نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

بررسی ریشه  شناختی واژه  های آرامازد، اهورامزدا و ماشتوتس

نویسنده: آنوشیک ملکی

 

Click to enlarge
مسیر مهاجرت اقوانم هند و آریایی

آریایی ها، که در اصطلاح آن ها را اقوام هند و اروپاییان می نامند، در حدود دو هزار سال پیش از میلاد دست به مهاجرتی تاریخ ساز زدند و گروه های مختلفی از آنان در سرزمین های گوناگون پخش شدند. گروهی از آنان، که به فلات مرتفعی که امروزه به ایران موسوم است وارد شده و نام ایران را بر این سرزمین نهادند.[1] ارمنیان نیز همانند ایرانیان در حدود هزارۀ پنجم تا چهارم پیش از میلاد جزئی از خانوادۀ بزرگ هند و اروپاییان بودند. آنان از اواخر هزارۀ چهارم و در اوایل هزارۀ سوم پیش از میلاد از قوم مادر جدا شدند و به سوی منطقه ای که امروز ارمنستان غربی نامیده می شود (ناحیۀ وان که در حال حاضر تحت اشغال ترکیه است) مهاجرت کردند و با اتحاد با قبایل بومی منطقه و ایجاد دولتی واحد قوم خود را های و کشورشان را هایاستان نامیدند. [2]

 

بی شک این اقوام مشترکات نژادی و همبستگی های فرهنگی بسیاری با هم داشته اند. این موضوع به خصوص در زبان، اسطوره ها و مسائل مربوط به آیین های آنان آشکارا دیده می شود. فرهنگ و آیین های این اقوام آمیخته ای از فرهنگ بومی و فرهنگ مشترک هند و اروپایی آنها بود.

گیرشمن در این خصوص می نویسد:

« آنچه موجب توقف ایرانیان شد رشته های موازی جبال زاگرس نبود. در مغرب، سدی از ممالکی تشکیل شده بود که در طی گذشتۀ تاریخ طولانی با فرهنگی که نتیجۀ قرن ها ـ اگر نگوییم هزاران سال ـ زندگانی خانه نشین و متمدنانه بود توسعه یافته بودند. قبایل ایرانی، که به سمت جنوب شرقی در طول چین های زاگرس حرکت می کردند، از جنوب به شمال با این ممالک مقابل شدند: عیلام (شوش)، بین النهرین، که در شمال بابل سرحدی مشترک با آشور داشت و در آخر دورتر، در شمال و شمال شرقی، با دولت جوان اورارتو (آرارات)، که چهار قرن بعد باید دولت ارمنستان را تشکیل می داد».[3]

وجوه اشتراک فراوان میان اساطیر و آیین ها و شباهت در تلفظ کلمات، معانی و ریشه های واژگان ایرانی و ارمنی از موارد جذاب و مهم در بررسی ها و مطالعات اسطوره شناسان و زبان شناسان بوده که البته هنوز هم نکات مبهم بسیاری در این زمینه وجود دارد.

 به گفتۀ دکتر ژاله آموزگار:

« اساطیر نشان دهندۀ فرهنگ و نحوۀ تفکر مردمان در دوران های کهن است. زبان گویای تاریخی است از دوران های پیش تاریخی؛ سخنگوی بازمانده های گران بهایی است که از دل خاک ها بیرون کشیده می شود یا در دل سنگ ها و کوه ها یافت می گردد. اساطیر نمایندۀ تداوم زندگی فرهنگی یک ملت و به نوعی تاریخ آن است».[4]

در این مقاله کوشیده ایم تا به معرفی خدایان پدر دو قوم ایرانی و ارمنی، اهورامزدا و آرامازد و همچنین، ریشه یابی نام آنها و پیوند ریشه ای که با نام ماشتوتس دارند بپردازیم.

از دیدگاه اسطوره شناسی تطبیقی آرامازد شباهت فراوانی با مقدس ترین خدای ایرانیان باستان و کتاب مقدس اوستا، اهورا مزدا، دارد. گذشته از شباهت مفهومی تلفظ نام این دو ایزد به خودی خود بیانگر شباهت فوق العادۀ آنهاست که نباید آن را تنها بر حسب تصادف دانست. [5]

 متأسفانه، به دلیل کمبود منابع نوشتاری، از دوران پیش از مسیحیت ارمنستان اطلاعات بسیار اندکی موجود است اما می توان احتمال داد که آرامازد نیز باید از ویژگی های هم نوع ایرانی خود، اهورامزدا، برخوردار بوده باشد.

