نشانی: تهران، خیابان استاد مطهری، خیابان فجر (جم سابق)، کوچه نظری، پلاک 4
کدپستی: 48161-15887
تلفن: 88814288
دورنگار: 88841448
پست الکترونیک:
info@paymanonline.com
نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.

لرد بایرون در دیر ارمنیان مخیتاریست

نویسنده: آرپنا مسروپیان
مترجم: آرمینه آراكلیان

  

یادداشت مترجم
 «خدا با زبان ارمنی با دنیا سخن راند».
                                                     لرد بایرون
Click to enlarge
لرد بایرون     
جرج گوردون بایرون،[1]مشهور به لرد بایرون، شاعر شهیر انگیسی اوایل قرن نوزدهم میلادی و مخالف سرشناس ظواهر زندگی ماشینی، ملی گرایی، سیاست و تجملات اشرافی، درسال های اقامت در ایتالیا به فرا گرفتن زبان کهن و جدید ارمنی همت گماشت و با تألیف فرهنگ ارمنی ـ انگلیسی خدمتی گران بها به هردو فرهنگ ارمنی زبان و انگلیسی زبان ارائه کرد.
وی در 22 ژانویۀ 1788م، در لندن، در خانواده ای اشرافی چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در محل تولد گذراند و برای تحصیلات بالاتر به دست نخبگان تعلیم و تربیت آن روزگار سپرده شد.
شاید ضعف پای چپ او، كه از هنگام تولد همراه وی بود، یكی از دلایلی بود كه جرج جوان را به فردی عاصی، جسور و فراری از اعتدال گرایی اشرافی مدرسه تبدیل كرد.
نویسندۀ جوان اشعار بلند و داستانی پرطرف دار دن ژووان[2] و ماجراهای شاهزاده هرولد[3]در 1816م سر به طغیان برداشت و بقیۀ عمر خود را در تبعیدی خود خواسته در خارج از انگلستان به سر برد.
جوان شاعر مسلك و سودازدۀ عضو مجلس لردهای انگلستان و فراری از زندگی پر تجمل و گرفتار در چنگ شایعات لندن در 28 سالگی جلای وطن كرد و راهی ایتالیا شد. مخالفت ذاتی او با عرف روز و علاقه اش به اندیشه و فرهنگ شرقی، كه زاییدۀ عصیان او نسبت به شیوۀ تفكر غربی بود، وی را به سوی فرهنگ شرقی، غنی و قدیمی ارمنی سوق داد.
در آغاز این تبعید خود خواسته، به قازار مقدس (سن لازارو)، [4] مجتمع صومعه و كلیسای ارمنیان در جزیره ای به همین نام در نزدیکی ونیز ایتالیا رسید و ساعت های بی شماری را در كنار راهب ها و محققان كلیسای مجتمع مخیتاریان،[5] به فراگیری زبان، ادبیات و تاریخ ارمنی پرداخت.
Click to enlarge

     اتاقي كه از طرف صومعه در اختيار

لرد بايرون قرار داه شده بود

فرهنگ ارمنی ـ انگلیسی و متعاقب آن كتاب راهنمای انگلیسی زبان او دربارۀ دستور زبان ارمنی ماحصل استعداد فوق العادۀ او در فراگیری زبان های مختلف و علاقۀ وصف نشدنی او به زبان و ادبیات ارمنی، در 1819م، است.
لرد بایرون در هم اندیشی ها و كلاس های متعددی در صومعۀ قازار مقدس شركت كرد و در كنار تألیف لغت نامه و راهنمای دستور زبان و آشنایی با تفكرات آزادی خواهانۀ ارمنیان طی ادوار تاریخ و ظلمی كه از سوی ترك ها بر آنها رفته بود اقدام به ترجمۀ فصل هایی از تاریخنامۀ موسس خورناتسی(موسی خورنی) [6] و نوشته های نرسس لامبروناتسی،[7] ادیب مشهور ارمنی، کرد.
بایرون تا حدی مجذوب غنا و كارایی زبان ارمنی شده بود كه در یادداشت هایش نوشت: «خدا با زبان ارمنی با دنیا سخن گفته است» و اینكه با جرئت می توان داستان حماسی هایك ناهاپت،[8] پدر حماسی ملت ارمنی، را به جای داستان هابیل و قابیلدركتاب مقدس مسیحیان جای داد.
 

