تمامی صحبت ها و ‏مکالمات و مکاتبات این افتخار را نصیبمان می سازند که صاحبان ناکرده سفر این قلم را عضوی از خانوادۀ بزرگ پیمان می دانند و با ‏ارسال نسخی از فصلنامه و نیز سایر کتب مرتبط ما را شرمسار خوبی های خود می سازند و ما نیز متقابلاً این محبت را به نحوی ترویج ‏داده و پس از مطالعه کامل و با در اختیار نهادن این لطف به کتابخانه دانشکده و نیز دانشجویان عزیز و نسل جوان، سعی داریم بخش ‏بسیار کوچکی از تعهد خود را نسبت به هموطنان ارمنی زبانمان ادا کنیم و این برقراری ارتباط را مدیون آن تصویر مؤثر روی جلد ‏بهار 1389می دانیم. ‏
پیمان در نظر ما نه فقط یک فصلنامۀ فرهنگی بلکه برشی حقیقت جو و مقطعی شفاف از یک فرهنگ غنی و سرشار است و آنچه را که ‏پیمان در اختیار مخاطبان وخوانندگان خود قرار می دهد نه فقط به واسطۀ انجام رسالت فرهنگی یک فصلنامه بلکه پاسخ به عطش ‏جامعۀ فرهنگی میهنمان است. جامعه ای که پس از سال ها یکزیستی توأم با صلح و آرامش، در بیست سال اخیر و با انتشار پیاپی 76 ‏شماره (که خود کاری بس سترگ و ستودنی است) به واسطۀ ایفای زیبای نقش پیمان توانسته است بخشی از فرهنگ ارمنیان و ‏ایرانیان ارمنی را در آیینۀ یک فصلنامۀ فرهنگی ببیند و در این میان پیمان چه هوشیارانه توانسته است ضمن کشف و آشکارسازی ‏مشترکات فرهنگی ارمنیان و ایرانیان، خود را به مجموعه ای متشکل از انعکاس ارزش های تاریخی و فرهنگی یک ملت تبدیل سازد و بدین ‏واسطه محققان و پژوهشگرانی که در پی واکاوی حقایق و نمایانگرساختن گوشه های ناشناخته و ناگفتۀ این فرهنگ غنی می باشند از ‏پیمان به عنوان یک منبع و مأخذ علمی معتبر و مستند بهره مند گردند .‏
از تمامی دست اندر کاران تهیه وتدوین چاپ و نشر پیمان، صاحب امتیاز و مدیر مسئول محترم، سردبیر فرهیخته، یکایک اعضاء ‏اندیشمند هیئت تحریریه، ویراستار صبور، طراح جلد و صفحه آرا هنرمند، همکاران و مسئول دفتر پرتلاش، رئیس روابط عمومی و مدیر ‏پخش صمیمی و دقیق و خاصه شورای محترم خلیفه گری ارامنۀ تهران که با کرامت خود باعث تداوم انتشار پیمان هستند و نیز سایر ‏بزرگوارانی که تقدیر با نام و سمت از ایشان در این جا میسر نگشت خاصه تمامی دانشمندان و دانشوران عزیز و نویسندگان مقالات در ‏تمامی مجلدات پیشین پیمان نهایت سپاس را داشته و امیدواریم پرچم پیمان سالیان سال در صحنۀ مشترکات فرهنگی ایرانیان ‏ارمنی و سایر ایرانیان چونان بیست سال گذشته با افتخار در اهتزاز باشد.‏
سرتان سبز،دلتان دریا، عمرتان یلدا، پشتتان به دماوند و آرارات و توفیق هماره رفیق راهتان باد.
 
                                                                                                         
دکتر سمانه مختاری – دکتر علی مختاری
 مشهد
 
دکتر قوامالدین رضوی زاده، عضو هیئت تحریریۀ فصلنامۀ پیمان، ‏پژوهشگر،نویسنده و مترجم
 
سرور ارجمند و فرهیخته سرکار خانم آرمینه آراکلیان
سردبیر محترم فصلنامۀ فرهنگی پیمان       ‏
نخست بیستمین سالگرد انتشار فصلنامۀ وزین پیمان را به شما و اعضای محترم هیأت تحریریه و تمام کسانی ‏که در کار گرافیک، صفحه بندی، چاپ و توزیع آن سهیم اند و تلاش می کنند تهنیت می گویم. بیست سال انتشار ‏پیوستۀ یک نشریه که بزرگ ترین هدفش گسترش فرهنگ و برقراری پیوند دوباره میان دو ملت ارمن و ایران است، ‏در زمانۀ ما و برای آنها که به ویژه با مقولۀ فرهنگ سر و کار دارند از اهمیت بسیاری برخوردار است. آنها که دغدغۀ ‏فرهنگ دارند، به خوبی می دانند که انتشار فصلنامه هایی نظیر پیمان که هر شماره اش بی اغراق به کتابی تازه می ماند کاری سترگ است که تنها صبوری می طلبد و ایثار. من تلاش می کنم که تنها به عنوان یک خوانندۀ پیمان و از بیرون به فصلنامه نگاهی بیاندازم و آن را ارزیابی کنم.‏
تنوع مقاله ها، محتوای آنها و عمق مطالب از ارزنده ترین ویژگی های پیمان است اما این تنها نکتۀ ارزندۀ ‏فصلنامه نیست. مهم ترین ویژگی پیمان، طیف وسیع دیدگاه های مطرح شده در آن است که سعۀ صدر و برخورد ‏دموکراتیک گردانندگان آن را به روشنی نشان می دهد. قضاوت در همه حال با خوانندگان است و گردانندگان ‏فصلنامه هیچگاه نظری حتی به اشاره چنانکه در برخی نشریات معمول است بر پیشانی مقاله یا در پانوشت ابراز ‏نمی کنند. این روش نهایت بلند نظری است و جملۀ ولتر اندیشمند بزرگ فرانسوی را به یاد می آورد: گرچه با ‏عقیده ات مخالفم اما از جانم مایه می گذارم تا آن را بیان کنی!‏
بی اغراق پیمان به وظیفه ای که از آن دم می زند تمام و کمال عمل کرده است و آن برشمردن و تکیه بر ‏مشترکات دو ملت است که روزگاری چون دو خویش و نزدیک در کنار یکدیگر زندگی می کردند و شوربختانه ‏اینک از بد حادثه از هم فاصله گرفته اند. بی گمان ارمنیان در هرجا که زیسته اند مایۀ تعادل بوده اند و این موجب ‏سرافرازی و غرور ما ایرانیان است که گرمی حضور نمایندگان ملتی صبور، زحمتکش، رنج کشیده و با فرهنگ را که ‏در همۀ تلاطم های این سرزمین شرکتی فعال داشته و همواره از جان مایه گذاشته اند با همۀ وجود حس می کنیم. ‏پیمان این حضور فعال را به خوبی نشان داده و از این آزمایش سربلند بیرون آمده است. بدا به حال جوامعی که ‏ارزش های ملت ارمن را در نیافته و بدتر از آن تیره روزی و دلچرکینی ملتی را در سده های گذشته فراهم آورده اند.   ‏
پیمان در این زمینه نیز با مقاله های مستند، استدلالی، پرمغز و بدون تعصب ملی گام های بلندی برداشته ‏است. اصولاً معتقدم که پیمان در برملا ساختن چهرۀ زشت نژادپرستی، نژادکشی و فاشیسم با صورتک های ‏مذهبی و غیر مذهبی نشریه ای پیشگام بوده و بسیاری از مقوله های مطرح شده در آن بی سابقه است.‏
پیمان در زمینۀ ادبیات و به ویژه ادبیات تطبیقی و معرفی پیشگامان ادب و فرهنگ ملت ارمن نیز گام های ‏ﻣﺆثری برداشته است. امید است که در آینده نظاره گر فعالیت های بیشتری در این زمینه باشیم. در زمینۀ هنرها، ‏نقاشی، مجسمه سازی، معماری، معماری کلیسا ها، تئاتر، سینما و موسیقی نیز پیمان مقاله های ارزنده ای به ‏خوانندگان خود پیشکش کرده است و در این میان از فولکلور و فرهنگ مردم نیز غافل نبوده. ‏
تلاش فصلنامۀ فرهنگی پیمان در معرفی فعالان اجتماعی و آنها که شادی خود را در شادی دیگران می بینند ‏نیز چشمگیر بوده است و این خود تشویق غیر مستقیم و به دور از شعار و ریا در جهت اندیشۀ نیک و انجام کار ‏نیک است. در همین راستا پیمان ارگان های فعال اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، بهداشتی و هنری ارمنیان را از گذشته های دور تا کنون به فارسی زبانان معرفی نموده است. پیمان کارنامۀ این تلاش مستمر است. وقتی این ‏کارنامۀ درخشان را بررسی می کنیم، بی اختیار بر این همه تلاش پیگیر آفرین می گوییم و زبانمان یارای آن را ‏نخواهد داشت که هم وطنان ارمنی مان را که نمایندگان ملتی پرتلاش و فروتن هستند اقلیت خطاب کنیم، به ‏ویژه که تاریخ قرن بیستم نیز بارها نشان داده که همیشه هم حق با اکثریت نبوده است! ‏
      اینک پیمان با گنجینه ای از تجربیات گران بها می تواند راه خود را بهتر از گذشته ادامه دهد تا همگان شاهد ‏برگزاری سی امین، چهل امین... سالگرد انتشار آن باشند. امیدوارم که آیندگان آتش پیمان را همواره فروزان نگاه ‏دارند و هیچگاه و در هیچ شرایطی نگذارند که به خاموشی گراید. آتشی که به فرمایش حافظ همیشه در دلمان ‏روشن است و هرگز نخواهد مرد:‏
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند         که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
  با ارادت و احترام
                              قوام الدین رضوی زاده
 