در میان اساطیر ارمنی، آرامازد بزرگ ترین ایزدان بود و پدر ایزدان ارمنی، پدر خدا، پدر ایزد یا رب النوع پدر نامیده می شد. آرامازد آفرینندۀ زمان، ایزد آسمان و زمین و بخشایندۀ باروری و حاصلخیزی به زمین بود[6] و آناهید، ایزد بانوی حاصلخیزی؛ نانه، ایزدبانوی کدبانوگری و خانه داری؛ و میهر، ایزد خورشید و آتش، فرزندان او بودند. به آرامازد صفاتی چون دانا، کبیر، قادر و تواناترین اطلاق می شد. [7]

او خدای رعد و برق باران آور و بخشایندۀ برکت و وفور نعمت، آسایش، دلاوری و مهربانی و سرچشمۀ دانش، برترین نیرو و ضامن اعتبار هویت قوم ارمنی بود. آرامازد با وجود داشتن طبیعتی مهربان مخلوقاتش را تنبیه هم می کرد. [8] پرستشگاه اصلی آرامازد در آنی ـ کاماخ[9] بود، جایی که آرامگاه ها و خزانه های پادشاهان اشکانی ارمنستان (آرشاگونیان) قرار داشتند. بنابر گزارش های مورخان، در معابد و پرستشگاه های آرامازد و دیگر خدایان ارمنی، صدها کورم[10] خدمت می کردند حال آنکه چنین گزارشی از معابد و پرشتشگاه های ایرانی موجود نیست. [11]

احتمالاً، پرستشگاه هـای مجلل و باشکوهـی در سرتاسر ارمنستان به آرامازد تعلق داشته که متأسفانه از شمار اندکی از آنها در نوشته های مورخان یاد شده است. جشن ها، مسابقات و مراسم مخصوصی به افتخار آرامازد در نخستین ماه سال، ناواسارد، برپا می شد. [12]

آرداشس یرواندونی اول (230 ـ160 پ م) [13] مجسمه و تندیس های خدایان یونان را به ارمنستان منتقل کرد و آنها را در معابد خدایان ارمنی جای داد. او مجسمۀ زئوس، خدای بزرگ المپ، را در معبد آرامازد قرارداد. به همین دلیل، مورخان مسیحی اغلب آرامازد را با زئوس یکی دانسته اند. [14]

در بالای کوه نِمروت، در جنوب شرقی ترکیه، آرامگاه پادشاهی با مجسمه هایی به ارتفاع هشت متر و سنگ نبشته هایی وجود دارد که تصور می شود به دست آنتیوخوس اول،[15] پادشاه یرواندونی کشور کوماگنه، ساخته شده باشد. در میان این مجسمه های بزرگ سنگی مجسمۀ آرامازد (زئوس) نیز وجود دارد. در یکی از این سنگ نبشته ها چنین آمده که کوماگنه به خاک ارمنستان متعلق است.

 

Click to enlargeClick to enlarge
تندیس آرامازد در پرستشگاه نمروتپرستشگاه نمروت

 

خورناتسی می نویسد:

« آرامازد هست و از چهار آرامازد فقط یکیشان چاقاد آرامازد است».[16]

 درمتن اصلی، به جای چاقاد نوشته شده: «یک آرامازدِ کوند». مترجمان و مفسران تا سال ها مفهوم کوند را در نمی یافتند. کوند واژه ای است ارمنی به معنی طاس و احتمالاً به یکی از مجسمه های آرامازد (زئوس) در آرگوس، که با سر طاس مجسم شده، اشاره دارد. نخستین بار خالاتیان این مطلب را از قول کلمنت اسکندری نقل کرده است که از پنج مجسمۀ آرامازد یکی به طاس یا چاقاد ملقب بوده. [17]

خورناتسی در بخشی از کتاب خود، که به ماجرای مسیحی شدن گرجی ها اشاره کرده، می نویسد:

«زنی به نام نونه، که از یاران باکره های هریپسیمۀ مقدس بود، به شهر مسخیتای گرجستان می گریزد و با تحمل مشقات فراوان به تبلیغ مسیحیت در آن کشور می پردازد و نیروی شفا دهندگی نیز به دست می آورد. سپس، روان شاد نونه چند تن از یاران وفادارش را نزد گریگور روشنگر می فرستد زیرا گرجی ها مسیحی شده بودند و او منتظر دستورات جدید دیگر بود. گریگور روشنگر به او می گوید که بهتر است بت ها را منهدم سازد، همان گونه که خودش آنها را (در ارمنستان) منهدم ساخته و به جای آنها نشان صلیب مقدس بنشاند تا خداوند شبانی برای آنها انتخاب کند. نونه شتابان مجسمۀ آرامازد رعدآفرین را، که دور از شهر بود، منهدم ساخت. رودخانه ای بزرگ از میان شهر و مجسمه می گذشت. مردم عادت داشتند صبح ها این مجسمه را از بام های خانه هایشان ستایش کنند و اگر کسی مایل به قربانی کردن برای آرامازد بود، به آن سوی رودخانه می رفت و در جلوی پرستشگاه قربانی می کرد».[18]

از آنچه نقل شد مشخص می شود که پرستش آرامازد در گرجستان هم مرسوم بوده است. البته، در این ناحیه او را با نام آراماز می خواندند. [19]

اهورامزدا، سرور دانا و خدای برتر دین زرتشتی، در گاثاها (سروده های زرتشت) و بخش های دیگر اوستا به منزلۀ خداوندگار یکتای جهان، دانای کامل و آگاه از همۀ رویدادهای آفرینش معرفی شده. وجود اهورامزدا ازلی و ابدی است، آفرینش به ارادۀ او صورت گرفته و پایان جهان هم به ارادۀ اوست. او یاور راست روان و پاک کرداران است و وجودش با نور یکی است. [20] اهورامزدا آفرینندۀ آسمان، آب، زمین، گیاه، جانوران و انسان است. [21]

Click to enlarge

     سنگ نبشتۀ دوران ساسانی در نقش رجب،

   شاپور ساسانی در حال گرفتن حلقۀ شاهی از اهورامزدا

اهورامزدا پدر و مادر آفریدگان محسوب می شود و امشاسپندان و ایزدان، که فرشتگان سرپرست و مقرب عناصر طبیعی هستند، پسران و دختران او به شمارمی روند. [22] او هنگامی که آفریدگان را به صورت مینویی (غیر مادی) آفرید مادر آنان بود و هنگامی که ایشان را به صورت مادی آفرید پدر آنان. [23]اوست که به ارادۀ خویش اعمال شاه را، که خود قدرت را بدو بخشیده، هدایت می کند. پادشاه هخامنشی به نام خود شمشیر خویش را در راه اجرای فرمان های الهی، که مورد تصویب و تجویز خدای بزرگ است، به کار می برد. [24] دانشمندان همواره در مورد نگارۀ اهورامزدا با هم اختلاف نظر داشته اند. برخی فروهر(خورشید بالدار) را نماد اهورامزدا می دانند اما در دین زرتشتی اهورامزدا موجودی غیرمادی و فاقد تصویر است.

 همان گونه که در سنگ نبشته های باقی مانده از پادشاهان هخامنشی شاهان قدرتمند پارسی پیروزی ها و فتوحات خود را مدیون کمک و همراهی خدای بزرگ، اهورامزدا، دانسته اند این احتمال وجود دارد که در ارمنستان باستان نیز پیروزی های فردی و اجتماعی به آرامازد منتسب می شده. [25] اسطوره شناسی تطبیقی ثابت می کند که خدایان پدر نزد همۀ اقوام منشأ امید و پشتیبان پیروزی قوم خود به خصوص در جنگ ها بوده اند[26] اما تاکنون در ارمنستان هیچ سنگ نبشته ای با مضمون بالا، که به آرامازد منتسب باشد، یافت نشده است.

آرگیشتی، که در حدود 764 پ م پادشاه اورارتو بوده، در سنگ نبشتۀ خود آورده است: «با کمک خدای خالد، من آرگیشتی پسر منوآ...».

Click to enlarge
خدای خالدی  

خدای خالد خدای بزرگ و خدای جنگ در میان قوم اورارتو (آرارات) بوده است. برخی از شرق شناسان و محققانی مانند لهمان،[27]مشچانینوو،[28] ایشخانیان و دیگران ثابت کرده اند که خدای خالد همان هایک، نیای ارمنیان، است. [29] بدون شک، آرامازد و خدای خالد باید با هم ارتباطی داشته باشند. شاید، در یک دوره، گذری از خالد به آرامازد یا برعکس صورت گرفته باشد.