 

جرج گوردون بایرون، غمگین، دل زده از اجتماع لندنی ها و تشنۀ تغییر و تسلی، سرانجام در 28 سالگی انگلستان را ترك و در جست و جوی فضایی مناسب خلق و خوی خود به بروكسل، كلن و شهرهای سوئیس سفر کرد و چون به خواسته اش نرسید، در11 نوامبر 1816م به ونیز پناه برد تا در محیطی كاملاً متفاوت زندگی گذشته و به ویژه، ازدواج های ناموفقش را به دست فراموشی سپارد.

آغوش بازتر ونیزیان، برای پذیرش افكار رمانتیك، این امكان را به دست می داد تا غبار خاطرات تلخ را از ذهن خود پاک سازد و خزانۀ آن را با اندیشه هایی دیگر پر كند.هوش و توان ذهنی فوق العاده، جرج گوردن بایرون را در مسیر جدید و نا متعارف فراگیری زبان كاملاً ناآشنای ارمنی قرار داد.

ارتباط لرد بایرون را با راهب ها و دانشمندان ارمنی در مجتمع و صومعۀ مخیتاریان در جزیرۀ قازار مقدس شهر ونیز و وابستگی او به تاریخ و فرهنگ ارمنی را می توان در مجموعه ای استثنایی دركتابخانۀ جان اس میفیلد[9] دانشگاه سیراكیوس، كه منزلگاه بیش از پنجاه هزار جلد كتاب نادر است، پی گرفت.

صومعۀ ارمنیان در جزیرۀ قازار مقدس به دست یك كشیش كاتولیك ارمنی به نام مخیتار سباستاتسی،[10] در1717م، بنیان گذاری شده است. در حال حاضر، راهبان محقق ساكن صومعه، ضمن هدایت یك مدرسه و یك چاپخانه، بخش عمدۀ زندگی خود را صرف مدیریت و حفاظت كتابخانه و مركز اسناد بسیار نادر آن كرده اند و جهانگردان را با غرور و افتخار به بازدید از اتاقی دعوت می كنند كه چند صباحی محل كار، مطالعه و تحقیق لرد بایرون بوده است.

 

Click to enlargeClick to enlarge

صومعة و مجتمع فرهنگي مخيتار سباستاتسي

در جزيرة قازار مقدس ونيز، ايتاليا

جزيرة قازار مقدس، درياي آدرياتيك،

شمال شرقي شبه جزيرة ايتالي

 

شیء گران بهای این اتاق، دست نوشتۀ لرد بایرون است كه در 27 نوامبر 1816م، هنگام نخستین حضورش در جزیرۀ قازار مقدس، آن را با خط خود نوشته و امضا كرده.

بایرون، كه عاشق ونیز شده بود، در نامه ای كه در 25 نوامبر 1816م به جان موری،[11] مدیر انتشاراتش نوشت، محیط جدید خود را چنین معرفی کرد:

«ونیز را دوست دارم. این همان محلی است كه انتظارش را داشتم. ونیز را همان طور دیدم كه حتی مدت ها قبل از رسیدن به آن در ذهنم متصور شده بود. روح خود را بعد از شرق در اینجاست كه آزاد می بینم».

لرد بایرون در 1809 و 1810م به شرق (تركیه و یونان) سفری كرده بود و برای خاطرات فراموش نشدنی آن ارزشی خاص قائل بود.

او در نامه ای دیگر در تاریخ 4 دسامبر 1816م خطاب به موری از فعالیت جدیدش خبر می دهد:

« قبلاً از ونیز برای شما گفته ام و نیازی به تكرار نیست. فقط، باید از فعالیت جدیدم بگویم. هر روز به جزیرۀ قازار مقدس می روم و در مجتمع فرهنگی ارمنیان آنجا، به كمك یك پدر روحانی دانشمند به فراگیری زبان ارمنی مشغول می شوم.

