نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

ارمنــی دیــگر[1] ‏

نویسنده: رافی آراكلیانس

  اختلال تنش زای پس از رویداد یا فشار عصبی پس از سانحه،[2] نشانگانی[3] ‏است که پس از مشاهده و تجربۀ مستقیم یا شنیدن یک عامل تنش زا و آسیبزای ‏شدید می تواند در شخص پدید آید و به خشونت بی دلیل، ‏مرگ، خودكشی، تهدید به مرگ یا عوارضی دیگر منجر ‏شود.‏

شخص بیمار نسبت به این خاطره ها و تجربهها احساس ترس و درماندگی ‏میکند، در اغلب اوقات رفتارهای آشفته و حاکی از بیقراری بروز میدهد، بی تاب ‏است و ناخودآگاه می کوشد تا یاد رویداد و سانحۀ فاجعه بار را به ‏فراموشی بسپارد. افرادی که رویدادهایی چون سوءاستفادۀ جنسی، تصادف، ‏زلزله، جنگ و از همه هولناك تر قتل عام دوستان و بستگان خود را از سر می گذرانند بیش از آنچه ما بتوانیم درکی از آن داشته باشیم از تصور و یادآوری این وقایع رنج میبرند در حالی كه خود ‏نیز از دلائل و حتی اثرات مستقیم و جنبی آن بی خبرند.‏ تركان عثمانی می توانند خود را در زمرۀ آفرینندگان این نوع  درد  ‏استثنائی نوع بشر، در معنای وسیع آن، به شمار آورند و به آن افتخار كنند.‏

جك گوركیان،[4] آرمان مانوكیان،[5] كومیتاس[6] و آرشیل گوركی[7] از ‏جمله هنرمندان اندیشمندی بودند كه نژادكشی ارمنیان را در سال های جنگ جهانی ‏اول در ایام كودكی شان با گوشت و پوست خود احساس كردند تا نسل های بعدی ‏شاهد تداوموحشتناك تأثیر مستقیم وقایع هولناك در ضمیر و زندگی انسان ها باشند.‏ هر چهار نفر از این فرهیختگان در اندیشۀ مرگ بودند و هر یك به  نوعی آن را در زندگی خود متبلور ساختند.‏

زندگی نامۀ جك گوركیان را در شمارۀ 60 فصلنامۀ پیمان[8] ‏ارائه كرده ایم و مقالۀ حاضر به تأثیر نامیمون « اختلال‏تنشزایپس ازرویداد» بر  زندگی نقاش ناكام، آرمان طاطه وُس مانوكیان اختصاص داده شده است.‏

 

Click to enlarge
آرمان مانوکیان، دختر و پسر (آدم و حوا) هاوایی. 1928م، فرهنگستان هنرهای هونولولو

 

معاون پلیس هونولولو، مركز هاوایی[9] در متن اعلامیۀ رسمی چاپ ‏شده در روزنامۀ هونولولو ادورتایزر،[10] مورخ 12 مه 1931م، با ‏اشاره به گزارش پزشكی قانونی مبنی بر تأیید خبر خودکشی یک ‏جوان 27 ساله از طریق خوردن زهر، تاریخ تشكیل جلسه برای تحقیق ‏در مورد واقعۀ خودکشی آرمان طاطه وُس مانوكیان را به اطلاع ‏عموم می رساند.‏ مرگ در طبقۀ زیرین یک خانۀ اجاره ای، در ساعت 22:15، روز ‏یكشنبه 10 مه 1931م اتفاق افتاده است.‏

Click to enlarge
آرمان طاطه وُس مانوکیان، 1920م

جوان هنرمند در آخرین ساعات شب از حضور در جمع مهمانان عذر ‏خواسته و به اتاق خود پناه برده بوده.‏ آشنایان نمی توانند دلیلی را برای این اقدام آرمان بیان کنند اما اظهار می کنندکه طی روزهای آخر او را غمگین و دلسرد دیده بودند.‏

آرمان طاطه وُس مانوكیان به هنگام مرگ، هشت هزار كیلومتر از ‏قسطنطنیه،[11] زادگاه خود در تركیه، فاصله داشت. اینكه چرا او ‏در مكانی كه آن را بهشت روی زمین می دانست به زندگی خود پایان ‏داد سؤالی است كه همراه جسم فانی اش در همان بهشت به خاك ‏سپرده شد.‏

میراثی كه مانوكیان پس از پنج سال و یازده ماه اقامت در ‏هونولولو از خود باقی گذاشت مجموعۀ آثار هنری خیره كننده ای ‏در قالب تابلوهای رنگ روغن، طراحی های سیاه قلم برای مجلات و ‏نقاشی های دیواری است كه به قول دیوید فوربس،[12] محقق و کارشناس تاریخ ‏هنر، تصویری نو و متفاوت از هونولولو و هاوایی را در برابر ‏دیدگان جهانیان قرار داده است.‏

هنر مانوكیان را در آن گوشۀ دورافتاده از ‏جهان كمتر كسی دیده و در تاریخ هنر به ثبت رسانده. تنها راه شناسایی هنر مانوكیان و زوایای پنهان این روح ‏نوگرای هاوایی را در مطالعۀ قطعات پراكندۀ زندگی ‏كوتاه او  و برآیند چیدمان آنها در كنار یكدیگر می یابیم.‏

كشف  مجموعه ای از طراحی های مانوكیان در بخش شناخته نشده ای از میراث ‏سرگرد ادوین نورث مك كللن،[13] كسی كه آرمان مانوكیان را به ‏هاوایی آورد، نوری بر هنر و زندگی مانوكیان تابانده ‏است.‏              

طاطه وُس، بزرگ ترین فرزند از میان سه فرزند مانوكیان ها، در 15 مه 1904م، در قسطنطنیه، پایتخت بحران زدۀ امپراتوری در حال ‏زوال عثمانی، چشم به جهان گشود. آرشاك مانوكیان، پدر هنرمند و ‏فرهیختۀ او، كه صاحب یك موسسۀ انتشاراتی برای چاپ روزنامه و ‏مجلۀ های پایتخت بود، نام یكی از دو حواری عیسی مسیحرا ‏كه هفده قرن پیش برای نخستین بار بشارت ایمان به مسیحیت را به سرزمین ‏ارمنستان آورده بودند،[14] برای فرزند ارشد خود برگزیده بود و آرمان برای سال های متمادی و تا پیش از پیوستن ‏به نیروی دریایی امریكا به این نام شناخته می شد.‏

سال های كودكی و نوجوانی طاطه وُس هم زمان بود با برهه  ای از تاریخ ترکیه كه شهروندان مسیحی و به ویژه، ارمنی ساکن ‏قسطنطنیه، که قشر تحصیل كردۀ پایتخت ترکیه را در آن سال ها ‏تشکیل می دادند، تحت فشار مضاعف حكومت قرار گرفته بودند تا ‏رسماً به دین و تمدن سه هزار سالۀ خود پشت كنند و یا مبالغی ‏سنگین به منزلۀ مالیات و پول خون  به دولت بپردازند.‏

ظلم حكومت ترك در دهۀ نخست قرن بیستم میلادی به نقطۀ غلیان و انفجار ‏نزدیك می شد.‏ لوئلین ویلیامز،[15] خبرنگار برجسته و حقوق دان انگلیسی، در 1912م نوشت كه اوضاع اجتماعی تركیۀ ‏عثمانی در آغاز این قرن جدید آن چنان ملتهب است كه هر شهروند ‏ترك به خود اجازه می دهد كه گردن فردی مسیحی را در ‏خیابان و در ملأ عام با شمشیر از بدن جدا كند تا فقط از تیز ‏بودن لبۀ تیغ خود اطمینان حاصل كرده باشد. اتفاقات معمول و ‏مقطعی، كه حقوق دان انگلیسی به آن اشاره داشت، تنها نشانه های ‏كوچكی از ابر تیره ای بود كه امپراتوری عثمانی بر فراز سر ‏شهروندان ارمنی خود پهن می كرد.‏