اگرچه برخی محققان بر این باورند که دین زرتشت براساس دو بن انگاری (ثنویت) بنا شده است به نظر می آید که پدر خدایان هر دو قوم ایرانی و ارمنی تک بنی بوده اند و آنها در حقیقت به وجود دو اصل خیر و شر در جهان باور داشتند و نه به وجود خدای خیر و شر. آنچه در دین زرتشت به نام اهریمن شناخته شده است در دین کهن ارمنستان و در تقابل با آرامازد دیده نمی شود. در دین زرتشت، اهریمن رهبر گروه دیوان و هدف او ویران کردن و تخریب جهان است. او در جایگاه شرارت و در بدترین اندیشه اقامت دارد و دیوان زاده های هدف بد هستند. [30]

اساطیر ملی ارمنی بر مبنای چند خدایی بنا نهاده شده اند. خدایان دیگر «فرزندان خونی» آرامازد محسوب می شوند؛ آناهید و نانه دختران آرامازد هستند و میهر پسر او. [31]

در گاثاها، از هفت موجود ملقب به نامیرایان نیکوکار (اَمشاسپندان) سخن به میان آمده که پسران و دختران اهورامزدا هستند: سپندمینو (روح مقدس)، بهمن (اندیشۀ نیک)، اردیبهشت (راستی)، شهریور(شهریاری)، اسفند (اخلاص)، خرداد (کمال) و امرداد (نامیرایی). اینان همه جلوه هایی از خدا هستند که انسان، در صورتی که راه راستی (اشه) را در پیش گیرد، می تواند در آنها با خدا شریک شود. [32]

این ویژگی در دین ارمنیان باستان وجود ندارد اما آنچه در هر دو دین کاملاً مشترک و مشهود است نام ایزدانی چون آناهید / ناهید، واهاگن / بهرام و میهر/ مهر است. در دین زرتشت، ایزدان یا یزَته ها (موجودات پرستیدنی و ستودنی) از لحاظ رتبه در ردۀ سوم و پس از اهورامزدا و امشاسپندان قراردارند. اگرچه ایزدان اصولاً بی شمارند بدیهی است که برخی از آنان بر دیگران برتری دارند و اینان ایزدانی هستند که روز خاصی از ماه در تقویم به آنان اختصاص داده شده است؛[33] برای نمونه، روز هشتم در تقویم کهن ارمنی به میهر، روز پانزدهم به آرامازد، روز نوزدهم به آناهید و روز بیست و هفتم به واهاگن اختصاص داشت. در تقویم زرتشتی نیز، روز نخست به اورمزد، روز دوم به بهمن، روز سوم به شهریور و روز پنجم به اسفند متعلق بود.

به نظر می رسد که آرامازد و اهورامزدا فقط دارای تشابه اسمی هستند و خصوصیات مشترک دیگری در آنها نمی توان یافت. البته، به واقع هم باید چنین باشد زیرا هریک از آنها بازتاب هویت ملی خود هستند.

نام اهورامزدا از دو واژۀ هند و ایرانی اهورا به معنی سرور و خدا و واژۀ اوستایی مزدا به معنی دانا تشکیل شده. این دو واژه با هم به معنی «سرور دانا» ست که نام خدای برتر زرتشتیان است[34] اما این نام در متن های پهلوی به هرمزد، هرمز و اورمزد تبدیل شده.

 در خصوص ریشه شناسی نام آرامازد اطلاع دقیق و موثقی موجود نیست. در فرهنگ ها، تقریباً فقط به این نکته اشاره شده که «وام گرفته از نام خدای ایرانیان، اهورامزداست».

پروفسور هراچیا آجاریان، ارمنی شناس، زبان شناس و ریشه شناس نامی ارمنی و مؤلف فرهنگ ریشه شناسی ارمنی و صدها مقاله و کتاب ارزشمند، نام آرامازد را «وام گرفته از ایرانیان» می داند و آگاتانگقوس، مورخ ارمنی سدۀ پنجم میلادی، از میان خدایان او را بزرگ ترین خدای «آمیخته با پارت ها» می نامد. [35]

زبان شناسان ارمنی و غیرارمنی در مورد ریشه شناسی نام آرامازد نظریه های متفاوتی ارائه کرده اند. برخی از آنان معتقدند که این نام برگرفته از نام اهورامزدای ایرانی است اما برخی دیگر برآن اند که آرامازد واژۀ اصیل ارمنی است، ریشۀ ارمنی دارد و مفهوم آفرینندگی در آن مشهود است. [36]