 
‏24 آبان ماه 1395‏
Nov.14.2016
 
 
دکتر جامی شکیبی گیلانی، پزشک، زبانشناس، نویسنده و پژوهشگر
 
سرکار خانم آراکلیان
سردبیر ارجمند فصلنامه ی پیمان
با درود. سالهاست فصلنامه ی ارزشمند شما را «پیمان» دریافت میکنم و از بزرگواری شما و ‏همکاران ارجمندتان بسیار سپاسمندم.‏
در زیر سخنی کوتاه درباره ی گفتارهای چاپ شده در پیمان مینویسم.‏
بیشتر گفتارهای پیمان بسیار ارجدار است و نویسندگان دانشمندی با کوشش خود در شناخت ‏فرهنگ ارمنی کارهای ارزنده کرده مردم را آگاه میسازند. درباره ی کشتار و نژادکشی ارمنیان در ‏ترکیه/ امپراتوری عثمانی یک سد سال پیش گفتار فراوان نوشتهاید اما برای من سخت مایه ی ‏شگفت و نومیدی است که با این که بیشتر مردم جهان و بسیاری از کشورها این رویداد غمانگیز ‏را استوار داشته و آنچه که بر مردم ارمنی رفت هنگام فروپاشی امپراتوری عثمانی گناهی بزرگ ‏خواندهاند سردمداران دولت ترکیه هرگز این توانایی و بزرگ منشی را نداشتهاند که راستی را ‏استوار دارند. در اینجا میخواهم از ماهنامه ی National Geographic‏ که به زبان اسپانیایی ‏چاپ میشود در گفتاری از ‏Paul Salopek‏ در شماره آوریل 2016 چاپ شده ‏اندکی برگرفته و داستان نژادکشی ارمنیان را بازگفته نکتهای چند برشمارم.‏
امپراتوری عثمانی یک کشور پهناور و دارای فرهنگهای گوناگون بوده و با آلمان همدست بوده و ‏شمار فراوانی ارمنیهای مسیحی در آن میزیستند و همانا سلطانهای عثمانی آنان را «ملت ‏صدیق» ‏«Loyal Nation»‏ مینامیدند.‏
میگویند آنان همدست روسها گشتند و سد سال پیش یک میلیون ارمنی را کشتند. همگی از ‏کارهای زشتی که بر ارمنیان رفت آگاهند و همانا زنان و بچههای ارمنی از این رویداد شرمآور ‏در امان نبودند.‏
که میتواند کوه آرارات را که نماد تاریخ و فرهنگ ارمنی است ازآن ترکیه بداند. اکنون خط ‏مرزی هرجا میخواهد که باشد چه باک؟!‏
سردمداران ترک این کشتار را نپذیرفته و «نژادکشی» را پاک بگردن نمیگیرند. آنان میگویند«در این زمان گونهای دیوانگی بیمرز و جنگ درونی در کشور روی داد. در این که ارمنیان ‏آسیب دیدند گمانی نیست اما بسیاری دیگر از نژادها در امپراتوری عثمانی بدام افتادند. در این ‏جنگ بزرگ یونانیها، آسوریها، یزیدیها، یهودیان و همانا خود ترکها دچار گشتند. همه جا ‏خون میرفت اما یک برنامه ی پیش ریخته برای از میان برداشتن ارمنیان در کار نبود، اما در سپاه ‏روسیه که به امپراتوری عثمانی تاخت ارمنیان بودند».
همانا در ترکیه ی امروزی سخن گفتن درباره ی این رویداد سهمگین و از دیدگاه قانونی کاربرد واژه ی ‏‏"نژادکشی" غدغن است.‏
روشناندیشان بزرگی چون ‏Orhan Pamuk‏ نویسنده ی نامی ترک که جایزه ی نوبل Nobel‏گرفته با گناه ننگین ساختن دولت ترکیه روبرو گشتهاند.‏
به باور من اکنون دیگر این بار را بدوش کشیدن و خواهان پوزش سردمداران ترکیه بودن مبنی ‏ندارد. بگذارید این رویداد ننگین را مانند ‏Ryszard Kapuscinski‏ روزنامهنویس و نویسنده ی ‏نامی نگاه کنیم. او میگوید « آدم همیشه برای هزارها سال جنگیده، اما همیشه گمان میکند که ‏از صفر آغاز کرده!»‏
خرد میگوید که ویر (حافظه) هرگز فراموش نمیکند. اما آشکاراست که فراموش میکنیم و گاه ‏همیشه فراموش میکنیم. آدم از زمانی که از قاره ی آفریقا پا بیرون گذاشت نخست نژاد آدم ‏نئاندرتال ‏Neanderthal‏ را از میان برداشت و این کار را بهرجا رفت نیز باز انجام داد.‏
اکنون جای خوشبختی است که نخست ارمنستان روی نقشه جایی دارد و ارمنیان در سراسر ‏جهان و بویژه در آمریکا پایگاه شایستهای دارند و این با سخنان سردمداران ترکیه پاک ‏نمیشود.‏
اینان مگر یونانیها را شبانه به آتش نکشیدند؟ تاریخ چگونه میتواند پاک شود. که شهر ‏Smirna‏ یونانی را ‏Izmirبخوانند و ‏Troya، ‏Efeso، ‏Mileto‏ وHalicarnaso‏ را جزو ‏ترکیه بدانند.‏
این خطکشیها و بازیها همانا شایسته نیست بچگانه خوانده شود. و با این کارها کسی را نتوانند ‏فریفت.‏
ارمنیان، اکنون باید بجای خودخوری افسردگی و خشم که خود مایه ی بیماری همه ی مردم میگردد ‏به گذشته ی خود سرافرازی کنند و جایگاه بزرگ فرهنگی خود را با جشن و شادمانی برپا کنند. ‏دیگر چشم براه سخن «آره» یا «نه» ی مشتی خشکاندیش نباشند.‏
 