طوفان سیاه نژادكشی تنها سه هفته مانده به یازدهمین سالروز تولد ‏طاطه وُس مانوكیان به آسمان شهر قسطنطنیه رسید. در 24 آوریل ‏‏1915م ششصد تن از وكلا، اندیشمندان، روزنامه نگاران، فعالان ‏اجتماعی و نویسندگان ارمنی پایتخت دستگیر، تبعید و قتل عام ‏شدند. ‏

ظرف چند هفتۀ بعد بیش از پنج هزار تن از شهروندان ارمنی تركیه ‏راهی كشتارگاه ها شدند و طی سه سال بعد بیش از 1,500,000 ‏تناز ارمنیان ساكن تركیه طی برنامۀ از پیش تنظیم شدۀ ‏حكومت عثمانی طعمۀ اولین نژادكشی قرن بیستم شدند.‏

هنری مورگنتاوو،[16] سفیر كبیر امریكا در تركیۀ عثمانی، كه به رغم به كارگیری همۀ اهرم های سیاسی خود موفق نشده بود از قتل عام برنامه ریزی شدۀ ارمنی ها به دست گروهی از سیاست مداران ‏موسوم به «ترك های جوان» در زیر نگاه مستشاران آلمانی ارتش و  ‏دولت عثمانی جلوگیری كند، در یادداشت های خود می نویسد که اطمینان دارم كه تاریخ بشری هرگز شاهد فاجعه ای ‏بزرگ تر از آنچه كه برای ارمنیان تدارك دیده شده ‏بود نبوده است. خونین ترین كشتارها و شنیع ترین ‏فجایع تمام دوران تاریخ انسان در مقابل نژادكشی ‏ارمنیان ناچیز شمرده خواهد شد.

پدر آرمان و برادرزاده اش در چاپخانۀ خانوادگی مخفی شده و به طور معجزه ‏آسایی از مرگ نجات یافته بودند. ‏طاطه وُس در آستانۀ نژادكشی بزرگ قرن و در روزهای تشدید فشار ‏بر جامعۀ ارمنیان پایتخت، در یكی از شعبه های مجتمع فرهنگی ‏مخیتاریست های

Click to enlarge
دانیل واروژان، شاعر و اندیشمند شهیر ارمنی

ونیز ایتالیا در قسطنطنیه، موسوم به گریگور ‏نورانی، مشغول تحصیل بود.‏دانیل واروژان،[17] مدیر مدرسۀ گریگور ‏نورانی، نویسندۀ پر فروغ ارمنی و یكی از رهبران رستاخیز فرهنگی ‏ارمنیان، از جمله كسانی بود كه در اواخر آوریل 1915م دستگیر، ‏شكنجه و تبعید شد و به قتل رسید.‏ خبر قتل فجیع  مدیر مدرسه بی شك یكی از دلایل بی شمار خرد شدن ‏روحیه و تلاطم شخصیتی طاطه وُس مانوكیان،  شاگرد نوجوان او بوده ‏است.‏

استنباط همگان چنین بود كه حكومت جنایتكار عثمانی این  اجازه را به ‏خود نخواهد داد که كشتاری وسیع، در مقیاس آنچه كه در روستاها و شهرهای ‏دورافتاده در حال وقوع بود، در پایتخت و در زیر نگاه اتباع ‏پرشمار اروپایی ساكن آن  تدارك بیند. برداشت عموم از اوضاع ‏سیاسی چندان هم دور از واقعیت نبود چراکه حکومت مرکزی ‏سیاست خود را در پایتخت تنها به تبعید و اعدام های دست جمعی اندیشمندان، سران جامعۀ ارمنی قسطنطنیه و آن گروه از ارمنیانی محدود کرده بود كه به امید نجات از مرگ خانه و کاشانۀ خود را در ولایات  دیگر و روستاهای دورافتاده رها كرده و به ‏پایتخت متمدن تركیه روی آورده بودند.‏

آرشاك مانوكیان مدتی خانوادۀ خود را در تركیه نگاه ‏داشت و سر انجام برای دستیابی به زندگی ای بی دغدغه به چاره جویی پرداخت. بعد ها، طاطه وُس به دوستانش گفته بود كه در آن ‏ایام مدتی را هم خارج از قسطنطنیۀ آشوب زده، در مصر، گذرانده ‏بوده است.‏

آرشاك، كه از حمام خون به راه افتاده در عثمانی به سلامت جسته بود، خود را به شهر ‏مارسی در فرانسه رساند اما در آنجا، به حكم سرنوشت، به آنفلوآنزای اسپانیایی[18] مبتلا شده ‏و در ‏‏1917م در غربت و به دور از خانواده دارفانی را وداع گفت. ‏

مادر طاطه وُس، كه موفق به فروش مؤسسۀ انتشاراتی متعلق به خانواده شده بوده، ‏در نهایت فداكاری مبلغ بسیاری از این را به طاطه وُس، پسر ارشد خود داد تا امكان سفر او را به امریكا و جست و جو برای زندگی بهتر ‏برای وی فراهم آورده باشد.‏

طاطه وُس در 20 آوریل 1920م  پا به ساحل الیس آیلند[19] در ‏خاك امریكا گذاشت.‏ جمع مهاجران غریب، انبوه ارمنیان پریشان دورافتاده از وطن و فضای غمبار ‏جزیرۀ الیس، كه در آن سال ها پذیرای بیش از پنجاه هزار مهاجر شده بود كه ‏بیشترشان را کودکان یتیم تشکیل می دادند، نمی توانست ‏تصویر روشنی را از آینده برای مانوكیان ترسیم كند.‏

هربرت هوور،[20] رئیس جمهور امریكا، در خاطراتش از آن روزها چنین یاد كرده است: «كشتار ارمنیان مسیحی به دست تركان عثمانی و كمك هایی كه در روزهای یكشنبۀ هر هفته در سطح مدارس ‏امریكا برای التیام زخم های آنها جمع آوری می ‏شوند یقیناً سبب این شده است كه آشنایی بچه مدرسه ‏ای های ما با ارمنستان و ارمنیان به نزدیكی شناخت ‏آنها از انگلستان و انگلیسی ها برسد».‏

طاطه وُس در بدو ورود به خانوادۀ مهاجر دیگری به نام لئو ‏استپانیان پیوست كه نسبتی خانوادگی با مادرش داشت. لئو ‏در رد آیلند،[21] مأمن جدید هشت هزار ارمنی مهاجر، به تعمیر چتر مشغول شد و در تكاپو برای امرار ‏معاش همچون دیگر ارمنیانی كه در فاصلۀ 1919 ـ ‏‏1924م به امریكا رسیده بودند وارد رقابتی سخت با تازه واردها و ‏انبوه جویندگان كار شد.‏

بیشتر مهاجران و به ویژه، ارمنیانی كه از تركیه می آمدند، با قرار گرفتن در ‏برابر اوضاع دشوار اقتصادی در كارگاه های محلی و ‏به ویژه، در كارخانۀ كفش و قطعات لاستیكی معروف هود رابر[22] شهر ‏واتر تاون ایالت ماساچوست مشغول به كار می شدند. ‏

مانوكیان در اولین گام و با اتكا به پولی كه از ‏مادر دریافت كرده بود در كلاس های شبانۀ مدرسۀ عالی طراحی رُد ‏آیلند ثبت نام کرد.‏