باید بگویم كه تا به حال به اطلاعات فراوانی در مورد این قوم اصیل شرقی دست یافته ام. زبان ارمنی، كه به دو صورت قدیم و جدید استفاده می شود، قدری مشكل به نظر می رسد اما مطمئنم كه برای من شكست ناپذیر نیست. من این كار مشكل و غریب را ادامه خواهم داد. احساس می كردم كه نیازی حیاتی برای اشتغال ذهنم داشتم و این تصمیم من آب سردی بر روی آتش درونم خواهد پاشید. در حدود نود راهب دانشمند در این مجتمع فعالیت می كنند. آنها در مجتمع یك مدرسه و یك چاپخانه دارند و از هر کوششی برای روشنگری و تنویر افکار ارمنیان استفاده می كنند».

زبان ارمنی کهن در نیمۀ دوم قرن نوزدهم عقب نشینی را آغاز كرد و به تدریج جایش را به زبان روز و عامیانۀ امروزی سپرد. در روزگار لرد بایرون ساختار قدیمی زبان در جزیره حاكم بود و پدر روحانی بایرون یا پدر پاسكواله اوچر،[12] كه آموزش لرد را بر عهده گرفته بود، خود با ترجمۀ سنگین كتاب بهشت گم شده، نوشتۀ جان میلتون،[13]نویسندۀ انگلیسی قرن هفدهم، وزنه ای به گنجینۀ ارمنی کهن افزوده بود.

 

Click to enlargeClick to enlarge
كتابخانۀ صومعۀ قازار مقدس، ونير محوطۀ دروني كليسا، صومعۀ قازار مقدس، ونيز

 

پدر پاسكواله اوچر در یادداشت های خود از لرد بایرون به منزلۀ «جوانی هوشیار و اجتماعی با چشمان آتشین» یاد کرده.

لرد در نامۀ مورخ 5 دسامبر 1816م، خطاب به دوستش، توماس مور،[14] می نویسد:

«... من برای تغییر هم كه شده در یك صومعه مشغول فراگیری جدی زبان ارمنی شده ام. احساس كرده بودم كه برای سركوب احساسات سركش خود نیاز به صعود به بلندای صخره ای صعب العبور دارم» .

در نامه های جداگانه ای كه بایرون در هفدهم، هجدهم و نوزدهم همان ماه به دوستانش نوشته بدون استثنا از هیجان خود در فراگیری این زبان مشكل یاد کرده:

«... اگر از من دلیل دل بستگی به این زبان را جویا شوید، خواهم گفت به همان دلیل كه آن را به غایت مشكل، اصیل و شرقی یافته ام، كه آن هم ـ همان طور كه می دانید ـ زاییدۀ فكر شرقی و ماجراجوی من است» .

فقط چند هفته پس از شروع برنامۀ فراگیری زبان جدید، در 19 دسامبر 1816م، در نامه ای به دوستش، جان كم هاب هاووس[15] می نویسد:

 «...همچنان به فراگیری زبان ارمنی مشغولم و تاکنون توانسته ام به فراگیری سی حرف از 38 حرف سرگیجه آور مسروپ ماشتوتس،[16] مبدع حروف ارمنی و چند كلمۀ ساده فائق آیم.

درس من از روی نوشته های كتاب مقدس است و پدر پاسكواله، در این راه مشكل مرا همراهی می كند. از آنجا كه جبران زحمات او را با پول خارج از عرف و ادب می دانستم پرداخت هزینۀ چاپ فرهنگ ارمنی ـ انگلیسی او را، که زیر چاپ است، برعهده گرفتم.

چاپ پانصد جلد از این كتاب دو زبانه، برای نخستین بار، هزینه ای بالغ بر هزار فرانك را در برخواهد داشت كه با پرداخت آن مطمئن هستم كه خدمتی به مجتمع خواهم كرد».

در نامۀ مورخ24 دسامبر خطاب به توماس مور می نویسد:

«... هرروز با گوندولا[17] به جزیره می روم تا با زبان الكن ارمنی خود در نوشتن دستورزبان ارمنی به انگلیسی با یكی از راهب های صومعه، كه از مدتی پیش با این كار سخت در گیرشده است، همكاری كنم».

