نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

با خوانندگان ...


از آنجایی که برقراری ارتباط با خوانندگان و انعکاس پیام  های آنها همواره از علائق، مقاصد و اولویت  های فصلنامۀ ‏پیمان بوده، شورای سردبیری و هیئت تحریریه خشنود است که طی مراحل چاپ و انتشار شمارۀ حاضر، دربین پیام  های ارسال شده نامه  ای دریافت کرد که با موضوعات مجموعه مقالات و پژوهش  های این شماره مطابقت داشت و ‏مؤلف آن اطلاعات در خوری در ارتباط با بخش  هایی از زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ساکنان ارمنی خطۀ ‏گیلان و شهر رشت ارائه کرده بود که‏ متن این نامه را عیناً در زیر به چاپ می  رسانیم.

به نام حضرت دوست

به مدیریت محترم و همۀ اعضای هیات تحریریه و دست  اندرکاران فصلنامۀ فرهنگی پیمان

صمیمانه درودی گرم و خسته نباشید ‏میگویم. در شمارۀ 72 فصلنامه، مطالب متنوعی در باب ارمنیانی که به رشت آمده و این شهر را محل زیست و سکونت خود قرار ‏داده و خدماتی در خور و شایسته به جامعۀ گیلانی ارائه داده و هم اکنون در دل خاک گیلان در «رشت» محلۀ چهارراه استخر ‏آرمیدهاند؛ خواندم. چه آنان که در علم پزشکی یا داروسازی زبانزد بودند و چه آنان که در هنرهای گوناگون، همچون نمایش، ‏موسیقی، عکاسی و یا در سایر صنایع، خوب درخشیدند. گفتنی اینکه، تحولات علمی و هنری غرب، در آنجا زودتر وزیدن گرفته بود ‏و این بندگان خدا با اخلاصی که داشتند، آن را به دیگران، از جمله گیلانیها منتقل کردند و گیلان نیز آنان را در آغوش گرفته و ‏فراموششان نمیکند خدایشان بیامرزد.‏

اما از آن سوی قضیه، این مطلب نیز جای تأمل است که مردم گیلان و این سرزمین فرهنگی پربار، در آن روزگاران نزدیک به دو ‏قرن پیش، چگونه جایی و دارای چه نگرش بلندی بوده که پذیرای آنان شد و دیری نگذشته آنان را خودی به شمار آورد و با آنان ‏تعاملی نیکوتر برقرار نمود.‏

من کیم لیلی و لیلی کیست من

مـا یـکی روحیـم انـدر دو بـدن

قصد اطناب ندارم. از چند تن آنان من نیز خاطراتی یادآور میشوم. شاید مقبول افتد.‏

‏1. در صفحۀ 65 فصلنامه از پزشکی به نام استپانوس هاروطونیان، مشهور به حکیم فانوس، نام برده شده. معروف است که ‏نخستین بار، حکیم فانوس بذر توتون را از شهر طرابوزان عثمانی به ایران آورده و در رشت، در محلۀ سرچشمه، به کشت ‏آن مبادرت نمود و بعد در زمین چند هکتاری کشت آن را توسعه داد،[1] که بعد از کشت برنج بسیار چشمگیر بود و در ‏زمان خود جنبۀ اقتصادی خوبی داشت. در آن سالهای نسبتاً دور به علت فقدان شبکۀ آبیاری، کشت برنج، دچار ‏خسران فراوان میشد از این رو، طبقۀ روستایی به ناچار زمینهای کشاورزی خود را به کشت توتون اختصاص میدادند. از ‏دهه چهل به بعد (1340ش) بود که با گسترش شبکههای آبیاری، کشت برنج توسعه یافت، کشت توتون در سایه قرار ‏گرفت و تقریباً از بین رفت.‏

غرض اینکه شخص حکیم فانوس، گذشته از شهرت پزشکی، در اقتصاد روستایی آن زمان نیز نقش داشته است.‏