به گفتۀ این محققان بخش نخست نام آرامازد، یعنی آرام، نشان دهندۀ هویت قومی ارمنیان و بخش دوم آن، یعنی آزد / آست، به مفهوم آفریدن و خلق کردن است و نام خداوند در زبان ارمنی، آستوادز، برمبنای آن شکل گرفته. [37] در مورد ریشۀ کلمۀ آستوادز نظریه های متفاوتی ارائه شده اما فرهنگ ریشه شناسی ارمنی هم به مفهوم آفرینش در این اسم اشاره می کند. در کتیبۀ بیستون، نیز بارها نام آرمینیا آورده شده، که اشاره به کشور ارمنستان دارد.

شاید، نام اَستوَت اِرِته (سوشیانت)، [38] نجات دهنده و پیامبر آخرالزمان در دین زرتشتی بی ارتباط با آستوادز در زبان ارمنی نباشد. [39] بنا بر روایتی دینی، اَستوَت اِرِته یکی از سه پسر زرتشت است که در آخر زمان ظهور خواهد کرد و با ظهورش رستاخیز مردگان شروع خواهد شد و عمر جهان به سر خواهد رسید. [40]

 متأسفانه، اطلاعات ارمنیان از آرامازد تنها به گزارش های مورخان ارمنی مسیحی محدود می شود، آن هم در برهه ای از زمان که مبارزات شدیدی علیه پرستش خدایان باستانی ارمنیان و جایگزینی آن با دین مسیح در ارمنستان در جریان بوده. طغیان مورخان مسیحی نسبت به خدایان باستانی موجب شده تا به خود اجازۀ ثبت هیچ گونه توضیح و تفسیری را دربارۀ ویژگی های این خدایان و مناسک و آیین های مربوط به پرستش آنها ندهند. اما در ایران با چنین وضعیتی رو به رو نیستیم. ایرانیان به یمن وجود اوستا و نسخه های به جای مانده از آثار پهلوی، در مقایسه با ارمنیان، از آگاهی بیشتری نسبت به دین پدران خود برخوردارند.

نکتۀ جالب و قابل توجه دیگر پیوند میان نام ماشتوتس با نام های اهورامزدا و آرامازد است. [41] مسروپ ماشتوتس مقدس، ابداع کنندۀ الفبای زبان ارمنی و بانی ادبیات نوشتاری ارمنیان، مقام و ارزش ویژه ای در میان ارمنیان دارد و کمتر خانه ای پیدا می شود که تصویری از این شخصیت محبوب بر دیوار آن نقش نبسته باشد. به سبب نقش پراهمیتی که ماشتوتس در تاریخ و فرهنگ ارمنیان ایفا کرده است کلیسای ارمنی وی را در فهرست قدیسان کلیسا جای داده. اهمیت و جایگاه ویژۀ ماشتوتس همواره محققان و زبان شناسان ارمنی را متوجه ریشه یابی نام وی کرده است.

Click to enlarge
   مسروپ ماشتوتس  

 تحقیقات برخی از زبان شناسان وجود پیوندی میان نام های ماشتوتس، اهورامزدا و آرامازد را آشکار ساخته. جالب است بدانیم که ماشتوتس نخستین شخصیت نامداری نبوده که این نام بر او نهاده شده و جالب تر از آن وجود پرستشگاهی به همین نام در ارمنستان است. برخی برآن اند که نام این پرستشگاه از نام مسروپ ماشتوتس گرفته شده و برخی برعکس، نام ماشتوتس را برگرفته از نام پرستشگاه می دانند. در این میان، قِوُند آلیشان (1820ـ1901م)، شاعر، زبان شناس، مورخ، مترجم، دانشمند و محقق ارمنی و پاره ای دیگر از پژوهشگران نظر دیگری در این خصوص دارند که به نظر دیدگاه موجه تری می آید. به نظر این دسته از پژوهشگران این پرستشگاه به دوران پیش از مسیحیت در ارمنستان بازمی گردد و به نوعی با پرستش چیزی با هویت مزدایی در ارتباط بوده و نام ماشتوتس از مزدا، مازد یا ماسدات می آید. [42]

