نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

نژادكشی یا نسل كشی؟

نویسنده: ادوارد هاروتونیان

نژادكشی ـ یا به اصطلاح برخی نشریات و منابع، نسل  كشی ـ به جنایتی اطلاق می  شود كه هدف آن از بین بردن گروه  های ملی، قومی، دینی، اجتماعی، ... است. اینكه كدام یك از این دو واژۀ  نوساز می  تواند معرف درست جنایت  های عظیمی باشد كه در قرن گذشته جهان شاهد و ‏ناظر آنها بوده و دامنۀ آنها به قرن حاضر نیز كشیده شده، مطلبی است كه در این نوشتار مورد نظر است. ‏

نژادكشی معادل فارسی لغت ژنوسید[1] فرانسوی و جنوساید[2] انگلیسی است که عیناً یا از طریق معادل  سازی به زبان  های دیگر راه یافته است. این واژه را رافائل لمكین[3]  (1900ـ 1959م)، حقوق  دان لهستانی  تبار، برای آنچه تا آن زمان قتل عام و كشتار جمعی[4]  ‏گفته ‏می  شد، از تركیب واژۀ یونانی ‏genos‏ به معنای نژاد و تبار[5] ‏و پسوند لاتین ‏cide‏ به معنای كشتن (کُش، کُشی)‏ابداع كرد. جزء اخیر ‏در تركیب  های ‏homicide‏ (آدمكشی)، ‏fratricide‏ (برادركشی) و ‏suicide‏ (خودكشی) نیز به كار رفته است. وی طی مقاله  ای در ‏نشریۀ امریكن اسكولار به بررسی و تحلیل جنایت كشتار جمعی می  پردازد و از وینستون چرچیل، نخست وزیر وقت انگلستان نقل می  كند، كه در یك برنامۀ رادیویی در اوت 1941م، دربارۀ كشتار قوم یهود در جنگ جهانی دوم گفته بود: «ما در برابر جنایتی بی نام ‏قرار گرفته  ایم».[6]

رافائل لمكین دراین مقاله از قتل  عام یهودیان و كولی  ها در اروپا و قتل  عام ارمنیان در تركیه ـ كه هدف تمامی آنها ‏نابودسازی عناصر مشخص دینی و یا قومی بوده است ـ یاد می  كند. سپس، با دلایلی مستند واژه  ها و عباراتی را كه تا آن زمان برای جنایت نابودسازی گروهی ‏افراد به كار می  رفت نارسا و مردود می  شمارد و واژۀ ابداعی خود، یعنی جنوساید، را پیشنهاد می  کند‏.‏

در مادۀ دوم کنوانسیون شمارۀ 260 سازمان ملل  متحد، برای پیشگیری و مجازات جنایت نژادكشی، که در 9 دسامبر 1948م به تصویب رسید، نژادكشی چنین تعریف می  شود:‏

«نژادكشی به یكی از اعمال زیر گفته می شود، كه ارتکاب آنها به قصد نابودسازی بخشی یا تمامی یك گروه ملی، قومی، نژادی و یا دینی ‏صورت می  گیرد:‏

الف) قتل اعضای گروه؛

ب) وارد کردن صدمۀ شدید جسمی یا روحی به اعضای گروه؛

پ) تحمیل عمدی شرایط زندگی  ای كه منجر به نابودی فیزیكی گروه در مقیاس كلی یا جزئی شود؛

ت) تحمیل اقداماتی به قصد ممانعت از زاد و ولد درگروه؛

ث) انتقال اجباری كودكان گروه به گروهی دیگر».‏

با توجه به تعریف بالا نژادكشی می  تواند ابعاد بسیار گستردهای داشته باشد و گروهی از افراد محدود تا تمامی افراد یك قوم و ملت را ‏دربرگیرد.‏