طراحی قوی طاطه وُس شانزده ساله به زودی ‏مورد تشویق مدیریت مدرسه قرار گرفت. در سوابق ‏تحصیلی او در 1921 و 1922م از اعطای بورسیۀ رایگان به دلیل پیشرفت وی در طراحی نام برده شده است. در آخرین دورۀ ‏تحصیل در این مدرسه، طاطه وُس درس طراحی بازرگانی را انتخاب کرد و با گرفتن نمرات عالی این دوره را به پایان رساند. ‏

نشانی محل سكونت جدید طاطه وُس در كتاب زرد شاخۀ امریكایی ‏سازمان اجتماعی بهداشتی مردان جوان[23] منتشر شده در 1923م، ‏حكایت از جدا شدن او از خانوادۀ استپانیان و تغییر محل سكونت ‏وی دارد.‏

Click to enlarge

آرمان طاطه وس مانوکیان، هفده ساله،

ناوی نیروی دریایی امریکا، 1923م

طاطه وُس در 8 اكتبر 1923م در نامه ای خطاب به خواهرش نوشت كه با نام آرمان طاطه وُس مانوكیان در نیروی دریایی ‏امریكا ثبت نام كرده است. ‏به نظر می رسد كه هدف او از انتخاب نام جدید و ورود به ‏ارتش امریکا كسب اجازۀ رسمی كار و اقامت دائم در ایالات متحدۀ ‏امریكا و اخذ تابعیت رسمی آن كشور بوده است. ‏

در بایگانی کارگزینی نیروی دریایی ‏به پذیرش داوطلب جدیدی به نام آرمان ط. مانوكیان با قد ‏متوسط، در حدود 165 سانتی متر و وزن 60 كیلوگرم اشاره شده است. ‏در پروندۀ نیروی دریایی عكسی از آرمان با سر تراشیده و گوش های ‏بزرگ و مشخص وجود دارد كه به تازگی به تابعیت امریكا ‏پذیرفته شده بود.‏

 زندگی نظامی و پیوند خاص آرمان با سرگرد ادوین نورث مك كللن ‏در 7 نوامبر 1924م نقطۀ عطفی را در سرنوشت او رقم زد.  ‏سرگرد مك كللن، تاریخ نگار نیروی دریایی، هنگام ورود آرمان ‏به بخش او در مقام گماشتۀ دفتری دارای هفده سال سابقۀ كار در ‏نیروی دریایی و در طول سال های خدمت، به ویژه پنج سال ‏آخر، سرگرم تهیۀ صدها مقاله دربارۀ تاریخ حضور ناوگان امریكا ‏در جنگ جهانی اول بود.‏

سرگرد مك كللن، كه با ناوگان امریكا سرتاسر اقیانوس ها را از چین ‏و ژاپن  تا استرالیا و مصر در نوردیده و یادداشت ها و ‏جزوات فراوانی را در مورد ناوگان ارتش امریكا و مأموریت های آن ‏تهیه كرده بود، با دیدن ناوی و منشی جدید خود به استعداد ویژه او در طراحی پی برد. ‏

 

Click to enlargeClick to enlarge

آرمان مانوکیان، سرگرد ادوین نورث مک کللن (طرح سیاه قلم)،

مجلۀ بهشت اقیانوس آرام، دسامبر 1927م

سرگرد ادوین نورث مک کللن

 

به احتمال زیاد، طراحی های آرمان مورد توجه و تحسین سرگرد قرار ‏گرفته بود چراكه تعدادی از طرح های او را پس ‏از مرگ مك كللن در مجموعۀ خصوصی وی پیدا کردند. ‏مانوكیان، كه از بخت خوب در موقعیتی قرار گرفته بود که بتواند ‏هنر خود را ارائه دهد شروع به خلق ‏طرح هایی مبتنی بر یادداشت های گستردۀ سرگرد مك كللن کرد.‏

 

Click to enlargeClick to enlargeClick to enlargeClick to enlarge
نمونه هایی از طراحی های متعدد مانوکیان

 

طرح هـای آرمـان خیلـی زود برروی جلـد شماره های 18 اكتبر 1924م و 16 ‏مه 1925م مجلۀ لدرنك[24] ارتش و صفحات داخلی بیشتر شماره های بعدی ‏آن ظاهر شد. بسیاری از طراحی های سیاه قلم ‏آرمان با امضای او تا به امروز در موزۀ تاریخ نیروی دریایی، در ‏پروندۀ میراث 1063 صفحه ای سرگرد مك كللن، در موزۀ نظامی شهر ‏واشتگتن دی سی، نگهداری می شوند.‏

 سرگرد مك كللن در 1 ژوئن 1925 به مأموریتی طولانی در ‏بندر پرل هاربر[25] در ساحل شرقی مجمع الجزایر هاوایی اعزام شد.‏ در این مأموریت، مانوکیان نیز در ركاب او بود.‏

چند روز مانده به سفر در یكی از معدود نامه های ‏خود، به تاریخ  23 مه 1925‏م، خطاب به منو تفنكچیان،[26]  ‏دوست زمان كودكی خود، از فاصلۀ بسیاری كه با زادگاه خود ‏و دوران نوجوانی اش دارد یاد کرده و نوشته: «كسی نمی داند. شاید دیگر هیچ وقت تو را نبینم».‏

‏                                                                       دوست تو آرمان مانوكیان ‏

پیش بینی ای که بنابر مقدرات به واقعیت پیوست.‏

 

حكم سرنوشت

در زندگی نامۀ مختصری كه در 1927م در مجلۀ بهشت اقیانوس ‏آرام دربارۀ مانوكیان منتشر شد آرمان خود را از وارثان ‏هنر دورۀ بیزانس و روم شرقی معرفی کرده، از تأثیر بی مانند فضا و ‏طبیعت هاوایی بر روحیات خود سخن گفته و اعلام کرده بود که در ‏تعجب 

Click to enlarge

آرمان مانوکیان، اُوکانیا یا ملکۀ اقیانوس ها،

سیاه قلم، مجمع الجزایر ساندوبچ، (متأثر از

اساطیر هاوایی و مؤلفه هایی از شرق و هنر بیزانس

است كه چرا سواحل زیبای این منطقه از بهشت خدا پر از سه ‏پایه های نقاشی نقاشان جهان نیست.‏

ارمنی جوان ظاهراًَ در هاوایی به بهشت رنگ ها، آرامش نیلگون آسمان، سبزی ‏دریاها، افسانه های استوایی و دختران زیبا رسیده بود. او، که هنوز ‏در خدمت نیروی دریایی امریكا بود، در آغاز ورود به این بهشت جدید ‏نمونه هایی از فرهنگ اصیل هاوایی را موضوع طراحی های سیاه قلم خود ‏قرار داد.‏

طبیعت بی مانند هاوایی نهایتاً خیلی زود ‏عطش هنری مانوكیان21 ساله و روح تنهای مك كللن 44 ساله را، كه از بسیاری جهات با یکدیگر تفاوتی فاحش داشتند، ‏به غلیان درآورد. ‏

آرمان از طراحی سیاه قلم به بوم و رنگ روغن و مك كللن از ‏تاریخ نگاری به دنیای اسرارآمیز  شعر و عرفان روی آورد و هر ‏دو دوران كاملاً جدیدی از زندگی خود را آغاز کردند. 