دکتر جامی شکیبی
 
 
دکتر علی نوراللهی، استاد باستانشناسی و قوم شناسی
 
ئه سای ارمن(استاد ارمنی)‏
آشنایی من با واژۀ ارمن و ارمنی بر می گردد به دوران کودکی یعنی اوایل دهۀ 60 و شاید پیش تر از آن که هنوز ‏ویزیون تله در شاهنشین خانه ها نقالی نمی کرد، اساساً هنوز راه نیافته بود و رادیویی قوه ای بود آنهم در وقت خبر چند ‏دقیقه ای روشن می شد که خبری می گفت و دوباره به سکوت می رفت. همچنان شب نشینی به ویژه در ایام پائیز و ‏زمستان ـ فصل برداشت تمام شده بود ـ رونق زیادی داشت و بخاری چوبی و کتری چایی گرمابخش این شب ‏نشینی ها بودند. بطور کلی زندگی آهنگ دیگری داشت.‏
در این شب نشینی ها از گل پوچ تا بازی شاه و وزیر بسته به هوای شب نشینی برگزار می شد. اما بیشتر شب نشینی ها ‏در کنار مسائل روزمره (تازه جنگ شروع شده بود و هر از چند گاهی در مورد اینکه کجا پناه بگیرند و اوضاع مرزها و خبر ‏دیگر)، شاهنامه خوانی، شیرین و فرهاد، خورشید خاور، زارای چل گیسو و اشعار فلکلور کردی حال و هوای دیگری به ‏شب نشینی ها می داد.‏
در این ایام بود که گوش من با واژۀ ارمن و ارمنی آشنا شد. یادم هست که پدرم بعد از مقدمه چینی ها و پیش در‏آمدهای زیبا که با سخنان نمکین و نغز و شیرین حال و هوای دیگری به شب نشینی ها می داد و شنوندگان(ما و ‏همسایه ها) را در حال و هوای داستان قرار می داد. در عالم کودکی چه ها در ذهنم نمی گذشت. از چگونگی به شکار ‏رفتن خسرو در دام شیرین افتادنش و اینکه صیاد چطور صید شکار خود شد ... راوی با شور و سخنان نغز و شیرین به ‏گیرایی اشعار می افزود و اینکه شیرین هم یکدل نه صد دل در نرد عشق به خسرو باخته بود. اما از آنجا که همیشه ‏پای نفر سومی نیز در بین است از قضای روزگار فرهاد نیز یکدل نه صد دل به شیرین دل باخته بود. داستان دیگر به ‏اوج خود رسیده بود و خسرو برای خلاصی از این ضلع سوم و از عشق دیوانه وار فرهاد به شیرین، وصالش را به کندن ‏بیستون و تغییر مسیر رودخانه بیستون منوط می کند. فرهاد در جواب درخواستی کرد:‏
مه قوله نگی توام ک نوسه د مه نوگ                پولای سونزه وار ئه سای ئه رمن وگ
من کلنگی می خواهم که نهصد من باشد از پولاد سبزوار و استاد سازنده اش ارمنی باشد‏.
این اولین بار بود که واژۀ ارمن و ارمنی در قاموس لغات کودکانۀ من جایی می یافت.‏
‏ این کلنگ همدم تنهایی فرهاد و صدای تقۀ آن صدای امید به وصال بود. خسرو که نمی خواست خود مستقیم فرهاد ‏را از سر راه بر دارد، درمانده بود تا اینکه پیرزنی به وی نقشه ای پیشنهاد کرد که همۀ بره ها را از مادرانشان برای چند ‏روز جدا کند سپس همه را با هم آزاد کند. خسرو این نقشه را اجرا کرد و در روز موعود بره ها و گوسفندان را آزاد کرد ‏سر و صدا و شلوغی ناشی از هیجان بره ها و گوسفندان تمام بیستون را در بر گرفت. فرهاد کنجکاو شده از بیستون ‏پائین آمد و از پیرزن احوال جویا شد:‏
کیوانو پیره وامهنهی سالان                       ئهی زهغ و زیوله چهی گه له کورده مالان
کدبانوی پیر که بازمانده از گذشته ها هستی این سرو صدا که از سیاچادر کردها می آید برای چیست؟
دیوژ له یهی شِ رین کول سوی تالان
فقط شیرین سالم باشد دیگران مهم نیستند
در اینجا پیرزن با مکر و حیله جواب می دهد:     ‏
فهرهای خاسهگی فهره رهنج برده                          وه ته مهزگانی شی رین فهوت کرده
فرهاد عزیز که رنج زیادی برده ای خبر خوش برای تو اینکه شیرین در گذشته است.
فرهاد در اینجا دیگر انگیزۀ زندگی را ازدست می دهد و خودکشی می کند:‏
قولهنگی سهد مهنی رهفیق چهولم                            بچو وه هواو به له کهپولم[4]
کلنگ صد منی ای رفیق تنهایی من دیگر زندگی ام ارزشی ندارد و بر فرق من بزن‏.
هرچند فرهاد ناکام از عشق شیرین رفت ولی در ادبیات و دل مردم جاودانه شد‏.[5] به هر رو، حکایت شیرین و ‏فرهاد[6]حکایت دنیایی یگانه است. نه فرهاد قهرمان داستان است و نه خسرو، بلکه عشق ازلی و ابدی است در پایان مانا و ‏پیروز میدان است.‏
به هر حال ایرانی (اقوام ایرانی پارس، کرد، آذری، بلوچ و گیلک، ...) و ارمن یک فرهنگ و تاریخ به هم پیوسته اند که از ‏سپیده دم تاریخ تا حال در یک فضا زیسته و تنفس کرده اند. هرچند که برای دور نشدن این پیوندها و اشتراکات فراوان ‏بایستی همواره آنها را به همدیگر یادآوری کنیم و در اعتلا و تجلی دوبارۀ آن در قالب نوینی کوشش نمائیم. یکی از ‏این قالب های نوین قالب علم و فرهنگ است که خلاء آن سال های سال در فرهنگ ایرانی و به تبع آن فرهنگ ارمن ‏احساس می شد. اما با کوشش جمعی از فرهیختگان هموطن این خلاء بر طرف شده و با آمدن فصلنامۀ پیمان امیدها ‏و نویدها پاگرفته و ریشه دوانده است. در آستانۀ بیست سالگی امید است که این پیمان که برای اعتلای فرهنگ بسته ‏شده همیشه پایدار و شعله اش فروزان باشد.
 