در نامۀ مورخ 27 دسامبر 1816م لرد بایرون خطاب به موری نوشته شده است:

«هر روز صبح به صومعه می روم و به تدوین بخش انگلیسی كتاب دستور زبان ارمنی، كه در چاپخانۀ مجتمع قازار مقدس در حال چاپ است، مشغول می شوم. سرپرست صومعه، اسقف سالخورده ای به نام پاسكواله اوچر است. این مرد مهربان، كه دانشمند پارسایی است و معلم معنوی من نیز هست، دو سال از عمر خود را در انگلستان گذرانده».

ونیزی ها ظرف چند هفتۀ متوالی به برنامۀ روزانۀ لرد بایرون عادت كردند و لرد با اصرار و پایمردی در فراگیری این زبان سخت، طی ماه های اول 1817م، با كمك پدر پاسكواله موفق به ترجمۀ منتخبی از نوشته ها شد كه به ارمنی کهن تحریر شده بودند.

نتیجه كتابی است با عنوان اشعار و تمرینهای لرد بایرون، در قطع 10 × 15 سانتی متر و در 167 صفحه، كه در چاپخانۀ مجتمع به چاپ رسیده. دو نسخۀ اصل از این كتاب با جلد كاغذی و شیرازۀ پارچه ای در گنجینۀ كتاب میفیلد نگهداری می شود. لرد بایرون برای ترجمۀ بخشی از نوشته های موسس خورناتسی، مورخ ارمنی قرن ششم میلادی، نرسس لامبروناتسی، عالم الاهیات وخطیب شهیر ارمنی قرن دوازدهم میلادی، بخش هایی از انجیل مقدس، ترجمۀ اشعار خود به زبان ارمنی و متن برخی از نامه های خود را به دو زبان انگلیسی و ارمنی برگزیده بود.

پیشرفت خارق العادۀ لرد بایرون را در فراگیری دستور زبان ارمنی در نامۀ مورخ 2 ژانویۀ 1817م او خطاب به موری شاهد هستیم:

«به پیوست این نامه بخش هایی از دستور زبانرا كه به زبان ارمنی و انگلیسی برای استفادۀ ارمنی زبانان نوشته ام خواهید یافت. كتاب دستور زبان انگلیسیبرای ارمنیزبانان به زودی زیر چاپ خواهد رفت.

ضمناً، به كمك پدر پاسكواله هم می روم تا در مقام مترجم زبان ایتالیایی به انگلیسی سهمی در زحمات این پدر روحانی داشته باشم.

خیلی شایق هستم بدانم كه آیا حروف ارمنی در چاپخانه های كمبریج، آكسفوردو یا جایی دیگر در انگلستان به كار رفته اند یا خیر؟

می دانم كه دو نفر به نام وینستون،[18] سال ها پیش اقدام به چاپ ترجمۀ تاریخ ارمنستان از زبان لاتین کرده اند. تقاضا دارم كه با انجام بررسی لازم در محیط علمی خود ما را از وجود چنین كتابی مطلع سازید».

در کتاب پروترو، پاسخ موری خطاب به لرد بایرون، در 22ژانویۀ 1817م، چنین آمده: «تا به حال مطمئن شده ام كه چنین حروفی در كمبریج وجود ندارد».

همچنین پروترو یادآور می شود كه در سال های پیش از 1820م اشاره ای به دو نوع از حروف ارمنی مطرح بوده است. یكی آنكه بر اساس شواهد تالبوت رید،[19] نویسندۀ تاریچۀ حروف چاپی انگلیسی، اولین بار در 1667م در آكسفورد به دست دكتر فل[20] به كار گرفته شده و دومی حروفی ساخته شده از چوب كه در 1736م به دست شخصی به نام كاسلون[21]برای ویستون به منظور چاپ کتاب موسس خورناتسی آماده شده بود.

شاید جالب باشد بدانید كه نخستین كتاب با حروف ارمنی، در 1512م، در ونیز به دست فردی ارمنی به نام هاكوپ مقاپارت[22] به چاپ رسیده است.