خانم مج تننت[27] چهرۀ شاخص هنر هاوایی، وابستگی عمیقی بین ‏هنر هاوایی و اساطیر نیرومند و باهوش آن و داستان های حماسی ‏یونان تشخیص داده است. این باور تننت را می توان در ‏آثار نقاشی مانوكیان و دیدگاه های او در مورد فرهنگ هاوایی نیز دید. ‏این سیر تكامل فكری را می توان در آثار بعدی مانوكیان كه بر ‏اساس نوشته های سرگرد مك كللن به تصویر كشیده شده و در مجلۀ ‏‏بهشت اقیانوس آرام ـ به سردبیری مك كللن ـ به ‏چاپ رسیده نیز به وضوح مشاهده كرد.‏

Click to enlarge

آرمان مانوکیان، حماسه بند کشیدن خورشید

به دست مائویی افسانه ای، سیاه قلم

در طــرح گیــج كنـنده و منتشر نشده ای كه در مجموعۀ هزار صفحه ای ‏مك كللن یافت شده است آرمان تصویری خیالی از اسطورۀ مائویی[28] را درحماسۀ هاوایی و به بند كشیدن خورشید به دست او، به تصویر ‏كشیده و با ایجاد زمینه ای از ابرهایی شبیه به فضای اساطیری ‏یونان جذابیت خاصی برای خلق تصاویر متعلق به اساطیر هاوایی به وجود آورده است. ‏

دوران گذر مانوكیان از جنگ به صلح و از سیاه قلم به رنگ زمانی كمتر از دو سال به طول انجامید گویا همان روزی كه وی در 1927م با دریافت نشان طلا برای ‏رفتار خوب در حین خدمت برای همیشه از نیروی دریایی جدا می شد تصمیم ‏قطعی خود را نیز برای اقامت همیشگی در هاوایی گرفته بود.

در یكی از نخستین تابلوهای مانوكیان، كه بر روی یكی از دیوارهای تالار پذیرش هتل هانا مائویی[29] شهر هونولولو نصب شدهبود، ‏سایۀ مردانی را می بینییم كه قایق های كوچكی را با بادبان های ‏بزرگ بر سینۀ آب های سبز و در زیر نور خورشید نارنجی رنگ ‏بزرگی كه بر آسمان حكم می راند هدایت می كنند. قایق ها ‏نماد وسایل اولیه و اصلی زندگی مردم بومی هاوایی ‏پیش از ورود اروپاییان به آن خطه هستند.‏

آرمان در 5 سپتامبر همان سال، طی نامه ای رسمی، محل اقامت خود را ‏در خارج از خاك اصلی ایالات متحدۀ امریكا ثبت قانونی کرد و دلیل این تصمیم خود را شروع كاری پر منفعت در عالم ‏طراحی با مجلۀ هونولولو استار[30] به سردبیری جان ام. كلی[31] ‏عنوان نمود.‏

 

Click to enlarge
 

 

جدایی از سرگرد مك كللن، مشوق و دوست آرمان، كه در نوامبر ‏‏1927م پس از خاتمۀ مأموریت خود در ساحل اصلی شرقی اقیانوس به ‏كشور نیكاراگوئه اعزام شده بود، از یك سو و افتتاح فرهنگستان ‏هنر هونولولو در همان سال از سوی دیگر، سبب ایجاد دومین دگرگونی ‏مهم در زندگی آرمان شد. او سیاه قلم را به كناری ‏نهاد و از ارائۀ طراحی های سفارشی و متناسب با خط مشی مجلاتی ‏چون لدرنك  و بهشت اقیانوس آرام كناره گرفت. ‏

مانوکیان، که حضور در جلسات مکرر سخنرانی های مج ‏تننت را از دست داده بود، به جلسات سخنرانی خانم کلود ریوییر[32] روی آورد که زمینۀ اصلی آن استفاده از خطوط ساده و سایه های ‏روشن از رنگ های‏زنده و متناقض در نقاشی های گوگن[33]بود، موضوعی که هنر مانوکیان را متأثر ساخت و سبب تغییر ناگهانی در سلیقه و ذائقۀ وی شد.‏ جاذبۀ فرهنگستان نوپای هونولولو مهار نشدنی بود. ‏

مانوکیان در 1928م خانه ای در ناحیۀ ماکیکی[34] در پانصد ‏متری فرهنگستان اجاره کرد و به عضویت انجمن هنرمندان ‏هونولولو درآمد تا همۀ اوقات كاری و فراغت خود را صرف ‏جلساتی با حضور مج تننت، لیونل والدن،[35] هاوارد هیچکاک[36] ‏و دیگر نقاشان و منتقدان هنری بنام هاوایی کند.‏

در بررسی تمایلات اجتماعی مانوكیان می توان حدس زد كه بخشی از ‏دلبستگی او به هونولولو مرهون خاطرات نیمه جان وی از زادگاهش ‏بوده است. هونولولو و قسطنطنیه هر دو بنادری بودند با انبوهی ‏از مهاجران كه از  دورترین نقاط جهان به آنها روی آورده بودند و ‏سعی داشتند تا در مقابله با جذبۀ فرهنگ بومی زبان و آداب ‏قومی خود را تا حد ممكن حفظ كنند.‏

مانوكیان رابطۀ دوستی صمیمانه ای را با یكی از مهاجران ‏یونانی تبار به نام جرج گراسیموس[37] كه صاحب ‏رستورانی به نام آسیاب سبز[38] بود بر قرار کرد. ‏آسیاب سبز رو به روی ساختمان تئاتر هاوایی قرار داشت و هر ‏روز در پایان شب پذیرای انبوهی از تماشاگران تئاتر بود كه پس از پایان برنامه به خیابان می آمدند و برای نوشیدن پیاله ای از ‏مشروبات الکلی و تداوم لحظات خوش آن روزشان، سری هم به رستوران مجاور ‏می زدند.‏

Click to enlarge

آرمان مانوکیان، قایقی به سمت ساحل،

1928م، 170x120 سانتی متر، نقاشی بر 

روی دیوار سالن رستوران آسیاب سبز

محیط گرم و صمیمی آسیاب سبز مشتریان را به یاد كافه رستوران های خیابانی پاریس می انداخت.‏ فضای هنری رستوران آسیاب سبز  آرمان را بر آن داشت تا در ‏مقابل خورد و خوراك و مشروب مجانی تعدادی از بهترین آثار نقاشی ‏دیواری خود را بر روی دیوارهای سالن غذاخوری رستوران نقاشی ‏كند.‏

رنگ های شاد و زندۀ این نقاشی ها كه نمایشگر طبیعت هاوایی در ‏دوران كاپیتان كوك[39] بودند به خوبی می توانستند جای خود را ‏در سایۀ آثار رنگ روغن كلاسیك نقاشانشناخته شده ای چون ‏لیونل والدن، كه در ارتفاع ده متری تمامی سطح طاق بلند سالن ‏ورودی تئاتر را پوشانده بود، باز کند و حتی بعدها عامل مشوقی برای دو ‏بانوی متشخص و متمول محلی در تصمیم گیری برای خرید رستوران از ‏جرج گراسیموس شوند.    ‏

 

ون گوگ یا گوگن هاوایی

باور عمومی بر این است كه نوگرایی زادۀ غربت است. آرمان ‏مانوكیان هم، با سرگذشت دردناكش، از این قاعده مستثنا نبود. جذب شدن سریع و سحرآمیز او به طبیعت هاوایی گویای تشنگی او ‏برای یافتن مأوایی نو، صمیمی، آرام و دور از تنش در غیاب آن چیزی است كه از دست داده بود. ‏

هاوایی و تاهیتی برای آرمان مانوكیان و پل گوگن نمونۀ ‏خاكی و ملموسی از باغ عدن یا آن بهشت خواستنی ای بودند كه در ‏ضمیر نازك خیال و حساس هر دو هنرمند متبلور شده بود.‏