علی نوراللهی
 
 
دکتر محمد حسین عزیزی، پزشک، محقق و نویسنده
 
بیست سالگی انتشار فصلنامۀ فرهنگی پیمان ‏
انتشار نشریه های ارزشمند فرهنگی کاری است دشوار و ستودنی و پایایی و پیوستگی آن به عشق و ‏انگیزۀ بسیار و دانش و توانایی و تلاش فراوان نیازمند است و فصلنامۀ پیمان از این ویژگی ها برخوردار ‏است. از این رو، به عنوان یکی از خوانندگان دوستدار نشریات فرهنگی، به مناسبت بیست سالگی انتشار ‏فصلنامۀ فرهنگی پیمان، نوشتۀ ناچیز زیر را قلمی کرده ام تا به مدیر مسئول پر تلاش مجله، آقای ‏مهندس وارطان وارتانیان؛ سردبیر دانشور، بانو آرمینه آراکلیان؛ هیأت تحریریه و گردانندگان این گرامی ‏نامه تهنیتی بگویم. ‏
 
شمارۀ نخست این فصلنامه، در بهار 1375 خورشیدی زاده شده است و اکنون درختی است سر سبز و سایه ‏گستر و بارور. گواه این ادعا، نوشته های جذاب فرهنگی، تاریخی و ادبی بسیاری است که تا کنون در ‏شماره های این مجله انتشار یافته است. کافی است علاقه مندان به شماره های پیشین مجلۀ پیمان نگاهی ‏بیندازند. هر چند این مجلۀ وزین، از سوی هموطنان گرامی و فرهیختۀ ارمنی منتشر می شود و بیشتر به ‏شناساندن تاریخ و فرهنگ و ادب و معرفی نام آوران ایرانی ـ ارمنی و ارمنی تباران می پردازد، اما از آنجا که ‏از دیر باز، فرهنگ و تاریخ و پیشینۀ پربار و دراز دامن ایرانیان ارمنی، با دیگر باشندگان این سرزمین عزیز در ‏هم تنیده شده است، این فصلنامه پیوسته بر مشترکات فرهنگی ایرانیان و ارامنه تأکید کرده و افزون بر ‏این، در حد توان کوشیده است، به مقوله های فرهنگی و تاریخی و ادبی در ابعاد بزرگ تر و مرتبط با کل ‏ایران نیز بپردازد. از این رو، می تواند برای خوانندگان دوستدار مقوله های فرهنگی سودمند باشد. برای ‏نمونه، به مصداق مشت نمونۀ خروار، به عناوینی از چند مقالۀ مربوط به تاریخ و فرهنگ و ادب ایران، در ‏شماره های پیشین فصلنامۀ پیمان، اشاره می شود که نشانگر تنوع موضوعاتی است که این مجله به آنها ‏پرداخته است:
نقد و بررسی کتاب، دو شاهکار ادبیات جهان :رومئو و ژولیت ویلیام شکسپیر و لیلی و ‏مجنون نظامی گنجوی اثر علی اصغر حکمت، دکتر طهمورث ساجدی، ش 72، تابستان 1394 // ‏نگاهی به روابط فرهنگی ایران و ارمنستان، نویسنده: آنی آزادیان، مترجم: آرمن قازاریان، ش 73،پاییز‏‏1394 // چهرۀ هنرمنـد در تجلی صـادق هدایـت، به یاد شصت و سومین سالگرد خاموشی نویسندۀ ‏بزرگ، صادق هدایت، دکتر قوام الدین رضوی زاده، ش 68، تابستان 1393 // مرکز دایرۀالمعارف ‏بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش های اسلامی و ایرانی)، دکتر صادق سجادی، ش 69، پاییز 1393// ‏هنر ارمنیان و وزن یک اقلیت در میان یک ملت، ایساک یونانسیان، ش64، تابستان 1392‏‏// سرسکه های یافته شده از دورۀ صفوی در ارمنستان، نویسنده: آرمینه ظهرابیان، مترجم: ‏شاهن هوسپیان، ش 60، تابستان 1391 // سایۀ عمر خیام، نویسنده: هاکوپ کاراپنتس، ترجمه ‏و تلفیق از متون ارمنی و انگلیسی: رافی آراکلیانس، ش53، پاییز 1389// پیشینۀ ایران شناسی در ‏ارمنستان، آناهید یحیی، ش 52، تابستان 1389// معرفی مرکز اسناد مجلس شورای ‏اسلامی، علی ططری، ش 48، تابستان 1388// زنان در حماسه های ساسونتسی داویت و شاهنامه‏، ژیلبرت مشکنبریانس، ش 46، زمستان 1387// سکه های ایرانی ضرب شده در ایروان، شاهن ‏هوسپیان، ش 44، تابستان1387// فرهنگ ارمنیان ایران و مشترکات فرهنگی ایران و ارمنستان، آریاسب دادبه، ش41، پاییز 1386// کاربرد بُد در زبان ارمنی و فارسی، گارگین فتایی، ش 36 ‏، بهار 1386// آناهیتا (ناهید) در اساطیر ایران، دکتر فریده معتکف، ش 38، زمستان 1385// ‏ارمنیان و صنعت چاپ ایران، ژیلبرت مشکنبریانس، ش 37، پاییز 1385// نقش ارمنیان در ‏نهضت مشروطۀ ایران، هوری بربریان؛ حسن زنگنه، ش 36، تابستان 1385.‏
‏ ‏بخش معرفی و نقد و بررسی کتاب نیز از قسمت های جذاب فصلنامۀ پیمان است. بخش دیگری که در ‏این فصلنامه برای نگارنده این سطور خواندنی و آموزنده است، سرگذشت پر نشیب و فراز و خدمات ‏ایرانیان ارمنی است. این نام آوران در حوزه های گوناگونی از جمله دانش، پزشکی، نقاشی، ادبیات، ‏عکاسی، سینما، هنر، سیاست، امور خیر خواهانه همگانی، صنعت و... تأثیرگذار بوده اند و بسیاری ‏خوش درخشیده اند. برای نمونه می توانیم به مقاله های زیر اشاره نماییم:
آرِگ مگردیچیان چهره ای ‏ماندگار در عرصۀ مهندسی ایران// آشنایی با هایک میرزایانس از پیشگامان علم حشره شناسی در ‏ایران// واراند شاعر ارمنی گوی ایرانی با چهل و پنج سال فعالیت ادبی// لُرِتا و شهد نمایش// ‏تبیین جایگاه میناس، نقاش ارمنی، در تـاریـخ نقـاشـی ایـران// تابـلوی زنـدگی یک نقاش، ‏هنرمند نقاش و مرمتکار آثار نقاشی استاد ستراک نظریان// دکتر امیلیا نرسیسیانس، استاد انسان ‏‏ شناسی دانشگاه تهران// تاریخ نگاری پروفسور یرواند آبراهامیان// یاد مردم نیکونهاد، به بهانۀ ‏درگذشت بانوی فرهیخته، ژانت دیگرانوهی لازاریان// دکتر ادنا زینلیان، هنرمندی ماندگار در عرصۀ ‏طراحی لباس نمایش، سینما، تلویزیون و مد// سارکیس خاچاتوریان، نقاش نوآور ارمنی در جلفای ‏اصفهان‏‏// دکتر سیمون آیوازیان،پدر گیتار کلاسیک ایران// یادی از سلطان جاز ایران، ویگن دردریان ‏‏// زاون آیوازیان، هنرمند ایرانی در مهد هنر// لئون میناسیان (1299 ـ 1391ش)، پژوهشگر فرهنگ و ‏ادب ارمنی// بررسی تأثیرات مارکار قرابگیان در هنر معاصر ایران// دکتر آلنوش طریان، نخستین ‏بانوی فیزیک دان کشور و مادر ستاره شناسی ایران(1299ـ 1389ش) // هاکوپ هوناتانیان ‏‏(1809ـ 1881م)، نقاش دربار ناصری// یحیی‏خـان (1876ـ 1932م)، نابغۀ هنر تـار‏سازی جلفای ‏اصفهان// آناهیت آقابگیان (آبگاریان)، بانوی ارمنی اصفهانی الأصل، نخستین نمایندۀ دیپلماتیک زن ‏در تاریخ// شب ساموئل خاچیکیان// آربی آوانسیان، کارگردانی متفاوت با فیلمی متفاوت// مراسم ‏گرامیداشت خدمات ارزندۀ دکتر روان پزشک هاراطون داویدیان// واهه آرمن شاعر و مترجم ایرانی ‏ارمنی. ‏
پیشنهاد می شود که مجموعۀ سرگذشتنامه ها و شرح احوال و آثار و خدمات مشاهیر ایرانی ارمنی که تا ‏کنون در فصلنامۀ پیمان منتشر شده است به صورت کتابی انتشار یابد که به نوبۀ خود خواندنی و خواستنی ‏است. ‏
در پایان، باید به انتشار مرتب و بی وقفه، صفحه آرایی مناسب مجله و ناچیز بودن غلط های مطبعی در ‏متن آن هم اشاره کرد. پیشنهاد نگارنده، تلاش بیشتر برای ارتقای کیفیت چاپ تصاویر در فصلنامۀ پیمان ‏است. بخش دیگری که باید در مجله بیش از پیش تقویت شود، انتشار نامه ها و نظرات خوانندگان مجله است ‏که امکان تضارب اندیشه را فراهم می سازد و بازخورد دیدگاه خوانندگان می تواند برای نویسندگان و ‏گردانندگان مجله سودمند باشد. ‏
همچنین امید است سیاهۀ‏ عناوین مقاله های بیست سالۀ مندرج در فصلنامۀ پیمان نیز منتشر شود و به ‏مناسبت بیستمین سالگرد انتشار آن، مقاله های دسته بندی شده، در لوحی فشرده (سی دی ) در اختیار ‏علاقه مندان و پژوهشگران قرار گیرد.‏
‏ با آرزوی سربلندی ایران عزیز و همۀ هموطنان ارجمند از جمله ایرانیان ارمنی و بالندگی هر چه بیشتر ‏نشریه های فرهنگی در کشور از جمله این فصلنامۀ خواندنی. ‏
 