موری هم چاپخانه دار و هم فروشندۀ كتاب بود و لرد بایرون به همین دلیل پیشنهاد فروش كتاب خود را برای او فرستاد.

«وقتی انشای كتاب دستور زبان من به اتمام رسد چهل نسخه از پنجاه نسخۀ آن را برای شما خواهم فرستاد. قیمت آنها کلاً بیش از پنج یا ده سکه طلا نخواهد بود. آیا می توانید آنها را به فروش رسانید؟ لطفاً به من جواب دهید.

من مطمئن هستم كه به فرهیختگانی خواهید رسید كه ارزش این كتاب را خواهند شناخت زیرا اصل برخی نوشته های قدیمی، كه به زبان یونانی نوشته شده بوده اند، گم شده است.

ارمنیان مردمانی محترم و دانش اندوخته هستند كه ادیبان فرانسوی در ایام بناپارت (1769ـ 1821م) با اشتیاق تمام اقدام به ترجمۀ آثارشان به زبان فرانسوی كرده اند».

بایرون در اولین ماه های ورود به ونیز حوصلۀ سرودن شعر را نداشت و در نامه ای كه در 2 ژانویۀ 1817م به موری نوشته اعتراف کرده كه حتی یك بیت هم نسروده است. لرد بایرون شب های خود را با خوش گذرانی در فصل جشن ها و كارناوال ها، كه در ونیز از اوایل ژانویه شروع می شود و تا اواسط ماه فوریه و شروع دوران روزۀ مسیحیان به طول می انجامد، می گذراند و در طول روز به زندگی عادی خود باز می گشت.

بایرون، كه تمام توان جسمانی خود را همراه با پایان فصل جشن ها به پایان برده بود، به بستر بیماری افتاد. او در 3 مارس 1817م به موری نوشت:

«كتاب دستور زبان ارمنی به چاپ رسیده است و من تا خلاصی از شر این سردردها درس و مشق زبان ارمنی را به كناری نهاده ام».

نامۀ 25 مارس او خطاب به موری هم حاوی خبرهای خوشی نیست:

«كتاب اول دستور زبان ارمنی به چاپ رسیده ولی بیماری من مانع تمام كردن كتاب دوم شده است و من فرصت همكاری بیشتر با ارمنیان را نداشته ام».

كتاب دستور زبان ارمنیبرای انگلیسیزبانان دو سال بعد به چاپ رسید. در میان یادداشت های لرد بایرون، نوشته ای وجود دارد كه گویا قرار بوده به منزلۀ مقدمۀ كتاب مورد استفاده قرار گیرد اما صومعه ترجیح داده كه از گنجاندن آن در كتاب خودداری کند.

مقالۀ مزبور حاوی حملات تندی به دولت تركیه بود و راهب ها با جامعۀ ارمنی تركیه در تماس دائم بودند و نگران از آنكه مطالبی این چنین سبب تحریك دولتمردان ترك و در نتیجه، تحریك حس انتقام جویی آنها شود.

در مقدمۀ كتاب دستور زبان ارمنی برای انگلیسیزبانان، كه در 1832م تجدید چاپ شد، اشارۀ مستقیمی به سهم لرد بایرون در تألیف و تدوین كتاب وجود ندارد.

بر روی جلد این كتاب، كه نسخه ای از آن در مجموعۀ میفیلد نگهداری می شود، نام پدر پاسكواله در مقام مؤلف برده شده و مطلبی در صفحۀ دوم به این شرح به چاپ رسیده:

«چاپ اول كتاب دستور زبان ارمنی برای انگلیسی زبانان، در 1819م منتشر شده و چاپ بعدی صحیح تر وکامل تر خواهد بود. این چاپ حاوی شعرهای ارمنی و بعضاً، ترجمۀ آنها به زبان انگلیسی به دست لرد بایرون است.خلاصه ای هم از بهترین آثار نویسنگان ارمنی و ترجمۀ آنها به زبان انگلیسی در آن گنجانده شده است».