مانوكیان را ون گوگ[40] هاوایی نیز نامیده اند زیرا ‏نبوغ هنری آرمان هم به یك باره در آغوش طبیعتی همچون طبیعت منطقۀ ‏آرلز[41] ون گوگ شكوفا شد اما شباهت های زندگی او و ‏پل گوگن و  نگرش انتزاعی[42] وی به طبیعت بكر او را به ‏گوگن نزدیك تر می نمایاند.‏ هردوی آنها تنها بودند، هردو تشنۀ طبیعت بودند و هردو آسیمه سر و لجام ‏گسیخته به دنبال رنگ های خیال انگیز بهشت خیالی و بهشتیان بی آلایش آن بودند. ‏آرمان و گوگن هردو تنها تصویر گنگی از زادگاهشان در دوران کودکی ـ یعنی قسطنطنیۀ تركیۀ و لیمای پرو ـ به یاد ‏داشتند؛ هردو طبیعت بكر دور از خانواده را برای دوران پایانی ‏زندگی خود انتخاب كرده بودند؛ هردو سال هایی رابا خدمت برروی ‏كشتی و دریا ها گذرانده بودند؛ هردو اصرار در به كار بردن رنگ ‏های زنده، متناقص و نا متعارف داشتند؛ هردو انگیزۀ نقاشی را ‏در زندگی سادۀ بومیان بدوی می جستند؛ هردو در مقطعی از ‏عمرشان دچار ‏افسردگی شدید شده و دست به خودكشی زده بودند و هر دو شهرت ‏خود را پس از مرگ به دست آوردند.‏

تأثیر هاوایی بر هنر مانوكیان شگفت انگیز بود. او نه تنها به ‏رنگ های زنده و سطح و خطوط بی سایه پناه برده بود بلكه استفادۀ ‏همیشگی از چسب رنگ آبی سنتیتمپرا[43] را نیز كنار گذاشته و به ‏رنگ روغن روی آورده بود. ‏

انتقال از تکنیک تمپرا، كه خاص نقاشی برروی سطوح سخت مانند گچ ‏دیوار و چوب و با ویژگی خشك شدن سریع است، به دنیای ‏رنگ روغن، كه خاص بوم پارچه ای و دارای ویژگی دیر خشك شدن است، نمایشگر تغییری ‏بسیار بزرگ در طرز برخورد هنرمند با نگرش های هنری است.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
پل گوگن، منظرۀ تاهییتیآرمان مانوکیان، درخت مرجانی هاوایی

 

نقاشی های مربوط به دوران پس از تغییر نگرش مانوكیان از رنگ های درخشان، چشمگیر و ‏زنده بهره برده اند. تابلوی رنگ روغن بادبان های سرخ نمایشگر ‏تضاد رنگ هایی چون رنگ قرمز بادبان ها بر روی زمینۀ نیلگون آسمان ‏و هم جواری رنگ هایروشن و بسیار تاریك نمودار توجه ‏مانوكیان به رنگ های خالص و زنده است.‏

 

Click to enlarge
آرمان مانوکیان، بادبان های سرخ، 1928م

 

‏منتقدان تضاد رنگ های زنده را در آثار مانوكیان متأثر از هنر مدرن و مبتنی بر علم و ‏متأثر از نقاشان امپرسیونیست و گاه پست امپرسیونیستی چون ‏گوگن می دانند حال آنكه ریشۀ اصلی چنین تركیبی از رنگ ها، ‏شکل ها و طرح ها و به ویژه، رنگ آبی نیلگونی را كه در بیشتر ‏تابلوهای او به كار رفته است می توان در هنر متداول در ‏امپراتوری بیزانس و نفوذ آن در زندگی اجتماعی قسطنطنیه ‏در زمان کودکی آرمان جست و جو كرد.‏

احساسی كه در لابه لای خطوط و رنگ تابلوهای مانوكیان نهفته است، ‏به سادگی  به دنیای احساسی بیننده منتقل می شود. دونالد ‏بلندینگ،[44] نویسنده و منتقد هنری امریكایی، پس از بازدید ‏نمایشگاه نقاشی در آكادمی هونولولو در 1928م، ‏احساسات خود را اینچنین بیان كرده است: « اگر این آثار هنری را در نقطه ای دور از هاوایی می دیدم، ‏مطمئنم كه احساس غربت سراسر وجودم را فرا می گرفت».‏

گوستان زاریان،[45] نویسندۀ بنام ارمنی متولد قسطنطنیه، دربارۀ آرمان مانوكیان گفته است که نسل ما و نسل مانوكیان ها دوستان بیشتری را در دنیای ‏بعدی خواهند داشت.‏

بیشتر دوستان مانوكیان او را كلاف سردرگمی می دانستند كه در اوج تلألوی  رنگ های شاد و زنده حضیضی از غم را ‏نیز در درون خود دارد. مانوكیان سه سال پیش از مرگ، در 1928م و در ‏ایامی كه خود را با گذشته و اساطیر سرخ پوش و قهرمانان ‏جنگجوی هاوایی هماهنگ می كرد، به خبرنگاری گفته بود كه اصول ‏پنهان در پشت خطوط و رنگ هایش همان هایی هستند كه هر نقاش ‏حقیقت جویی، مانند میكل آنژ و روبنس، با آنها همسو بوده است. ‏گذشتۀ تلخ به او آموخته بود كه امیدی به آینده و حتی بهشت دیگر ‏نداشته باشد.‏

مانوكیان را می توان در تب و تاب و تكاپویی دائمی برای ‏رسیدن به آرامش روحی در لابه لای خطوط و رنگ ها دانست، جست و جوی بی نتیجه ای كه او را به دنیای فلسفی برتراند راسل[46] نیز برده ‏بود.‏

كشیش آرتور گرین،[47] در مراسم تدفین مانوكیان، اشاره ای داشت ‏به بخشی از گفته های برتراند راسل، كه مانوكیان با خط كشی در ‏زیر برخی از جملات یکی از كتاب های فیلسوف، هنر و روحیات خود را ‏سنجیده بود:« هنر از بخش وحشی و آشفتۀ هنرمند می جوشد. ‏ضدیت و برخوردی دایمی بین هنرمند و بینندۀ اثر هنری او برقرار ‏است كه ظاهراً به شكست هنرمند می انجامد. در حالیكه پیروزی ‏تضمین شدۀ هنرمند در سپاس انسان هایی نهفته است  كه از دیدن  ‏آثار او به وجد خواهند آمد».‏

 

Click to enlarge
آرمان مانوکیان، تحلیف جنگجوی قهرمان هاوایی، سیاه قلم، مجلۀ بهشت اقیانوس اطلس

 

زندگی مانوكیان از آثار مخرب ركود اقتصادی آن سال ها ‏مصون نماند.جهانگردان از مسافرت به هاوایی و ‏هونولولو سر باز زدند و مانوكیان مجبور شد تا به دریافت ‏مقرری برای نقاشی برروی دیوار های داخلی تئاتر وایپاهیو[48] ‏بسنده كند.‏

مانوكیان هنگام افتتاح تئاتر وایپاهیو در1930م با ‏مهندس معمار جوانی به نام سیریل لمون[49] كه دستی هم در نقاشی ‏داشت آشنا شد. آرمان پس از این آشنایی به اتاقی در زیرزمین خانۀ او نقل مكان کرد ‏و برای مدتی در كنار او به نقاشی پرداخت. ‏

مانوكیان، در اتاق كارگاه مانند خانۀ سیریل لمون ـ كه حالا دیگر پر ‏شده بود از بوی رنگ روغن، تابلوها، بوم های نقاشی و حتی ‏آثاریازنقاشاندیگر مانند دیگو ریورا،[50] نقاش بنام مكزیكی ‏تبار ـ مدام نقاشی می كرد و درماه های آخر عمر به استفاده از خطوط ‏شكسته، که از ویژگی های سبك كوبیسم محسوب می شد و كار برروی موضوعاتی برگرفته از نقاشی های ‏ریویرا روی آورده و خود را در زمینه ای ‏كاملاً متفاوت به چالش کشیده بود، آزمایشیكه گویا نتیجۀ آن باذائقه و طبع نقاش هم خوانی نداشت.‏