دکتر محمد حسین عزیزی
 
 
فرامرز طالبی، نویسنده و پژوهشگر
 
در جشن تولد مجلهی پیمان
‏1‏
‏20 سال گذشته است. بله، زمان درازی است، بهویژه برای دستاندرکاران مطبوعات در ایران، آن هم نشریهای که در آغاز ‏قرار بود، مخاطبین ویژه داشته باشد.‏
پیمان با همان شماره ی اولش میتوانست، به لحاظ صوری، در تاریخ مطبوعات ایران نامی از خود به جای بگذارد، ولی ‏بعد از 20 سال با انتشار پیدرپیاش، تأثیر بسیار در متنوعکردن فضای فرهنگی مطبوعات ایران داشته است و اکنون صاحب ‏جایگاه والا و با شکوهی شده است.‏
‏2‏
میدانید، بخشی از کارم تئاترشناسی است و ارمنیان ایران از آغازگران تئاتر ایران بودهاند. از یاد نمیبرم زمانی که زندگی و ‏آثار نمایشی گریگور یقیکیان[7]‏را بررسی میکردم، تقریباً هیچ سندی در اختیارم نبود. اگر نبود راهنماییهای جهانگیر ‏سرتیپپور و سپس اسنادی که زندهیاد آرتوش میناسیان در اختیارم گذارد، شاید این راه طی نمیشد. و بعد که پیشنهاد ‏زندهیاد دکتر علی فروحی را پذیرفتم و سراغ ارمنیان گیلان[8] ‏رفتم، بسیار سخت به اندک اسناد مورد نیاز دست یافتم. در ‏حالی که بسیاری از اسناد ارمنیان گیلان در مرکز اسناد کلیسای وانک اصفهان طبقه‌‌بندینشده نگهداری میشود.‏
اینها را میگویم تا پیمان نازنین بخشی از مطالب خود را ویژه ی اسناد و مدارک ارمنیان ایران کند تا دست پژوهشگران را ‏اندکی باز بگذارد.‏
‏3‏
راستش روزی که اولین شمارهی مجلهی پیمان را ورق میزدم، هیچ فکر نمیکردم که بعد از 20 سال، من هم جز کسانی ‏باشم که در جشن تولد این مجله حضور خواهم داشت.‏
بگذارید به احترام 20 سال تلاش دستاندرکاران مجلهی پیمان، کلاه از سر بردارم و برای یکایک آنها، آرزوی سلامت و ‏شادمانی و موفقیت کنم. ‏
فرامرز طالبی
آبان 1395‏، رشت
 