چهار قطعه از آثار نویسندگان ارمنی، كه به دست لرد بایرون ترجمه شده، برای اولین بار در این كتاب، كه به قطع 11×17 سانتی متر و در 230 صفحه همراه با یك فهرست چاپ شده، به خوانندگان عرضه شده است.

بایرون بهار 1817م را در تب گذراند و دیگر به فراگیری زبان ارمنی نپرداخت. مسافرت ها، ماجراهای عاشقانۀ پیچیده و شروع مجدد سرودن شعر ذهن او را به جایی دورتر از راهب های ارمنی معطوف داشته بود.

او در جایی از زندگی نامۀ خود، كه در 1821 و 1822م با عنوان یادداشتهای پراكنده نوشته است، از ادامه ندادن فراگیری زبان و فرهنگ ارمنی ابراز پشیمانی کرده.

راهب ها او را فراموش نکردند و احتمالاً، در همان دوره از لرد بایرون تقاضای معرفی نامه ای کردند كه در 8 ژوئن 1817م با انشایی رسمی و دور از رسوم نوشتاری لرد بایرون خطاب به موری نوشته شد:

« آقای گرامی، این نامه به وسیلۀ دو راهب، كه از طریق انگلستان عازم مدرس هند هستند، به دست شما خواهد رسید. آن دو حامل نسخه هایی از كتاب دستور زبان هستند كه فكر می كنم شما با دریافت آن موافقت كرده بودید. تقاضا دارم كه از ارائۀ هرگونه كمك به آنها از طریق دوستان و ارتباطات خود در نیروی دریایی انگلستان و آشنایان خود در هندوستان دریغ نفرمایید، چراكه آنها و راهبان دیگر صومعۀ قازار مقدس در روزهای اقامت من در ونیز از هیچ گونه مساعدت به من دریغ نكردند.

نام آنها پدر سركیس سومالیان[23] و پدر سركیس تئودوروسیان[24] است. آنها به زبان ایتالیایی تسلط دارند. احتمالاً، فرانسه هم می دانند و كمی هم به انگلیسی آشنایی دارند. شاید، معرفی نامه ای به خط شما راه گشای كارهای آنها در هند باشد. البته، نیازی به اشاره به مأموریت آنها نخواهد بود. در خاتمه، بار دیگر تقاضای خود را تقدیم حضور می كنم.

دوست صمیمی شما

بایرون».

وجود نامۀ دومی به تاریخ 27 ژانویه 1818م دلالت بر ارتباط دیگری از سوی راهب های صومعه دارد. این نامۀ دوم با اوضاع خوش لرد بایرون رو به رو می شود.

« آقای گرامی، این درود را به نام پدر پاسكواله، پدر روحانی ارمنی من ـ چرا كه خداوند پدر اصلی من است ـ و از طرف راهبان دیگر برای شما می فرستم.

نظر به كشف بخشی از رویدادنامۀ اوزِبیوس سزاریو،[25] تاریخ نویس رومی قرن چهارم میلادی ساكن فلسطین، كه تا این اواخر آن را گم شده می انگاشتند و خوشحالی زایدالوصف مترجمان در ترجمۀ متن آن از یونانی به زبان ارمنی شش نسخه از متن ترجمه شده را برای شما ارسال می دارم. از طرف خود و دیگر راهبان صومعه از شما تقاضا داریم كه آن را به نظر طالبان معرفت در هر دو دانشگاه برسانید».

احوال خوش بایرون در پاسخ آن نامه مشهود است.

ترجمۀ رویدادنامۀ اوزِ بیوس از ارمنی به انگلیسی وسوسه انگیز بود. بایرون این احساس را قبلاً نیز در مورد ترجمۀ زندگینامه اسكندر كبیر از روی یك نسخۀ خطی بسیار نادر مركز اسناد صومعه درک كرده بود.

اما او دل مشغولی دیگری داشت. از فحوای نامه هایی كه در بهار 1818م بین لرد و موری رد و بدل شده آشکار است كه در آن مقطع زمانی ذهن بایرون معطوف همكاری مالی با انجمن های خیریه بوده.