 

Click to enlargeClick to enlarge
آرمان مانوکیان، زن بافندهآرمان مانوکیان، مردی از هاوایی، 1930م،مجموعۀ خصوصی**

 

انتخاب رنگ های تند، متضاد و در مواردی شاد و زنده از تلاطم ‏ روحی او خبر می دهد. نقاشی های خود را نمی پسندید و در عین ‏حالی كه در هر فرصتی با اطرافیان به بحث و مجادله می پرداخت خود ‏را متعهد به خلق سمفونی رنگ ها می دانست.‏ نقاش دقیق و وسواسی ای كه تا به حال به تمام جزئیات و خطوط نقاشی ‏خود اهمیت می داد به نوگرایی افراطی و خطوط شكسته روی آورده بود ‏و بسیار پریشان می نمود. تابلوی زن بافندۀ او شاید گریزی بود برای بازگشت به دنیای ‏واقعی.‏

                           ‏

غروب‎ عشق و مشقت

در ‏شامگاه روز یكشنبه، 10 مه 1931م، آرمان، كه چند روزی بود افسرده به نظر می رسید، زمانی كه اعضای ‏خانوادۀ لمون و جمعی از دوستانشان در اطاق پذیرایی مشغول بازی ‏‏«مرگ با چشمك»[51] بودند، به اتاق خود در طبقۀ ‏تحتانی پناه برد.‏

تنش های درونی آرمان سرانجام او را، که بر لبۀ تیغ گام برمی داشت، به ورطۀ ناامیدی مطلق کشاند و او در همان لحظاتی كه دوستانش مشغول بازی مرگ و قتل بودند ‏با خوردن داروی ظهور فیلم که آن را در كارگاه سیریل لمون پیدا کرده بود، به ‏زندگی خود خاتمه داد.‏

فریادی دوستان آرمان را از فضای بازی بیرون آورد.‏ آرمان از اتاق خود بیرون آمده و بر روی كف آشپزخانه ‏افتاده بود.‏ تنها سه روز پیش از این شامگاه غمبار آرمان پردۀ پرواز فلامینگو ‏ها، آخرین اثر نقاشی خود، را به درب خانۀ آقای چارلز مكینتاش، ‏سفارش دهندۀ اثر، رسانده بود.

 

Click to enlarge
آرمان مانوکیان، پرواز فلامینگوها (آخرین پردۀ نقاشی آرمان مانوکیان)، 1931م، مجموعۀ خصوصی

 

خبر غروب آرمان در لفاف نامه ای با امضای سیریل لمون، ضربۀ ‏هولناكی برای مادر، خواهر و برادر او بود.‏ واهه، برادر کوچک ترآرمان، زمانی كه آرمان در هاوایی در ‏حال کشمکش با خود و در تقلای یافتن و اثبات خود در سبك های ‏نقاشی بود، در یك مدرسۀ علوم دینی به فراگیری زبان فرانسه ‏مشغول شده بود. او فقط به تازگی موفق شده بود كه خواهر و ‏مادرش را از جهنم قسطنطنیه رهایی بخشد و زندگی جدیدی را هرچند با امکانات اندک برای ‏آنها در پاریس تدارک بیند چراکه آرمان، در مکانی پانزده هزار كیلومتر دورتر و با ذهنی ‏میلیون ها بار پریشان تر، قادر به كمك كردن به آنها نبود.‏

آدریان، خواهر آرمان، در نامه ای به دوستش نوشته بود كه آرمان ‏كمتر برای ما می نویسد و ما به شدت نگران سلامت او هستیم.‏ نگرانی آدریان بی جا نبود چراکه برادرش، آرمان، روحی زخمی و شكننده ‏داشت. ‏

Click to enlarge
آخرین عکس موجود از آرمان مانوکیان

خانوادۀ مانوکیان توان مالی برای شرکت در مراسم افتتاح ‏نمایشگاه آثار نقاشی آرمان، که دو سال پس از مرگ وی در فرهنگستان هنر هونولولو برگزار شد، نداشتند. در کنار یاد ‏روزهای از دست رفته، تنها یک تابلو، یک ساعت مچی و چند طرح از ‏کارهای آرمان، که دوستان او برایشان فرستاده بودند، باقی ‏مانده بود.‏ مقامات اداری امریکا در جواب درخواست رسمی خانوادۀ آرمان اعلام کرده ‏بودند که هیچ چیز از آرمان طا طه وس مانوکیان برای تحویل به ‏بازماندگان او بر جای نمانده است. ‏

افسردگی مفرط آسان ترین اصطلاح علمی است كه می توان با آن دربارۀ ‏روحیات آرمان طاطه وس مانوكیان سخن گفت اما اختلال تنشزایپس از ‏رویداد یا فشار سهمگین عصبی پس از سانحه ای كه در دوران بلوغ و ‏نوجوانی برای پدر، خانواده، مدیر مدرسۀ گریگور نورانی، قشر ‏روشنفکر پایتخت و ارمنیان ترکیه اتفاق افتاد اشارۀ صحیح تری به سرچشمۀعصبانیت، نواسانات مزاجی، پریشانی و اشتیاق ‏درونی او در تكاپو و برای نیل به وضعیت آرمانی است.‏ دانیل واروژان، آخرین مدیر آخرین مدرسۀ آرمان در زادگاهش ‏قسطنطنیه، در آخرین پیام خود به درستی گفته بود كه «ملت ارمنی در من گریست و در من به خروش آمد».‏          

 

سهم دنیا از آرمان و سهم‎ طاطهوُس از دنیا

سرگرد ادوین نورث مك كللن به هنگام مرگ دوستش از هاوایی دور ‏بود و شاید هم به همین دلیل در صفحات مجلۀ لدرنك، جایی كه ‏آرمان فعالیت هنریش را از آنجا آغاز كرده بود، هیچ اشاره ای به مرگ غیر ‏منتظرۀ وی نشد. ‏

آرمان اگر زنده می ماند، مجبور می شد كه خود را با واقعیت تلخ ‏چاپ نشدن نوشته های سرگرد و طراحی های خودش وفق دهد. ركود ‏اقتصادی و بالا بودن هزینۀ چاپ برای انتشار كتاب حجیمی که از یادداشت های مك كللن گردآمده بود وی را مجبور ساخت تا یادداشت هایش را به صورت فتوكپی منتشر سازد. تنها در 1954م بود که نسخۀ كامل نوشته های سرگرد و آثار آرمان با عنوان ‏‏تاریخ نیروی دریایی و سربازان دریا در ‏كتابخانۀ عمومی شهر نیویورك به صورت میكروفیلم درآمد که تا ‏به امروز نیز نگهداری می شود.‏

مك كللن در 1936م خود را بازنشسته اعلام و هاوایی را در ‏آستانۀ بمباران بندر پرل هاربر و غرق شدن كشتی جنگی آریزونا،[52] كه سال ها محل زندگی و خدمت او بود، برای همیشه ترك ‏كرد. مك كللن در كنار غرق شدن خاطرات تلخ جنگ جهانی دوم شاهد ‏فجایای دیگر این جنگ و دومین نژادكشی بزرگ قرن بیستم نیز ‏بود، نژادكشی ای كه اگر آرمان زنده مانده ‏بود، بار دیگر خاطر زخمی و آزردۀ او را دل مشغول خانوادۀ نگون بختش می ساخت كه پیش تر، ‏در سال های جنگ جهانی اول، گرفتار سیاهی های اولین نژادكشی قرن ‏شده بودند.‏