مسعود عرفانیان، پژوهشگر تاریخ معاصر، نویسنده و مترجم
 
سرکار خانم آراکلیان، جناب آقای وارتانیان، اعضای هیئت تحریریه و دیگر دست اندرکاران فصلنامۀ وزین ‏پیمان
پیش از هر سخنی نخست مراتب شادمانی و خرسندی خود را به مناسبت بیستمین سال انتشار فصلنامۀ ‏پیمان به آگاهی شما عزیزان و همۀ دوستداران پیمان می رسانم.‏
این رویداد فرخنده ای در تاریخ مطبوعات ایران است که فصلنامه ای با چنین کیفیت بالا و با همۀ ‏دشواری های پیش روی این حرفه، توانسته بیست سال به شکل مداوم و منظم منتشر شود.‏
با مروری بر شماره های پیشین فصلنامه از آغاز انتشار نخستین شماره تا کنون، متوجه نکته ای می شویم ‏و آن دقت و توجه دست اندرکاران پیمان در ارتقاء سطح کیفی و کمی مطالب و نوشته های علمی مستند ‏است که در شماره های پسین نسبت به شماره های پیشین به روشنی افزایش یافته که دقت خواننده را به ‏خود جلب می نماید و این نشان دهندۀ درک بالای دست اندرکاران فصلنامه است.‏
تأکید بر اشتراکات تاریخی و فرهنگی میان ارمنیان و ایرانیان و کوشش و تلاش صادقانه و صمیمانۀ ‏فصلنامۀ پیمان در حفظ و تحکیم حلقه های پیوند تاریخی و فرهنگی دو مردم نژاده و با سابقۀ کهن، همواره ‏یکی از نکات مهم مورد توجه دست اندرکاران پیمان بوده که در قالب ارائۀ مقاله هایی پیرامون موضوعات ‏گوناگون به چشم می خورد که بدون تردید در خور اهمیت ویژه ای است.‏
از همه مهم تر مواضع روشن فصلنامۀ پیمان در برداشتن گام های استوار در راستای حفظ، تحکیم و ‏تقویت همبستگی ارمنیان با دیگر باشندگان این سرزمین کهن است که با پرهیز از چاپ مطالب و نوشته های ‏تفرقه افکنانه، به روشنی خود را نشان داده است.‏
مایلم در همین جا این نکته را یادآور شوم که به باور بنده ارمنیان ایران همواره خود را ایرانی دانسته، ‏هیچ تفاوتی میان خود با دیگر باشندگان این دیار کهن قایل نیستند و این از مشارکت آنان با تمام وجود و ‏ظرفیت در همۀ عرصه های اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، ادبی، علمی، فنی، آبادانی و عمران و ورزشی به ‏خوبی دیده می شود.‏
کوشش های فصلنامۀ پیمان در عرصه های تاریخی، فرهنگی و ادبی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی ‏است و خوشبختانه این نشریه کارنامۀ پربار و درخشانی در این زمینه از خود برجای گذاشته است.‏
وجود نام تعداد زیادی از نویسندگان و پژوهشگران ایرانی فارسی زبان در میان نام دیگر نویسندگان مجلۀ ‏پیمان در هر شماره، پیام روشنی به خوانندگان دارد و آن این است که دست اندرکاران پیمان، بدون تعصب، ‏تنگ نظری و انحصار طلبی، به آراء همۀ صاحب نظران توجه داشته و با چاپ و نشر نوشته های آنان، در عمل ‏پایبندی خود به این موارد را نشان داده اند. تا جایی که فصلنامۀ پیمان را نه تنها متعلق به ارمنیان، که می توان آن را متعلق به همۀ ایرانیان دانست.‏
پس از بیست سال که از انتشار پیمان می گذرد، دست اندرکاران فصلنامه با حرکت در راستای اهداف ‏تعیین شده و با تکیه بر جنبه های علمی و فرهنگی، نشان دادند که هنوز هم به همان اهداف اعلام شده در ‏شماره های نخستین فصلنامه پایبند هستند که: ‏
‏«... هدف انتشار آن معرفی مشترکات فرهنگی ایرانیان و ارمنیان و شناساندن بزرگان دانش و فرهنگ ‏ارمنی و آثار آنان به ویژه در ارتباط با فرهنگ ایران زمین و ارائه جلوه هایی از فرهنگ ارمنی به پژوهندگان و ‏خوانندگان علاقمند است»‏.
در پایان بار دیگر بیستمین سال انتشار پیمان را، که رویدادی خجسته است، به شما عزیزان و دیگر ‏ارمنیان نژاده و فرهیخته تبریک و تهنیت گفته و برای همگی آرزوی تندرستی و زندگی دراز و پربار در پناه ‏صلح، آرامش و آسایش می نمایم.‏
با امید به دوام انتشار پیمان و برگزاری جشن چهل سالگی این فصلنامۀ وزین و پربار.‏
 
                                                                                                 مسعود ‏عرفانیان
                                                                                                         ‏‏30/8/1395 ‏
 
دکتر غلامرضا کیانی، دکترای مرمت و احیای بناهای تاریخی و ‏عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان
 
سردبیر محترم فصلنامۀ فرهنگی پیمان ‏
با سلام ‏
یک رسانۀ فرهنگی می تواند آموزه های فرهنگی، تاریخی و هنری را ارتقاء بخشیده و نقش بسزایی ‏در شکوفایی اندیشۀ نسل معاصر خود داشته باشد. بی تردید، هیچ پاداشی برای دست اندرکاران این ‏حوزه با ارزش تر از همراهی مداوم جامعۀ مخاطب خود نیست. ماندن فصلنامه بر پیمان خویش در طی ‏بیست سال گذشته خود گواهی روشن بر این ادعاست. به نظر می رسد فصلنامۀ پیمان در این مسیر ‏جایگاه قابل اعتنایی در میان خوانندگان خود کسب نموده و نقطۀ قابل اتکاء نگرش فرا قومی در زبان و ‏انتخاب موضوعات منتشر شده می باشد که تأثیرگذاری آن را افزون نموده است.‏
بر این اساس فصلنامۀ پیمان به عنوان یگانه راوی فرهنگ ارامنه به زبان فارسی برای بازخوانی بسیاری از ‏صفحات تاریخی و فرهنگی ناگشودۀ ارامنۀ ایران راهی طولانی در پیش دارد که با اتکاء به بیست سال تجربۀ ‏پربار می تواند به این مهم دست یابد. ‏
                                                                                       با آرزوی موفقیت ‏
                                                                                         غلامرضا کیانی
                                                                                      اصفهان 23/8/95‏
 