كشتار ارمنیان به دست عمال حكومت عثمانی، در سال  های جنگ جهانی اول، مصداق بارز و مشخص نژادكشی است، كه با برنامۀ قبلی و ‏با به كارگیری مستقیم عوامل اداری و نظامی حكومت در سطح كشور صورت گرفت و چنان گسترده و فراگیر بود كه ‏امروزه، صد سال پس از آن فجایع، ملت ارمنی و یکایک ارمنیان از تأثیر شوم آن بر حیات اجتماعی و فردی خود بركنار نمانده  اند. ‏به ویژه آنكه، در سایۀ تبلیغات سوء دولت تركیه خوی ارمنی  ستیزی، كه تبدیل به خصلت ملی و قومی شده، همچنان در نسل  های ‏كنونی تركیه زنده و پویاست. خطوط اصلی نژادكشی ارمنیان شامل دستگیری و قتل اندیشمندان و افراد شاخص، گردآوری و تبعید و قتل ‏نیروهای كارآمد جوامع ارمنی، راندن بازماندگان از سرزمین  هایی كه خاستگاه آنان بود و زمینه  سازی برای نابودی گروهی و غصب املاك و اموال آنان بوده است. بر اثر این ‏اقدامات 5/1 میلیون انسان بی  گناه جان خود را از دست دادند و سرزمین و اموال آنان در دست عاملان نژادکشی باقی ماند. ‏

كشتار یهودیان به دست حكومت آلمان نازی در سال  های جنگ جهانی دوم، كه با هدف نابودسازی قوم یهود برنامه  ریزی شده بود، از دیگر ‏مصداقهای نژادكشی است که به اصطلاح هولوكاست[7] نامیده می  شود و به معنای قتل  عام و نابودسازی به ویژه از طریق سوزاندن است. ‏

در چند دهۀ اخیر، جهان شاهد و ناظر جنایات و فجایع دیگری نیز بوده كه با زمینۀ فكری نابودسازی گروه  های قومی، دینی و مذهبی ‏صورت گرفته و با تعریف نژادكشی سازگار بوده   است. ‏

اكنون نگاهی به معانی كلمات فارسی نژاد و نسل در فرهنگ  های رایج بیندازیم:‏

ـ نژاد: به معنای اصل و نسب و مجموعۀ افرادی است كه از لحاظ اصل و نسب و نشانه  های ظاهری، مانند رنگ پوست بدن و ‏چهره واستخوان  بندی و خصوصیات روحی و اخلاقی، به هم شباهت دارند. معادل آن كلمۀ ‏race‏ (فرانسوی و انگلیسی) و ‏ethnos‏ (یونانی) است. از همین جا تركیب  های اتنولوژی[8] و اتنولوژیست[9] به معنای نژادشناسی و نژادشناس پدید آمده ‏است.

ـ نسل: [10]به معنای زاده، فرزند، دودمان و نیز دورۀ زندگانی توأم با فعالیت افرادی است كه سنشان نزدیك به یكدیگر است ‏.‏ ‏

شواهد بسیاری در تاریخ موجود است که بر اساس آن به دستور شاهان، افراد خانوادۀ دشمن یا فرد مغضوب از دم تیغ گذرانده   شده  اند. نمونۀ آن در تاریخ ارمنستان كشته شدن خسرو، شاه ارمنستان، به هنگام شكار به دست آناك اشكانی، سپس قتل اعضای خاندان آناك ‏به دست نزدیكان شاه و در پی آن كشتار خاندان خسرو به فرمان شاه ایران، به خونخواهی عامل او آناك است. در چنین مواردی كه افراد ‏خاندانی قربانی انتقام  جویی می  شوند، شاید لفظ نسلكشی تا حدی بجا و گویا باشد. اما آنچه بر ارمنیان گذشته بسیار فراتر از نابودسازی افراد یک خاندان بوده است. جدا از شمار كشته  شدگان، اهدافی كه در كشتار جمعی ارمنیان ـ و البته ‏كشتارهای جمعی  ای كه از آن پس روی داده ـ مد نظر بوده، با قتل و كشتار یك یا چند خانوار قابل قیاس نیست. گو اینکه، با ‏تعریفی كه از جنایت نژادكشی عرضه شد این گونه كشتارها نیز می  توانند مصداق نژادكشی به شمار آیند. ‏

بنا بر آنچه گفته شد واژۀ نژادكشی را می توان معادلی گویا و درست برای واژۀ ژنوسید (جنوساید) به شمار آورد و به کار بردن واژۀ نسل  كشی در مواردی كه مربوط به وقایعی است كه با کنوانسیون 9 دسامبر 1948م سازمان ملل متحد مطابقت دارد توصیه نمی  شود.

 

پی‌نوشت‌ها:

1-‏Génocide

2-‏Genocide

3-‏Raphael Lemkin

4-‏Massacre

5-Race

6- Raphael Lemkin, «Genocide», American Scholar, vol. 15, No. 2 (April 1946), p. 227-230.

7-‏Holocaust 

8-‏Ethnology

9-‏Ethnologist

10-‏Generation 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 89068