 یرمیا مِقرِتسی[43] در فرهنگ واژه های ارمنی خود، به نام بارگیرک هایوتس (1698م)، ماشتوتس را «قانون یا مجموعۀ سخن» معنی کرده. با دقت در این معنا می توان دریافت که پرستشگاه منتسب به ماشتوتس جایگاه سنت های بسیار کهن و با ارزشی بوده که یقیناً نمی توانسته به دست مسیحیت، دین جدید این منطقه، منهدم شود. بلکه با بینش جدید سازگاری یافته و کامل تر و اصلاح شده است. [44]

دلیل دیگری که اعتقاد به داشتن منشأ پیش از میلاد را در مورد این نام و مفاهیم و موضوعات مرتبط با آن شدت می بخشد نام خدای بزرگ ارمنیان آرامازد است که ریشۀ مازد، مزد و مزدا در ساخت آن کاملاً مشهود است و در اصل، همان ماهیت ایزدی همزاد ایرانی خود، اهورامزدا، را دارد. اگر آرامازد دارای پیشینۀ بسیار طولانی در میان ارمنیان است و چنانچه مطمئن باشیم که ریشۀ مازد در نام ماشتوتس و پرستشگاه همنام او مستتر است، پس دیگر تردیدی در خصوص کهن بودن این نام و پرستشگاه باقی نمی ماند. [45]

گرانتوسکی با مطالعۀ ریشۀ واژه های ماشتوتس، اهورامزدا، مازداک، ماشداکو و نام های مشابه دیگر به این نتیجه رسید که پیشینۀ این اسم حداقل به هشتصد سال پیش از میلاد مسیح بازمی گردد. [46]

زبان شناسان با بررسی نام باگ ماشدو یا باگ ماسدو (توجه داشته باشید به باگ ارمنی و بغ فارسی به معنی خدا) و رابطۀ آن با مازداک (مزدا) توانسته اند تا حلقۀ گم شدۀ این زنجیره را بیابند. آنها با بیان این مطلب که بر طبق قوانین زبان شناختی حروف مرکب zdو shtقابل تبدیل به یکدیگرند به توضیح چگونگی شکل گیری ماسد/ ت و ماشد/ ت از مزد یا مازد پرداختند: mastیا masht /mazd. [47]

هراچیا آجاریان، در توضیح کلمات مازد و ماسد/ ت، نوشته است:« محکم، سخت، مقاوم» و در مقابل کلمۀ ماسد/ ت اضافه کرده: «همچنین، نگاه کنید به مازد»، که توضیح بسیار بجا و صحیحی است. او همچنین مفهوم درستی از سوزنِ ماسد/ ت «سوزن بزرگ و کلفت» و ماسد/ ت اور«چکش و کوبۀ بزرگ آهنی» ارائه کرده زیرا در موارد خاص هم سوزن می تواند بزرگ و کلفت باشد و هم چکش و کوبه. در هر صورت، سختی، قدرت، مقاومت و دوام از معانی واژۀ ماسد/ ت و مازد است. [48]

نکتۀ مهم دیگر اینکه این مفاهیم هم بیانگر ویژگی های مادی اشیا و هم بیانگر ویژگی های ذهنی، روانی و ادراکی انسانی هستند زیرا در نوشته ای از گریگور داتواتسی (1346ـ 1409م)، روحانی سرشناس و نویسندۀ آثار برجستۀ مذهبی سدۀ میانه، جایی که او فروتنی و خشوع فردی را تفسیر می کند، می نویسد که فروتنی همان ماسدوتیون است، همان شکیبایی در برابر سختی ها و رنج های جسمی و روانی. [49]

انسان عهد باستان برای پیمودن مسیر طولانی و پر از مصائب زندگی و برای به دور بودن از ارواح شرور و فریبکاری های شیاطین همواره در پی خلق الگویی کامل و بی نقص برای خود بوده است. این الگو می بایست روح نیای قبیله را با خود به همراه می داشت. جنگاوری، دلاوری و عدالت نیز از ویژگی های خاصی بود که آن الگو را از انسان یا مخلوق زمینی متمایز می ساخت. البته، هرکسی شایستگی رسیدن به این مقام اهورایی را نداشت. [50]