عمر كوتاه آرمان این اجازه را به او نداد كه شاهد تأثیر هنر ‏ناب خود بر اجتماع و تشویق و تحسین آن باشد. در حالی كه ‏سرگرد ادوین نورث مك كللن در 1968م مفتخر به دریافت نشان ‏لیاقت برای تأثیر عمیق كار خود در تاریخ نیروی دریایی ایالات ‏متحدۀ امریكا شد.‏

با مرگ سرگرد در 1971م، در 89 سالگی، این ‏سؤال بدون پاسخ ماند كه آیا او هیچ گاه مانوكیان را كه در 27 سالگی دنیا را ترك گفته بود، برای مجموعۀ تاریخی ‏خود مورد قدردانی قرار داده بود یا خیر.‏

آرمان مانوكیان و نقاشی های رنگ روغن منحصر به فرد او را ‏كمتر كسی در خارج از هاوایی می شناسد. از کل عمر کوتاه هنری او تنها 31 اثر ‏نقاشی رنگ روغن در كلكسیون های ‏خصوصی برجای مانده و تعداد بسیار اندکی از آنها در معرض دید ‏عموم قرار دارد. آرمان یك سال پیش از مرگ، در 1930م، در ‏یك طوفان عصبی، تمام تابلوهایش را، كه در كارگاه سیریل لمون باقی ‏مانده بود، پاره پاره كرده و به دور انداخته بود.‏

آرمان در روزهای آرام تر  بعدی متوجه یكی از تابلوهایش شده بود كه در زیر اسباب و اثاثیۀ كارگاه سالم مانده و تا ‏ آن لحظه توجهش را جلب نكرده بود. او این تابلو را، که دختر ‏گمنام و برگ درخت موز نام دارد و در حال حاضر برای فروش گذاشته شده، به دختر همسایۀ خود هدیه کرد و این تابلو چند نسل پی در پی ‏در این خانواده باقی ماند.‏

 

Click to enlarge
آرمان مانوکیان، دختر گمنام و برگ درخت موز،***1929م، 50x40 سانتی متر

 

هنگامی كه هتل هانا مائویی در اوایل 2010م به شركت امریكایی اَمستر گروپ[53] فروخته شد هفت پرده از آثار مانوكیان، پس از شصت سال، از آن خارج و به حراج گذاشته شد. پنج پرده از این تابلوها، در كنار ‏سایر آثار هنرمند، به مجموعه های خصوصی راه یافت و از دیدگان مشتاقان هنر پنهان ماند. یكی از تابلوهای مانوکیان نیز پیش تر در ‏ یك حراج خصوصی در 2005م به مبلغ پانصد هزار دلار به فروش رسیده بود.‏

تنها دو تابلو با نام های بادبان های سرخ و دختر و پسر هاوایی، متعلق به خانوادۀ دیلكس[54] كه با سخاوت ‏صاحبانشان برای عرضۀ طولانی مدت به موزۀ هنر هونولولو  امانت داده شده  است، در معرض دید بازدیدكنندگان ‏قرار دارد.‏

مجلس نمایندگان هاوایی در آوریل 2009م طی اعلامیه ای از آرمان طاطه وُس مانوكیان به منزلۀ نقاش ‏نابغۀ گریخته از نژادكشی سال 1915م یاد كرد و آنچه را كه ترک های عثمانی در 1915م بر سر ارمنیان آورده بودند ‏نژادكشی نامید و روز 24 آوریل را از آن پس در تقویم رسمی هاوایی به منزلۀ روز یادبود نژادكشی ارمنیان در ‏‏1915م به ثبت رساند. طاطه وُس نقش خود در معرفی و شناسایی جهانی نژادكشی بزرگ قرن را بازی كرده بود.‏

 

منابع:

آراکليانس، رافي. «جك گِوُركيان، معروف به "دكتر مرگ"». پيمان. ش60. تابستان1391: 67 ـ 86.       

 

93 Color Paintings of Arman Tateos Manookian[Kindle Edition]‎

www.johnseed.com

www.mygyumri.com

www.huffingtonpost.com

www.doctorbipolar.me/tag/arman-manookian

www.geringerart.com

www.cedarstreetgalleries.com

www.wikipaintings.org

www. honolulumuseum.org/art/exhibitions

www.asbarez.com

‎www.askart.com

www.armenianstudies.csufresno.edu

www.askart.com/askart/artists 

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ این مقاله عمدتاً بر اساس پژوهش ها و یافته های پروفسور جان سید (‏JohnSeed‏)تهیه و تدوین شده است. پروفسور جان سید، كه از 1999م تحقیق در مورد آرمان ‏مانوكیان را آغاز كرده بود، ماحصل یافته های خود را در 2012م در سخنرانی ای با عنوان «بهشت شكننده»، در موزۀ اسكیجیان لس ‏آنجلس، به عموم عرضه كرد.‏ جان سید، كه مقالات متعددی را در خصوص هنر و هنرمندان در مجله های ‏معتبر دنیا ارائه كرده، برندۀ جایزۀ نخست انجمن خبرنگاران حرفه ای ‏در 2002م است. او در حال حاضر مدرس كرسی هنر و تاریخ هنر در ‏دانشگاه سن جاچینتو كالیفرنیای جنوبی است.‏

2ـPost Traumatic Stress Disorder  (PTSD

3ـ[1]2. Syndrome

4ـ‏ Jack Gevorkian (Dr. Death) (1928 ـ 2011)‎        

‏‏5ـArman Manookian  ( 1931 ـ 1904)   

‏‏Komitas  Vardabet  (1869 ـ 1935 )‎‏6ـ‏

7ـArshil Gorky  (1948 ـ 1908)‎

8ـ برای اطلاعات بیشتر ر.ک: رافی آراکلیانس، «جك گِوُركیان، معروف به "دكتر مرگ"»، پیمان، ش60  (تابستان1391): 67 ـ 86.           

9ـ هاوایی یا جزایرساندویچ، پنجاه و یكمین ایالت امریكا، مجموعه ‏ای است از 24 جزیره كه در اقیانوس آرام جای گرفته و شهر ‏هونولولو مركز آن است.‏    

Honolulu Advertiser10ـ

پر تیراژترین روزنامۀ هاوایی كه تا 2010م منتشر می شد.‏

Constantinople11ـ

پایتخت امپراتوری عثمانی، استانبول كنونی. این شهر در 324م  به ‏منزلۀ پایتخت امپراتوری روم شرقی یا بیزانس برگزیده و به نام امپراتور کنستانتین  ـ (قسطنطین) به این اسم نامیده شده است.‏

David H. Forbes‎12ـ

Edwin North McClellan13ـ

او پنج سال پایانی از خدمت هفده سالۀ خود را در نیروی دریایی در بخش ‏تاریخ آن گذراند و در همین جا بود كه با ناوی جوان، آرمان مانوكیان ‏آشنا شد.‏ سرگرد مک کللن، که سرگرم نگارش سرگذشت نیروی دریایی در طول جنگ جهانی اول بود با آگاهی از قابلیت طراحی منشی جدید از او خواست تا برای ‏یادداشت هایش طرح هایی مناسب بکشد. به این ترتیب،‏ مانوكیان بیش از صد طرح به مجموعۀ 1063صفحه ای یادداشت های تاریخی ‏مك كللن اضافه كرد.‏

14ـ این دو تن عبارت بودند از طاطه وس و ‏بارتوقمیوس. ایشان در 301م آیین مسیحیت را به سرزمین ارمنستان ‏آوردند و بانی كلیسای ارمنستان شدند.‏         

15ـ W. Llewelyn Williams (10 March 1867 ـ 22 April 1922)‎

روزنامه نگار، حقوق دان و سیاست مدار انگلیسی اهل ویلز. ‏

16ـHenry Morgenthau‎ (1856 ـ 1946)