‏2. در صفحۀ 67 فصلنامه از میکاییل شاهوردیان نام برده شده، که باغ او معروف بوده. بلی چنین است. این شخص در حوالی ‏انقلاب مشروطیت ایران در نقطهای از رشت، که امروزه مرکز شهر و معروف به چهارراه میکاییل است، باغی داشت حدود ‏یک هکتار و تا حدودی محصور و در آن سکونت داشت و از درختهای مثمر و غیرمثمر پوشیده و نظمش چشمگیر بود. ‏در فصل گرما، در سایۀ درختان باغ، میز و صندلی چیده، از مردم شهر، برای ناهار پذیرایی میکرد و عصرها نیز قهوه و ‏بستنی میداد. بسیار خوشخو و مهربان بود به جهت خوی پسندیدهاش مردم رشت او را «ارمنی برار» میگفتند. هنگام ‏نهضت جنگل، گروهی از طرفداران میرزا کوچک جنگلی، به حدس و گمان اینکه چون بیگانه است، باید از مخالفان میرزا ‏باشد او را گرفته به نزد میرزا میبرند. در این اثنا یکی از متنفذان شهر آگاه شده، پادر میانی میکند که این شخص از ‏آنانی که شما تصور میکنید نیست و او را آزاد کنید، قضیه ختم به خیر میشود. او تا پایان عمر مورد توجه مردم بود و ‏‏«ارمنی برار» نام اصلی او را در سایه قرار داده بود.‏

3. در صفحۀ 70 فصلنامه از شخصیتی به نام آرسن میناسیان، سخن رفته. انسان نیکوکاری که ازنیکیهایش هرچه گفته ‏شود کم است. کم  حرف، بلند نظر و انسان  دوست. او گذشته از اینکه خود یکی از بنیان  گذاران آسایشگاه سالمندان و ‏معلولان رشت بود وقت خود را نیز صرف آنان میکرد. او همیشه ملبس به لباس سیاه بود و پیاده راه میرفت. رانندگان ‏تاکسی یا اشخاصی که ایشان را میشناختند با اصرار او را سوار خودرو کرده و به مقصد میرساندند. در هنگام فوت، مردم ‏رشت، از هر قشری، جنازهاش را آن  گونه تشییع کردند که کم نظیر بود. در پیشاپیش تشییع  کنندگان، استاندار وقت آقای ‏معتدل (نام کوچک او را فراموش کردهام) با جمعی زیاد از معاریف شهر رشت در حرکت بودند و من نیز در آن تشییع ‏حضور داشتم. وی در مدرسۀ ارمنیان رشت، واقع در ابتدای خیابان سعدی به خاک سپرده شد.‏

چنان با نیک و بد سر کن که بعد از مردنت عرفی

مسلـمانت بـه زمـزم شویـد و هنـدو بسوزانـد

بلی، مردم گیلان، همچنان که بدی و ظلم را بر نمیتابند چنانکه در زمان عیسی  خان (1267ق)، والی و حاکم ستم  پیشۀ گیلان، قد علم میکنند، پسرش را گرفته، زنگی به گردنش آویخته و در شهر میگردانند تا بدترین خفت را به حاکم ستمگر ‏روا دارند،[2] نیکیها را نیز در جای خود پاس داشته و ارج مینهند.‏

تأثیر ارمنیان در طول دو قرن اخیر بر جامعۀ گیلان و تأثیر اخلاقمداری و بلندنظری و تعامل گیلانیان بر جامعۀ ارمنیان، دو سویه ‏بوده که بر اهل نظر پوشیده نیست.‏

‏ به اجمال قلمی گردید.‏

 

رشت: میرشمس شکوهی راد، 20/11/1394‏

 

پی‌نوشت‌ها:

1-‏قولی نیز بر این باورند که در سال های 1292 ـ 1296ق، که محمود خان قراگوزلو حاکم گیلان بوده، کشت توتون ‏در زمان و توسط ایشان در گیلان معمول و گسترش یافته‏ (هومن یوسفدهی، حکمرانان گیلان در عهد زندیه و قاجاریه، [رشت: نشر گیلکان، 1381‏]).           

2-نگاه کنید به شماره یک، حکمرانان گیلان، ص 146 با تصرف.‏ 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 11061