گارون سارکسیان، پژوهشگر، نویسنده و مترجم
 
سخنی بهر تبریک و شادباش
بیست سال پیش، در پشت ویترین یک کتابفروشی در محلۀ مجیدیۀ تهران چشمم به چیز تازهای افتاد. ‏نشریهای بود مجله مانند، با جلدی سبز رنگ. از پشت شیشه عنوان مقالهها را از روی جلد نشریه خواندم، با ‏اشتیاق به درون رفتم و با لذتی وافر نشریۀ نوآمده را خریدم. تا رسیدن به خانه سرتاسر نشریه را از زیر چشم ‏گذراندم. در شور و شادی بودم، زیرا همواره باور داشتم که هممیهنان فارسی زبان ما باید دربارۀ جامعه و ‏فرهنگ ارمنیان و مشترکات ایران و ارمنستان بیشتر بدانند و اکنون میدیدم که آن چه در دست دارم در خدمت ‏چنین هدفی است. غرق در اندیشههای شیرین خود بودم که دلهرهای وجودم را فراگرفت. تا چه زمان ادامه ‏خواهد یافت؟ آیا از نفس نخواهد افتاد؟
چند هفتهای با چنین اندیشههایی سپری کردم که ناگهان دومین شمارۀ پیمان چشم و دل ما را روشن کرد. ‏انتشار سومین شماره و شمارههای پس از آن، نشان داد که دست اندرکاران نشریه، مصمم و عاشقانه، کمر همت ‏به خدمت بستهاند و در راه شناساندن تاریخ و فرهنگ و هنر ارمنیان به فارسی زبانان از هیچ کوششی دریغ ‏نمیورزند. ‏
اکنون پیمان بیست ساله شده است و در میان حلقۀ انبوه اندیشوران و فرهنگ دوستان ایرانی، و با ‏سرپرستی سردبیر و هیأت تحریریهای آگاه و کوشا در راه غنی ساختن دانش ارمنی شناسی و ایران شناسی پیش ‏میرود.‏
با دلی شاد و لبریز از خشنودی، بیستمین سال بنیانگذاری فصلنامۀ پیمان را به همۀ «پیمانیان» و دوستداران ‏فرهنگ و ادب ایران زمین شادباش میگویم.‏
 
گارون سارکسیان
 
‏9 آذر 1395‏
 
سدیك داویدیان، مترجم و سردبیر اسبق روزنامۀ ارمنیزبان ‏آلیک
 
سردبیر و مسؤلین محترم مجلۀ پیمان
دوستان عزیز‏،
بیستمین سالگرد انتشار پیمان، این مجلۀ وزین را از صمیم قلب به شما و همۀ دست اندركاران ‏تبریك می گویم. خاصه آنكه این تبریك صرفاً بمناسبت گذر زمان بیست ساله نیست بلكه مهم تر از ‏آن اینكه در این بیست سال مجلۀ پیمان در نتیجۀ تلاش هدفمند و نظم و پشتكار شما بتدریج غنی ‏و غنی تر شده و به گنجینه ای با ارزش برای نسل های آینده بدل شده است.گنجینه ای كه ‏حاصل همكاری و همفكری دست اندركاران و دوستانی است كه پیمان موفق به جذب و ‏گردآوری ایشان شده است.‏
نمی خواهم این سطور به درازا بكشد فقط اجازه می خواهم با استفاده از فرصت به نكته ای اشاره ‏كنم كه پیوسته به آن باور داشته ام و اكنون پیمان را به خودی خود نمادی از حقانیت این تفكر ‏می دانم و آن اینكه در همیشه تاریخ و در برهه های مختلف زمان پیوندی ناگسستنی میان ارمنی ‏و ایرانی وجود داشته و شاهد این ادعا را می توان در عرصه های مختلف بوضوح مشاهده كرد چه ‏از نظر همزیستی و احترام و علاقۀ متقابل و چه در عرصۀ فرهنگ و... . ای كاش میسر می بود كه این تجربه و نمونۀ والای روابط انسانی به جهانیان عرضه شود. جهانی كه علی رغم ‏‏ پیشرفت انسان در زمینه های مختلف امروز بخاطر تنگ نظری ها و برخورد منافع دستخوش ‏بحران های بی شماری است.
باشد كه این فرهنگ همزیستی والا و دست آوردهای غنی آن پایدار و استوار بماند و نیز سرمشقی ‏برای جهانیان باشد.
 
با بهترین آرزوها ‏
سدیك داویدیان
 
علی اکبر علائی، پژوهشگر و نویسنده
 
بنام آن که آدمی را اندیشیدن آموخت
مسئولین محترم فصلنامۀ پیمان
با درود و سپاس از اینـکه فصلنامـۀ پیمـان در مـورد ارزیابـی و ارزش گـذاری بیست سالـۀ دستاندرکاران خود ‏بافکارسنجی پرداختهاند، که این خود نشانۀ بارزی از ژرفای اندیشههای آنان در سوی پیشبرد هرچه بهتر ‏ارائه نمودن دستاوردهای خودشان میباشد. ای کاش مسئولین در حوزههای مختلف در کشور نیز باین کار ‏نیک بها داده و بطور جدی بافکار عمومی بها دهند.‏
اینجانب از نخستین شمارۀ فصلنامۀ پیمان توفیق مطالعۀ آن را داشتهام و به لحاظ اینکه خود سالها ‏در مطبوعات کشور از جمله مجلۀ هنر و مردم، سلامت فکر، نگین و ... قلم زدهام و پدرم نیز روزنامهنویس ‏بود دردآشنا به مسائل و مشکلات این رشته هستم و نیک میدانم انتشار چنین فصلنامۀ وزین و ‏ارزشمندی مثل پیمان نیاز به چه وقت و انرژی و هزینهای، ... دارد.‏
اما در مورد محتوای آن، ضمن عرض تبریک به نویسندگان و کلیۀ کسانی که در امر انتشار چنین نشریۀ ‏سترک اشتراک دارند، باید عرض کنم که در انتخاب موضوعات همه جانبۀ اجتماعی، فرهنگی، هنری، ‏تاریخی، باستان شناسی، فولکلور و... و بویژه چاپ مقالات تحقیقی در مورد حوادث و رویدادهای تاریخی و ‏بویژه در مورد فاجعه نسلکشی ارامنه، این قوم نجیب و هنرمند و کارآفرین از ویژگیهای این نشریه ‏است.‏
همچنین در معرفی انسانهای شاخص و برجسته این قوم که در این مرز و بوم و گیتی در زمینههای ‏علمی و فرهنگی و هنری از جمله موسیقی، سینما، تئاتر، نقاشی، ورزش... خوش درخشیدهاند موفق بوده ‏است.‏
آرزوی توفیق و درخشش هرچه بیشتر برای این نشریه گرانقدر و پربار را از خداوند متعال خواهانم.‏
در پایان فرصت را مغتنم شمرده برای کاری که در حقیقت جز رسالتهای فصلنامه است و اینجانب آن را ‏بعلت علاقه شخصی دنبال میکنم و بشرحی که ملاحظه خواهید فرمود تاکنون به نتیجه موردنظرم نائل ‏نشدهام را مطرح نمایم.‏
داستان این است که در شهرمان اردبیل منزل پدری اینجانب در محلهای بنام «ارمنستان» واقع بود که در ‏ورودی این محله عریض و طویل ساختمان و حیاط کلیسای «مریم مقدس» قرار داشت. در داخل کوچه ‏هم بنبستی بود بنام «خاچاطور» و چند خانه بعد از منزل ما آقایی بود بنام آبانوس که سالها پیش از ‏اردبیل رفتند.‏
متولی کلیسا فردی بود بنام پاپکن و تنها فرزند پسرش که در مدرسۀ ما تحصیل میکرد آقای مارتیک بود ‏و نام مادرشان هم مادام آستیک بود که گویا اکنون در سلماس زندگی میکنند.‏
بهرحال برای اینجانب بعنوان یک پژوهشگر و شهروند اردبیلی تحقیق در مورد تاریخ اسکان ارمنیان در ‏اردبیل و علت آن و نقش آنها در اوضاع و احوال اجتماعی و اقتصادی اردبیل و دستاوردهای حضور آنها در ‏شهرستان اردبیل و علت مهاجرت آنها همیشه بعنوان یک سؤال بزرگ باقی مانده است و علیرغم مذاکره با ‏مقامات مسئول و دستاندرکاران مختلف اطلاعاتی در این مورد بدست نیاوردهام.‏
تا آنجایی که اینجانب را به خلیفهگری تبریز هدایت نمودند و آنها نیز مجوز ادارۀ ارشاد تبریز را برای دادن ‏اطلاعات باینجانب خواستار شدند!‏
بهرحال از فصلنامۀ پیمان که در مورد اسکان ارامنه در شهرهای مختلف ایران تحقیق کرده و مقالات ‏مفصل و متعددی اینجانب در فصلنامه مذکور خواندهام خواستارم در این مورد تحقیقی بعمل آورده و ‏مطلبی ارائه دهند یا در غیر اینصورت اینجانب را در جریان منابعی بگذارند که بتوانم در این زمینه تحقیق ‏نموده و الف البته نتیجۀ تحقیق را نیز در اختیار فصلنامه خواهم گذاشت.‏
با پوزش از تصدیع اوقات با ارزشتان و آرزوی توفیقات هرچه بیشتر برای دستاندرکاران فصلنامۀ پیمان.‏
 