حقوق دان، بازرگان و  سفیر كبیر ایالات متحدۀ امریكا در ‏امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول.‏

17ـDaniel Varoujan

شاعر معروف ارمنی قرن بیستم میلادی. او،  كه در 1884م در خاك ‏تركیۀ عثمانی به دنیا آمده بود، طی نژادكشی ارمنیان در 31 ‏سالگی به قتل رسید.‏

‏18ـSpanish flu 

‎‎‏ این بیماری، که یكی از مرگ بارترین بیماری های تمام دوران بود، طی 1918  ـ  1920م در بین حدود پانصد میلیون تن از مردم سراسر ‏جهان شیوع پیدا  كرد و سبب مرگ پنجاه تا صد میلیون نفر شد.‏‏

19ـEllis Island‎

ایالت متحدۀ امریكا طی شصت سال از 1892م به بعد ‏پذیرای میلیون ها مهاجر به قارۀ نو بود. جزیرۀ الیس در خلیج شمالی ‏شهر نیویورك و در شمال جزیره ای واقع شده كه مجسمۀ آزادی در آن قرار دارد.‏ آرمان مانوكیان همراه با پنجاه هزار ارمنی مهاجر دیگر قدم در خاك امریكا ‏گذاشت.‏

Herbert Clark Hoover (1874 ـ 1964)‎ ‏20ـ

سی و یكمین رئیس جمهور امریكا طی 1929 ـ 1933م.‏

‏21ـRhode Island‎   

كوچك ترین ایالت ساحل شرقی امریكا در ناحیۀ نیو اینگلند و یكی از سیزده ایالت اولیۀ ایالات متحدۀ امریكا.‏

22ـ‏ Hood Rubber Plant‏ 

آرشیل گوركی، نقاش مشهور؛ آدامیان، رئیس پیشین دانشگاه بنتلی؛ ‏بارونیان، بانی دانشگاه تافتس؛ و هزاران ارمنی مهاجر كه از وحشت ‏امپراتوری عثمانی به امریكا پناهنده شده بودند، در سال های ‏اولیۀ ورود در این كارخانۀ لاستیك سازی، كه یك پنجم مواد اولیۀ تولید ‏كفش امریكا را تولید می كرد مشغول به كار بودند.‏ این كارخانه كه در 1896م تأسیس شد تا چهل سال پیش و قبل از ‏آنکه كارخانۀ بی اف گودریچ آن را خریداری کند سكوی پرتاب بسیاری ‏ارمنیان تازه وارد به سوی مدارج ترقی بود.‏

YMCA ‎23ـ

سازمان مردان جوان مسیحی. این سازمان در بایگانی شاخۀ امریكایی خود احوال ‏مهاجران ارمنی را نیز ثبت کرده است.‏

* با وجود نبود ‏عكس های مستند از وقایع جنگی طرح های مانوکیان در کنار یادداشت های سرگرد مک کللن اطلاعات ارزشمندی دربارۀ رخدادهای مربوط به عملیات نیروی دریایی امریكا در جنگ ‏جهانی اول به دست می دهد. ‏این طراحی ها از طرف گالری هنری گرینگر(GrnigerArtltd) به ‏مدرسۀ هنرهای هونولولو اهدا شده اند.‏

Leatherneck Magazine of the Marines‏24ـ 

مجلۀرسمی نیروی دریایی امریكا که از 1917 ـ 1972م منتشر می شد.

Pearl Harbor ‎25ـ

بندری در شرق هاوایی كه آب های عمیق آن مانند دیگر بنادر این ‏ناحیه در ا ختیار ناوگان ارتش امریكا است.‏

26ـMenou Tufenkjian ‎

Medge Tennant ‎27ـ

Māui ‎28ـ

ازجمله اساطیر هاوایی كه سعی داشته خورشید را به بند كشد و ‏از فرار آن جلوگیری كند. او از بالای كوه اشعه آفتاب را در دست ‏گرفت و از آنها برای به زنجیر كشیدن خورشید استفاده كرد.‏

Hana Maui ‎29ـ

Honolulu Star-Bulletin30ـ

John Melville Kelly (1879 ـ 1962).‎‎31ـ

Claude Riviere ‎32ـ

منتقد هنری اهل تاهیتی.

33ـ‎Eugène Henri Paul Gauguin (1848 ـ 1903)‎‎‎

نقاش و مجسمه ساز فرانسوی و از مهم ترین چهره های سبک پست امپرسیونیسم.‏

34ـ[1]3. Makiki ‎

یکی از بخش های  قدیمی هونولولو كه باراك اوباما، چهل و چهارمین رئیس ‏جمهور امریكا، هم دوران كودكی خود را در آن به سر برده است.‏

Lionel Walden (1861-1933)‎ ‎35ـ

نقاش امریكایی. وی معروف ترین نقاش منظره های دریاهای اطراف ‏هاوایی است.‏

‎D. Howard Hitchcock‎ ‎36ـ (1861 ـ 1943)‎‏ 

نقاش امپرسیونیست امریكایی، متولد هاوایی.‏

George Grasimos ‎37ـ

Green Mill Grill‎38ـ

39ـCapitan James Cook (1728 ـ 1779)

اولین كاشف اروپایی جزایرساندویچ در 1779م.‏

40ـ‏Vincent Willem van Gogh ‎(‎1853 ـ1890‎ )

نقاش هلندی سبک امپرسیونیسم.

Arles ‎41ـ

منطقه ای در جنوب فرانسه.

Abstract ‎Art42ـ

آبستره، هنر انتزاعی‏

tempera43ـ

نوعی آبرنگ و تکنیکی در نقاشی با استفاده از همین رنگ. خمیر رنگ تمپرا  ‏از مواد رنگی و عمدتاً زردۀ تخم مرغ تهیه می شد و به دلیل قابلیت خشك شدن ‏سریع و استقامت زیاد تا اوائل قرن شانزدهم میلادی (ظهور رنگ روغن)،  ‏در نقاشی مورد استفاده قرار می گرفت. بسیاری از پرده های به جای مانده از قرن ‏اول میلادی با استفاده از تمپرا نقاشی شده اند. ‏

44ـDonald Benson Blanding (1894  ـ 1957)‎

وی همچنین شاعر، نقاش و سخنور بود.‏

Gostan zarian (1885 ـ 1969)‎45ـ

Bertrand Russell‎‎46ـ (1872 ـ 1970)

فیلسوف، ریاضیدان، مورخ، جامعه شناس و فعال صلحطلب بریتانیایی.

Arthur Green47ـ

Waipahu Theater‎48ـ

تئاتر با شكوهی كه در 1930م در ناحیۀ وایپاهیو افتتاح شد.‏

Cyril Lemmon49ـ

Diego Rivera(1886  ـ1957)‎50ـنقاش شهیر یهودی اهل مكزیك.

**ظاهراً این تابلو در یک لحظۀ عصبانیت به دست خود مانوكیان ‏دو نیم شده است

Wink Murder‎51ـ 

نوعی بازی گروهی خانوادگی كه نیاز به حداقل چهار بازیکن دارد. ‏در آغاز یكی از شركت كنندگان مخفیانه در مقام قاتل انتخاب می شود ‏و سایرین در حین بازی سعی در بر ملا كردن هویت قاتل منتخب دارند.‏

USS Arizona (BB-39‎52ـ‎) 

یكی از بزرگترین كشتی های جنگی امریكا كه در 7 دسامبر 1941م در بندر پرل هاربر‏ غرق شد. این كشتی را به افتخار چهل و ‏هشتمین ایالتاز ایالات  متحدۀ امریكا، آریزونا نام نهاده بودند.‏

www.askart.com/askart/artists***

Amster group53ـ

John and Patty Dilks54ـ




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 43436