بایرون علاقه ای مفرط به نامه نگاری داشت و تعلل مخاطبان خود را در هر فرصتی مورد شماتت قرار می داد. نامۀ مورخ 11 آوریل 1818م خطاب به موری شاهدی بر این مدعاست.

«چرا پاسخ نامۀ من در مورد ترجمۀ رویدادنامۀ اوزِبیوس را نمی دهید؟ آیا نامۀ مرا كه شش نسخه از ترجمۀ رویدادنامۀ اوزِبیوس به زبان ارمنی و ترجمۀ آن را به زبان فرانسوی به همراه داشته است، دریافت نكرده اید؟ اگر خیر، نسخه های دیگری را برای شما خواهم فرستاد. شما نمی توانید ارمنیان من را نادیده بگیرید».

بایرون در نامۀ 28 مارس 1818م از شهر راونای[26] ایتالیا خطاب به موری می نویسد:

« مایل هستم بدانم كه چه برسر متون دو نامۀ پولس مقدس،[27] كه من آن را از ارمنی برگردانده بودم، آمده است؟»

بایرون در 9 اكتبر 1821م هنوز پیگیر ترجمۀ نامه های فوق بود. او انتظار داشت كه موری آنها را به چاپ رسانده باشد.

از آن پس در نامه های بایرون اشاره ای به صومعۀ قازار مقدس و فرهنگ ارمنیان دیده نمی شود اما در نامه ای مورخ 27 فوریۀ 1823م از ژنو به ناگاه به نامۀ غیر منتظره ای برمی خوریم خطاب به ریچارد بلگریو هاپنر،[28] كه از 1814م مقام كنسولی انگلستان را در ونیز بر عهده داشت.

«آقای هاپنر گرامی، لطفاً به پدر پاسكواله بگویید كه قیمتی كه برای چاپ خواسته شده بیش ازسه برابر عرف بازار است. وقتی در 1816م به هزینۀ خود اقدام به چاپ دستور زبان ارمنی كردم احترام خاصی برای پدر پاسكواله قائل بودم.

لطفاً، پول مرا پس بگیرید و به حساب بانكی من در ژنو واریز كنید. كل مبلغ پیشنهاد شده از سوی ایشان عبارت است از 64 سكۀ طلای ونیزی».

بایرون اغلب دست و دلباز و خیر است اما هنگامی كه به فروش املاك خود در انگلستان، تجارت ساعت و تلسكوپ، كه مدتی ذهن او را به خود مشغول كرده بود و هزینۀ چاپ آثارش به دست موری می رسد نازك بینی و حسابگری خاصی از خود بروز می دهد. بحث برسر هزینۀ چاپ پیشنهادشده ازسوی پدر پاسكواله هم باید از این نوع بوده باشد.

در طی ماه های كمی كه از زندگی او باقی مانده بود بایرون فضای آرامش بخش جزیرۀ قازار مقدس را به فراموشی سپرد چراكه تمام توان و دارایی خود را در یونان به اخذ استقلال آن كشور و درگیری با حكومت ترك اختصاص داده بود.

راهبان ارمنی دیر قازار مقدس هیچ گاه بایرون را به فراموشی نسپردند و هنگامی كه سیل پژوهشگران انگلیسی برای شناخت زوایای تاریك زندگی این شاعر شهیر و كج خلق به ونیز سرازیرشد اقدام به چاپ و ارائۀ کتاب ها، بروشورها و خلاصه نامه های فراوانی به انگلیسی و زبان های مختلف اروپایی کردند.

دو نسخه از این خلاصه نامه ها در كتابخانۀ جان اس. میفیلد نگهداری می شوند. در مجموعۀ میفیلد به این آثار در مورد بایرون برمی خوریم:

ـ لرد بایرون و پدر پاسكواله، اولین معلم زبان ارمنی او[29] (ونیز،1862م). این کتاب حاوی دو صفحه نوشته و تصاویر بایرون و معلمش است.

ـ دیر مخیتاریان جزیرۀ قازار مقدس نزدیك ونیز[30] (ونیز، 1879م)، اثر دکتر جی ایساوردنتس. این کتاب حاوی سی صفحه و شامل شرح اقامت بایرون در جزیره و فراگیری و مطالعۀ زبان ارمنی است.