انسان آن دوران چنین قدرتی را تنها شایستۀ پادشاهان و رهبران دینی می دانست که نزد اقوام ایرانی و ارمنی ماسد/ ت، ماسدِن، مازد یا مزدا نامیده می شدند؛ برای نمونه، در یکی از متن های ارمنی متعلق به پیش از میلاد مسیح در مورد کوروش کبیر این گونه نوشته شده است که کوروش، پادشاه پارس، با تحمل رنج ها و سختی های جان فرسا (در زمان کودکی و نوجوانی) قدرت جنگاوری یافت و همچون ماسد/ ت ها شد. نکتۀ قابل تأمل این که حتی جنگجویی مانند کوروش نیز، پس از تحمل مشقات فراوان، باز هم ماسد/ ت محسوب نشده بلکه تنها «همچون آنها» شده است. [51]

چنین نمونه هایی در زبان ارمنی به وفور یافت می شود و آنچه در این نوشته ها بیشتر جلب توجه می کند آن است که نیروی ماورایی ماسد/تی یا مزدایی در دوران بلوغ اتفاق می افتد که همراه با رشد عقلی فرد و گذر از دوران وابستگی است. [52]

در معاهدۀ ختی ـ میتانی، متعلق به 1400ـ1350 پیش از میلاد، در مورد دانۀ جوانه زدۀ جو نیز واژۀ ماسد/ ت به کاررفته. از کنکاش های صورت گرفته می توان چنین دریافت که واژۀ ماسد/ ت، مازد یا مزدا در نزد اقوام هندواروپایی هم به اجسام سخت، مقاوم و محکم اطلاق می شده و هم به نوجوان بالغ، نیرومند، دانا و کامل. ریشۀ اصلی این لغات احتمالاً واژۀ هندواروپایی مازدو ـ اس (mazdo- s) و منشأ واژۀ اهورامزدا ـ باگ ماشدو ـ آرامازد و ماشتوتس است. [53]

آنچه در این مقاله بدان اشاره شد تنها از جنبۀ ریشه شناسی لغوی و نگاهی کوتاه و گذرا بود بر جزء کوچکی از اشتراکات فرهنگی ایرانیان و ارمنیان. برهمگان آشکار است که صحبت در باب اهورامزدا، خدای بزرگ مزدیسنا، مستلزم داشتن دانش، آگاهی و شناختی عمیق است و شایسته است که در خصوص کهن ترین دین یکتاپرستی جهان با احترام و محتاطانه سخن گفته شود.

 منابع:

آراکلیان، آ. گ. تاریخ پیشرفت فرهنگ معنوی ملت ارمنی. ایروان: هایبدهرات، 1959، ج1.

آرتزرونی،گاگیک. اساطیرارمنیان. ایروان: و م و ـ پرینت، 2003.

آموزگار، ژاله. تاریخ اساطیری ایران. تهران: سمت،1376.

آیوازیان، ماریا. اشتراکات اساطیری و باورها در منابع ایرانی و ارمنی. تهران: پژوهشگاه علوم  انسانی و مطالعات فرهنگی، 1391.

بهار، مهرداد. پژوهشی در اساطیرایران. تهران: آگاه،1376.

خاچریان، لئون. اساطیر ملی ارمنیان. گلندل، [بی نا]،2001 .

خورناتسی، موسس. تاریخ ارمنستان. ایروان: هایاستان، 1968.

رضی، هاشم. دانشنامۀ ایران باستان. تهران: سخن،1381، ج1.

کنت، رولاند. فارسی باستان. ترجمه و تحقیق سعید عریان. تهران: پژوهشکدۀ زبان و گویش،  1384.

گیرشمن، رومن. ایران ازآغاز تا اسلام. ترجمۀ محمد معین. تهران: معین، 1384.

هینلز، جان. شناخت اساطیرایران. ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضلی. تهران: آویشن ـ چشمه، 1375.

یاحقی، محمد جعفر. فرهنگ اساطیر. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375.

 

Մովսիսյան,ԱՀայժողովրդիծագումնուկազմավորումը».հայագիտականհետազոտություններիինստիտուտիհամացանցայիննախագիծ

 (http://www.historyofarmenia.am/am/Encyclopedia_of_armenian_history_hay_ joxovrdi_tsagumn_u_kazmavorumy).

ՊապայանՌաֆայել. «Հայաստանումքրիստոնեությանընդունմանհոգևորնախադրյալները».

ՆորավանքՀիմնադրամ. 08. 06. 2005. (http://www.noravank.am/arm/articles/

 detail.php?ELEMENT_ID=24 96) ՄնացականյանԱսատուր. «Մաշտոցան-

 վանստուգաբանությունը». ԼրաբերՀասարակականԳիտությունների (1979), № 8.