با احترام ‏
علی اکبر علائی
 
 
کاظم فرهادی، پژوهشگر، مترجم و ویراستار
 
سردبیر محترم فصلنامۀ پیمان
خانم آرمینه آراکلیان
با سلام. پیش از هر چیز، بیست سالگی فصلنامۀ وزین پیمان را به شما و همکارانتان تبریک ‏ میگویم.‏
آشناییام با پیمان به دوازده سال پیش برمیگردد. در این مدت شاهد بودهام که نشریهتان هر ‏شماره بهتر و پربارتر از شمارۀ پیش منتشر شده است، و همچنان راه تکامل را میپیماید.‏
با توجه به مناسبات کهن تاریخی دو ملت ایران و ارمنستان و مسائل مشترکی که در بیش از ‏دوهزاروپانصد سال تاریخ بر آنان گذشته است، و نیز چهارصد سال زندگی مشترک ایرانیان با ‏هموطنان ارمنی، بیشک انتشار چنین نشریهای به منظور پرداختن به روابط سیاسی، اجتماعی، ‏اقتصادی و فرهنگی دو کشور برای آگاهی نسل کنونی و آیندگان ضرورتی تام و تمام بوده است.‏
انتشار مطالب و مقالههای محققانه به منظور آشنایی خوانندگان با تاریخ و فرهنگ ارمنستان، ‏شخصیتهای فرهنگی، هنری و علمی ارمنستانی و ارمنیان ایران، مسائل نژادکشی، معرفی آثار ‏تاریخی و مذهبی ارمنیان در ایران که بخشی از میراث فرهنگی این سرزمین محسوب میشود، ‏مباحث بینافرهنگی و موضوعهای دیگر از جمله برنامههای درخور تحسین شما است که پیگیرانه ‏دنبال میکنید.‏
میتوان تصور کرد که در این بیست سال چه راه سخت و ناهمواری را پیمودهاید. کوششتان را ‏صمیمانه ارج مینهم و امیدوارم که در این راه همچنان استوار گام بردارید.‏
 
 با بهترین آرزوها
کاظم فرهادی
17/8/95
 
پیمان سبزه علی، پژوهشگر و نویسنده
 
به نام خالق زیبایی
سلام خدمت همۀ عزیزان، پیمان، رسانهای مکتوب که بنده کمتر از 2 سال است آشنا شدهام.‏
پیمان، این فصلنامۀ ارزشمند که خود کتابی است که با مطالعهاش به تاریخ، سیاست، هنر و فرهنگ ‏ارمنیان پی میبریم. قطعاً این تجربه حاصل انسانهای شریف و دلسوزی بوده است که چنین با محتوا و ‏آرایش به دست خوانندگان میرسد.‏
به واقعیت، باید اعلام کنم تا قبل از آشنا شدن با عزیزان پیمان، فقط دوستان ارمنی به 5 نفر نمیرسید ‏ولی در حال حاضر عزیزان و دوستانی دارم که از هم صحبتی با آنها لذت میبرم و دیگر با فرهنگ و هنر ‏و تاریخ آنها آشنا شدم.‏
ضمن تشکر از همۀ عزیزان پیمان، یادی هم از ـ زاون قوکاسیان ـ کنیم، هنرمندی دوست داشتنی و ‏عزیز.‏
در آخر برای سروران پیمان آرزوی موفقیت دارم. و به امید روزهای خوب و روزی که پیمان جهانی شود و ‏برای فارسی زبانان ارسال گردد.‏
 
موفقیت، سلامت، شاد باشید
پیمان سبزه علی
هفدهم مهر ماه نود و پنج
 
 
 
پی‌نوشت‌ها:
1- اصل پیام اسقف اعظم سبوه سرکیسیان، به زبان ارمنی است که در صفحۀ قبل چاپ و برگردان به زبان فارسی توسط هیئت تحریریۀ پیمان انجام شده.
2- اصل پیام آقای آرتاشس تومانیان، به زبان ارمنی است که در صفحۀ قبل چاپ و برگردان به زبان فارسی توسط هیئت تحریریۀ پیمان انجام شده.         
3- مقالۀ «کمربند مقدس ایران و ارمنستان» به قلم دکتر محمود جعفری دهقی، در صفحات 188 ـ 195 همین شماره به چاپ رسیده است.
4- جسته گریخته بعضی از این اشعار کردی در ذهنم باقی بود ولی ترتیب آنها را فراموش کرده بودم با سپاس از مادرم م. جوببر، برای یادآوری ‏دوبارۀ آن اشعار پس از سال ها، البته این اشعار به زبان کردی کلهری و بصورت سینه به سینه در بین مردم رواج داشته و دارد و در هر منطقه ‏ای بسیاری از اشعار رنگ و بوی محلی و منطقه ای گرفته اند.‏         
5- بحث در مورد پیوندهای فرهنگی بین کردها (کردهای جنوبی) و ارمنیان تنها در این اشعار و داستان های فلکلور خلاصه نمی شود. بلکه دامنۀ ‏وسیعی از آثار تاریخی و فرهنگی و سال ها همزیستی را دربر می گیرد که با توجه به هدف فصلنامۀ پیمان امید است مورد توجه ‏پژوهشگران قرار گیرد.‏        
6- در فلکلور کردی منظومۀ شرین و فرهای(شیرین و فرهاد) گفته می شود در حالیکه نام این منظومه در ادبیات فارسی خسرو و شیرین است در ‏ادبیات کردی عشق ازلی و واقعی ازآن فرهاد است در حالیکه عشق خسرو از جنس دیگریست.‏           
7- طالبی، فرامرز، زندگی و آثار نمایشی گریگور یقیکیان، تهران: نشر انوشه، 1380.‏        
8- فروحی، علی و فرامرز طالبی، ارمنیان گیلان، رشت: نشر گیلکان، 1377.

 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 2073