ـ یك نسخه از اشعار بایرون به زبان ارمنی، از جمله ماجراهای شوالیه هرولد[31] (ونیز1889م). این کتاب حاوی 147 صفحه و شامل متنی به دو زبان ارمنی و انگلیسی است كه در صفحات رو به روی یكدیگر چاپ شده اند.

شاعر بخش چهارم بحر طویل ماجراهای شوالیه هرولد را به ایتالیا، ونیز و ایام حضور خود در قازار مقدس اختصاص داده و به همین دلیل شامل شرحی به زبان ارمنی (قدیم) در سه صفحه است. مترجم این بخش پدر قووند آلیشان،[32] شاعر و نویسنده و یكی از معروف ترین دانش پژوهان صومعۀ مخیتاریان و پیشرو سبك رمانتیسم در ادبیات ارمنی است. پدر آلیشان در 1852م به انگلستان رفت و در مدتی كه در آن كشور بود، به تقویت دانش زبان انگلیسی خود پرداخت. آلیشان، پس از ترجمۀ چندین شعر از آثار بایرون، بخش چهارم داستان بلند ماجراهای شوالیه هرولد را نیز ترجمه کرد. این ترجمه نخستین بار در 1860م و بار دوم در 1872م به چاپ رسید.

ادیبان ارمنی زبان دیگری هم به ترجمۀ اشعار بایرون پرداخته اند. نوشته های بایرون تأثیر بسزایی بر ادبیات و دوران شكوفایی ادبیات ارمنی در سال های اولیۀ اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ارمنستان داشته است.

ارمنیان رنجدیده و رانده شده از خانه شاید بیش از هركسی بایرون را، كه بخش مهمی از زندگی خود را به اجبار دور از وطن گذراند، درك می كنند. یاد لرد جرج گوردون بایرون همواره در ذهن راهبان و در میان دیوارهای دیر مخیتاریان در جزیرۀ قازار مقدس خواهد ماند.

 

منابع:

http://surface.syr.edu (The Library at Syracuse University Research Facility And Collaborative Environment)

 

 

پی نوشت ها:

George Gordon Byron (1788 - 1824)-1

Don Juan

Childe Harold’s Pilgrimage

San Lazzaro

در ارمني سورپ قازار (ՍուրբՂազար). جزيرة کوچکي در نزديکي ونيز.

Mekhitarist Order

Movses Khorenatsi (410- 490)-6

Nerses Lambronatsi (1153- 1198)-7

Hayk Nahapet

John S. Mayfield

Mekhitar Sebastatsi10ـ

John Murray11ـ

Pasquale Aucher12ـ

John Milton13ـ

Thomas Moore14ـ

 John Cam Hobhouse15ـ

Soorp Mesrop Mashtots16ـ

17ـ کرجي ونيزي.

Whiston18ـ

  Talbot Reed 19ـ

Fell20ـ

Caslon 21ـ

Hakop Meghapart 22ـ

Sarkis Somalian23ـ

 Sarkis Theodorosian24ـ

Eusebius Caesarea (260 - 340)-25

تاريخنويس و مفسر مسيحيت، اسقف كليساي شهر قيصريه در شمال بيتالمقدس.

26ـRavenna 

27ـSaint Paul 

Richard Belgrave Hoppener 28ـ

Lord Byron and Father Paschal Aucher, His Teacher of the Armenian Language29ـ

Dr. J. Issaverdenz, The Island of San Lazzaro or The Armenian Monastery Near Venice30ـ

Childe Harold’s Pilgrimage31ـ 

Ghevond Alishan (1820 - 1901)-32




نقل مطالب فصلنامۀ پیمان تنها پس از هماهنگی با مسئولان فصلنامه، با ذکر کامل منبع (به صورت لینک کامل و ذکر نام مؤلف) و بدون هرگونه دخل و تصرف میسر است.
Copyright © 2008-2014 Payman Cultural Quarterly Journal | Design and Developed by Narek Hartunian & Narbeh Bedrosian
تعداد بازدید: 11073