پی نوشت ها:

 

[1]. ژاله آموزگار، تاریخ اساطیری ایران (تهران: سمت، 1376)، ص10.        

Ա .Մովսիսյան, «Հայժողովրդիծագումնուկազմավորումը». հայագիտական

 հետազոտություններիինստիտուտիհամացանցայիննախագիծ

(http://www.historyofarmenia.am/am/Encyclopedia_of_armenian_history_hay_joxovrdi_tsagumn_u_kazmavorumy).

رومن گیرشمن، ایران ازآغاز تا اسلام، ترجمۀ محمد معین (تهران: معین، 1384)، ص88.          

آموزگار، همان، ص 1.

لئون خاچریان، اساطیر ملی ارمنیان (گلندل: بی نا، 2001)، ص 107.

همان جا.      

ماریا آیوازیان، اشتراکات اساطیری و باورها در منابع ایرانی و ارمنی (تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1391)، ص 80.

خاچریان، همان جا.   

شهر کاماخ، در استان داراناقی در ترکیۀ کنونی، در ساحل غربی رودخانۀ فرات قرار داشت و دژ آنی در این شهر واقع بود و به دلیل وجود آن این شهر به آنی ـ کاماخ شهرت داشت.

kurm10ـ

به معنی کاهن و موبد.

11ـخاچریان، همان، ص 109.    

12ـاین جشن ها، که در ابتدا با آغاز فروردین و شروع بهار هم زمان بود بعدها به 11 اوت منتقل شد.        

Artaxerxes Yervanduni i13ـ

14ـ خاچریان، همان، ص 119.    

Antiochus I15ـ

16ـموسس خورناتسی، تاریخ ارمنستان (ایروان: هایاستان، 1968)، ص 120.      

17ـخورناتسی، همان، ص 337.

18ـخورناتسی، همان، ص 223.

19ـآ. گ. آراکلیان، تاریخ پیشرفت فرهنگ معنوی ملت ارمنی (ایروان: هایبدهرات، 1959)، ج 1، ص 53.

20ـهاشم رضی، دانشنامۀ ایران باستان (تهران: سخن،1381)، ج1، ص 453.      

21ـمهرداد بهار، پژوهشی در اساطیرایران (تهران: آگاه، 1376)، ص 37.  

22ـرضی، همان، ص 458.        

23ـبهار، همان، ص 38. 

24ـ گریشمن، همان، ص 182.   

25ـخاچریان، همان، ص 108.    

26ـهمان جا.    

Lehmann27ـ

Meshchaninov28ـ

29ـگاگیک آرتزرونی، اساطیر ارمنیان (ایروان: و م و ـ پرینت، 2003)، ص 94 و 120.          

30ـجان هینلز، شناخت اساطیرایران، ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضلی (تهران: آویشن؛ چشمه، 1375)، ص80. 

31ـخاچریان، همان، 109.          

32ـهینلز، همان، 14 و 70.        

33ـهینلز، همان، 78.    

34ـرولاند کنت، فارسی باستان، ترجمۀ سعید عریان (تهران: پژوهشکدۀ زبان و گویش، 1384)، 528.        

 

35ـخاچریان، همان، 107.          

ՌաֆայելՊապայան, «Հայաստանումքրիստոնեությանընդունմանհոգևորնախադրյալները», 36ـ

 ՆորավանքՀիմնադրամ, 08. 06. 2005. (http://www.noravank.am/arm/articles/detail.php?ELEMENT_ID=2496)

Պապայան,Նոյն.37ـ

astvat ereta (Saoshyant)38ـ

Պապայան,Նոյն.39ـ

40ـ رضی، همان، ص303.         

ԱսատուրՄնացականյան, «Մաշտոցանվանստուգաբանությունը». ԼրաբերՀասարակական41ـ 

Գիտությունների, № 8 (1979): 81-83.

.1Նոյն.42ـ

.2 Yeremiya Meghretsi43ـ

Մնացականյան, Նոյն.44ـ

Նոյն.45ـ

Նոյն46ـ

Նոյն . Էջ. 83-8447ـ

Նոյն . Էջ. 8548ـ

Նոյն . Էջ. 8649ـ

Նոյն50ـ

Նոյն . Էջ. 8851ـ

Նոյն . Էջ. 8752ـ

.5Նոյն . Էջ. 89 - 91.53ـ

 


 




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 45187